چالش تبدیل نقش منفی به خاکستری در «برنو»/ عاشق نقشهای پر لایهام
حسن عسگری بازیگر فیلم کوتاه «برنو» که هم اکنون در بسته فیلمهای کوتاه «سیمرغ» در «هنروتجربه» اکران است در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره حضورش در این فیلم کوتاه توضیح داد: با افتخار اعلام میکنم بازیگر تئاتر هستم که البته از آغاز پاندمی کرونا، در تئاتر خیلی کم کار شدم و به همین دلیل بیشتر فعالیتم در سینما و بازیگری مقابل دوربین بود. زادگاهم را روی صحنه نمایش میدانم و از سال ۱۳۸۵ در این شاخه هنری مشغول به فعالیت شدم و کماکان هم به همین شکل کارم را ادامه میدهم البته باید بگویم علاقه من در ابتدا به سینما و فیلمسازی بود و حتی ۲ فیلم کوتاه در ابتدای شروع فعالیتم ساختم که در جشنواره فیلم شهر که سال ۸۵ و ۸۶ برگزار شد، شرکت کردم اما در ادامه مسیر به صورت کاملاً اتفاقی و معجزهوار، با تئاتر آشنا شدم و مسیر هنری من تغییر کرد.
وی ادامه داد: وارد حیطه ای شده بودم که به سختی به سینما فکر میکردم. به این نتیجه رسیده بودم که هنوز در مدیوم سینما باید بیشتر بیاموزم و به اصطلاح پختهتر شوم و این باعث شد پانزده سال دور از سینما در تئاتر بازیگری کنم تا اینکه تعطیلات کرونایی در تئاتر شروع شد و خانه نشینی برای یک بازیگر مثل زندانی در سلول انفرادی است.
عسگری عنوان کرد: از این رو در پی راهکاری برای فرار از آن شرایط بودم که سال ۱۴۰۰ با محمد هرمزی فیلمساز آشنا شدم که من را به عنوان نقش اصلی فیلمی که قرار بود به صورت مستقل ساخته شود، انتخاب کرد ولی به دلیل شرایط مالی هنوز این فیلم ساخته نشده است؛ از طریق او به محمد ثریا کارگردن «برنو» معرفی شدم و قرار شد در نقش اصلی مرد ایفای نقش کنم.
چالشهای ایفای نقش در شخصیتی به ظاهر منفی
وی در توضیح شکل گرفتن نقش «قباد» در فیلم کوتاه «برنو» که به ظاهر نقشی منفی است، گفت: ۲ هفته در انجمن سینمای جوان تمرین کردیم که آغاز رویش و خلق کاراکتری به نام قباد بود. قباد جوانی روستایی است که در رشته چشم پزشکی در دانشگاه تهران تحصیل میکند و در دانشگاه با دختری به نام مریم آشنا میشود؛ این آشنایی با دختری که در خانواده و جامعهای مدرنتر از محیطی سنتی که قباد در آن رشد کرده موجب پیدا شدن لایههای مختلف در خلق نقش بود. این تفاوت زیستی کاراکترها باعث ایجاد تقابلی با پوستهای از عشق شد.
"این هنر من بازیگر است که نقش را زندگی کنم، بعضی از کارگردانها بازیگری میخواهند که هر چه دیکته میکنند انجام دهد البته این هم نوعی از بازیگری است که با طبع من جور نیست"قباد در اولین خوانش من از متن، کاراکتری منفی بود که با جاه طلبی میخواهد همه چیز مطابق با سلیقهاش باشد اما هر چه در کار جلوتر رفتیم با بحث و گفتوگو با کارگردان «برنو»، نقش قباد را به سمت مرز بین آدم بد و آدم خوب بردیم و تبدیل به قبادی شد که در درون همه مردان ایران و حتی خارج از این مرز نیز میتواند وجود داشته باشد. شخصیتی اسیر میان ۲ عنصر متفاوت یعنی سنت و مدرنیته! ۲ گونه تفکر و روش زندگی؛ هم این را دوست دارد هم آن یکی برایش جذاب است و این شد که شخصیتی خاکستری رنگ از قباد به وجود آمد و من هم عاشق نقشهای پر از لایه و رنگ هستم و با اشتیاق فراوان پذیرای نقش قباد در «برنو» شدم.
هر چه در کار جلوتر رفتیم با بحث و گفتوگو با کارگردان «برنو»، نقش قباد را به سمت مرز بین آدم بد و آدم خوب بردیم و این شد که شخصیتی خاکستری رنگ از قباد به وجود آمد و من هم عاشق نقشهای پر از لایه و رنگ هستم و با اشتیاق فراوان پذیرای نقش قباد در «برنو» شدم.بازیگر فیلم کوتاه «برنو» درباره چالشهای حضور در این فیلم کوتاه توضیح داد: من در بازیگری، نقش را زیست میکنم؛ مانند مادری که نوزادی را متولد میکند و رشدش میدهد، من نیز نقش را پر و بالش میدهم تا قد بکشد و روی پایش بایستد. یکی از ویژگیهای شخصی من سوال کردن و جدل با کارگردان و نویسنده برای نقش است. ریز به ریز و جز به جز لحظههای فیلمنامه را میشکافم. این هنر من بازیگر است که نقش را زندگی کنم، بعضی از کارگردانها بازیگری میخواهند که هر چه دیکته میکنند انجام دهد البته این هم نوعی از بازیگری است که با طبع من جور نیست.
نقش باید آدم را به هم بریزد. به نظرم نقش ساده نداریم، مگر میشود آدمیزاد ساده باشد به قول آن مثل معروف هر انسان کتابی خوانده نشده است پر از حرف، پر از زندگی.
وی درباره لهجه بختیاری که باید برای نقشش آن را فرامیگرفت، نیز بیان کرد: برای ته لهجهای که قباد باید میداشت به صورت مداوم مستند و ترانههای بختیاری گوش میدادم و با مرتضی شهبازی نویسنده، تمرین گویش بختیاری میکردیم و تمرینات دیگری نیز برای رسیدن به این نقش پشت سر گذاشتم که همه اینها میشود چالش! میشود زندگی، میشود «برنو»!
هر روز در فیلمبرداری پیشنهاد برای بازی داشتم
عسگری در ادامه درباره تعامل با کارگردان فیلم کوتاه «برنو» اظهار کرد: خوشبختانه من در همه پروژهها در شروع همکاری، اول از همه با عوامل پشت صحنه رفیق میشوم و این نکته مثبت من در روابط درون گروهی است. ابتدا شناختی از محمد ثریا کارگردان «برنو» نداشتم و به عنوان کارگردان در شروع، رابطهای جدی و حرفهای داشتیم، اما با گذشت زمان و به ویژه بعد از فیلمبرداری رفاقتمان ادامه دار شد و میتوانم به جرات بگویم که تبدیل به دوستان صمیمی همدیگر شدهایم.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
