آیا اشکال دارد انسان عبادت را برای ثمرات دنیوی انجام دهد؟

آیا اشکال دارد انسان عبادت را برای ثمرات دنیوی انجام دهد؟
خبرگزاری مهر
خبرگزاری مهر - ۱۰ آذر ۱۴۰۲



خبرگزاری مهر -گروه دین و اندیشه: زندگی انسان ساحت‌های مختلفی دارد که انسان مؤمن همانطور که از اسمش پیداست باید در هر کدام از آن‌ها ایمان خود را ظهور و بروز دهد. در ساحت‌های فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری، اعتقادی، اخلاقی، علمی، اقتصادی و جسمی. بروز ایمان نیز در این ساحت‌ها چیزی نیست جز تقوا. یعنی فرد در همه این ابعاد زندگی نظر خدا و رضایت او را محور قرار دهد. امام صادق (ع) درباره وظیفه شیعیان فرموده است: «کونوا لنا زینا ولا تکونوا لنا شیناً» زینت و سبب افتخار ما باشید نه اینکه باعث شرمندگی ما باشید.

"خبرگزاری مهر -گروه دین و اندیشه: زندگی انسان ساحت‌های مختلفی دارد که انسان مؤمن همانطور که از اسمش پیداست باید در هر کدام از آن‌ها ایمان خود را ظهور و بروز دهد"در این راستا حضرت علی (ع) می‌فرماید: «اعیونی بورع واجتهاد و سداد» سعی کنید تقوا و ورع داشته باشید. در این راه تلاش کنید و استقامت داشته باشید. آنچه پیش رو دارید گزیده‌ای از سخنان آیت الله مصباح یزدی؛ در دفتر مقام معظم رهبری است که در سال ۸۷ ایراد کرده اند. بخش بیست و ششم آن را باهم می‌خوانیم: فرمایشات حضرت امیر (ع) در بیان اوصاف شیعیان خالص به این جا رسید:؛ صَبَرُوا أَیَّاماً

قَلِیلَةً

فَأَعْقَبَتْهُمْ

رَاحَةٌ

طَوِیلَةٌ
وَ تِجَارَةٌ

مُرْبِحَةٌ

یَسَّرَهَا

لَهُمْ
رَبٌّ کَرِیمٌ.

یعنی این افراد کسانی هستند که ایام کمی را صبر و شکیبایی به خرج می‌دهند، و به دنبال آن راحت و آسایش طولانی خواهند داشت، و این داد و ستد پر سودی است که خدای متعال آن را فراهم کرده است؛ خدایی که اهل کرم و جود نسبت به بندگان است. قبل از توضیح این جملات دو نکته را یادآور می‌شویم:

نکته اول این‌که گر چه این اوصاف به عنوان ویژگی‌های شیعیان کامل و خالص، بیان شده، اما هدف از بیان آنها این است که برای دیگرانی که در مراتب پایین‌تری هستند، ایجاد انگیزه کند، تا آنها هم سعی کنند با استفاده از این بیانات به سوی مقامات عالی حرکت کنند و به کمالات لایق خود برسند.

همان‌طور که می‌دانید، در مقام تربیت، رعایت حال مخاطب ضرورت دارد.

در جامعه ما افراد مؤمن فراوانی هستند که اعتقادات صحیحی دارند و در مقام انجام تکالیف خود هستند؛ اما آیا معرفت و درجات ایمان همه آنها مساوی است؟ و آیا انگیزه ایشان در عمل یکسان است؟ بسیاری از مؤمنین با وجود اعتقاد به خدای واحد یگانه‌ای که دارای صفات ثبوتیه و سلبیه است، شناخت درستی از صفات الهی ندارند. بعضی از ایشان تصور می‌کنند خدا در جایی بالای آسمان‏هاست؛ مقداری پایین‌تر از جایگاه خدا، عرش و کرسی او، پایین‌تر از آن، آسمان‌ها و در پایین‌ترین مرتبه زمین قرار گرفته است.

حتی بعضی از ما که بیش از ۶۰ سال وقتمان به تحصیل و تدریس در باره این مسائل گذشته، هنوز در عمق دلمان تصورات خامی وجود دارد که نشان می‌دهد آن‌گونه که باید و شاید، خدا را نشناخت‬ه‬ ‏ایم. به همین دلیل است که باید دائماً از خداوند ترفیع درجات ایمان و معرفت را از خدا بخواهیم. معرفت نسبت به خدا پیشکش! ما چقدر نسبت به پیغمبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) معرفت داریم؟؛ معرفت سلمان و ابوذر با معرفت ما فاصله زیادی دارد.

این واقعیتی غیر قابل انکار است که مراتب معرفت افراد، به خصوص در سنین مختلف، توأم با مراتب انگیزه متفاوت است. دختر بچه یا پسری که تازه به تکلیف رسیده، آیا انگیزه‌اش برای روزه گرفتن و نماز خواندن همان انگیزه‏ای است که پدر و مادر او بعد از ۲۰_۳۰ سال تربیت شدن در مجالس دینی و مطالعه کتاب‌ها پیدا کرده‏اند؟ اگر بخواهیم شرایطی که معمولاً برای قصد قربت در عبادات لازم است، برای یک کودک ۹ ساله هم همان شرایط را لحاظ کنیم، ممکن است عبادت او دچار مشکل شود.

"در ساحت‌های فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری، اعتقادی، اخلاقی، علمی، اقتصادی و جسمی"مسلماً برخی شرایط آرام آرام و تدریجی حاصل می‌شود.

مثلاً اگر از بچه‏ای که امروز به تکلیف رسیده، انتظار برود بدون تشویق دیگران و با قصد قربت کامل عباداتش را انجام دهد، کار بر او بسیار مشکل می‌شود. زیرا طبق موازین شرعی اگر انگیزه فرد برای نماز، رسیدن به جایزه و تشویق باشد نمازش خالی از اشکال نیست. اما اگر بخواهیم کودک نمازخوان بشود، باید به وسیله تشویق و جایزه او را ترغیب به نماز کنیم و سعی کنیم از این طریق انگیزه بیشتری برای او در انجام وظیفه ایجاد کنیم. این امر اختصاص به سنین پایین ندارد. بسیاری از افراد هستند که نتایج مادی مترتب بر عبادات برایشان ایجاد انگیزه می‌کند.

در روایات فراوانی هم با هدف ایجاد انگیزه، ثمرات دنیوی عبادات ذکر شده است.

مثلاً گفته شده اگر نماز شب بخوانید روزی‏تان وسیع می‌شود، نزد دیگران محبوب می‌شوید و…۱؛ یا احسان به والدین و صله رحم عمر را طولانی و بلاها را دفع می‌کند؛ صدقه بدهید تا بلاها از شما رفع شود. خواه، ناخواه این تشویق‌ها در نیت انسان تأثیر می‌گذارد و مثلاً وقتی می‌خواهد برای نماز شب برخیزد، با خود می‌گوید: نماز شب بخوانم، چون در وسعت رزق و قضای حوائج مؤثر است. در حالی که عبادت باید با قصد قربت انجام شود. اگر کسی به خاطر رفع بلا صدقه بدهد، چه اندازه ارزش عبادی دارد؟

اما برای تربیت انسان‌ها در مسیر بندگی، باید همه این تشویق‌ها گفته شود و هر کس بر اساس پایه معرفتی خود باید بکوشد از آنها استفاده کند و قدم به قدم بالاتر برود. اگر قرار بود انگیزه همه افراد در اخلاص و عبادت، مثل اولیای کامل خدا باشد، باید باب اعمال خیر بسته می‌شد.

در اوایل بعثت، زمانی که هنوز شریعت به طور کامل نازل نشده بود و حتی نماز و روزه واجب نبود، خداوند در وصف مؤمنین و بندگان خوب خود می‌فرماید: کسانی هستند که کارهای خیر انجام می‌دهند و به دیگران احسان می‌کنند، و هیچ انگیزه‌ای جز رضایت خدا ندارند؛ إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَی ۲.؛ اما اگر قرار باشد انگیزه همه افراد در کارهای خیر فقط خدا باشد، چند نفر این چنین می‌توان پیدا کرد؟ از این رو قرآن کریم، و به دنبال آن پیغمبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) مردم را با بیانات و انگیزه‌های مختلف، متناسب با سطح معرفت و ایمان و اخلاصشان تربیت می‌کنند.

مرحوم شیخ عباس تهرانی رضوان الله علیه از شاگردان مرحوم میرزا جواد آقا‬ ملکی‬ تبریزی، در یکی از جلسات درس اخلاق خود می‌فرمود: روزی به ذهنم گذشت که من به مرحله‌ای رسیده‌ام که می‌توانم به خاطر خدا بر مصیبت‌ها و بلاها صبر کنم.

"امام صادق (ع) درباره وظیفه شیعیان فرموده است: «کونوا لنا زینا ولا تکونوا لنا شیناً» زینت و سبب افتخار ما باشید نه اینکه باعث شرمندگی ما باشید"همان شب دل درد گرفتم. ابتدا با خود گفتم صبر می‌کنم، زیرا بلایی است که خدا نازل کرده و باید صبر ‏کنم. اما بعد از مدتی دیدم تحمل این درد خیلی سخت است. گفتم: خدایا اگر صلاح می‌دانی، مرا شفا بده. مدتی گذشت، اما خبری نشد.

دست به دعا برداشتم و گفتم: خدایا! تحمل این درد برای من سخت است؛ مرا از این درد نجات بده! لحظاتی گذشت؛ اما باز هم خبری نشد. شروع به توسل به یکایک ائمه اطهار (ع) و اولیایی که می‌شناختم کردم؛ اما درد بهتر نشد. سرانجام طاقتم تمام شد و فریاد زدم: مگر کسی نیست مرا نجات بدهد؟! یک شکم درد ساده، عارفی مثل مرحوم شیخ عباس تهرانی رضوان الله علیه را به اینجا می‌رساند که بگوید مگر کسی نیست مرا نجات بدهد!

راه تربیت انسان‌ها همین است که متناسب با فهم افراد و مراتب معرفت و ایمانشان با آن‌ها گفتگو شود و از همان چیزی که می‌فهمند برای ترقی‏؛ افراد استفاده کرد. ابتدا باید کودک را با تشویق و جایزه به نماز خواندن ترغیب کرد.

در مرحله بعد با بیان ثمرات دنیوی نماز در او ایجاد انگیزه کرد و زمانی که تدریجاً سطح معرفت فرد بالاتر آمد، می‌توان به او گفت که انسان نباید عبادت را برای ثمرات دنیوی انجام دهد؛ چون ارزش ثواب ابدی آخرت بالاتر از ثمرات کوتاه مدت دنیاست. سپس به تدریج باید او را به جایی رساند که بفهمد خدا را باید به خاطر خودش عبادت کرد.

"در این راستا حضرت علی (ع) می‌فرماید: «اعیونی بورع واجتهاد و سداد» سعی کنید تقوا و ورع داشته باشید"امیرالمؤمنین می‌فرمود: مَا عَبَدْتُکَ خَوْفاً مِنْ نَارِکَ وَ لَا طَمَعاً فِی جَنَّتِک ۳؛ عبادت کردن برای رسیدن به بهشت، در واقع معامله با خداست؛ تِلْکَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ ۴. اگر عبادت به‌واسطه ترس از جهنم باشد، تِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ؛؛ این عبادت بردگان است که از ترس عقوبت از مولای خود اطاعت می‌کنند.

اما احرار کسانی هستند که می‌توانند بگویند: وَجَدْتُکَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ، فَعَبَدْتُک؛ تو را عبادت می‌کنم به خاطر خودت؛ چون تو پرستیدنی هستی؛ اگر تو را عبادت نکنم، چه کنم؟ ما جز بندگی و عبودیت چیزی نداریم و تو جز الوهیت و ربوبیت چیزی نیستی.

ما عبادت می‌کنیم، چون تو خدا هستی و ما بنده‌ایم؛ اطاعت می‌کنیم، چون تو دوست داری. هر کار سخت دیگری را هم که بدانیم تو دوست داری، انجام می‌دهیم. وقتی انسان مسیری را تدریجاً پیش می‌رود، هر قدر همت داشته باشد می‌تواند به مراتب عالی‌تری برسد.

طی کردن این مراتب هم ارتباطی به سن و سال ندارد. ما نوجوان سیزده ساله‌ای داشتیم که امام (ره) در باره‌اش فرمود او رهبر ماست؛ نوجوانی که ره صد ساله را یک شبه پیمود.

پیرمردهای کم همتی هم هستند که با وجود سن زیاد، در مراحل اول راه مانده‌اند.

سطح معرفت و همت بندگان خدا متفاوت است. بر همین اساس حتی خدای متعال برای دعوت مردم به جهاد از همین گونه تشویق‌ها استفاده می‌کند. اگر بنا بود مردم فقط به خاطر خدا به جهاد بروند، بسیاری از جنگ‌ها انجام نمی‌شد. کسانی بودند که فقط برای کسب غنیمت به جهاد می‌رفتند. خدا برای تشویق این افراد می‌فرماید: وَعَدَکُمُ اللّهُ مَغانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَها ۵.

بنابر این اگر در فرمایشات معصومین (ع) در باره مقامات اولیای خدا و شیعیان خالص تعابیری دیدیم که احیاناً اوج کامل را ندارد به این دلیل است که در این بیانات افراد ناقص و سطح پایین‌تر هم ملاحظه شده‌اند، و با بیانی که متناسب با فهم چنین کسانی است صحبت شده است.

"آنچه پیش رو دارید گزیده‌ای از سخنان آیت الله مصباح یزدی؛ در دفتر مقام معظم رهبری است که در سال ۸۷ ایراد کرده اند"چون فرمایشات معصومین (ع) برای این است که ما یاد بگیریم و به آنها عمل کنیم، تا برای ما منشأ اثر شود.مخاطبین این فرمایشات هم در سطوح مختلفی هستند و هر مطلبی را برای هر کسی نباید گفت. اگر گفته شود اولیای خدا کسانی هستند که در بهشت حتی نگاهی به حور و قصور نمی‌کنند و میلی به فاکهه و لحم

طیر
هم ندارند، ممکن است کسانی با تمسخر بگویند پس چه می‌خورند و به چیز نگاه می‌کنند؟! چنین بیانی در این افراد تأثیر ندارد. برای ایجاد انگیزه عبادت در این افراد باید از؛ فاکِهَةٍ مِمّا یَتَخَیَّرُونَ * وَ لَحْمِ

طَیْرٍ

مِمّا

یَشْتَهُونَ
۶؛ گفت و برای کسانی که مرتبه عالی‌تری دارند از إِلَّا

ابْتِغَاء

وَجْهِ

رَبِّهِ
الْأَعْلَی، و از؛ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ ۷.

شاید تعداد هر نوع از این آیات هم با تعداد مخاطبان متناسب باشد؛ این آیات تعداد کمی است؛ در حالی آیات بشارت دهندة نعمت‌های مادی بهشت فراوان است. چون مخاطبینی در این سطح فراوان‌اند؛ اما کسانی که از شنیدن رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ؛ متأثر بشوند و انگیزه عمل پیدا کنند خیلی کم هستند. چند نفر می‌توان پیدا کرد که واقعاً بتوانند بگویند: لَوْ کَانَ رِضَاکَ فِی أَنْ أُقَطَّعَ إِرْباً إِرْباً، … لَکَانَ رِضَاکَ أَحَبَّ إِلَیَّ ۸؟

مرحوم شیخ عباس تهرانی.

منابع خبر

اخبار مرتبط

خبرگزاری میزان - ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
باشگاه خبرنگاران - ۲ تیر ۱۴۰۲
خبرگزاری مهر - ۳۰ تیر ۱۴۰۱
خبرگزاری مهر - ۲ خرداد ۱۴۰۲