پیامبر اکرم(ص)؛ تنها کسی که فرشته مرگ از او اجازه گرفت

باشگاه خبرنگاران - ۲ مهر ۱۴۰۱



پیامبر

اکرم

(

ص

)

در

روز

جمعه

۱۷

ربیع

الاول

چهل

سال

قبل

از

بعثت

در

مکه

متولد

شدند و

رحلت

ایشان

در

روز

۲۸

صفر

سال

۱۱

هجری

بود

.

گفته

می‌شود

در

جریان

جنگ

خیبر،

یک

زن

یهودی

به

وسیله

غذایی

که

با

زهر

مسموم

کرده

بود،

حضرت

محمد

(

ص

)

را

مسموم

کردند

و

اگرچه

حضرت

(

ص

)

زود

متوجه

شدند

و

از

آن

غذا

دست

کشیدند،

ولی

گاهی،

اثر

آن

غذای

مسموم

ظاهر

می‌شد

و

سرانجام،

ایشان

بر

اثر

آن

بستری

شدند

و

دار

فانی

را

وداع

گفتند

.

از

ابن

عباس

روایت

شده

است

که

رسول

خدا

(

ص

)

هنگام

بیماری،

لحظه‌ای

بیهوش

شدند

و

در

آن

لحظه،

درِ

خانه

کوبیده

شد

و

حضرت

زهرا

(

س

)

فرمودند

:

کیستی؟

کوبنده‌ی

در

گفت

:

مرد

غریبی

هستم

و

آمده

ام

از

رسول

خدا

(

ص

)

پرسشی

کنم

.

آیا

اجازه

می‌دهید

به

محضرشان

برسم؟

حضرت

زهرا

(

س

)

فرمودند

:

بازگرد

خدا

تو

را

بیامرزد

.

اکنون،

پیامبر

(

ص

)

بیمار

هستند

و

آن

شخص

غریب

رفت

و

پس

از

لحظه‌ای

بازگشت

و

دوباره،

درِ

خانه

را

کوبید

و

گفت

:

مرد

غریبی

است

و

از

پیامبر

(

ص

)

اجازه

ورود

می‌طلبد،

آیا

به

غریبان

اجازه

ورود

می‌دهید؟

در

این

هنگام،

رسول

خدا

(

ص

)

به

هوش

آمدند

و

فرمودند

:

فاطمه

جانم،

آیا

می‌دانی

این

شخص

کیست؟

این

کسی

است

که

جمعیت‌ها

را

پراکنده

می‌کند

و

لذات

را

درهم

می‌شکند،

این

فرشته

مرگ

(

عزرائیل

)

است

و

به

خدا

سوگند،

قبل

از

من،

از

کسی

اجازه

نگرفته

است

و

پس

از

من

هم

از

احدی

اجازه

نمی‌گیرد

و

به

خاطر

مقام

ارجمندی

که

در

پیشگاه

خداوند

متعال

دارم

از

من

اجازه

می‌گیرد،

به

او

اجازه

ورود

بده

.

حضرت

زهرا

(

س

)

به

او

فرمودند

:

داخل

شو

خدا

تو

را

بیامرزد

و

عزرائیل

مانند

نسیم

ملایمی

وارد

خانه

پیامبر

اکرم

(

ص

)

شد

و

گفت

: «

سلام

بر

خاندان

رسول

خدا

(

ص

)».

جابر

بن

انصاری

می‌گوید

:

حضرت

زهرا

(

س

)

کنار

بستر

پیامبر

اکرم

(

ص

)

بودند

و

با

اندوهی

جانکاه

می‌فرمودند

: «

آه

و

فغان

از

رنج

و

مصیبت

شما‌ای

پدر

جان

»

و

پیامبر

اکرم

(

ص

)

به

حضرت

زهرا

(

س

)

فرمودند

: «

پس

از

امروز

پیامبر

(

ص

)

دیگر

غمی

ندارد

و‌لی

فاطمه

(

س

)

نباید

در

وفات

پیامبر

(

ص

)

گریبان

چاک

کرد

و

سیلی

به

صورت

زد

و

واویلا

گفت،

ولی

تو

همان

سخنی

را

بگو

که

پیامبر

اکرم

(

ص

)

در

مرگ

پسرش

ابراهیم

گفت

: «

دیدگان

اشک

می‌ریزند

و

دل

به

درد

می‌آید،

ولی

سخنی

نمی‌گویم

که

پروردگار

را

به

خشم

آورد

و

ما

در

مصیبت

تو‌ای

ابراهیم

اندوهناکیم



شیخ

مفید

نقل

می‌کند

: «

سپس

بیماری

رسول

اکرم

(

ص

)

سخت

و

وخیم

شد

و

امیر

مومنان

(

ع

)

در

کنار

بستر

ایشان

بودند

و

همین

که

نزدیک

بود

روح

از

بدن

مبارک

پیامبر

اکرم

(

ص

)

جدا

شود

به

حضرت

علی

(

ع

)

فرمودند

: «

سرم

را

بر

دامن

خود

بگیر

.

زیرا

امر

الهی

فرا

رسید

و،

چون

جان

من

بیرون

رود

آن

را

با

دست

خود

بگیر

و

به

روی

خود

بکِش

و

آن

گاه

مرا

رو

به

قبله

بگذار

و

کار

غسل

و

کفن

مرا

خودت

انجام

بده

و

بیش

از

همه

مردم

بر

جنازه

ام

نماز

بخوان

و

از

من

جدا

نشو

تا

مرا

به

خاک

بسپاری

و

از

خداوند

طلب

کمک

کن



سپس،

حضرت

علی

(

ع

)

سرِ

آن

حضرت

(

ع

)

را

به

دامن

گرفتند

و

پیامبر

اکرم

(

ص

)

وفات

کردند

و

حضرت

زهرا

(

س

)

خود

را

بر

آن

حضرت

(

ص

)

افکندند

و

به

روی

ایشان

نگاه

کردند

و

نوحه

و

گریه

می‌کردند

و

شعر

ابوطالب

را

می‌خواندند

:
«

و

سفید

رویی

که

مردم

به

برکت

روی

او

طالب

باران

می‌کنند،

او

که

فریادرس

یتیمان

و

پناه

بیوه

زنان

است



و

سپس،

رسول

خدا

(

ص

)

چشمشان

را

باز

کردند

و

با

آواز

ضعیف

فرمودند

:

دختر

جانم

این

آیه

را

بخوان

: «

و

محمد

(

ص

)

فقط

فرستاده

خدا

بود،

اگر

او

بمیرد

و

یا

کشته

شود

به

عقب

برمی

گردید؟

»

در

این

هنگام،

حضرت

زهرا

(

س

)

،

گریه

طولانی

کردند

و

پیامبر

(

ص

)

به

ایشان

اشاره

کردند

که

نزدیک

بیایند

و

حضرت

زهرا

(

س

)

نزدیک

پیامبر

اکرم

(

ص

)

رفتند

و

ایشان

هم

آهسته

به

حضرت

زهرا

(

س

)

سخنی

فرمودند

که

روی

ایشان

از

آن

سخن،

شکوفا

شد

و

سپس،

حضرت

محمد

(

ص

)

دار

فانی

را

وداع

کردند

.

در

حدیث

آمده

است

پیامبر

اکرم

(

ص

)

به

حضرت

زهرا

(

س

)

فرمودند

که

ایشان

نخستین

نفر

از

اهل

بیت

ایشان

هستند

که

به

پیامبر

اکرم

(

ص

)

ملحق

می‌شوند

و

پس

از

ایشان

چندان

نمی‌گذرد

که

به

پیامبر

(

ص

)

می‌پیوندند

و

این

مژده

باعث

ازبین

رفتن

اندوه

حضرت

زهرا

(

س

)

شد

.

باشگاه خبرنگاران جوان فرهنگی هنری قرآن و عترت

منابع خبر

اخبار مرتبط

باشگاه خبرنگاران - ۱۹ اسفند ۱۳۹۸
خبر آنلاین - ۲۶ تیر ۱۴۰۱
باشگاه خبرنگاران - ۲۴ مهر ۱۳۹۹
کلمه - ۴ شهریور ۱۳۹۹
باشگاه خبرنگاران - ۲۶ اسفند ۱۴۰۰
باشگاه خبرنگاران - ۲۹ آذر ۱۳۹۹
خبر آنلاین - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
ایسنا - ۲۴ بهمن ۱۳۹۹
خبر آنلاین - ۱۴ اسفند ۱۴۰۰
باشگاه خبرنگاران - ۸ آبان ۱۳۹۹