بوی نعش و طعم اشغال: چرا جمهوری اسلامی ایرانیان را میکشد؟ کامیار خردمند - Gooya News
چکیده
بسیاری از رسانه ها و فعالین بر این باورند که جمهوری اسلامی از زمان افت خیزش جنبش «زن، زندگی، آزادی» کشتار ایرانیان مخالف خود را افزایش داده است. این باور درست است اما دقیق نیست به این خاطر که تاریخی نیست. این نوشته مروری دارد به تداوم چهل و چند ساله کشتار و قتل عام ایرانیان توسط حکومت جمهوری اسلامی. سپس برای اینکه نشان دهد این کشتار ها حتی سابقه ای طولانی تر دارند، شباهت این کشتار در دوران معاصر با کشتار های ایرانیان توسط نیروهای اسلامی در ابتدای ورود اسلام به ایران مقایسه میشود. سرانجام در سایه تئوری های مربوط به اشغال و اشغالگری، سه علت برای این کشتارها بر شمرده خواهد شد که عبارتند از دستورات اسلام برای اعمال خشونت، نفرت از ایرانیان بعنوان مردم تحت سلطه، و عشق به بوی نعش بعنوان بخشی از حرفه تاریخی روحانیت و سرداران مسلمان.
"چکیدهبسیاری از رسانه ها و فعالین بر این باورند که جمهوری اسلامی از زمان افت خیزش جنبش «زن، زندگی، آزادی» کشتار ایرانیان مخالف خود را افزایش داده است"درک این سه عنصر، روش جمهوری اسلامی را در استفاده از خدعه، بیرحمی، کشتار، اسارت، و گاها تعرض جنسی به اسیران را روشنتر میکند و نشان میدهد که جمهوری اسلامی یک نظام دیکتاتوری ایرانی نیست بلکه یک نیروی اشغالگر است. بدون این درک، ایرانیان نمیتوانند به آزادی دست یابند. این بررسی تاریخی ضدیت با مسلمانان یا مادربزرگ هایمان که ایمان دارند نیست و هیچ ربطی هم به بحث های نژاد پرستی و ضد عرب نیز ندارد چون مسلمانان دیگر از یک نژاد واحد نیستند. این بررسی تاریخی و سیاسی است و چنانچه اشاره خواهد شد، اندیشه سیاسی جمهوری اسلامی حتی نسبت به دوره عباسیان یک پسگرایی بزرگ را به نمایش میگذارد. در بعدی دیگر، این نقد یک یادآوری است که اگر اسلام بجای دولت و سیاست، به مسجد، خانه، و قلمرو خصوصی پیروان آن باز گردد، دیگر شاید این همه یاد آور مرگ و کشتار نشود.
مسلمان هایی که با حکومت جمهوری اسلام مخالف هستند و از خشنونت نیز بیزارند میتوانند با حمایت از بازگشت دین به حوزه های خصوصی حتی به بقای دین خود کمک کنند.
نظریه اشغال
اشغال یک کشور همواره همراه با ترکیب پیچیده ای از قدرت، مقاومت و قانونمندی همراه میشود و برای شناخت این ترکیب باید انگیزه نظری اشغالگر، نیروهای محرک در پس اشغال خارجی، چارچوبهای قانونی که اشغالگر ارائه میدهد، و سرانجام اشکال مختلف مقاومتی که در پی اشغال ظهور میکنند را درک کنیم.
انگیزه های اشغال خارجی معمولا شامل مواردی است مانند منافع اقتصادی، دسترسی به منابع طبیعی، گسترش بازارها، ملاحظات استراتژیک و ژئوپلیتیک. اما انگیزههای ایدئولوژیک یا سیاسی، مانند گسترش یک ایدئولوژی خاص یا تغییر رژیم نیز میتواند یک انگیزه باشد و در این مورد در ایران هم در صدر اسلام و هم در سال پنچاه و هفت در ایران دیده شد. در این حالت، میراثهای تاریخی، رقابتها و اتحادها، محاسبات اشغال را شکل میدهند و بر اقدامات اشغالگران تأثیر میگذارند.
نظریه های پیرامون اشغال خارجی طیفی از رشته ها از جمله علوم سیاسی، جامعه شناسی و روابط بین الملل را در بر می گیرد. دیدگاههای واقعگرایانه بر این باورند که دولتها بر اساس منافع شخصی و قدرت هدایت میشوند و منجر به اشغال سرزمینها برای مزیت یا منابع استراتژیک میشوند.
"این نوشته مروری دارد به تداوم چهل و چند ساله کشتار و قتل عام ایرانیان توسط حکومت جمهوری اسلامی"نظریههای ساختارگرا بر نقش هنجارها، هویتها و تعاملات اجتماعی در شکلدهی ادراکات اشغالگر تأکید میکنند و اشاره میکنند که چگونه ایدههای حاکمیت و مشروعیت هم بر اشغالکنندگان و هم بر اشغالگران تأثیر میگذارد. نظریههای پسااستعماری روابط سلسله مراتبی قدرت ذاتی اشغال را نقد میکنند و غالباً آن را ادامه اعمال استعماری میدانند که بیعدالتی و نابرابری را تداوم میبخشد.
در مورد ایران تحلیل تاریخی و تطبیقی روش موثر تری است.
[1]
مقدمه
امروز زمان آن فرا رسیده است که در باره دین و اینکه چرا باید یک امر خصوصی باشد بحث کنیم. این ملاحظات چپگرایانه و کهنه که نباید به دین اسلام برخورد کرد چون بخش بزرگی از کشور رنجیده خاطر خواهند شد واقعا به نفع مسلمانان نیز نیست. جمهوری اسلامی ایرانی های بیشماری را در چهل و چند سال گذشته بدست ماموران و شکنجه گران خود به قتل رسانده ولی مستقیم و غیر مستقیم نیز باعث قتل سالانه ده ها هزار ایرانی دیگر نیز شده است. معروف است که زمانی آیت الله روح الله خمینی به شاه ایران انتقاد میکرد که قبرستان ها را آباد کرده است، گفته ای که اکنون میدانیم در راستای سیاه نمایی و اغراقگویی در باره دشواری های آن زمان بود.
اما از انقلاب پنچاه و هفت به این سو و از زمانی که آقای خمینی در دفاع از کشتار های پس از انقلاب اسلامی گفت «اعدام هایی که در اسلام است اعدام های رحمت است،» بوی مرگ سراسر سرزمین ایران را فرا گرفته است. اکنون مردم سران حکومت اسلامی را با ضحاک و چنگیز مقایسه میکنند چرا که عمکردش در واقع عملکرد جمهوریة إسلامیة واحدة فی إیران است. این نوشته بر آن است که دلیل اینهمه کشتار در ایران و نسل کشی ایرانیان بدست حکومت اسلامی را از منظر جهان بینی، حرفه ای، و تاریخی را بررسی کند.
با یک دفاع از آیت الله سید علی خامنه ای یعنی جانشین آیت الله روح الله خمینی شروع کنیم. بسیاری از آقای سید علی خامنه ای انتقاد میکنند که چرا او خود را با امام حسین، امام علی، یا پیامبر اسلام مقایسه کرده است یا در مقابل چنین مقایسه هایی سکوت میکند.
"سپس برای اینکه نشان دهد این کشتار ها حتی سابقه ای طولانی تر دارند، شباهت این کشتار در دوران معاصر با کشتار های ایرانیان توسط نیروهای اسلامی در ابتدای ورود اسلام به ایران مقایسه میشود"برخی حتی شگفت زده اند که چرا ولایت فقیه یا رهبر انقلاب اسلامی در برابر تمجید های بیعت کنندگان و مداحان سکوت میکند، تمجید هایی مانند «ما جایگاه شما را همطراز امیرالمومنین میدانیم و دفاع از شما و جایگاه شما، دفاع از پیامبر و دفاع از حضرت زهرا و امیرالمومنین است.»
[2]
برخی حتی از کل جمهوری اسلامی انتقاد میکنند که چرا خود را اسلامی میداند. بر اساس عقل سلیم، این انتقادها به آقای خامنه ای و جمهوری اسلامی وارد نیست چون ما واقعا اطلاعات مستند و شناخت درستی از امام حسین و حکومتها و بزرگان عرب صدر اسلام نداریم. اطلاعات موجود در مورد این امام نیز از طریق همین دستگاه شیعه در قم، نجف، مشهد، آیت الله ها و کسانی مانند خود آیت الله خامنه ای بدست ما رسیده است. مداحانی که سالها مردم را برای مرگ امام حسین (که ایرانی هم نبوده است) به گریه آورده اند نیز در همین دستگاه رشد کرده و زندگی خود را از همین راه تامین میکنند. بر همین رویه، اطلاعات ما از اسلام اولیه نیز از طریق تاریخنگاری اسلامی مهیا گردیده است.
کتاب های تاریخی که از حکومتهای صدر اسلام به خوبی یاد نکرده یا ممنوع بوده اند یا شاید به زبان های خارجی نوشته شده باشند که در دسترس گروه بزرگی از ما ایرانیان قرار نداشته. کتاب های ممنوع مانند بیست و سه سال که تفسیر دگرگونه ای از زندگی پیغمبر خود ارائه داده است نیز بیشتر بر اساس تحلیل است تا تاریخ. بنابراین آقای خامنه ای میتواند به خود حق دهد که خودش را با امامان و پیامبران مقایسه یا حتی یکسان بپندارد چرا که اطلاعات او از ما در باره آن شخصیت عربی (چه واقعی چه تخیلی) بیشتر است. آیت الله خمینی هم از اینکه به وی لقب امام دادند خشنود بود و رفتارش بر اساس کلیپ های موجود با مردم نیز همیشه از همان موضع بالا و موضع قدرت بود. برای او حتی قدرت معجزه قائل بودند و او هم از بابت خشنود بود.
"این بررسی تاریخی ضدیت با مسلمانان یا مادربزرگ هایمان که ایمان دارند نیست و هیچ ربطی هم به بحث های نژاد پرستی و ضد عرب نیز ندارد چون مسلمانان دیگر از یک نژاد واحد نیستند"در یکی از کلیپ های سالهای نخست تسلط دوباره اسلام بر ایران، او از درون بالکنی به سر مردم دست میگذرد یا پارچه هایشان را لمس میکند که به آنها بهبودی ببخشد و از بیماری رهایشان کند یا اینکه به آنها برکت برساند. بر همین اساس کل حکومت ولایت فقیه هم حق دارد خود را با حکومت خلفای راشدین و حاکمیت امامان برابر بداند. در واقع حکومت ولایت فقیه کنونی موفقیت های بسیار بیشتری از و لایت امامان داشته است چرا که آنها هیچگاه هیچ منطقه ای را نتوانستند تحت تسلط خود در آورند. یکی از آنها هم که با همین هدف ها به ایران آمد کارش به جایی نرسید و در ایران دفن شد. کسانی که حکومت ولایت فقیه را اسلامی نمیدانند واقعا التقاطی فکر میکنند.
با اسلامی نخواندن ولایت فقیه، آنها میخواهند بین مدرنیته و مذهب برای اداره جامعه همخوانی برقرار کنند همانگونه که مجاهدین خلق پیش از انقلاب میخواستند از مارکسیم و اسلام برای تبیتن جهانبینی خود استفاده کنند و اکنون هم به اشاعه یک اسلام عجیب تر میپردازند. بین ایدولوژی های چپ از نظر سیاسی شباهتهایی وجود داشت اما مدرنیته یک امر اجتماعی است و مذهب یک امر خصوصی. مدرنتیه میتواند از مذهب دفاع کند اما مذهب اگر به قدرت برسد مدرنیته را نابود میکند. چپ ها یی که هنوز در بوی گفتمان پنجاه و هفت سردگم هستند این مسائل را درست تشخیص نمیدهند و به همین روی هنوز حق فعالیت سیاسی را برای مخالفان خود به رسمیت نمیشناسند، درست مانند ولایت فقیه، با همان بوی نعش آلود.
از سوی دیگر اگر فکر میکنید دستگاه و تفکر شیعه بعنوان اساس ولایت فقیه یک موهبت اللهی نبوده و تنها یک دستگاه خرافاتی، سنگدل، و تمامخواه است، چرا باید فکر کنید که پیشتازان آنها در گذشته گونه ای دیگر بوده اند؟ از چه زمانی نوشته ها و بیانیه های دستگاه رسمی شیعه دچار دگرگونی شده است؟ ما واقعا مدرکی نداریم که بگوئیم با انقلاب ۱۳۵۷ یک دگرگونی کیفی در اندیشه شیعه رخ داد.
"این بررسی تاریخی و سیاسی است و چنانچه اشاره خواهد شد، اندیشه سیاسی جمهوری اسلامی حتی نسبت به دوره عباسیان یک پسگرایی بزرگ را به نمایش میگذارد"اگر هم رخ داد، گویا برای بسیاری که از انقلاب اسلامی و آقای خمینی حمایت کردند امر مهم و تعیین کننده ای نبود. افکار و روش های این حکومت اسلامی درست همان افکار و رفتار های پیشوایان دینشان است.
رسانه های رسمی و مهم کشور و کتاب هایی که توسط وزارتخانه های رسمی منتشر میگردد بگونه ای مرتب این شبهات و یگانگی را اثبات کرده اند. آنها نشان داده اند که تمامی خط و مشی جمهوری اسلامی با خط و مشی پیامبر اسلام همخوانی داشته است. برای مثال، یک تئوریسین جمهوری اسلامی در یک برنامه گفتگو در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی گفت «حضرت محمد پیامبر اسلام هر که را که مخالفت با اسلام میکرد از سر راهش برمیداشت، آدم میفرستاد شبانه او را میکشتند.
چندین شاعر را به این شیوه کشت چون شاعر در آن زمان نقش رسانه را ایفا میکرد و تا چیزی مینوشت فراگیر میشد فلذا پیامبر اسلام دل خوشی از شاعران نداشت و هم شعر و هم خودشان را حذف میکرد.» ایشان نام دو شاعر یعنی ابو عفک و عصما بنت مروان را ذکر میکند و میگوید آنها دسیسه گر بودند. در ضمن هیچکدام از آیات عظام به این گونه همسانی کردن بین شیوه آقای خامنه ای و شیوه حکومت صدر اسلام اعتراض نمیکنند.
[3]
حال اینهایی که میگویند جمهوری اسلامی در واقع اسلامی نیست دلیل و مدرک کمتری از دستگاه ایدیولوژیک حکومت و کتاب ها حوزه های قم و نجف برای اثبات نظرشان ارائه کرده اند.
اما از آنجایی که هرکس در انتخاب دین و عقیده خود باید آزاد باشد، ما در اینجا به مقایسه روش پیامبر و امامان با روش آیت الله خمینی، آیت الله خامنه ای، و یا جانشین احتمالی ایشان نمیپردازیم. ما حتی نمیپردازیم به ماهیت اسلام که آیا دینی است سیاسی و خواهان نظارت بر همه امور اجتماعی و شخصی است یا نه. برای ما تفاوتی ندارد که آیا آقای خامنه ای دنباله رو پیامبر و امامان اسلام بوده یا نبوده است.
"در بعدی دیگر، این نقد یک یادآوری است که اگر اسلام بجای دولت و سیاست، به مسجد، خانه، و قلمرو خصوصی پیروان آن باز گردد، دیگر شاید این همه یاد آور مرگ و کشتار نشود"در عین حال برای ما ایرانیان که ضربه های مهلکی از این رژیم خورده ایم این واقعیت مهم است که خرافه گویی ها، دروغ ها، تقیه ها، و خدعه های سران مذهبی از ابن ابی عقیل عمانی و محمدباقر مجلسی و شیخ فضلالله نوری تا روح الله خمینی و سید احمد علمالهدی در همه دوره های تاریخی یکسان بوده است. البته برخی از علمای شیعه و روحانیت مسلمان هم بوده اند که با خرافات اسلامی تا اندازه ای مخالفت کردند و دلسوزی هم نشان دادند اما تعدادشان اندک بوده و هیچگاه هم از خود تمایلی برای یک قیام گروهی برای دگرگونی و رفرم در دستگاه مذهبی نشان ندادند. برخی از آنها هم سکوت را ترجیح داده اند. آنها بسادگی یا از ترس یا با بخاطر پول به مقابله با دستگاه و حوضه برنخاستند.
بنابراین آیا بخشی از بدبختی های ایران ناشی از استیلای مسلمان ها، گستردگی خرافات دینی، و جاه طلبی های دینداران در اشاعه ایدولوژی خود نبوده است؟ برای اینکه ثابت کنیم این پرسش بیجا نیست ابتدا دلیل کشتار های ایرانیان توسط نیروی ها مسلمان در دوران کنونی توضیح داده میشود.
سپس برخی از شباهت های دوران صدر اسلام و دوران خمینی و خامنه ای را مقایسه میکنیم. در پایان گفته میشود که راه رسیدن به سربلندی استعفا یا اخراج این اشغالگران مذهبی از مراکز قدرت و نهاد های اجتماعی و فرهنگی میهن است. تنها با اخراج اشغالگران است که میتوان آزادی اندیشه، از جمله آزادی دین، را بدست آورد.
کشتارهای ایرانیان توسط حکومت اسلامی معاصر
در زمان جمهوری اسلامی پس از برقراری حکومت امام خمینی و خمینیان تعداد اعدامیان، گورستان ها، و گورها از شمار خارج شده است.
رژیم اسلامی از همان ابتدای به قدرت رسیدنش از حل تضادهای سیاسی و اجتماعی جامعه کثرت گرای ایران ناتوان بود و بنابراین برای مقابله با اعتراضات و خواستهای ایرانیان، آنها را دستگیر و اعدام میکرد.
"مسلمان هایی که با حکومت جمهوری اسلام مخالف هستند و از خشنونت نیز بیزارند میتوانند با حمایت از بازگشت دین به حوزه های خصوصی حتی به بقای دین خود کمک کنند"حکومت اسلامی حتی بار ها دست به کشتار دست جمعی و قتل عام ایرانیان نیز زد. کشتار های گروهی توسط حکومت اسلامی بیشمار است اما مهمترین آنها در این زیر آمده است.
[4]
کشتار گروهی در شهرها و روستاهای کردستان
کشتار گروهی مردم ترکمن صحرا ۱۳۵۸
اعدام ارتشیان و کارکنان دولت های پیش از انقلاب
اعدام های۶۱-۶۰ که در اخبار ساعت دو هرروز اعلام میشد
کشتار گروهی تظاهرات
۳۰
خرداد
۱۳۶۰
کشتار گروهی
۵
مهر
۱۳۶۰
کشتار گروهی هزاران زندانیان سیاسی سال
۶۷
کشتار گروهی تظاهرات در مشهد
کشتار گروهی تظاهرات مردم بوکان
۱۳۷۱
کشتار گروهی تظاهرات مردم قزوین
کشتار گروهی تظاهرات اسلامشهر
کشتار گروهی تظاهرات
۱۳۸۸
کشتار گروهی تظاهرات دی ماه
۱۳۹۶
کشتار گروهی در قیام آبان
۱۳۹۸
کشتار گروهی نیزار ماهشهر
کشتار گروهی در شهرک قدس
کشتار گروهی در شهرهای اطراف تهران
کشتار خیزش انقلاب ۱۴۰۱ از جمله ۷۰ کودک
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
