قسمت نوزده خواهر و برادرانم

پندار - ۴ آبان ۱۴۰۱

   سریال خواهر و برادرانم قسمت نوزده 19Khahar Va Baradaranam Serial Part ۱۹

قدیر به خانه مظلوم می رود و از دیدن ملیسا متعجب می شود آن ها دور هم جمع می شوند و با چند بازی فکری که ملیسا با خودش آورده سرگرم می شوند و به همگی خوش می گذرد.

زینب می گوید قدیر و ملیسا واقعا با هم تفاهم دارند. در آخر موقع رفتن ملیسا می گوید بهتر است با هم عکس سلفی بگیرند. قدیر با موتور مظلوم ملیسا را به خانه شان می رساند و ملیسا قبل از رفتن به خانه گونه قدیر را می بوسد. قدیر برای پس دادن موتور مظلوم می آید و مظلوم می پرسد چرا به ملیسا کم محلی می کند؟

متوجه نیست که او دوستش دارد؟ قدیر می گوید عمر عاشق ملیساست و مظلوم را متهم می کند که برایش دسیسه چیده و او را عمدا با ملیسا رو به رو کرده است. 

در خانه اورهان، او و خانواده اش سر میز غذا نشسته اند. اورهان به شنگول می گوید برای بچه های برادرش هم غذا ببرد.

"قدیر با موتور مظلوم ملیسا را به خانه شان می رساند و ملیسا قبل از رفتن به خانه گونه قدیر را می بوسد"شنگول قبول نمی کند همان موقع اوگولجان به مادرش می گوید آیبیکه امروز در مدرسه تنبیه شد و کارهای نظافت را انجام داده است.

آیبیکه به دفاع از خودش می گوید همه این ها تقصیر هاریکا بوده است.

اوگولجان به مادرشان می گوید آیبیکه با پدرشان رفتار بدی داشته و حقش بوده که تنبیه شود. آیبیکه از جایش بلند می شود و پدرش را می بوسد و عذرخواهی می کند. 

روز بعد هوا بارانی است وآسیه به همراه عمر مجبور می شود پیاده به کالج برود چون کارت اتوبوس آن ها شارژ ندارد. وقتی آن دو وارد کالج می شوند، قدیر با دیدن سر و وضعشان حوله ای به آن ها می دهد و عمر به دروغ می گوید از اتوبوس جا مانده اند تا قدیر نگرانشان نشود. 

ملیسا در کافه به دیدن قدیر می رود. قدیر به او کم محلی می کند. ملیسا در کاغذ برای او شعرهای عاشقانه می نویسد و در جیب کاپشن قدیر می گذارد. 

شب عاکف سوزان را به خانه اش می رساند و دروک آن ها را می بیند.

دروک به خانه می آید و از پدرش که در آشپزخانه است می پرسد کجا بوده و دیده که سوزان را به خانه رسانده است.

عاکف می گوید سوزان تنها بوده و شوهرش به مسافرت رفته و او از روی نزاکت سوزان را به خانه اش رسانده است. 

شب وقتی نباهات با عاکف تنها می شود از او می پرسد کنعان راجع به طلاق مطلع شده؟ عاکف می گوید کنعان به لندن رفته و فعلا از چیزی خبر ندارد.

نباهات می گوید نکند آن جا هم کسی را دارد؟ یک خانواده دیگر؟ عاکف جواب منفی می دهد و می گوید کنعان خیلی کار می کند و وقتی برای خانواده ندارد. چند دقیقه بعد نباهات می گوید یکی از دوستانش زایمان کرده و عکس های بچه را نشان عاکف می دهد و می گوید دلش می خواهد باز هم بچه دار شوند. عاکف عصبانی می شود و می گوید چرا زن های ۴۰ ساله دلشان می خواهد بچه دار شوند و اگر دلش می خواهد یک بچه را نوازش کنند سراغ بچه های خودشان بروند. 

فردا صبح سوزان برای چکاپ به بیمارستان می رود و دکتر که یکی از دوستانش است می گوید بچه سالم است. سوزان از او می خواهد فعلا حرفی درباره بارداری او نزند.

سپس سوزان به دیدن دوست مشترک خودش و نباهات که تازه زایمان کرده می رود. نباهات هم آنجاست و شروع به تعریف می کند که او و شوهرش تصمیم گرفته اند بچه دار شوند و عاکف هنوز عاشق اوست.

سوزان با شنیدن این حرف ها عصبانی می شود و می گوید در شب جشن تولد ملیسا آیبیکه راست گفت، او و عاکف واقعا همدیگر را بوسیده بودند و عاکف عاشق اوست.

"آیبیکه از جایش بلند می شود و پدرش را می بوسد و عذرخواهی می کند. روز بعد هوا بارانی است وآسیه به همراه عمر مجبور می شود پیاده به کالج برود چون کارت اتوبوس آن ها شارژ ندارد"او هم از عاکف باردار است و می خواهد از کنعان جدا شود. نباهات با عصبانیت به صورت سوزان سیلی می زند و می رود. 

عاکف به خانه تابستانی می رود. او وارد خانه می شود و نباهات را صدا می زند و در اتاق خواب پیدایش می کند. عاکف می گوید نوشتی فورا هم را ببینیم، زنگ هم میزنم جواب نمیدی؟

پایان قسمت ۱۹

قسمت بعدی - سریال خواهر و برادرانم قسمت بیست ۲۰ قسمت قبلی - سریال خواهر و برادرانم قسمت هجده ۱۸ Next Episode - Khahar Va Baradaranam Serial Part ۲۰ Previous Episode - Khahar Va Baradaranam Serial Part ۱۸

منابع خبر

اخبار مرتبط

رادیو زمانه - ۱۶ بهمن ۱۴۰۰
پندار - ۱ خرداد ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
آفتاب - ۲۶ مرداد ۱۳۹۹