تربیت نفس از منظر نهج البلاغه
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از اهل بیت(ع)؛ در این مقاله به تربیت نفس در نهج البلاغه اشاره می کند و احادیث مربوط به آنها را بیان می کند.
۱.تربیت قبل از شکل گیری شخصیت
انما قلب الحدث کالارض الخالیة، ما ألقی فیها من شیء قبلته. فبادرتُک بالادب قبل أن یقسو قلبک، و یشتغل لبّک.
(خطاب به امام حسن علیه السلام): همانا دل نوجوان مانند زمین خالی است که هرچه در آن افکنده شود، آن را می پذیرد. از این رو، من پیش از آن که دلت سخت گردد و خردت مشغول شود، به تأدیب و تربیت تو شتافتم.
۲. بازنده و نکوحال
المغبون من غبن نفسَه، و المغبوط من سلم له دینُه.
بازنده کسی است که نفس خود را ببازد (به خود ضرر بزند)، و نکوحال (که مورد غبطه دیگران است) کسی است که دینش سالم باشد.
۳. شریک کوری دل
الهوی شریک العمی.
هوا و هوس، شریک کوری دل و بصر است.
۴.
"فبادرتُک بالادب قبل أن یقسو قلبک، و یشتغل لبّک.(خطاب به امام حسن علیه السلام): همانا دل نوجوان مانند زمین خالی است که هرچه در آن افکنده شود، آن را می پذیرد"زیانکار حقیقی
من حاسب نفسه رَبح، و من غفل عنها خَسر.
کسی که از نفس خود حساب بکشد، سود برد و هر که از آن غافل ماند، زیان کند.
۵. تربیت نفس
أیها الناس! تولوا من أنفسکم تأدیبها، واعدلوا بها عن ضراوة عاداتها.
ای مردم! تربیت نفس های خود را به عهده گیرید و آن ها را از آزمندی و ولع عادت هایشان بازدارید.
۶. ریاضت نفس
وَایمُ الله یمینا أستثنی فیها بمشیئة الله لاروضن نفسی ریاضة تهش معها الی القرص اذا قدرت علیه مطعوما، و تقنع بالملح مأدوما.
سوگند به خدا سوگندی که در آن مشیت خدا را مستثنی می کنم، نفس خود را چنان ریاضت دهم که اگر برای خوراک خود به قرص نانی دست یابد، شاد گردد و از خورش به نمک قناعت کند.
۷. بر پروردگارت دلیر مشو!
ما جرّأک علی ذنبک و ما غرّک بربک و ما أنّسَک بهلکة نفسک؛ أما من دائک بُلولٌ، أم لیس من نومتک یقظة؟
هان ای انسان، چه چیز تو را بر گناهت دلیر کرد و چه چیز تو را به پروردگارت دلیر ساخت و چه چیز تو را با نابودی خودت مأنوس کرد؟ مگر درد تو دوایی ندارد؟ یا خواب تو را بیداری نیست؟!
۸. همرهان نفس
کل نفس معها سائق و شهید: سائق یسوقها الی محشرها؛ و شاهد یشهد علیها بعملها.
با هر نفسی، راننده ای است و گواهی؛ راننده او را به سوی محشرش می راند و گواه به کارهایی که کرده است، گواهی می دهد.
۹.
گماشتگان بر انسان
اعلموا عبادالله! إن علیکم رصدا من أنفسکم، و عیونا من جوارحکم، و حفاظ صدق یحفظون أعمالکم، و عدد أنفاسکم !
بدانید ای بندگان خدا! دیده بانانی از خود شما و جاسوسانی از اعضای بدن شما و نگهدارندگان راستگویی که کردارهای شما و شمار نفس هایتان را حفظ می کنند، بر شما گماشته شده اند.
۱۰. تباهکاران عمر به هوس
عبادالله! أین الذین عُمّروا فنعموا، و عُلّموا ففهموا، و أنظروا فلَهو.
ای بندگان خدا! کجا هستند کسانی که به آنان عمر داده شد و از نعمت ها برخوردار شدند. به آنان تعلیم داده شد و آنان فهمیدند و مهلت داده شدند و آن فرصت را در غفلت و لهو و لعب سپری کردند؟
۱۱. خدایا تو ببخش !
اللهم اغفرلی ما وأیتُ من نفسی، و لم تجد له وفاء عندی.
خداوندا! بر ما ببخشا آن چه را که از نفس خود وعده کردم و تو درباره آن وعده از من وفا ندیدی.
۱۲. محاسبه نفس
حاسِب نفسَک لنفسک، فان غیرها من الانفس لها حسیب غیرک.
تو به حساب نفس خودت رسیدگی کن؛ زیرا دیگران را حسابرسی غیر از تو است.
۱۳.
"بازنده و نکوحال المغبون من غبن نفسَه، و المغبوط من سلم له دینُه.بازنده کسی است که نفس خود را ببازد (به خود ضرر بزند)، و نکوحال (که مورد غبطه دیگران است) کسی است که دینش سالم باشد"سرزنش نفس
لا یحمد حامد الا ربّه، و لا یلُم لائم الا نفسه.
هیچ ستایشگری جز پروردگار خود را نستاید و هیچ سرزنش کننده ای جز نفس خود را توبیخ ننماید.
۱۴. طلب بخشش از هوای نفس
اللهم اغفرلی رمزات الالحاظ، و سقطات الالفاظ، و شهوات الجنان، و هفوات اللسان.
خدایا بر من ببخشا اشاراتی را که با چشمانم نموده ام و الفاظ بی معنی و باطلی را که گفته ام و امیال و تمنیاتی را که در دلم سرزده اند و لغزش هایی را که با زبانم مرتکب شده ام.
۱۵. ضرر هوای نفس
اعلم انک ان لم تردع نفسک عن کثیر مما تحبّ مخافة مکروه، سَمَت بک الاهواء الی کثیر من الضرر؛ فکن لنفسک مانعا رادعا.
در وصیت به شریح بن هانی هنگامی که او را سالار اعزامی خود به سوی شام کرد، فرمود: آگاه باش اگر خود را از امور فراوانی که دوست داری به خاطر ترس از زیان آن باز نگردانی، هواهای نفس وجودت را به بسیاری از زیانها می کشاند. پس نفس خود را از هوسها مانع شو و باز گردان.
۱۶. اشتیاق بهشت
من اشتاق الی الجنة سَلا عن الشهوات.
هر کس که اشتیاق به بهشت دارد شهوات را از دل بزداید.
۱۷.
کرامت نفس
من کرُمت علیه نفسه هانت علیه شهواته.
هر کس که نفسش برایش دارای کرامت و حیثیت باشد، شهوات و تمایلات برای او پست می شود.
۱۸. رابطه قدرت و شهوت
اذا کثرت المقدرة قلّت الشهوة.
در آن هنگام که توانایی بیشتر شود، خواهش (شهوت) کم شود.
۱۹. غلبه بر هوای نفس
هیهات! أن یغلبنی هوای، و یقودنی جشعی الی تخیر الاطعمة.
چه بعید است که هوای نفس بر من پیروز شود و حرص و آز من به گزینش خوراک ها وادارم سازد.
۲۰. ناجی از هوای نفس
بعثه والناس ضُلّال فی حیرة، و حاطبون فی فتنة، قد استهوتهم الاهواء.
خداوند سبحان (پیامبر صلی الله علیه و آله) را در حالی فرستاد که مردم در وادی حیرت گمراه در آشوب مشوش و منحرف بودند و هوای نفسانی آنان را در خود غوطه ور ساخته بود.
۲۱. برحذر از نفس باشید!
احذروا عبادالله! حذر الغالب لنفسه، المانع لشهوته، الناظر بعقله.
ای بندگان خدا! برحذر باشید، مانند برحذر بودن کسی که بر نفسش پیروز است و مانع شهوترانی و ناظر به وسیله عقلش.
۲۲.
"زیانکار حقیقی من حاسب نفسه رَبح، و من غفل عنها خَسر.کسی که از نفس خود حساب بکشد، سود برد و هر که از آن غافل ماند، زیان کند"جنگیدن با هوای نفس
رحم الله امرأ... کابَر هواه، و کذّب مُناه.
خدا رحمت کند کسی را که... با هوایش به مبارزه برخاست و آرزویش را تکذیب کرد.
۲۳. آغاز فتنه
انما بدء وقوع الفتن أهواء تُتبع، و أحکام تُبتدع.
جز این نیست که ابتدای بروز آشوب ها و فتنه ها، هواهایی است که مورد تبعیت قرار می گیرند و احکامی است که بدعت گذاشته می شوند.
۲۴. پرهیز از بدگمانی
لا تکن...
تغلبه نفسُه علی ما یظُن، و لا یغلبها علی ما یستیقن.
از کسانی مباش که درباره آنچه که او شک دارد نفسش بر او غالب می شود، ولی نمی تواند درباره آن چه یقین دارد بر نفس خویشتن پیروز گردد.
۲۵. مخالفت با هوای نفس
فی صفة أخ له فی الله:... و کان اذا بَدهَه أمران ینظر أیهما أقرب الی الهوی فیخالفه.
امام در صفت برادر در راه خدایش این گونه فرمود:... وقتی که دو کار برای وی پیش می آمد، می دید که کدام یکی از آن دو به هوی و هوس نزدیک تر بود و با آن مخالفت می کرد.
۲۶. ریشه کنی هوای نفس
رحم الله امرأ نزع عن شهوته، و قمع هوی نفسه، فان هذه النفس أبعد شیء منزعا و انها لا تزال تنزع الی معصیة فی هوی.
خدا رحمت کند کسی که شهوت خود را مهار کند و هوای نفس را ریشه کن سازد؛ زیرا هوای این نفس را کندن، بسیار دشوار است و این نفس همواره به مقتضای هواطلبی خود میل به معصیتی دارد.
۲۷.
"تربیت نفس أیها الناس! تولوا من أنفسکم تأدیبها، واعدلوا بها عن ضراوة عاداتها.ای مردم! تربیت نفس های خود را به عهده گیرید و آن ها را از آزمندی و ولع عادت هایشان بازدارید"بهترین حمایتگر در برابر نفس
أقول ما تسمعون، والله المستعان علی نفسی و أنفسکم، و هو حسبنا و نعم الوکیل !
می گویم آن چه را که می شنوید و خدا است که از او علیه نفس خود و نفوس شما یاری می طلبم و او است کفایت کننده موجودیت من و بهترین تکیه گاه هستی ما.
۲۸. تربیت قبل از رشد هوای نفس
و أجمعت علیه من أدبک أن یکون ذلک و أنت مُقبل العمر و مُقتبل الدهر، ذو نیة سلیمة و نفس صافیة.
امام علیه السلام در وصیت به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمودند: تصمیم به تأدیب تو گرفتم که ادب را در حالی از من بپذیری که در بهار زندگی هستی و رو به سپری کردن عمر و آینده روزگار می روی و دارای نیتی سالم و نفسی صاف و پاک هستی.۲۸
۲۹. عاقبت رهایی نفس
لا تُرخّصوا لانفسکم فتذهب بکم الرخص مذاهب الظَلَمة، و لا تداهنوا فیهجم بکم الادهان علی المعصیة.
نفس خود را (به آن چه می خواهید) رها نکنید؛ زیرا رهایی نفس (به آن چه که می خواهد) شما را به راه های ستمکاران رهنمون می گردد. و با او مسامحه و سستی نکنید که شما را به ارتکاب معصیت می کشاند.
۳۰. رحم به نفس خود
اعلموا! انه لیس بهذا الجلد الرقیق صبر علی النار، فارحموا نفوسکم، فانکم قد جرّبتموها فی مصائب الدنیا.
آگاه باشید! این پوست نازک بدن شما طاقت آتش جهنم را ندارد، پس به خویشتن رحم کنید، که این حقیقت را در مصایب و ناگواری های دنیا آزموده اید.
۳۱.
فراخوانده شده به هوس و گمراهی
من کتابه الی معاویة: ... أتتنی منک موعظة ... و کتاب امریء لیس له بصر یهدیه، ولا قائد یرشده، قد دعاه الهوی فأجابه و قاده الضلال فاتبعه.
در نامه ای به معاویه: ... پندی از تو به دستم رسیده...، این نامه از مردی است که برای او نه بینایی هدایت کننده ای وجود دارد و نه راهنمایی که او را به رشد و کمالش برساند (نویسنده نامه) مردی است که هوی او را فراخوانده و او اجابتش کرده است و گمراهی او را رهبری نموده است، او هم از آن پیروی نموده است.
۳۲. سخت گیری به نفس
و شحّ بنفسک عما لا یحل لک؛ فان الشح بالنفس الانصاف منها فیما أحبّت أو کرهت...
"تباهکاران عمر به هوس عبادالله! أین الذین عُمّروا فنعموا، و عُلّموا ففهموا، و أنظروا فلَهو.ای بندگان خدا! کجا هستند کسانی که به آنان عمر داده شد و از نعمت ها برخوردار شدند"أنصف الله و أنصف الناس من نفسک و من خاصة أهلک و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الّا تفعل تظلم.
نفست را از اقدام به آن چه برای تو حلال نیست سخت بازدار؛ زیرا انصاف و عدالت درباره نفس جلوگیری جدی از اقدام نفس است در هر چه که بخواهد یا نخواهد... ما بین خدا و مردم از یک طرف و نفس و دودمان و هر کسی از رعیت که هوایی از او بر سر داری، از طرف دیگر انصاف برقرار کن، اگر انصاف برقرار نکنی ستم ورزیده ای.
۳۳. هوای نفس خوارج
بُؤساً لکم، لقد ضرّکم من غرّکم، فقیل له: من غرّهم یا أمیرالمؤمنین؟ فقال: الشیطان المضل، و الانفس الامّارة بالسوء، غرتهم بالامانی، و فسحت لهم بالمعاصی، و وعدتهم الاظهار، فاقتحمت بهم النار.
(در حالی که بر کشتگان خوارج در روز نهروان می گذشت فرمود): بدا به حال شما! ضرر بر شما زد آن که شما را فریب داد. به آن حضرت گفته شد: چه کسی آنان را فریب داد؟ فرمود: شیطان گمراه کننده و نفس هایی که فرمان به بدی ها می دهند. این دو عامل آنان را با ارائه آرزوها فریب داد و راه های گناهان را بر آنان هموار نمود و به یاری و پیروزساختن آنان وعده داد. در نتیجه آنان را به آتش دوزخ انداخت.
۳۴.
محبوب ترین بنده در نزد خدا
عبادالله! ان مِن أحبّ عبادالله الیه، عبدا أعانه الله علی نفسه، فاستشعر الحزن، و تجلبب الخوف؛ فزهر مصباح الهدی فی قلبه.
ای بندگان خدا! از محبوب ترین بندگان خدا در پیشگاه ربوبی بنده ای است که خداوند (سبحان) او را در مبارزه با نفس خود و ساختن آن یاری فرماید، (این انسان مورد عنایت خداوندی) لباسی از اندوه بر تن نمود و پوشاکی از بیم بر خود پوشید، نتیجه چنین شد که چراغ هدایت در دلش برافروخت.
۳۵. معاویه فریب خورده هوی
من کتابه الی معاویة: ان نفسک قد أولجتک شرا، و أقحمتک غیّاً، و أوردتک المهالک، و أوعرت علیک المسالک.
نامه ای است از آن حضرت به معاویه: همانا نفس تو، تو را به شر و فساد وارد کرد و به گمراهی کشاند و در مهلکه ها غوطه ور ساخت و همه راه ها را برای تو سنگلاخ نمود.
۳۶. نفس خوارشده مؤمن
)المؤمن) أوسع شیء صدرا، و أذل شیء نفسا.ً
)مؤمن) سینه اش از هر چیزی گشاده تر و هوس های نفسانی اش از هر چیزی نزد او خوارتر است.
۳۷. نهی از هوای نفس
أمره بتقوی الله، و ایثار طاعته... و أمره أن یکسر نفسه من الشهوات و یزعها عند الجمحات، فان النفس أمارة بالسوء، الا ما رحم الله...
"به آنان تعلیم داده شد و آنان فهمیدند و مهلت داده شدند و آن فرصت را در غفلت و لهو و لعب سپری کردند؟ 11"فاملِک هواک، و شحّ بنفسک عما لا یحل لک، فان الشح بالنفس الانصاف منها فیما أحبت أو کرهت.
فرمان مبارک امیرالمؤ منین علیه السلام به مالک اشتر نخعی، وقتی که او را از والی مصر و اطراف آن ساخت:
دستور می دهد او را به تقوای الهی و تقدیم اطاعت خداوندی بر همه چیز و (دستور می دهد) که نفس خود را از شهوت بکشد و از طغیان ها بازبدارد؛ زیرا نفس آدمی سخت به بدی وادار می کند، مگر آن که خدا رحم کند. پس هوایت را مالک باش و نفست را از اقدام به آن چه برای تو حلال نیست سخت بازدار؛ زیرا انصاف و عدالت درباره نفس، جلوگیری جدی از اقدام نفس است در هر چه که بخواهد یا نخواهد.
۳۸. ثمره دیدن با چشم دل
لو رمیت ببصر قلبک نحو ما یوصف لک منها، لعزفت نفسک عن بدائع ما أخرج الی الدنیا من شهواتها و لذاتها، و زخارف مناظرها.
اگر با دیده دل به آن چه که از بهشت توصیف می گردد بنگری، نفس تو از آن چه در این جهان از زیبایی ها و خوشی ها و زینت های ظاهری آن وجود دارد، دوری می کند.
۳۹. سفارش های به شریخ بن هانی
اعلم انک ان لم تردع نفسک عن کثیر مما تحب، مخافة مکروه؛ سمت بک الاهواء الی کثیر من الضرر. فکن لنفسک مانعا رادعا، و لنَزوَتک عند الحفیظة واقما قامعا.
وصیتی است از آن حضرت به شریح بن هانی موقعی که او را در مقدمه لشکر خود به سوی شام قرار داده بود:
بدان که اگر نفس خود را از چیزهای زیادی که دوست می داری به جهت ترس از یک ناگواری بازنداری، هوی و هوس های نفسانی تو را به ضررهای فراوانی می کشاند، پس همواره مانع و جلوگیر نفس خویشتن باش و در هنگام خشم، آن گاه که هیجان و جهش شدید وجودت را فرا گیرد آن را بکوب و ریشه کن کن!
۴۰.
خیرخواهی برای نفس
لا تدّخروا أنفسکم نصیحة.
از خیرخواهی نفس خویش خودداری نکنید!
۴۱. ثمره ارجمندی نفس
من کرُمت علیه نفسه، هانت علیه شهواته.
کسی که نفس خویش را ارجمند دارد شهواتش را خوار شمارد.
۴۲. هوای نفس و معصیت خداوند
واعلموا أنه ما من طاعة الله شیء الا یأتی فی کُره و ما من معصیة الله شیء الا یأتی فی شهوة. فرحم الله امرأ نزع عن شهوته، و قمع هوی نفسه؛ فان هذه النفس أبعد شیء منزعا و انها لا تزال تنزع الی معصیة فی هوی.
بدانید که طاعتی نیست مگر اینکه انجامش سخت و گران است، و هیچ چیز از معصیت خدا نیست مگر آنکه موافق با میل و خواهش است. پس خداوند رحمت کند کسی را که شهوت خود را مهار کند و هوای نفس را ریشه کن سازد؛ زیرا هوای این نفس را کندن، بسیار دشوار است و این نفس همواره به مقتضای هواطلبی خود، میل به معصیتی دارد.
۴۳.
"خدایا تو ببخش ! اللهم اغفرلی ما وأیتُ من نفسی، و لم تجد له وفاء عندی.خداوندا! بر ما ببخشا آن چه را که از نفس خود وعده کردم و تو درباره آن وعده از من وفا ندیدی"فرار از مرگ!
أیها الناس! کل امری لاق ما یفرّ منه فی فراره، و الاجل مساق النفس؛ و الهرب منه موافاته.
ای مردم! هر فردی از آنچه فرار می کند در حال فرار آن را ملاقات خواهد کرد و اجل سرآمد نفس و فرار از آن رسیدن به آن است.
۴۴. دعوت به اصلاح نفس
أیها الناس! تولّوا من أنفسکم تأدیبها، و اعدلوا بها عن ضراوة عاداتها.
ای مردم! به تأدیب نفس خویش و اصلاح خود بپردازید و نفس را از دلیری و گستاخی بر خوی ها و عادات زشت بازدارید.
۴۵. واعظ نفس
من کان له من نفسه واعظ، کان علیه من الله حافظ.
هر که از درون خود واعظی داشته باشد، از جانب خداوند نگهدارنده ای دارد.
۴۶. یاری جستن از خدا در برابر نفس
نحمده علی آلائه کما نحمده علی بلائه و نستعینه علی هذه النفوس البِطاء عما أمِرَت به، السراع الی ما نُهیَت عنه.
به نعمت های خداوند همان گونه حمد می نماییم که به بلایش و کمک از او می خواهیم برای (اصلاح) این نفس های کندرو در جایی که دستور به سرعت داده شده است و شتابنده به سوی آن چه که از آن نهی شده است.
۴۷. ریشه کنی هوای نفس
رحم الله رجلا نزع عن شهوته، و قمع هوی نفسه، فان هذه النفس أبعد شیء منزعا، و انها لا تزال تنزع الی معصیة فی هوی.
خداوند رحمت کند کسی را که از شهوت هایش خودداری کند و هوای نفس را ریشه کن سازد؛ زیرا هوای نفس خیلی دیر ریشه کن می شود و همواره میل به گناه و معصیت دارد.
۴۸.
حسابرسی از نفس
حاسِب نفسک لنفسک، فان غیرها من الانفس لها حسیب غیرک.
به خاطر خود از خویشتن حساب بکش؛ زیرا دیگران، حسابرسی غیر از تو دارند.
۴۹. بقای آثار زشت لذت ها
اذکروا انقطاع اللذات، و بقاء التبعات.
به یاد داشته باشید که لذت ها پایان می پذیرد؛ ولی آثار زشت آنها بر جای می ماند.
۵۰. زیان واقعی
المغبون من غبن نفسه.
مغبون کسی است که به نفس خود ضرر رساند.
۵۱. هوای نفس و آرزوی طولانی
أیها الناس! ان أخوف ما أخاف علیکم اثنان: اتباع الهوی، و طول الامل؛ فأما اتباع الهوی فیصد عن الحق، و أما طول الامل فینسی الآخرة.
ای مردم! ترسناک ترین چیزی که بر شما می ترسم دو چیز است: پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی؛ اما پیروی از هوای نفس انسان را از حق باز می دارد و آرزوی طولانی آخرت را به دست فراموشی می سپارد.
۵۲. تأدیب نفس
طوبی لمن ذل فی نفسه، و طاب کسبه، و صلحت سریرته، و حسنت خلیقته، و أنفق الفضل من ماله، و أمسک الفضل من لسانه، و عزل عن الناس شرّه، و وسعته السنة، و لم ینسب الی البدعة.
خوشا به حال کسی که نفس خود را خوار کرد و کار و کسبش را پاکیزه نمود و باطنش را آراسته و خوی خود را نیکو ساخت، زیادی مالش را بخشید و زبان را از زیاده گویی فرو بست، و شر خود را به مردم نرساند و سنت برایش کافی بود، و به بدعت روی نیاورد.
۵۳.
"محاسبه نفس حاسِب نفسَک لنفسک، فان غیرها من الانفس لها حسیب غیرک.تو به حساب نفس خودت رسیدگی کن؛ زیرا دیگران را حسابرسی غیر از تو است"نفس را بکش!
قاتِل هواک بعقلک.
با خرد و عقلت هوای نفس را بکش.
۵۴. هوای نفس و رحمت الهی
أمره أن یَکسر نفسه من الشهوات و یزعها عند الجمحات، فإن النفس امّارة بالسوء الا ما رحم الله.
به مالک اشتر دستور می دهد که: هوای نفس را در هم بشکند و به هنگام وسوسه های نفس، خویشتن داری کند؛ زیرا که نفس، همواره انسان را به بدی وادار می کند مگر آن که رحمت الهی شامل او می شود.
۵۵. سرآغاز فتنه ها
انما بدء وقوع الفتن أهواء تتبع، و أحکام تبتدع، یخالف فیها کتاب الله، و یتولی علیها رجال رجالا، علی غیر دین الله.
همانا سرآغاز فتنه ها پیروی از هوای نفس و حکم های خلاف شرع است که کتاب خدا با آنها مخالفت می ورزد و گروهی نیز از کسانی که راهی جز راه دین خدا می روند، (از آن فتنه ها و هوای نفس) پیروی می کنند.
۵۶. نفس را گرامی دار!
أکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی الرغائب، فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا.
نفس خود را بزرگ بشمار و از هر پستی، هر چند تو را به مقصود می رساند دوری کن؛ زیرا هرگز نمی توانی در عوض آنچه از آبرو و شخصیت در این راه می دهی بهایی به دست آوری.
۵۷. وجوب مخالفت با نفس
فأنت محقوق أن تخالف علی نفسک، و أن تنافح عن دینک، و لو لم یکن لک الا ساعة من الدهر.
) خطاب به محمد بن ابی بکر): بر تو لازم است که با خواسته های نفست مخالفت کنی و از دینت دفاع نمایی، گرچه یک ساعت از عمرت باقی باشد.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
