پیش بینی و تحلیل احمد زیدآبادی از آینده جنگ بین حماس و اسرائیل - Gooya News
احمد زید آبادی - فرارو
چرا حماس این زمان را برای حمله انتخاب کرد و جنگ به کدام سمت پیش خواهد رفت؟
فرارو در راستای بررسی و تحلیل شرایط فعلی و چشم انداز آتی منطقه، با احمد زیدآبادی، روزنامه نگار و فعال سیاسی گفتگو کرده است:
فرارو: چرا حماس مقطع زمانی فعلی را برای حملات خود به سرزمینهای اشغالی انتخاب کرد؟ منشاء این حرکت در این مقطع چه بود؟
زیدآبادی: هر زمان که هر اتفاق مهم و حساسی رخ دهد، این سوال قابل طرح است که «چرا حالا؟». به هر حال این حرکت پیش زمینهای داشته. تلقی من این است که حماس تصور میکرده ممکن است سعودیها به عادی سازی روابط خود با اسرائیل تمایل پیدا کرده باشند و در این عادی سازی، حماس به حاشیه رانده و تضعیف میشد. به همین دلیل نیز، برای این که موقعیت سیاسی خود را بین فلسطینیها ارتقاء دهد به دنبال این بود که دست به ابتکار بزند؛ به این شکل که ابتدا حمله کرده و سپس تعدادی را به اسارت دربیاورد و سپس این اسراء را به عنوان ابزاری برای مبادله با اسرای فلسطینی قرار دهد که در اسرائیل زندانی شده اند.
اگر این اتفاق رخ میداد، موقعیت حماس در کرانه باختری نیز فوق العاده ارتقاء پیدا میکرد. در نتیجه دولت خودگردان به حاشیه میرفت و حماس تبدیل به قدرت اول آن منطقه میشد.
"تلقی من این است که حماس تصور میکرده ممکن است سعودیها به عادی سازی روابط خود با اسرائیل تمایل پیدا کرده باشند و در این عادی سازی، حماس به حاشیه رانده و تضعیف میشد"اما حملهای که رخ داد، فقط معطوف به اسیرگیری نشد و به طور بی سابقه ای، برخی افراد غیرنظامی حاضر در جشن موسیقی و برخی شهرک ها، مورد حمله قرار گرفتند و در انتخاب اسراء نیز گزینشی عمل نشد. درواقع اسراء به مردان و غیرنظامیان محدود نیستند.
در نتیجه هر فردی اعم از کودک، زن یا افراد کهنسال نیز اسیر شد. افرادی نیز که در جریان حمله حماس کشته شدند، برخی، اتباع خارجی بودند. اسرائیل نیز برعکس همیشه که این نوع اتفاقات را سانسور خبری میکرد، این بار به شدیدترین وجه، خبرهای مذکور را نمایش داد تا بتواند یک انتقام تاریخی از حماس بگیرد. معتقدم حماس موقعیت را برای خود فوق العاده دشوار کرد.
فرارو: شما در توضیح دلایل اولیه شکل گیری این حمله به موضوع عادی سازی روابط عربستان و اسرائیل اشاره کردید، اما اخیرا، آقای علی اکبر ولایتی در سخنانی به مسئله گذرگاههای منطقهای اشاره کرده و گفته اند: «آنهایی که گمان میکنند با به اصطلاح عادیسازی روابط با صهیونیستها و انقطاع ارتباط خود با ملتهای مسلمان منطقه میتوانند مشکلات خود را حل کنند باید از این وقایع پند گیرند و بدانند که با طراحیهای بیپایه و سادهلوحانه از قبیل تشکیل گذرگاهها در منطقه حساس خاورمیانه به صورت جدی امنیت منطقه و ملتهای مبارز را در خطر میاندازند.
ما به برخی دولتهای منطقه هشدار میدهیم که از سرنوشت کشورهایی که راه آنها را رفتهاند و اکنون نمیتوانند پاسخ جبهه مقاومت را بدهند پند گیرند.» این سخنان آقای ولایتی در شرایطی مطرح میشود که روز گذشته نیز اردوغان در بخشی از سخنان خود از ایران در خواست کرد در مسئله کریدور زنگزور با ترکیه همراهی کند. پرسش اول این که آیا اظهار نظرهای آقایان ولایتی و اردوغان را مرتبط میبینید؟ پرسش دیگر این که اساسا چرا آقای ولایتی به گذرگاههای منطقهای اشاره و هشدار میدهد که این موضوع میتواند خطرآفرین باشد؟ آیا از دید آقای ولایتی «کریدور حیفا-بمبئی» در شکل گیری عملیات حماس نقش داشته؟
زیدآبادی: ایران از کریدور بمبئی به حیفا احساس خطر میکند، چون این کریدور، ایران را دور میزند. اما ماجرای زنگزور را مرتبط با کریدور حیفا نمیبینم و تصور میکنم هر یک ماجرای متفاوتی دارند. درباره سخنان آقای ولایتی نیز معتقدم وقتی آقای ولایتی با سخنان خود سعی میکند ماجرای کریدورهای منطقه را به درگیری حماس و اسرائیل پیوند بزند، درواقع میخواهد این پیام را برساند که گویی ایران ارتباطی با این درگیری دارد و میتواند بازی را بر هم بزند و یا ابزارهایی در منطقه در اختیار دارد که میتوانند کل بازی را تغییر دهند. درواقع ایشان سعی کرده با سخنان خود نوعی پیغام بازدارندگی در رابطه اعراب و اسرائیل، منتشر کند.
"اما حملهای که رخ داد، فقط معطوف به اسیرگیری نشد و به طور بی سابقه ای، برخی افراد غیرنظامی حاضر در جشن موسیقی و برخی شهرک ها، مورد حمله قرار گرفتند و در انتخاب اسراء نیز گزینشی عمل نشد"اما این طرز فکر کاملا خلاف سیاست رسمی ایران است که روز گذشته، رهبری ایران، اعلام کردند.
رهبری در سخنان خود گفتند گرچه ایران حامی و همدل با فلسطین و جوانان فلسطینی است، اما در این موضوع دخالت مستقیم نداشتیم. اما افرادی مثل آقای ولایتی به دنبال این هستند که موضوع را به ایران ارتباط دهند. این که بین سخنان آقای ولایتی و سخنان رهبری، کدامیک مورد تایید ایران است نیز نیازی به توضیح ندارد و قطعا، موضع رهبری، موضع رسمی کشور محسوب میشود و سخنان آقای ولایتی را میتوان بیشتر سخنانی تبلیغاتی به شمار آورد.
فرارو: در جریان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳، «گلدا مایر» نخست وزیر وقت اسرائیل، از سوی منتقدان، به شدت زیر ضرب نقد قرار گرفت و حتی او را مقصر جنگ و پیامدهای آن میدانستند و عملکرد وی را کاملا زیر سوال بردند، تا جایی که نهایتا به استعفای مایر منجر شد. فکر میکنید اکنون شرایط نتانیاهو، چگونه است؟ آیا ممکن است اتفاقی مشابه برای نتانیاهو رخ دهد؟
زیدآبادی: این اتفاق فعلا منتفی است. در سال ۱۹۷۳، چند کشور عربی سعی کردند بخشی از سرزمینهای اشغالی خود را پس بگیرند و به برخی از استحکامات اسرائیل حمله کردند.
اما اکنون، از نوار غزه به داخل خاک اسرائیل (به تعبیر سازمان ملل)، که اسرائیل بر آن حاکمیت دارد حمله شده و سپس تعدادی از شهروندان عادی اسیر و کشته شده اند؛ بنابراین اپوزیسیون اسرائیل به جای این که این مسئله را وجه المنازعه قرار دهد و با نتانیاهو تسویه حساب کند یا وی را مجبور به استعفا کند، اتفاقا با وی اعلام اتحاد کرده و در جهت حمایت از ارتش و دولت اسرائیل بر آمده اند.
این همراهی با هدف حذف حماس از نوار غزه انجام میشود؛ بنابراین تا زمانی که این شرایط وجود دارد، نه تنها نتانیاهو مشکلی را تجربه نمیکند، بلکه، این اتفاقات کمک کرد که نتانیاهو از زیر فشار اپوزیسیون و اعتراضات اجتماعی نجات پیدا کند.
تا پیش از این، اپوزیسیون به هیچ وجه مایل نبود با نتانیاهو ائتلاف کنند یا وی را در مقام نخست وزیری ببینند، چرا که تصور میکردند، او قصد دارد از محاکمه فرار کند؛ بنابراین نتانیاهو چارهای نداشت به جز این که با تندترین نیروهای مذهبی و ملی گرا ائتلاف کند. اما اکنون تقریبا همه گروههای اصلی اپوزیسیون موافقت کردند که «دولت اضطرار وحدت ملی» تشکیل دهند و عملا نتانیاهو را به عنوان یک شریک پذیرفته اند؛ بنابراین با تشکیل این دولت، موقعیت نتانیاهو نیز تا حد زیادی تثبیت میشود.
در نهایت همه چیز به نتیجه عملیاتی بستگی دارد که آغاز شده است. اگر بتوانند به هدف نابودی حماس دست پیدا کنند، بعید است که صرف غافلگیری باعث شود که بخواهند استعفای نتانیاهو را دنبال کنند، اما اگر این عملیات به هر دلیلی موفقیت آمیز نباشد، کل گروههای حاکم بر اسرائیل دچار یک بحران میشوند و کار سختی در پیش خواهند داشت.
فرارو: چرا اسرائیل با ادعای توان بالای رصد اطلاعات و توان امنیتی که دارد، نتوانست از پیش زمینه ها، آمادگی ها، مقدمات یا احتمال نزدیک بودن چنین حملهای از سوی حماس مطلع شود؟ چرا اسرائیل در قبال حمله حماس، موضعی غافلگیرانه داشت؟
زیدآبادی: این که اسرائیل واقعا اطلاع داشته یا نداشته، چیزی نیست که اکنون بتوان راجع به آن به راحتی قضاوت کرد، شاید سه سال دیگر که اسناد محرمانه منتشر شود، این موضوع برملا شود. من تا حدودی درباره موضع غافلگیر شدن اسرائیل تردید دارم، چون بر خلاف ظواهر امر، اتفاقی که افتاد، دست اسرائیل را باز گذاشت تا حمله همه جانبهای علیه کل تاسیسات حماس انجام دهد و تلاش کند تمامی ساختارهای حماس را نابود کرده و از بین ببرد.
اگر به این هدف برسند، شاید چندان هم، بحث غافلگیری مطرح نباشد. به هرحال در دنیای سیاست، این موضوع امکان پذیر است که دقیقا از مطمئنترین نقطه، بزرگترین ضربه را دریافت کند.
"درواقع اسراء به مردان و غیرنظامیان محدود نیستند.در نتیجه هر فردی اعم از کودک، زن یا افراد کهنسال نیز اسیر شد"این موضوع عجیبی نیست و بارها نیز اتفاق افتاده است. برای مثال در «پرل هاربر» و «۱۱ سپتامبر» نیز دیده ایم که ناگهان یک غافلگیری بزرگ رخ داده است. بنابراین، اگر این حمله غافلگیرانه بوده باشد، میتوان حدس زد که نوعی سهل انگاری رخ داده است، اما اگر غافلگیری نبوده باشد، بالاخره بعدها مشخص خواهد شد.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
