رازهای یک سرباز گمنام
علیاصغر در زندگی بسیار منظم بود و هیچ وقت درباره کارش در خانه صحبت نمیکرد.یک سررسید داشت که جلسات و برنامههایش را با کد و رمز مینوشت. ما مدتها در اصفهان بودیم اما پس از اینکه به تهران آمدیم از طریق خانواده همکارانش متوجه برخی کارهای او شدم.
«اطلاعات و امنیت» یک مقوله مهم، بسیار وسیع و پیچیده است. کار اطلاعاتی، تجسس، کسب اخبار سرّی، کشف مجهولات، دشمنیابی و و ابـزار و شـیـوه آن نـیز به همان میزان سخت و دشوارتر است. از این رو نوشتن و قلم زدن درباره زندگی انسانهایی که از سر تعهد برای برقراری امنیت مردم، سرافرازی میهنشان و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی همه خطرها را به جان میخرند کاری بسیار دشوار است چرا که ذات فعالیت این عناصر، کمگویی و عملگرایی است.
"علیاصغر در زندگی بسیار منظم بود و هیچ وقت درباره کارش در خانه صحبت نمیکرد.یک سررسید داشت که جلسات و برنامههایش را با کد و رمز مینوشت"برای همین است که تا سالها و حتی چند دهه جنبههای شخصیتی این افراد و اسنادی که به آنها اختصاص دارد در ردهبندیهای اطلاعاتی جزو اسناد «سِری» و «بسیار محرمانه» به شمار میآیند.
همزمان با ایام ولادت حضرت مهدی(عج) و هفته سربازان گمنام امام زمان (عج) به سراغ همسر یکی از همین سربازان گمنام رفتهایم تا با بخش بسیار کوچکی از زندگی این شهید آشنا شویم. رضوان پورشمسآبادی همسر سردار شهید «علیاصغر فولادگر» در گفتوگو با ایسنا روایت میکند: علیاصغر متولد ۱۳۳۹ در اصفهان بود. او در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. ما در یک محله در اصفهان زندگی میکردیم. او دوران مدرسه را در اصفهان گذراند و سال ۵۷ در رشته تاریخ دانشگاه اصفهان قبول شد، اما در دوران انقلاب فرهنگی دانشگاهها تعطیل شد.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
