پاسدار حاج حسین هدایتی؛ تراشکار جنوب تهران در لالیگا

پاسدار حاج حسین هدایتی؛ تراشکار جنوب تهران در لالیگا
گویا
گویا - ۱۷ دی ۱۳۹۵

پاسدار حاج حسین هدایتی؛ تراشکار جنوب تهران در لالیگا »
» نسخه قابل چاپ
» ارسال به بالاترین
» ارسال به فیس بوک »

سعید قاسمی‌نژاد – یوحنا نجدی

سایت تقاطع

حسین هدایتی دولابی، سال ۱۳۴۲ در محله دولاب تهران واقع در جنوب شرقی پایتخت کشور متولد شد و دوران کودکی خود را در همین محله گذراند. در خانواده، بیش از هر فرد دیگری، به پدرش تکیه داشت آنچنانکه الفبای فعالیت اقتصادی را نیز خیلی زود در سنین نوجوانی از پدرش آموخت؛ هرچند ۲۲ ساله بود که پدرش از دنیا رفت.

هدایتی در دوران جوانی

دوران دبیرستان را در هنرستان گذراند و گفته می‌شود که یک بار بخاطر سر دادن شعارهایی در حمایت از انقلاب اسلامی و آیت الله خمینی از هنرستان اخراج شد و سرانجام بعد از چند روز به هنرستان بازگشت. بر اساس برخی شنیده‌ها، وی در سال‌های منتهی به انقلاب سال ۱۳۵۷ در برخی از فعالیت‌های انقلابی علیه حکومت محمدرضا پهلوی فعالیت‌های محدودی داشت. اینکه این ادعاها چقدر واقعی است و چه میزان از جنس سابقه جعلی تراشیدن برای ورود بر حرم قدرت است چندان روشن نیست.

خودش می‌گوید که علاوه بر تحصیل در مدرسه و بعد هنرستان، ۳ ماه نیز درس طلبگی خواند اما از آنجا که با ماشین “بنز” به حوزه می‌رفت، روحانیون حوزه وی را از حضور در حوزه بازداشتند و به وی توصیه کردند که به جای تحصیل دروس حوزوی به تجارت بپردازد: «با بنز می‌رفتم و آیت الله مجتهدی می‌گفت طلبه‌ای که با بنز بیاید هیچ‌وقت آقای مطهری نمی‌شود. باید با دوچرخه بیایی! می‌گفت اصلا تو به درد اقتصاد می‌خوری.» البته در شرایطی که طلبه های سابق از جنس هاشمی رفسنجانی هم اکنون بنز سوارند توصیه آیت الله مرحوم چندان هم دقیق به نظر نمی آید.

"بر اساس برخی شنیده‌ها، وی در سال‌های منتهی به انقلاب سال ۱۳۵۷ در برخی از فعالیت‌های انقلابی علیه حکومت محمدرضا پهلوی فعالیت‌های محدودی داشت"شاید آیت الله مرحوم که تشخیص داده بود هدایتی جوان نه در پی هدایت که در پی درست کردن سابقه عبا و عمامه برای استفاده در تجارت است گوش شاگرد را کشیده باشد که سابقه عبا و عمامه با همین سه ماه هم به دست می آید و طلبه مذکور بهتر است پی آب و نان برود و سهم امام را هم فراموش نکند.

آنچنانکه می گوید تمام وابستگان و بویژه عمو‌هایش از ثروتمندان محله به شمار می‌رفتند آنچنانکه حسین هدایتی نیز از شش – هفت سالگی با رویای پولدار شدن به خواب می‌رفت: «می‌گفتم خدایا ممکن است من هم وقتی بزرگ شدم پولدار شوم و مثلا سفره بیندازم برای تکیه محل و خرجی بدهم؟ یک روز به آرزو‌هایم رسیدم و دیدم همان‌ها هم در مقابل من، خیلی کمترند. همان‌هایی که رسیدن به ثروتشان آرزویم بود.» اینکه این سوابق “بچه پولداری” و “تازه به دوران نرسیده بودن” چقدر واقعی است و چقدر محصول تخیل خلاقانه هدایتی جای بحث دارد.

هدایتی می گوید که به خانواده و افراد فامیل اهمیت می‌دهد آنچنانکه بعد از کسب ثروت افسانه‌ای، هم اکنون بسیاری از افراد فامیلش را در شرکت‌ها و کارخانه‌های متعددش به کار گرفته است. از جمله آن‌ها، زمانی که باشگاه فوتبال گهر درود را خریداری کرد، برادرش را در رأس این باشگاه قرار داد و همچنین، یکی از پسرانش در اغلب فعالیت‌های اقتصادی آقای هدایتی حضور چشمگیری دارد.

هدایتی اما در سال‌های جنگ ایران و عراق به عضویت سپاه پاسداران درآمد و با حضور در جبهه‌ها، در “لشگر ۲۷ محمد رسوال الله” مسئولیت‌هایی را برعهده گرفت. عضویت در “ناحیه مقاومت مالک اشتر” و همچنین مسئول پرسنلی “سپاه ناحیه ۱۰ تهران” که دفترش در خیابان خردمند تهران بود، از دیگر سمت‌های آقای هدایتی در سپاه پاسداران به شمار می‌رفت.

علی رضا حاج حسینی، یکی از اعضای سپاه پاسداران و از همرزمان هدایتی در جبهه در گفتگو با وبسایت “بولتن نیوز”، نزدیک به نهادهای امنیتی سپاه درباره هدایتی و نوع رفتارش در جبهه می‌گوید: «حسین در لشکر ۲۷ ظاهرا مسئولیت‌هایی داشت؛ البته حسین خیلی به قول ما مخفی کاری می‌کرد؛ خیلی تو دار بود؛ نحوه حرف زدنش بعضی موقع‌ها حرصم را درمی آورد؛ مثلا با اینکه من از او بزرگ‌تر و تقریبا پیشکسوت‌تر بودم وقتی می‌خواست حال و احوال بپرسد می‌گفت “حال ابوی خوب است؟”»

حاج حسینی درباره خلق و خوی متفاوت حسین هدایتی، وی را “بچه بسیار آرام”، “سخت کوش”، “بسیار سر به زیر و افتاده” و “یک نوجوان مذهبی با اخلاق خاص خودش” معرفی می‌کند که «بیشتر توی خودش بود و کلاس خاص خودشو داشت.»

هدایتی اگرچه حضورش در سپاه پاسداران را با گفتن «مفتخر به کسوت پاسداری بودم»، تائید می‌کند اما مدعی است که عضویت در سپاه، هیچ فرصت یا رانت خاصی را برای فعالیت‌های اقتصادی‌اش ایجاد نکرد و تنها با “توکل به خدا” و “سعی و تلاش” خودش به این ثروت رسیده است: «اگر یک مورد نامه‌نگاری یا یک مشارکت دولتی یا یک مناقصه بیاوری که اعلام کند من تویش بوده‌ام – حتی یک مورد – هر چه گفتید قبول…‌‌ همان زمان سپاه به همه‌مان عیدی می‌داد. مثلا ۲۵۰۰ تومان.

من می‌رفتم سکه می‌گرفتم. این چیز‌ها برکت زندگی‌ام بود.»

وی درباره خروجش از سپاه پاسداران می‌گوید: «وقتی از سپاه خارج شدم سردار دهقان فرمانده نیروی هوایی سپاه گفت “تو به درد اقتصاد می‌خوری”.»

اما این بچه منطقه جنوب شرقی تهران چگونه به یکی از مولتی میلیاردر‌ها در ساختار اقتصادی جمهوری اسلامی تبدیل شد؟

راه و رسم ثروت‌اندوزی: «هرچه دارم، از زمین و ملک دارم»

حسین هدایتی آنچنانکه خود مدعی است خیلی زود و از نوجوانی کسب و کار اقتصادی را از پدر فراگرفت؛ خودش می‌گوید که از کلاس ششم ابتدایی خرج تحصیلش را برعهده گرفته بود و چندی بعد، در حالی که تنها ۱۳ سال سن داشت، پدرش برای وی مغازه‌ای راه انداخت تا حسین نوجوان به طور کلی از خانواده‌اش استقلال اقتصادی پیدا کند.

به این ترتیب، حسین هدایتی در سال ۱۳۵۸ زمانی که کلاس اول هنرستان بود، با سرمایه اولیه ۱۳ هزار تومان کارش را در مغازه‌اش آغاز کرد و با خرید دو دستگاه پرس، به تولید واشر و لولاهای کابینت می‌پرداخت: «یواش یواش کارم را گسترش دادم و رفتم توی کار تولید تزیینات پرده. بعدش یازده هزار متر سوله در شهرک صنعتی علی‌آباد خریدم.»

وی در این مغازه چند نفر را نیز استخدام کرد و می‌گوید که یکی از آن کارگران، در حال حاضر خلبان هواپیمای ۷۴۷ در آسمان ایران است.

این مغازه کوچک پرسکاری اما رفته رفته وی را به فکر راه‌اندازی یک کارخانه تولید تجهیزات پرده و ساختمان انداخت آنچنانکه در ۱۵ سالگی زمانی که در مقطع سوم راهنمایی تحصیل می‌کرد، شب‌ها را با رویای مدیریت چنین کارخانه‌ای به صبح می‌رساند؛ رویایی که بعد‌ها با راه‌اندازی کارخانه “استیل آذین” به واقعیت پیوست.

وی چنانکه می گوید سرانجام در سال ۱۳۵۸، در زمانی که قاعدتا ۱۶ ساله بوده است، کارخانه “استیل‌آذین” را راه اندازی کرد؛ کارخانه‌ای که از‌‌ همان ابتدا با سودآوری هنگفتی همراه شد و سنگ بنای ثروت بی‌حد و حصر هدایتی را بنا نهاد: «آن زمان که من ماهی ۵۰ هزار تومان درآمد داشتم بلیت هوایی تهران ـ‌ مشهد رفت و برگشت فقط ۶۰۰ تومان بود. کمتر از هزار تومان… زمین در دماوند و فیروزکوه متری ۱۰ تومان بود.»

سال ۱۳۶۵ اما وارد ساختمان‌سازی شد و مهم‌تر از آن، بخش زیادی از ثروتش را به خرید زمین و ملک در تهران و شهرستان‌ها اختصاص داد: «سال ۶۵، یعنی ۲۷ سال پیش من یک زمین به مساحت صد هکتار در جاده خاوران خریدم یک میلیون تومان. الان قیمت همین زمین چقدر است؟ ۱۷ سال بعد زمین دیگری را به مساحت ۵۳۰ هکتار در لواسان خریدم دو میلیارد تومان.

"باید با دوچرخه بیایی! می‌گفت اصلا تو به درد اقتصاد می‌خوری.» البته در شرایطی که طلبه های سابق از جنس هاشمی رفسنجانی هم اکنون بنز سوارند توصیه آیت الله مرحوم چندان هم دقیق به نظر نمی آید"یعنی تقریبا متری ۴۰۰ تومان. الان زمین در لواسان متری ۱۰ میلیون تومان است.» به عبارتی هدایتی در بحبوحه جنگ و جبهه نیز حواسش به تجارت خودش بوده است.

هدایتی معتقد است که امروزه هرچه ثروت دارد، از “خرید ملک” دارد به طوری که طبق گفته‌های خودش، تنها از خرید ملک و زمین و چند برابر شدن بهای آن‌ها در کمتر از ده سال، به “صدها میلیاردتومان” ثروت رسید: «۴۰۰ هکتار زمین در عسلویه خریدم ۷۰۰ میلیون تومان که ده سال پیش ارزشش به ۱۲۰ میلیارد تومان رسیده بود و حالا هزار میلیارد تومان هم برایش کم است. همین ویلایی که در لواسان دارم سال ۶۳ متری هزار تومان خریدم. الان زمین در لواسان متری ۱۲ میلیون تومان است یا خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنم در کمتر از ده سال ارزش آن از یک میلیارد و ۶۰۰ هزار میلیون به ۴۰ میلیارد تومان رسیده است.»

وی از این رو می‌پرسد: «اگر تورم در کشور باعث شده املاک مردم گران شود، آیا این اسمش رانت‌خواری است؟ آیا من کار خلافی انجام داده‌ام؟ تنها جرم من خرید ملک بوده است.»

هدایتی در توصیف دلیل موفقیت‌اش در کسب چنین ثروتی و همچنین آشنایی با راه و رسم ثروت اندوزی بر “۳۵ سال کسب و کار” و همچنین “۲۲ سال” فعالیتش در عرصه‌های “کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان‌سازی” تاکید می‌کند: «به عنوان مثال، بزرگ‌ترین مجموعه پرورش میگو را در ایران دارم. کارخانجات فولاد دارم.

بخش عمده کارم متعلق به مرحوم پدرم بوده که مربوط به قبل از انقلاب است. به حول و قوه الهی و فضل خداوند، آدم خوش روزی هستم. در قرآن می‌فرماید گروهی از شما را خوش روزی قرار دادیم و فکر می‌کنم من آدم خوش روزی هستم.»

امروزه بعید به نظر می‌رسد که فهرست دارایی‌های بی‌شمار هدایتی تنها به جغرافیای ایران محدود باشد؛ آنچنانکه برخی گزارش‌ها از برج‌سازی وی در دوبی، ریاست چندین شرکت تجاری در کشورهای حاشیه خلیج فارس و املاک و زمین‌های متعدد در خاورمیانه به عنوان شماری از دارایی‌های هدایتی در خارج از کشور یاد می‌کنند.

هدایتی اما مدعی است که در خارج از کشور هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری انجام نداده است؛ “حتی یک ریال”: «این‌که می‌گویند هدایتی در دبی برج دارد دروغ است. من حتی می‌توانستم در خارج از ایران تیمداری کنم. برای خرید یک باشگاه و تیمداری در کشورهای انگلیس، یونان، ترکیه و جمهوری چک حتی پای میز مذاکره هم نشستیم.

"الان قیمت همین زمین چقدر است؟ ۱۷ سال بعد زمین دیگری را به مساحت ۵۳۰ هکتار در لواسان خریدم دو میلیارد تومان"من می‌توانستم تیم چارلتون انگلیس را بخرم، اما به توصیه مراجع نظارتی این کار را نکردم.»

برخی وبسایت‌های خارجی، ثروت هدایتی را دست کم ۸ هزار میلیارد تومان یعنی تقریبا معادل با ۳ ماه یارانه پرداختی دولت به تمام مردم ایران تخمین زده‌اند. درباره ثروت حاج حسین گفته می‌شود که موجودی تنها یکی از حساب‌های بانکی وی بیش از ۱۱۰ میلیارد تومان است و ۵۰۰ میلیارد تومان نیز در بانک‌های دوبی پس‌انداز کرده است.

با این حال، تاکنون گزارش‌های متعددی در خصوص بدهی سنگین آقای هدایتی به نظام بانکی کشور منتشر شده است؛ از جمله در مهرماه سال ۱۳۹۱ وبسایت “بازتاب” حتی از بازداشت حسین هدایتی به عنوان “یکی از بزرگ‌ترین بدهکاران به سیستم بانکی کشور” خبر داد و نوشت که مجموع بدهی وی به این سیستم “حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان” است و این در حالی است که فقط هفت میلیارد تومان وثیقه برای این بدهی ارائه شده بود. “بازتاب” همچنین مدعی شده بود که آقای هدایتی به «پرداخت پول‌های شبهه‌ناک به مداحان مشهور و فعالیت‌های غیرقانونی اقتصادی، تحت پوشش مراسم مذهبی» متهم شده است.

هدایتی تیرماه گذشته در گفتگو با روزنامه “جام جم”، متعلق به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی درباره میزان دقیق بدهی‌هایش به سیستم بانکی کشور از خبرنگار این روزنامه می‌خواهد که به جای طرح چنین پرسشی، رقم دقیق “میزان وام‌های دریافتی”‌اش از بانک‌ها طی ده سال گذشته را از وی جویا شود: «اتفاقا همین آقای امیررضا خادم به من گفت می‌گویند شما یکی از بزرگ‌ترین بدهکاران بانکی کشور هستید که من در جواب گفتم شما می‌توانید با زدن یک نامه به بانک مرکزی میزان بدهی‌های من را به ساده‌ترین شکل ممکن استعلام کنید. کل بدهی‌های بانکی من زیر صد میلیارد تومان است.»

منابع خبر

اخبار مرتبط