ده فرمان سبک زندگی جهادی

ده فرمان سبک زندگی جهادی
خدمت
خدمت - ۳۰ مرداد ۱۳۹۵

سبک زندگی از تاثیرگذارترین مسائل در رشد یا توقف پویایی در مجامع مختلف بشری است. در آشفته‌بازار سبک زندگی غربی، بی‌تردید کلید حل مشکلات جامعه اسلامی، «سبک زندگی جهادی» است.

خداوند متعال در قرآن کریم، مقرب‌ترین بندگان به خود را مومنان جهادی معرفی می‌کند: «کسانی‌که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌‏اند، نزد خدا مقامی هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند.

مومن جهادی همواره در آمادگی کامل و با تحرک و پویایی و نشاط زندگی می‌کند و هر آینه هدف خود که اعتلای پرچم لا اله الا الله بر فراز قلل جهان است را پیش رو دارد و برای نیل به آن در حال تلاش و کوشش و جهاد است.

مقصود از «جهاد»، الزاماً «قتال» نیست. «قتال یک گوشه‌ای از جهاد است. جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این می‌شود جهاد؛ لذا «جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فی سبیل اللَّه»؛ جهاد با نفس، جهاد با مال.

"در آشفته‌بازار سبک زندگی غربی، بی‌تردید کلید حل مشکلات جامعه اسلامی، «سبک زندگی جهادی» است"یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژه‌ تحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید. جهاد با نفس این است که از تفریحتان بزنید، از آسایش جسمانیتان بزنید».

لذا انسان مجاهد در محیط‌های مختلف -اعم از خانواده، دانشگاه، حوزه یا محل کار- در حال مبارزه با موانع پیشروی اسلام در دنیاست.

«در مبارزه دو چیز حتماً لازم است؛ یکی این‌که در آن جد و جهد و تحرکی باشد. انسان در رختخواب یا در پستوی خانه که نمی‏‌تواند مبارزه کند، در مبارزه باید جد و جهدی وجود داشته باشد...؛ دوم این‌که در مقابلش دشمنی باشد. مبارزه در آن‌جا که دشمن نیست، معنا ندارد. پس جهاد متقوم بر این دو رکن است...؛ اساساً همین وجود مانع است که به تلاش انسان معنا و حقیقت معنوی می‏‌بخشد و اسمش می‏‌شود جهاد؛ والّا اگر مانع نبود، جهاد معنی نداشت.»

زندگی جهادی مختص بحران‌ها نیست!
منظم‌ترین نظام‌های اجتماعی نمی‌توانند برنامه‌ای برای سعادت انسان تنظیم کنند؛ چون حیات اجتماعی انسان توسط خداوند متعال به نحوی طراحی شده که منهای زندگی جهادی، به نتیجه نخواهد رسید؛ لذا سبک زندگی جهادی از ویژگی‌های جوامع بحران زده‌ای که دچار نوعی عقب ماندگی هستند، نیست تا بخواهند به‌وسیله آن، عقب‌ماندگی خود را جبران کنند؛ بلکه لازمه یک نظام مترقی و متقن است.

امیرالمؤمنین علی(ع) می‎فرمایند: انسان باید شخصیتش شخصیتی باشد که در اثر تقوا به نظم برسد؛ در اثر خداترسی به کیفیت خوب در کار برسد. خیلی‎ها فکر می‎کنند که جهاد مسأله‎ای استثنایی در فضای دینی است و فضیلت غیر ضروری تلقی می‎شود؛ ما مجبوریم با کلمه جهاد از آن یاد کنیم؛ در حالی‎که اگر چه ممکن است بعضی‎ها دین حداقلی داشته باشند، ولی قوام جامعه دینی همیشه وابسته به جهادگران است؛ حتی در ایام صلح. بنابراین جهاد و روحیه جهادی و روحیه ایثار و استقلال روحی داشتن، مربوط به دوران خاصی از بحران‎ها مثل دفاع مقدس نمی‎شود.

مومن جهادی خستگی ناپذیر است
کارِ خستگی‌ناپذیر؛ ابتدا که این عبارت را می‌شنویم، گمان می‌بریم که معنای آن را یافته‌ایم؛ اما با کمی دقت و تأمّل، آن‌قدرها هم مأنوس به‌نظر نمی‌آید. کارِ خستگی ناپذیر؟! به توجیه و تفسیر هم روی نیاورید که بله در اینجا منظور روح است؛ یعنی کاری که روح آدمی از انجام آن خسته نمی‌شود و الّا خستگی جسم امری است طبیعی و...؛ نه برادر؛ نیاز به این حرف‌ها نیست. اجازه دهید تا برای روشن‌تر شدن معنا، از کلام امام خمینی(ره) کمک بگیریم.

"جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این می‌شود جهاد؛ لذا «جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فی سبیل اللَّه»؛ جهاد با نفس، جهاد با مال"حضرت امام(ره) در دیداری که فروردین‌ماه سال پنجاه‌و‌هشت با مردم قم داشتند و در آن از لزوم حفظ روحیه اسلامی سخن می‌گفتند، با مثالی ساده کارِ خستگی‌ناپذیر را معنا کردند.

ایشان فرمودند: «این روحیه‌ی اسلامی را تقویت کنید؛ به آن‌ها بفهمانید که قدرت‌ها را خدا شکست و این اخلاص شما بود که خون خودتان را فدا کردید؛ این را حفظش کنید. اگر خدای نخواسته این روحیه را از دست بدهیم، خودمان را حالا پیروز بدانیم و هر کدام برویم سراغ کار خودمان -انسان تا توی راه دارد می‌رود قدرت دارد؛ این کاروان‌ها تا توی راه دارند می‏‌روند قدرت دارند و وقتی به منزل رسیدند، قدرتشان تمام می‏‌شود؛ روحیه انسان هم این طوری است. شما سوار اتومبیل شدید و از شهری به شهری رفتید؛ اگر انسان مقصدش ده فرسخ است، در سرِ نُه فرسخی رو به خستگی می‌‏رود؛ وقتی می‌‏رسد آنجا، دیگر افتاده است- ما اگر اعتقادمان این باشد که پیروز شدیم، دیگر رو به سستی می‏‌رویم و ما [هنوز] پیروز نشدیم. ما مانع‌ها را حالا یک مقداری رفع کردیم، ریشه‏‌هایشان هم هنوز باقی است.»

زندگی جهادی با محدود شدن به حرکت طبیعی در تعارض است؛ لذا مومن جهادی با تلاش و پشتکار درصدد خدمت است و قدر زمان و لحظات کوتاه را هم می‌داند و به سادگی از آن‌ها نمی‌گذرد. خستگی در قاموس جهادی بودن نمی‌گنجد و این را می‌توان در سراسر زمان دفاع مقدس، در بین رزمندگان به‌ وضوح دید.

شهید احمدی روشن و دیگر شهدای هسته‌ای، از مصادیق دقیق مومنان جهادی هستند که در نطنز، با شب بیداری، با کار مضاعف، با دوری از همسر و فرزند و با اقامه نماز شب کنار لوله‌های آزمایشگاهی، مشغول مبارزه و جهاد بودند.

جهاد باید خالصانه باشد
از ویژگی‌های دیگر سبک زندگی جهادی، اخلاص است و خداوند متعال شرط قبول شدن مجاهدان را خلوص می‌داند: «و کسانی که در راه ما(با نفس خود و دشمن ما) جهاد کردند، به یقین آن‌ها را به راه‏‌های(وصول به مقام قرب) خود راهنمایی می‏‌کنیم.»

گروهک کور دل منافقین، با شعار جهاد وارد عرصه انقلاب شدند؛ تا جایی‌که نام ارگان خود را «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» نهادند؛ اما چون این فرآیند خالصانه در راه خداوند متعال و نصرت دین خدا قرار نگرفت، حاصل آن «منافقین مجاهد» شد.

اخلاص سری است الهی که تنها در قلب بندگان محبوب الهی قرار می‌گیرد.

در آیات قرآن کریم، به لزوم اخلاص در جهاد سفارش شده است. اخلاص مجاهدان صدر اسلام در غزوه حمراءالاسد در سوره آل عمران اشاره شده است:

«الذین استجابوا لله والرسول من بعد مآ اصابهم القرح للذین احسنوا منهم واتقوا اجر عظیم فانقلبوا بنعمة من الله وفضل لم یمسسهم سوء واتبعوا رضون الله...»

«کسانی‌که(در نبرد احد) پس از آن‌که زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پیامبر(او) را اجابت کردند؛ برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری کردند، پاداشی بزرگ است....؛ پس با نعمت و بخششی از جانب خدا(از میدان نبرد) بازگشتند؛ در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود و همچنان خشنودی خدا را پیروی کردند و خداوند دارای بخششی عظیم است».

توکل به خدا؛ کلید مدیریت جهادی
توکل به خدای متعال، از جمله نشانه‌های سبک زندگی جهادی می‌باشد. در جامعه اسلامی، مؤمنین بر اساس وعده‌های الهی، تمام کارهای فردی و اجتماعی خود را با توکل به خدا آغاز کرده و حمایت الهی را برای خود کافی می‌دانند؛ چرا که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ تَوَکَّل عَلَی اللّهِ وَ کَفَی بِاللّهِ وَکیلاً».

خداوند در آیه دیگری می‌‏فرماید: «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ»؛ «(ای پیغمبر!) همین که عزم کردی و تصمیم‏ گرفتی، به خدا اعتماد کن و کار خود را دنبال کن.»

قرآن نشستن و دست روی دست گذاشتن را نهی می‌کند و می‏‌فرماید: کار خود را بکن و به خدا توکل کن. همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در زمان اتخاذ تصمیم نهایی باید قاطع بود.

"یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژه‌ تحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید"بنابر این پس از برگزاری مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلی و آرای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت. این، آن چیزی است که در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است که به آن تصمیم قاطع نیز می‌گویند. جمله فوق، بیانگر آن است که به هنگام تصمیم نهایی، باید بر خدا توکل داشت؛ یعنی در عین فراهم نمودن اسباب و وسایل عادی، استمداد از قدرت بی‌پایان پروردگار را فراموش نکرد.

مؤمن جهادی، بر اساس وعده ائمه طاهرین، می‌داند که غنا و عزت، ثمره توکّل و اعتماد هر فرد یا جامعه به خداست و اگر می‌خواهد جامعه‌ای عزت‌مدار داشته باشد، باید در کارهای خود، خدا را در نظر داشته و به او توکل کند. به همین جهت، رهبر معظم انقلاب، توکل و اعتماد به امداد الهی را از جمله ویژگی‌های مدیریت و کار جهادی دانسته و می‌فرمایند: «در همه کارها، توکل به خدای متعال و استمداد از کمک الهی [کنیم ]؛ به کمک‌های الهی اعتماد کنیم. [وقتی]شما از خدای متعال کمک می‌خواهید، راه‌ها به سوی شما باز می‌شود».

نقش خودباوری در سبک زندگی جهادی
خودباوری، یکی از نشانه‌های جامعه زنده و فعّال است.

ملتی که خودباوری دارد، با نشاط و پویاست. با شور و حرارت فراوان به هدف خود باور دارد و هر لحظه برای رسیدن به آن در حال کوشش بوده و با موانع و دشمنی‌ها مبارزه می‌کند. چنین جامعه‌ای، مسئولیت‌پذیر است و از تقلید منفی و کورکورانه دوری می‌کند. افراد در این جامعه، از ویژگی‌های مثبت و منفی خود آگاهی دارند و در فکر و عمل، استقلال خود را حفظ می‌کنند.

بر این اساس، مقام معظم رهبری، خودباوری و اعتماد به نفس را یکی از ویژگی‌ها و عوامل مهم در مدیریت جهادی برمی‌شمارند: «عامل مهمّ مدیریت جهادی، عبارت است از خودباوری و اعتماد به نفس و اعتماد به کمک الهی.»

خودباوری و اعتماد به توانایی نیروهای خودی، یکی از هدیه‌های امام امت(ره) به ملت ایران بود که خلف صالح ایشان نیز بارها به این مطلب تاکید کرده‌اند؛ «همان طور که امام فرمودند، ما می‌توانیم؛ باید عزم داشته باشیم؛ عزم ملی و مدیریت جهادی می‌تواند همه این گره‌ها را باز کند.»

نفوذ و نقشه دشمن را باید شناخت
کسی که نتواند دشمن خود را بشناسد و از تهدیدهای او مطلع باشد، نمی‌تواند برای مقابله با او برنامه‌ریزی صحیحی داشته و سیاست دفاعی مناسبی اتخاذ کند. در واقع با شناخت نقشه‌های دشمن، می‌توان برای راه‌های نفوذ او برنامه‌ریزی کرد و از رخنه‌اش در جامعه اسلامی جلوگیری کرد.

"انسان در رختخواب یا در پستوی خانه که نمی‏‌تواند مبارزه کند، در مبارزه باید جد و جهدی وجود داشته باشد...؛ دوم این‌که در مقابلش دشمنی باشد"به همین جهت، دشمن‌شناسی در رهنمودهای رهبری، جایگاه ویژه‌ای داشته و ایشان یکی از شاخصه‌های مدیریت جهادی را دشمن‌شناسی می‌دانند؛ «باید دشمن را شناخت...؛ دشمنی او را باید فهمید؛ نقشه او را باید تشخیص داد...؛ این شد حرکت جهادی و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیریت هر بخشی از بخش‌های گوناگون این عرصه عظیم، خواهد شد مدیریت جهادی.»

تفکر باید خلاق و نقاد باشد
با نقد و برگزاری کرسی‌های آزاد اندیشی، می‌توان راه‌های پیشرفت را زودتر شناخت و همچنین برای زدودن مشکلات و موانع، چاره‌ای اندیشید. تفکر نقادانه، به‌خصوص از سوی اهل فن در هر مجموعه‌ای، بهترین راه شناخت نقاط قوت و ضعف آن سیستم است. اگر در جامعه، علماء، اساتید، روشنفکران متدیّن و هنرمندان متعهد، با نگاه تخصصی خود، نقاط ضعف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... در جامعه را به مسئولین و مدیران جامعه، گوشزد نمایند، جامعه مسیر رشد خود را سریع‌تر و بهتر طی خواهد کرد.

مقام معظم رهبری، درباره نگاه نقادانه در عرصه فرهنگی می‌فرمایند: «علما، اساتید، روشنفکران انقلابی، هنرمندان و متعهّد، نگاه نقّادانه خودشان را نسبت به اوضاع فرهنگی کشور همچنان داشته باشند و تذکّر بدهند. البتّه من در مورد تذکّرات، معتقدم باید با منطق محکم و بیان روشن، نقطه نظرات صحیح را ارائه بدهند.

بنده با تهمت‌زنی و جنجال‌آفرینی، با تکفیر و متهم کردن این و آن، موافق نیستم. اعتقاد من این است که مجموعه انقلابی کشور -که بحمدالله تعداد بی‌شماری از آن‌ها در بین جوان‌ها و صاحب‌نظران، اساتید، بزرگان و تحصیل کرده‌های ما حضور دارند، می‌توانند با منطقِ محکم وارد میدان بشوند؛ نقّادی کنند؛ نقاط ضعف و نقاط منفی را به رخ ما مسئولین بکشانند. گاهی می‌شود که مسئول، متوجّه نیست در متن جامعه چه می‌گذرد، امّا آن جوان در متن جامعه است؛ او می‌فهمد؛ آن عزم ملّی و مدیریّت جهادی که عرض کردیم در زمینه فرهنگ، این است.»

کارآمدی، لازمه فعالیت‌های تشکیلاتی
از دیگر ویژگی‌های مومنان جهادی؛ کارآمدی است. کارآمدی آن است که کارها به نیکویی انجام شود. کارآمدی، درخور بودن، به کار آمدن، مورد استعمال یافتن، مفید بودن و خدمت کردن است.

"امیرالمؤمنین علی(ع) می‎فرمایند: انسان باید شخصیتش شخصیتی باشد که در اثر تقوا به نظم برسد؛ در اثر خداترسی به کیفیت خوب در کار برسد"در فرهنگ اصطلاحات مدیریت، کارآمدی به مفهوم میزان موفّقیت در تحقق هدف‌ها و یا انجام ماموریت است که نشان دهنده درجه رسیدن به اهداف می‌باشد. زمانی می‌توان یک مومن جهادی را کارآمد دانست که با در نظر گرفتن امکانات و موانع موجود، به اهداف تعیین شده رسیده و بتواند مشکلات جامعه را حل کند.

از آنجا که کارآمدی یکی از عوامل رشد در هر نظامی بوده و بقای هر برنامه و مجموعه‌ای به کارآمدی آن است، هر نظامی، به‌ویژه نظام‌های اجتماعی و سیاسی، به‌دنبال رشد کارآمدی خود هستند.

در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز به‌عنوان یک الگوی موفق نظام اجتماعی-سیاسی که بر پایه احکام دین مبین اسلام، پایه‌ریزی شده است، کارآمدی، یکی از شاخصه‌های مدیریت دینی و جهادی به‌حساب می‌آید. به این خاطر، رهبر معظم انقلاب، کارآمدی را به‌عنوان هویت و حیثیّت نظام، مطرح کرده و می‌فرمایند: «مطلب دوّم در مورد آن حقیقتی است که یکی از جلوه‌های زیبای آن را در این مجموعه کاری -مجموعه «مپنا»- می‌شود دید: حقیقت کارآمدی، کارآمدی ناشی از دانش و هوش و پشتکار و ابتکار و عزمِ راسخ که خوشبختانه ما این را در این مجموعه مشاهده می‌کنیم؛ این نگاه ما به کلّ حرکت کشور است.»

نباید به «کم» قانع شد!
بدترین آفتی که می‌تواند دامن‌گیر مومن انقلابی شود، آن است که از وضع موجود راضی باشد و برای پیشرفت همتی نکند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «اَلشَّرَفُ بِالهِمَمِ العالیهِ لا بِالرِّمَمِ البالیهِ؛ شرافت به همت‌های بلند است؛ نه به(تفاخر به گذشتگان) و استخوان‌های پوسیده آنان.»

بنابراین هر فرد یا جامعه‌ای، به اندازه تلاش و همتی که از خود نشان می‌دهد، به قله‌های رفیع شرافت و موفقیت، دست خواهد یافت. قطعاً کارهای بزرگ در هر جامعه‌ای، نتیجه همت‌های والا و عالی و به تعبیر مقام معظم رهبری، همت جهادی افراد در جامعه خواهد بود؛ «با حرکت عادی نمی‌شود پیش رفت؛ با حرکت عادی و احیاناً خواب آلوده و بی‌حساسیت، نمی‌شود کارهای بزرگ را انجام داد؛ یک همت جهادی لازم است؛ تحرک جهادی و مدیریت جهادی برای این کارها لازم است.

حرکتی که می‌شود، باید علمی، پر قدرت، با برنامه و هم مجاهدانه باشد.»

البته این همت عالی، اگر با نیت خالص، جهت خدمت‌رسانی به جامعه و برادران دینی باشد، ارزشمند خواهد بود. مقام معظم رهبری، مسئولیت‌پذیری به نیت خدمت به مصالح کشور را بزرگترین کار جهادی می‌نامند؛ «این مسئولیت‌ها اگر به‌طور جدی، به دور از انگیزه‌های شخصی، به دور از هر چیزی جز انگیزه خدمت به مصالح کشور انجام بگیرد، بزرگ‌ترین کار جهادی است؛ کار جهادی یعنی این؛ انگیزه‌های گوناگون را نباید دخالت داد، اولویت‌ها را باید نگاه کرد.»

سبک زندگی جهادی، مقدمه عصر ظهور
مومن جهادی، زندگی را برای جهاد و مبارزه می‌خواهد؛ نه جهاد و مبارزه را برای زندگی! به بیان دیگر، انسان مجاهد؛ شیفته خدمت است؛ نه تشنه قدرت. جهاد و مجاهدت در عصر غیبت و ظهور، از توفیقات الهی است؛ لذا امیرمومنان علی(ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:« به‌راستی که جهاد یکی از درهای بهشت است که خداوند آن را برای اولیای خاص خود گشوده است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محکم اوست.» امام زمان(عج) نیز مشتاق دیدار سیصدوسیزده مومن جهادی است تا به اتفاق آن‌ها، با رمز جهاد، ظهور اتفاق افتد

منابع خبر

اخبار مرتبط