قسمت صد و بیست و هفت عشق منطق انتقام
سریال عشق منطق انتقام قسمت صد و بیست و هفت 127Eshgh Mantegh Entegham Serial Part ۱۲۷
همه آن چیزی که باید برای سریال عشق منطق انتقام قسمت ۱۲۷ بدانیم:
زمرد که تحت تاثیر حرف های نریمان قرار گرفته، در غذاخوری یارجین و منکشه است و به آن ها کمک می کند و دائم از آن ها تعریف می کند. یارجین و منکشه دیگر نگران حال او شده اند.
در شرکت اسرا را می بینیم که در حال تعریف تصادف اوزان برای اکو است. اوزان هم وارد می شود و رویا سریع به طرف او می دود و حالش را می پرسد و بازویش را نوازش می کند. اسرا که از رفتار او تعجب کرده می گوید این دختره یک چیزیش می شود.
در شرکت قرار است برای اجرای تبلیغات شرکت پوشاک عکاسی شود. اوزان بی صبرانه منتظر آمدن مدل است چون می تواند با آمدن او حسابی اسرا را حرص بدهد.
"یارجین و منکشه دیگر نگران حال او شده اند. در شرکت اسرا را می بینیم که در حال تعریف تصادف اوزان برای اکو است"مدل روس می آید و آندریا نام دارد و بسیار زیباست، به طوری که همه به او خیره می شوند. آندریا خیلی گرم با اوزان احوال پرسی می کند و می گوید دیگر نتوانستیم یکدیگر را ببینیم، کجا بودی؟ اسرا که این صمیمیت را میبیند سریع به کنار اوزان می رود و اوزان او را به عنوان مسئول پروژه معرفی می کند وقتی چهره اسرا را می بیند، او را به عنوان همسرش نیز معرفی می کند. اسرا می خواهد کاری کند که اوزان با آندریا تنها نشود، اما موفق نمی شود.
نریمان به غذاخوری منکشه و یارجین می رود و از رفتن اکو و الیف از خانه زمرد خبر می دهد و می گوید زمرد خیلی بابت این ماجرا ناراحت است. منکشه و یارجین با تعجب می گویند او الان باید آشوب به پا کند چرا برعکس شده و مهربان شده است؟ نریمان هم می گوید من او را نصیحت کردم و گفتم رفتارش را تغییر دهد تا تنها نماند. منکشه و یارجین تمام ماجرای مهربان شدن زمرد را می فهمند.
در شرکت اسرا را می بینیم که می خواهد یک جوری آندریا را دست به سر کند و به اوزان می گوید او اصلا برای این پروژه مناسب نیست.
اوزان با بدجنسی به اسرا می گوید حسودی اش شده و اسرا می گوید من مثل تو نیستم.
شب در خانه اسرا و اوزان، الیف و زینو پیش اسرا هستند و عکس های اینستاگرام آندریا را نگاه می کنند و اسرا از او ایراد می گیرد. بعد هم الیف و زینو می فهمند که اکو و موسی هم چشم از او بر نمی داشتند عصبانی می شوند و می خواهند برای زیر نظر گرفتن شوهرانشان به شرکت بروند.
آن ها به شرکت می روند و شوهرانشان را می بینند که وسایل آندریا را در دست گرفته و منتظرند تا به او کمک کنند. آندریا اوزان را با صمیمت اوزی صدا می زند و اوزان به طرفش می رود. اسرا سریع به سمت او می رود و اوزان را می بوسد و می گوید دلم خیلی برایت تنگ شده بود، اوزان دور می شود و اندریا به اسرا می گوید اوزان یک مرد فوق العاده است و تو خیلی خوش شانسی هستی که شوهرت شده. اسرا به او چپ چپ نگاه می کند و آندریا می رود.
اسرا با زینو و الیف در حال صحبت است و می خواهد عکاسی را به هم بزند.
در خانه زمرد، منکشه و یارجین را می بینیم که به آنجا دعوت شده اند و زمرد حسابی در حال پذیرایی از آن ها است.
"اوزان هم وارد می شود و رویا سریع به طرف او می دود و حالش را می پرسد و بازویش را نوازش می کند"منکشه و یارجین هم که می دانند زمرد چرا انقدر مهربان شده، می خواهند او را کمی اذیت کنند و به او دستورهای مختلف می دهند و زمرد همه را اجرا می کند.
در شرکت آندریا درون کاروان خودش نشسته است. اسرا می رود و در را روی او قفل می کند و همین که می آید برود، اوزان به او می گوید کلید را بده. اسرا کلید را به یک گوشه پرت می کند. اندریا که نمی تواند خارج شود شروع به جیغ و فریاد می کند و می گوید فوبیای فضای بسته دارد و حالش بد می شود. اسرا و اوزان دنبال کلید می گردند و در را باز می کنند.
آندریا بیرون می آید و اوزان را بغل می کند. اسرا دست او را می گیرد و با خودش می برد.
دیدگاهها
برای آنکه از قافله پندار (خبر و سرگرمی) عقب نمانید کلیک کنید و به تلگرام بیایید.
قسمت بعدی - سریال عشق منطق انتقام قسمت صد و بیست و هفت ۱۲۷ قسمت قبلی - سریال عشق منطق انتقام قسمت صد و بیست و شش ۱۲۶ Next Episode - Eshgh Mantegh Entegham Serial Part ۱۲۷ Previous Episode - Eshgh Mantegh Entegham Serial Part ۱۲۶
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
