تیمها را جلوی فدراسیون خرید و فروش میکردند/ برخی مقابل هلند فقط راه رفتند!
مدافع ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ معتقد است که در آن جام جهانی میتوانستند از گروهشان صعود کنند اما حضور برخی بازیکنان که حقشان حضور در ترکیب تیمملی نبود، مانع این کار شد.
به گزارش ایسنا، جام جهانی ۱۹۷۸ نخستین حضور ایران در ادوار این رقابتها بود. حضور در این رقابتها، کار بزرگی بود چرا که تنها یک تیم از آسیا و اقیانوسیه میتوانست مجوز حضور در این رقابتها را بگیرد؛ کار دشواری که شاگردان حشمت مهاجرانی از پس آن برآمدند.
یکی از ستونهای دفاعی ایران در آن زمان، حسین کازرانی بود. این مدافع بلند قامت اندیمشکی در کنار نصرالله عبداللهی، خط دفاعی مستحکمی برای ایران تشکیل داده بودند تا با حضور ناصر حجازی، دروازه ایران بیمه شود. کازرانی برای تیم حشمت مهاجرانی چنان نقش کلیدیای ایفا میکرد که حشمت مهاجرانی، خط زدن او در المپیک ۱۹۷۶ مونترال را یکی از بزرگترین اشتباهاتش اعلام کرده است.
کازرانی در تمام دوران فوتبالش برای پاس بازی کرد؛ باشگاه پرافتخاری که در حال حاضر فقط نامی از آن باقی مانده است.
"مدافع ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ معتقد است که در آن جام جهانی میتوانستند از گروهشان صعود کنند اما حضور برخی بازیکنان که حقشان حضور در ترکیب تیمملی نبود، مانع این کار شد"در ادامه گفتوگوی ایسنا با قهرمان دو دوره جام تخت جمشید را میخوانید:
فوتبال را از کجا آغاز کردید؟
من حدودا ۱۷ سالم بود که برای تیم منتخب اندیمشک انتخاب شدم. به مسابقات استانی رفتیم که آموزشگاههای استان هم شرکت میکردند. از آنجا نماینده حضور در مسابقات قهرمانی کشور مشخص میشد. من در آن مسابقات رزرو بودم و به من اصلا بازی نمیرسید. حالا بگویم خوشبختانه یکی، دو بازیکن مسجد سلیمان به خاطر این که یکی از بازیکنان خوب انتخاب نشد، قهر کردند و باعث شدند که من فیکس شوم.
من در آن مسابقات یک گل هم زدم و از همان مسابقات برای تیمملی انتخاب شدم. من تنها شهرستانیای بودم که به تیمملی دعوت شدم. البته در حد تیمملی نبودم ولی در حد خوزستان خوب بودم که در نهایت هم خط خوردم.
بعد از آن شروع به کار کردن روی خودم کردم. یک زمین گلهداری بود که گلهدار دیوار کشیده بود و گلهداریاش را میکرد. همه بچهها تابستان ساعت ۶ بعد از ظهر میآمدند ولی من ساعت ۵ میرفتم و تمرین میکردم.
"این مدافع بلند قامت اندیمشکی در کنار نصرالله عبداللهی، خط دفاعی مستحکمی برای ایران تشکیل داده بودند تا با حضور ناصر حجازی، دروازه ایران بیمه شود"بعد از آن به مسابقات قهرمانی کشور انزلی رفتیم که از آن مسابقات فقط من و حلوایی انتخاب شدیم. از آن جا به تهران آمدیم و همراه با مجید حلوایی به دانشکده پلیس رفتیم. از آن به بعد مرتبا عضو تیمملی بودیم.
پدرم اصلا موافق فوتبالیست شدن من نبود. یک برادر بزرگتر داشتم که مرتبا برای من کفش میگرفت. کفشها نهایتا دو، سه ماه کار میکردند چرا که زمینها سفت و خاکی بود.
پدرم یواش یواش راضی شد. وقتی دید من برای تیمملی انتخاب شدهام، خیلی خوشحال شد. البته کلا یک بار برای دیدن بازیام آمد. او وقتی میدید که بچهها زمین میخورند، ناراحت میشد. او در خانه آدم خشنی بود ولی دل رحم بود.در آن زمان بازیکن پروری بود.
"در ادامه گفتوگوی ایسنا با قهرمان دو دوره جام تخت جمشید را میخوانید:فوتبال را از کجا آغاز کردید؟من حدودا ۱۷ سالم بود که برای تیم منتخب اندیمشک انتخاب شدم"بازیکنی که در حد تیم خوزستان نبود، به آموزشگاهها میرفت و در سطح استان بازی میکرد. چند بازیکن خوب مثل ایرج سلیمانی و صفر ایرانپاک از تیمهای کوچک آموزشگاهی شروع کردند و بعد به تیمملی رسیدند. در یکی از اردوهای تیمملی که فکر میکنم در فرانسه بود، به مهاجرانی گفتم تیم خوزستان یک طرف و تیمملی یک طرف. که مهاجرانی گفت باشد. ما یک بر صفر جلو بودیم که دیگر جنگ و دعوا شده بود.
آقای مهاجرانی گفت که میخواهد با خوزستان بازی کند که ما گفتیم نمیخواهد. بالاخره آمد و عمدا یک پنالتی داد که بازی یک، یک شود. ما هم گفتیم که دیگر بازی نمیکنیم. در تیمملی ایران ۱۰، ۱۱ بازیکن خوزستانی بود. الان نگاه میکنیم، تیمهای صنعت نفت، استقلال خوزستان و فولاد و...
"حالا بگویم خوشبختانه یکی، دو بازیکن مسجد سلیمان به خاطر این که یکی از بازیکنان خوب انتخاب نشد، قهر کردند و باعث شدند که من فیکس شوم"اصلا خوزستانی ندارند. آن فوتبالی که فوتبالیست پرور بود در خوزستان از بین رفت. متاسفانه دلالان شروع کردند و خدا خیرشان دهد اگر یک بازیکن خوب در حد عالی باشد، به شهرستانهای دیگر میبرند که پول بهتر بگیرند. یک عده که اصلا نمیدانستند فوتبال چیست به دور و بر فوتبال آوردند.
یکی هست که میگویند سرپرست فوتبال خوزستان بوده و ۱۱، ۱۲ سال بالای سر فوتبال خوزستان بوده است. یعنی کسی از این بهتر نبود؟ متاسفانه اگر الان به تیمهای اندیمشک کمک نشود، نمیتوانند کار کنند.
یک دست لباس بخواهند بگیرند، باید چهار، پنج میلیون تومان هزینه کنند. یک توپ فوتبال بخواهند باید یک میلیون و خردهای هزینه کنند. ما یک گروه پیشکسوتان اندیمشک داریم و از ۵۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان پول جمع میکنیم تا برای فوتبال این شهر کاری بکنیم. من اهل این کارها نیستم ولی دوشنبهها که با پیشکسوتان پاس فوتبال بازی میکنم، یک توپشان را میدزدم تا به اندیمشک بفرستم. حالا هر چقدر به من بگویند، قسم میخورم که من نبردم.
"البته در حد تیمملی نبودم ولی در حد خوزستان خوب بودم که در نهایت هم خط خوردم.بعد از آن شروع به کار کردن روی خودم کردم"(باخنده) تا الان دو، سه توپ برای اندیمشک برداشتهام. من هر چه دارم برای بچههای اندیمشک است. این که من به تیمملی رفتم، سهم زیادی از آن به خاطر حمایتها و تشویقهای اندیمشک بود. من بعضی اوقات میگفتم که اصلا فوتبال بازی نمیکنم ولی بچههای اندیمشک باعث شدند که دوباره فوتبال بازی کنم.
شنیدهایم که پدرتان با فوتبالیست شدن شما مخالف بوده است.
اصلا موافق نبود. او میگفت که پول کفشهایت را میدهم ولی جلوی خودم کفشهایت را پاره کن.
یک برادر بزرگتر داشتم که جزو لوکوموتیورانان اندیمشک بود، مرتبا برای من کفش میگرفت. کفشها نهایتا دو، سه ماه کار میکردند چرا که زمینها سفت و خاکی بود. برای مسابقات قهرمانی استان که زمین چمن بود، کفشهایم را به کفاش میدادم که پل بزند تا لیز نخورم.
چه شد که با فوتبالیست شدن شما کنار آمد؟
یواش یواش راضی شد. وقتی دید من برای تیمملی انتخاب شدهام، خیلی خوشحال شد. البته کلا یک بار برای دیدن بازیام آمد.
"همه بچهها تابستان ساعت ۶ بعد از ظهر میآمدند ولی من ساعت ۵ میرفتم و تمرین میکردم"او وقتی میدید که بچهها زمین میخورند، ناراحت میشد. او در خانه آدم خشنی بود ولی دل رحم بود.
چه شد که از دانشکده افسری سر درآوردید؟
تیم پاس که به قهرمانی کشوری انزلی آمده بود، من و مجید حلوایی را انتخاب کرد. آن زمان دانشکده افسری، بازیکنان تیمملی را بدون کنکور انتخاب میکرد. این موضوع دستور شاه بود که کل ورزشکاران ملیپوش بدون کنکور بتوانند در دانشکده افسری تحصیل کنند. ما بیشتر اوقات در دانشکده نبودیم و در مسابقات حضور داشتیم چرا که خیلی ملاحظه ما را میکردند.
پاس تا زمانی که در سطح اول فوتبال ایران بود، به عنوان مدعی قهرمانی ظاهر میشد.
در دوره شما هم دو بار قهرمان جام تخت جمشید شد.
موزه پاس را باید ببینید. من این موزه را در ردیف موزه رئال مادرید میبینم. ما دو بار قهرمان تخت جمشید شدیم و دفعه سوم، پس از انقلاب هم صدرنشین بودیم. یکی، دو سال نایب قهرمانی و یک سال هم سومی داشتیم. کلا پنج، شش کاپ در جام تخت جمشید بردهایم.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
