تخصص تبلیغ در حوزه علمیه آموزش داده نمی‌شود

تخصص تبلیغ در حوزه علمیه آموزش داده نمی‌شود
خبرگزاری مهر
خبرگزاری مهر - ۱۶ خرداد ۱۴۰۱



خبرگزاری مهر،

گروه فرهنگ و اندیشه_ فاطمه ترکاشوند: همراه با رشد نیاز به حضور در مجامع بین‌المللی و تقویت ارتباط با سایر کشورها در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی، دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تاکنون راهبردهای متفاوتی را برای این حضور تعریف کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد که همواره وزنه مهم فرهنگ در این دیپلماسی مورد تغافل قرار گرفته است.

حالا در اثناء دهه‌ای که به ۵۰ سالگی انقلاب اسلامی منتهی می‌شود، با نقد شرایط، علل و موانع تقویت دیپلماسی فرهنگی کشور می‌توانیم ارتباط عمیق‌تر با سایر ملت‌های جهان را سامان دهیم و از مشکلات گذشته درس بگیریم. گفتنی است آنچه در این سلسله گفتگوها از جانب کارشناسان و فعالان این عرصه مطرح می‌شود الزاماً دیدگاه خبرگزاری مهر نیست و مهر از انعکاس دیگر دیدگاه‌ها در مورد مسائل مطرح شده استقبال می‌کند.

در این راستا و در ادامه پرونده دیپلماسی فرهنگی در خبرگزاری مهر، بخش دوم گفت‌وگو با سهیل اسعد، فعال فرهنگی لبنانی-آرژانتینی که با فعالیت عمده در منطقه آمریکای لاتین شناخته می‌شود، پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.

* اگر قرار باشد حاکمیت از ابزارها فرهنگی خود استفاده کند تا برخی از این گزاره‌های منفی را در افکار عمومی آمریکای لاتین تغییر دهد و مثلاً تصویرشان را از مظلومیت زن در ایران عوض کند، از کدام طریق می‌تواند اقدام کند؟ بهترین ابزار چیست؟ آیا ابزار تبلیغ در این راستا مؤثر است؟

من که برای ایجاد تحول در افکار مردم غیر از رسانه چیز دیگری نمی‌شناسم یعنی غیر از سینما و تلویزیون و فیلم و این‌ها چیزی را مؤثر نمی‌دانم و حداقل این است که غیر از این‌ها را تجربه کردیم و جواب نداده است. تبلیغ که می‌گوئید اگر مثل جماعت تبلیغ باشد که مثلاً در یک کنگره، ۴ میلیون مبلغ جمع می‌کنیم، بله! خوب است. اما تبلیغ با روش ما که هر سال برای ۶۰۰-۷۰۰ میلیون جمعیت چندتا مبلغ بفرستیم، خیر!

اینکه اصلاً تبلیغ نیست.

"تبلیغ که می‌گوئید اگر مثل جماعت تبلیغ باشد که مثلاً در یک کنگره، ۴ میلیون مبلغ جمع می‌کنیم، بله! خوب است"این یک دروغ بزرگ است که داریم به خودمان می‌گوئیم. در عنوان آمده است «تبلیغ» اما در واقعیت چه؟ … در مقابل هر طلبه‌ای که ما می‌فرستیم ۱۰۰ مبلغ از دیگر مذاهب، فرقه‌ها و ادیان فرستاده می‌شود. ۱۰۰ طلبه! عربستان سعودی می‌فرستد، لبنان می‌فرستد، مصر می‌فرستد، افغانستان و پاکستان و کشورهای دیگر می‌فرستند، از جنوب آفریقا می‌فرستند. لذا اگر یک تحول کمی در تبلیغ رخ دهد بله شاید مؤثر باشد.

اما در طول چند دهه، ما ۲۰ طلبه تربیت کرده‌ایم! ۲۰ طلبه برای ۲۰ کشور. این تبلیغ است؟ شما می‌توانید به این بگویید تبلیغ؟

ببینید تبلیغ هم با تبلیغ فرق می‌کند.

مشکلی که ما داریم این است که برنامه اصلی درسی حوزه علمیه تربیت مبلغ نیست. تبلیغ یعنی کسی باشد که به عنوان مبلغ آموخته شده باشد و تخصص تبلیغ داشته باشد. هیچیک از ما که در این عرصه فعالیم، تخصص تبلیغ نداریم. شما وارد حوزه می‌شوید فقه و اصول می‌خوانید. احکام شرعی را می‌خوانید.

"اما تبلیغ با روش ما که هر سال برای ۶۰۰-۷۰۰ میلیون جمعیت چندتا مبلغ بفرستیم، خیر!اینکه اصلاً تبلیغ نیست"خب صرفاً با احکام شرعی چقدر می‌شود کار تبلیغی کرد؟ من عیناً دیده‌ام طرف رفته است ونزوئلا و کار تبلیغی اش منحصر شده است در اینکه بین دو نماز رساله عملیه باز می‌کند و می‌گوید: باب الطهارة! خب سوال اینجاست که آیا با این روش می‌خواهی ونزوئلا را متحول کنی؟!

* تازه از این تعداد هم برخی مثل شما اصلاً محصول تربیت و اراده نهادهای مسئول به آن معنا نبوده‌اند بلکه خودانگیخته وارد شده‌اند.

حالا حتی اگر این طور هم فرض کنیم باز این تبلیغ نیست. در پاکستان یکی از علما می‌گفت حوزه‌های علمی وهابیت سلفی، ۵میلیون طلبه دارند. ۵میلیون طلبه یعنی چقدر؟ فلذا انتظار از این شکل از تبلیغ را کلاً بگذارید کنار.

* حتی اگر فرض کنیم از جهت کمّی به این مقدار رسیده‌ایم، باز فکر می‌کنید ابزارهای تبلیغی می‌توانند این گزاره‌های اجتماعی را درباره تصویر ایران در ذهن مردم تغییر دهند؟ یعنی آن‌ها به یک روحانی به این چشم نگاه می‌کنند که او را مرجع دریافت اطلاعات در این مسائل بدانند؟

نه، در آمریکای لاتین نه. با این مدل تبلیغی ما، نه.

* در واقع معتقدید این یک ابزار ناکارآمد است؟

من که نمی‌گویم؛ شما تاریخ را نگاه کنید. ببینید در این چند دهه با این روش چه کار کرده‌اند.

ببینید تبلیغ هم با تبلیغ فرق می‌کند. مشکلی که ما داریم این است که برنامه اصلی درسی حوزه علمیه تربیت مبلغ نیست. تبلیغ یعنی کسی باشد که به عنوان مبلغ آموخته شده باشد و تخصص تبلیغ داشته باشد. هیچیک از ما که در این عرصه فعالیم، تخصص تبلیغ نداریم.

شما وارد حوزه می‌شوید فقه و اصول می‌خوانید. احکام شرعی را می‌خوانید.

"در عنوان آمده است «تبلیغ» اما در واقعیت چه؟ … در مقابل هر طلبه‌ای که ما می‌فرستیم ۱۰۰ مبلغ از دیگر مذاهب، فرقه‌ها و ادیان فرستاده می‌شود"خب صرفاً با احکام شرعی چقدر می‌شود کار تبلیغی کرد؟ من عیناً دیده‌ام طرف رفته است ونزوئلا و کار تبلیغی اش منحصر شده است در اینکه بین دو نماز رساله عملیه باز می‌کند و می‌گوید: باب الطهارة! خب سوال اینجاست که آیا با این روش می‌خواهی ونزوئلا را متحول کنی؟!

خب محتوای مناسب فضای تبلیغی را در اختیار طلبه‌ای که می‌خواهد در فضای بین الملل تبلیغ کند نمی‌گذاریم و روش منحصر به فرد هر فرهنگ و کشور و… هم در امر تبلیغ نداریم! روش همان روشی است که این فکر را ترویج کند که تنها باید منتظر ماند تا پس از ظهور مسائل مان حل بشود. شما فکر نکنید که طرف رفت برزیل تبلیغ کند یعنی کار خاصی می‌کند همان فکر را ترویج می‌کند که امام زمان (عج) ان‌شاالله بیاید درستش کند. من از شما اصلاً سوال می‌کنم! شما به تأثیر چنین روشی ایمان دارید؟ این روش در جاهای دیگر مگر جواب داده است؟

* چرا این تصویر عوض نمی‌شود؟ چرا این اراده به وجود نمی‌آید که این اشکالات در حوزه تبلیغات دینی تصحیح شود؟ آیا اعتقادی به وجود این اشکالات یا توان رفع آن‌ها نیست یا تصمیم گیران این عرصه اصلاً از وجودشان خبر ندارند؟

حتی آقای مصباح از این فضا راضی نبوده‌اند پس چه کار کردند؟ به جای اینکه بیایند حوزه را متحول کنند -که اصلاً ایمانی هم به امکان ایجاد تحول در حوزه نداشتند-، آمد یک فضای جدیدی را باز کردند به اسم «مؤسسه پژوهشی امام خمینی (ره)». ایشان از خود حوزه است. اما خودش هم ناامید بوده و جای جدیدی باز کرده است.

این یک نمونه است.

به نظر من این ساختار که یک ساختار تاریخی است و خیلی هم در طول زمان امتداد داشته است، هنوز نسبت به روند تحولات در دنیا متحول نشده است. من چند تا سخنرانی متعدد از رهبر معظم انقلاب شنیده‌ام درباره ضرورت ایجاد تحول در حوزه؛ در یکی از آن‌ها خودم یکی از سخنران ابتدایی مراسم بودم و ایشان هم همان شب در سخنانشان ضرورت تحول و مدیریت تحول را مطرح کردند. چقدر مطالبات رهبر انقلاب در خصوص این تحول محقق شده است؟

ساختار، ساختار قوی‌ای است و فرهنگی وجود دارد که دیگر هر کاری‌ش می‌کنیم تغییری نمی‌کند. من یک مثالی می‌زنم از خود شما که نگویید این از خارج آمده و می‌خواهد یک چیزی به ما یاد بدهد!

علامه مصباح را خدا رحمت کند. خودم شخصاً با او صحبت می‌کردم که این موضوع را گفتند.

"۱۰۰ طلبه! عربستان سعودی می‌فرستد، لبنان می‌فرستد، مصر می‌فرستد، افغانستان و پاکستان و کشورهای دیگر می‌فرستند، از جنوب آفریقا می‌فرستند"حتی آقای مصباح از این فضا راضی نبوده‌اند تدبیر ایشان در این خصوص چه بود با توجه به دغدغه‌هایی که داشتند؟ آمدند یک فضای جدیدی را ایجاد کردند به اسم «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)». ایشان از خود حوزه است. اما وقتی دیدند که برخی از ابعاد تحول در این نهاد صورت نمی‌پذیرد، فضای جدیدی ایجاد کرده است. این یک نمونه است.

شما از مقام معظم رهبری بپرسید که شما این قدر گفتید تحول، آیا آن تحول مدنظر ایشان اتفاق افتاد؟ من خودم شاهد بوده‌ام که رهبر معظم انقلاب درباره علوم انسانی و حوزه صحبت می‌کردند، برخی مسئولان هم نشسته بودند. اما به محض اینکه این آقایان بیرون رفتند تفسیری که از کلام رهبرانقلاب کردند کاملاً معکوس صحبت ایشان شد! (می‌خندد) صریح بیانات آقا واضح و مشخص بود! فرمودند من با ورود علوم انسانی به حوزه‌ی علمیه اصلاً مخالفتی ندارم، من میگویم حوزه‌ی علمیه باید پایه‌های علوم انسانی مبتنی بر تفکر اسلامی و جهان بینی اسلام را مستحکم بریزد، همان کاری که در اول انقلاب آقای مصباح و تشکیلات ایشان شروع کردند؛ که اگر تا امروز ادامه پیدا می‌کرد، به یک جاهایی می‌رسید، در ادامه گفتند کسی که از خارج می‌آید و وارد حوزه می‌شود برای آشنایی با امیرالمؤمنین آمده است نه برای آشنایی با دیدگاه‌های روان‌شناسان و فلاسفه غرب و این چیزها.

شما می‌خواهید روان‌شناسی بخوانید بروید دانشگاه تهران! مشکلی نیست. جنگ که نداریم با علوم انسانی! بروید دانشگاه تهران اما نه در حوزه علمیه. کسی که آمده است حوزه یعنی می‌خواهد قرآن و حدیث بخواند. چه معنایی دارد شما فروید را وارد حوزه کنید؟! حوزه که علی ابن

ابی
طالب دارد. با فروید چه کار دارید؟!

* به راهکار مرحوم آیت الله مصباح اشاره کردید.

"لذا اگر یک تحول کمی در تبلیغ رخ دهد بله شاید مؤثر باشد.اما در طول چند دهه، ما ۲۰ طلبه تربیت کرده‌ایم! ۲۰ طلبه برای ۲۰ کشور"فکر می‌کنید این راهکار چقدر برای حل مشکل دیپلماسی فرهنگی هم می‌تواند راهگشا باشد اگر یک سازمان یا نهاد دایر کنیم که تلفیقی از همه ابزارهای فرهنگی اعم از سینما و تئاتر و موسیقی و تبلیغ را در ارتباط فرهنگی به کار بگیرد؟ اساساً فرهنگ روحانیت به او اجازه می‌دهد در عرض سایر قالب‌های فرهنگی قرار بگیرد؟

من چندان موافق نیستم که چنین اتفاقی بیفتد. چون این محیط‌ها خیلی در ایران متضاد هستند. یعنی مثلاً بنده چون هر دو طرف هستم یعنی هم در قلب حوزه در حال کار حوزوی و تربیت طلبه هستم و هم در قلب جامعه در دانشگاه و کافی‌شاپ و رسانه و سینما و تلویزیون هم حضور دارم، باید بگویم تضاد عجیبی بین این دو محیط وجود دارد.

* یعنی چه جور تضادی؟

یعنی یک جا اگر شلوار جین بپوشید از شما نمی‌پذیرند و یک جا با لباس طلبگی بروید مسخره‌تان می‌کنند. یعنی طرف می‌ماند چه کار بکند! بین این و آن، ۸۰ کیلومتر فاصله است از تهران تا قم! اینجا با لباسی که در آن یکی خیلی مقبولیت دارد، شما را نمی‌پذیرند و آنجا با تنها لباسی که در آن دیگری قبولت دارند، مسخره‌تان می‌کنند. این فقط یک نمونه است؛ در سبک هم همین طور است و در محتوا و نوع خطاب و همه چیزهای دیگر.

در یک جایی داشتم کار رسانه‌ای انجام می‌دادم کلمه «دلار» را به کار بردم. یعنی «دلار» دیگر نه فحش بود نه اصلاً چیز خاصی! کلی فضا بهم ریخت که چرا دلار گفته‌ای و تومان نگفته‌ای!؟

* واقعاً؟!

بله! واقعاً. خب ببینید شما اگر نتوانید کلمه «دلار» را به زبان بیاورید دیگر می‌توانید کار بین‌المللی انجام دهید و روابط بین‌المللی هم می‌خواهید؟! لذا این ایده‌ها با واقعیتی که پیش چشم می‌بینم اصلاً قابل جمع نیست.

شما تا حالا دیده‌اید یک روحانی با یک هنرپیشه یا کارگردان با هم بنشینند و سعی کنند کار مشترک انجام دهند؟ نیست! خود من سعی کردم این کار را انجام دهم و نشد. خود من متخصص تئاتر هستم و بارها با برخی مسئولان صحبت کرده‌ام که یک متخصص تئاتر از آرژانتین آمده و می‌خواهد مجانی توانش را در اختیار بگذارد اما هیچ اتفاقی نیفتاد.

* چرا نشد؟

این ساختار یک فرهنگ حاکمی دارد که این چیزها را نمی‌پذیرد. یکی از دوستان مؤسس هنر اسلامی در قم گفت اصلاً جنگ جهانی سوم علیه ما راه انداختند.

* پس این خیلی عمیق‌تر از تضادهای اجتماعی و فرهنگی ماست.

"این تبلیغ است؟ شما می‌توانید به این بگویید تبلیغ؟ببینید تبلیغ هم با تبلیغ فرق می‌کند"یعنی برخی کلاً ورود به عرصه هنر را به رسمیت نمی‌شناسند که بعد بخواهد از آن به عنوان یک قالب ارتباط با سایر ملت‌ها استفاده کنند.

بگذارید چیزی بگویم که به مراتب تلخ‌تر است اما رک می گویم! در عرصه تبلیغات، دغدغه دیپلماسی فرهنگی و عمومی و این صحبت‌ها اصلاً وجود ندارد! (می‌خندد)

* واقعاً؟

آن چیزی که من می‌بینم این را می‌گوید. ارزیابی من از واقعیت موجود این است.

* یعنی می‌داند ارتباط با سایر ملت‌ها برای ما ضرورت دارد اما اهمیتی نمی‌دهد یا اصلاً حتی نمی‌داند چنین چیزی مهم است؟

ببینید قصه همان فرهنگی است که عرض کردم. من یک روز آمدم به یک کافی‌شاپ که قرار بود در آن گفت‌وگو داشته باشم. بعد به یک دوره آموزشی تربیت مبلغ رفتم و این تجربه را منتقل کردم که یک طلبه از قم رفته به قلب تهران با همه اقشار مثلاً کسانی که حجاب شرعی کاملی ندارند ارتباط برقرار کرده و خیلی هم موفق بوده و خیلی هم جواب داده و بیاییم از این کارها بکنیم. بعد طرف با من تماس گرفته است که حاج‌آقا من دو هفته با خودم درگیر بودم که چطور وارد یک پیتزافروشی بشوم! آن هم پیتزافروشی در قم! گفت من چون دیدم خیلی وضع ناجور است… (می‌خندد) پیتزافروشی آن هم در قم نه اصلاً پاریس یا نیویورک! خب با این فرهنگ می‌خواهید چه کار کنید؟

مگر اینکه یک اتفاق بیفتد: به جای اینکه بیایید یک ساختار را معرفی کنید برای حل کل مشکلات دنیا! چون شما معمولاً هم این ایده را خیلی دوست دارید! (می‌خندیم) یعنی چیزهای جزئی را هم قبول ندارید! می‌گوئید یک کاری بکنیم کل بحران‌های دنیا را ما حل بکنیم! به جای این‌ها بیاییم به صورت خیلی جزئی و با استفاده از افراد و نه نهادهای و ساختار آنها، پیش برویم.

با همین ۱۰۰ نفر که داریم مثلاً همین افرادی که هنر را فهمیده‌اند، نیازهای بین‌المللی را فهمیده‌اند، این‌هایی که اختلافات فرهنگی را فهمیده‌اند، این‌هایی که دغدغه هدایت دارند؛ بله! با این‌ها می‌شود کار کرد.

یعنی پشتیبانی از افراد! فلانی فکر روشنی دارد، ایده‌های خوبی دارد، طرح دارد، پروژه دارد، مدیریت دارد، تجربه دارد. از آن‌ها پشتیبانی کنید. این خوب است و اتفاقاً جواب داده است.

ببینید آخر همه این‌ها را تجربه کرده و دیده‌ایم. مجمع جهانی با همین هدف و همین رؤیا دایر شد. جامعه المصطفی با همین امید آغاز به کار کرد.

"با این مدل تبلیغی ما، نه.* در واقع معتقدید این یک ابزار ناکارآمد است؟من که نمی‌گویم؛ شما تاریخ را نگاه کنید"تقریب مذاهب هم با همین تفکر شروع کرد. خب کشتید ما را! چقدر می‌خواهید باز هم سازمان بسازید؟!

* چرا فکر می‌کنید این جواب می‌دهد؟

چون در مورد خودم اتفاق افتاده و من همین کارها را کرده‌ام و اینکه برخی آقایان ایمان آورده‌اند به این طرح‌ها و طرز فکر و از این برنامه پشتیبانی کردند و من الحمدلله موفق بوده‌ام.

* مثلاً چه جور پشتیبانی؟

مثلاً اینکه من توانسته‌ام سالی ۱۰ سفر داشته باشم. این امکانات می‌خواهد. این اعتمادی که به ما کردند که فلانی می‌تواند به عنوان نماینده ما به فلان جا برود. یا اینکه اگر گفتم اینجا نیاز داریم به یک مرکز اسلامی امکانات دادند.

این روش جواب می‌دهد.

این روش، روش پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) است. چون باید نگاه کنیم ببینیم در مسیر تحول فرهنگ اسلامی چه ایستگاه‌هایی بوده است. امیرالمؤمنین یک نفر را تربیت کرده و برای یک هدف خاصی فرستاده است جایی و نتیجه‌اش شده است تشیع لبنان فقط با یک ابوذر! ابوذر بذر تشیع را در لبنان کاشته و الان شده است ارض الشهدا و این مهم است. نگاه کنید در آفریقا چگونه بوده است؟ در جنوب شرق آسیا یا در آفریقا؟ هر جا را که ببینید این قدرت و قوت از یک نفر شروع شده. یک عالمی مثلاً ۱۵۰ سال پیش یک مسجد کوچک را جایی ساخته اما با اخلاص؛ کار کرده و بعد شده است مهد تشیع.

لذا ایمان من به افراد است.

"هیچیک از ما که در این عرصه فعالیم، تخصص تبلیغ نداریم.شما وارد حوزه می‌شوید فقه و اصول می‌خوانید"به غیر از آن اینکه بگوییم یک سازمان درست می‌کنیم که مؤثر باشد! نه! این کار را نکنید! الی ما شاءالله این کار را کردید و نتیجه نداد!

* (می‌خندیم)

ببینید آخر همه این‌ها را تجربه کرده و دیده‌ایم. سازمان‌ها و نهادهای مختلف با همین هدف و همین رؤیا دایر شد و آغاز به کار کرد. خب کشتید ما را! چقدر می‌خواهید باز هم سازمان بسازید؟!

منابع خبر

اخبار مرتبط

باشگاه خبرنگاران - ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
خبرگزاری مهر - ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱