به بهانه ۳۰ سالگی لیگ برتر انگلستان ۲۰۲۲-۱۹۹۲/ بزرگ‌ترین رقابت تاریخ لیگ برتر

به بهانه ۳۰ سالگی لیگ برتر انگلستان ۲۰۲۲-۱۹۹۲/ بزرگ‌ترین رقابت تاریخ لیگ برتر
ورزش ۳
ورزش ۳ - ۲۹ مرداد ۱۴۰۱

به گزارش "ورزش سه"، سال‌ها بعد با نگاهی به گذشته، اگر بخواهیم به این دوران و رقابت اصلی و واقعی دو تیم اشاره کنیم، بدون هیچ شکی، سخن از سیتی و لیورپول خواهد بود، از گواردیولا و کلوپ. هماورد این دو تیم در سطح بالایی که تمام معیارهای تاریخ فوتبال انگلستان را بر هم زد. از اقتدار و قدرت، مقاومت، استقامت و پایداری و ثبات آن‌ها خواهیم گفت. از تکنیک و تاکتیک متفاوت و دیدنی. مطالب، کتاب‌ها و مستندها از کیفیت عرضه شده درباره این دوران و رقابت پایاپای این دو تیم ساخته خواهد شد.

"به گزارش "ورزش سه"، سال‌ها بعد با نگاهی به گذشته، اگر بخواهیم به این دوران و رقابت اصلی و واقعی دو تیم اشاره کنیم، بدون هیچ شکی، سخن از سیتی و لیورپول خواهد بود، از گواردیولا و کلوپ"شانه به شانه یکدیگر. هفته به هفته، روز به روز، بازی به بازی. 
فاصله اول و دوم با بقیه گروه از زمین تا آسمان است. رکوردهای پیروزی و مجموع امتیازاتی که دائما فرو ریخت و جام‌های بسیاری که به همراه آورد، گواه همه چیز است. تمامی آنچه گفته شد، متعلق به حال، امروز و فردا و آینده است.

اما اگر به ٣٠ سال گذشته لیگ برتر در دورانی نه چندان دور و سراسر تاریخ لیگ در گذشته‌هایی دورتر باز گردیم، به راحتی می‌توان گفت افسانه‌ای‌ترین رقابت تاریخ لیگ برتر، میان "منچستریونایتد و آرسنال" است، ماندگارترین و بیادماندنی‌ترین. جدالی در تمامی سطوح برای سیطره در فوتبال مدرن در انگلستان.

میان مربیان "الکس فرگوسن و ارسن ونگر"، میان "روی کین و پاتریک ویرا" کاپیتان‌های دو تیم، میان مهاجمانی چون "رود فان نیلسترروی و تیری هانری"…مبارزه‌ایی میان تشکیلات دو باشگاه. همه و همه برای تفوق و برتری، سبقت و بلندی، قدرت و تثبیت. حکم و حکومت.
طبیعی است این کشمکش دائمی، با خود عصبانیت و خشم، فحاشی و توهین، دشمنی و عداوت، به همراه آورد. و در نهایت، انعکاس و پیامد این رقابت بی پایان، از اولدترافورد و هایبوری جهنمی ساخته بود. وقایع داخل و بیرون زمین، مصاحبه‌ها، کُری‌خوانی‌های همیشگی، دیدارهای تماشایی و هیجان انگیز دو تیم، از ستون‌های اصلی و همیشه استوار لیگ انگلستان است و صفحات پربار و خواندنی را به خود اختصاص داده است.

"مطالب، کتاب‌ها و مستندها از کیفیت عرضه شده درباره این دوران و رقابت پایاپای این دو تیم ساخته خواهد شد"هواداران دو تیم در سراسر جهان به تیم خود افتخار می‌کردند و برای فوتبال‌دوستان و معتدلین بی‌طرف جذابیتی داشتند بی حد و حصر. بی‌اغراق در اندازه‌های اوج دوران ال کلاسیکو بارسلون و مادرید و دوران کوتاه گواردیولا و مورینیو بود.
تنیدگی تاریخی و همزمانی ظهور این دو تیم در تاریخ یگانه بود.
بزرگ‌ترین مربیان تاریخ هر دو باشگاه، سر الکس فرگوسن و آرسن ونگر، در مجموع ۴۹ سال را در این باشگاه‌ها سپری کردند و در طول ۱۷ سال با شکوه، رودرروی یکدیگر قرار گرفتند. ۴۹ بار در طول دوران حرفه‌ای در مسابقات ‌مختلف برخورد داشتند؛ فرگوسن ۲۳ برد در مقابل ۱۶ برد ونگر به دست آورد و ۱۰ تساوی نتیجه پایان کار بود.

آرسن ونگر متجدد و امروزی و الکس فرگوسن، کهنه کارِ نسلِ قدیم، برای تبدیل شدن به غول برتر جزیره و اروپا می‌جنگیدند. دورانی که هیچ‌یک به وزارت راضی نبودند و فقط و فقط تخت حکومت را می‌خواستند. 

کنترل بلامنازع و تحکیم قدرت.
در این بین دیدارهای کلاسیک و معروف و فراموش نشدنی رقم خورد که هریک عناوین خود را یافت؛ "نبرد اولدترافورد، مارتین کیون و فان نیلستروی"، "پیتزا گیت و داستان پرتاب پیتزا به سوی فرگوسن" و دیدار محشر تکراری جام حذفی ١٩٩٩ و "آن" گل رایان گیگز.

              رهبران همیشه پرشور؛ ونگر و فرگوسن          

این رقابت از زمین فوتبال استادیوم‌ها به بازی‌های خونی محلی روزهای یکشنبه و مدارس و دانشگاه‌ها کشید. همه فقط منتظر بودند، چه کسی لگد و تکل اولیه را خواهد زد و کی مشت یا سَر تلافی‌جویانه را حواله خواهد کرد.

این رقابت حتی شامل اتهامات نژادپرستی توسط یان رایت علیه پیتر اشمایکل هم بود. درگیری مشهور و جنجالی "روی کین" و "پاتریک ویرا"  در تونل هایبوری. جاییکه به معنای واقعی کلمه کین به ویرا پیشنهاد دعوای بیرون از زمین را می‌دهد. یا هجوم یاپ استام هلندی به ویرا و یورش تمامی تیم ارسنال به او فقط بخشی از صفحات چند جلدی رقابت این دو تیم است.
به قول پل اسکولز، یکی از بهترین مردان نسل خود؛ "خنده‌دار است، در صحبت‌های قبل مسابقه، به ندرت به توپ و بازی اشاره می‌شد!"

برخی ازاین مسابقات هرگز فراموش نمی‌شوند. آرسنال در سال ٢٠٠٢ (و عملاً در سال ١٩٩٨) در اولدترافورد به قهرمانی لیگ رسید.

"هفته به هفته، روز به روز، بازی به بازی. فاصله اول و دوم با بقیه گروه از زمین تا آسمان است"یونایتد در سال ٢٠٠١، ١-٦ آرسنال را شکست داد، و به اعتراف "ری پارلر" ونگر بعد از پایان نیمه اول زمانی‌که نتیجه ١-٥ بود، کنترل خود را در رختکن بطور کامل از دست داده بود.

یکی از مهم‌ترین مسابقات میان این دو تیم زمانی بود که بعد از ٤٩ بازی بدون باخت، ارسنال در یک مسابقه بحث‌برانگیز و بسیار جنجالی در سال ٢٠٠٤ از منچستر شکست خورد، بدون شک بی‌عدالتی بود و به نظرم ضربه‌ای بود که تاثیر آن باقی ماند و در بلند مدت آرسنال را از پای انداخت. احتمالا توپچی‌ها هرگز از طلسم و درد جانکاه آن خلاص نشدند.
سول کمبل، مدافع ارسنال درباره آن بازی معتقد است: «اگر زمانی سرتان را کلاه می‌گذارند، دردی احساس نکنید، پس چه زمانی درد را احساس خواهید کرد؟»

راستش فوتبال مدرن به اندازه کافی انفجاری نیست. هرچه هست در استادیوم و زمین بازی می‌گذرد.
شاید هاله‌ایی از آن را با مورینیو در چلسی با رافا بنیتز در لیورپول شاهد بودیم یا توخل و کونته در این دوران، برای رقابتی خصوصی که همیشه میان چلسی و تاتنهام وجود داشته است، جاییکه پس از پایان بازی، هر دو مربی بعد از دریافت کارت قرمز به عادی بودن این برخورد اشاره کردند.
این روزها، در لیگ برتر با حضور آقایانی چون گواردیولا و کلوپ و رقابت نفس‌گیر سیتی و لیورپول، همیشه احترامی میان این دو جاری است. روزگار متفاوتی است، از این‌رو فقدان مشخصی از یک خصومت جدی، قانع‌کننده و سینمایی مانند دشمنی بین الکس فرگوسن و آرسن ونگر در اواخر دهه ١٩٩٠ و در هزاره جدید وجود دارد.
یادمان هست، همه چیز در انحصار این دو تیم بود. تا پیش از ورود روبل‌های بی‌انتهای آبراموویچ به چلسی، همه چیز در قبضه اولدترافورد و هایبوری بود.

یونایتد و آرسنال تنها تیم‌هایی بودند که از سال ١٩٩٦ تا ٢٠٠٤ به قهرمانی لیگ دست یافتند.

برای نوشتن این مطلب سری به دو کتاب خاطرات ونگر و فرگی زدم و به تماشای دوباره دو مستند نشستم که تماشای آن را به همه کسانی که پیش از این شانس تماشای آن را نداشته‌اند، شدیدا توصیه می‌کنم. 

نگاهی دوباره به این مستندها، طبق معمول همیشه با  نوستالژی خاصی همراه بود. . اولی مستند، Keane & Vieira: Best of Enemies و مهم‌تر از آن The Feud (خصومت، ستیز یا دشمنی و هر آنچه لغت از این دست به ذهن‌تان خطور می کند)، «دشمنی؛ فرگی علیه ونگر» رقابت افسانه‌ای بین منچستریونایتد و آرسنال را زیر ذره‌بین می‌برد.

در گاردین The Feud به‌عنوان «سفر هیجان‌انگیز در زمان» توصیف می‌شود. توسعه و تشدید این رقابت فرصتی برای ظهور بیش از اندازه فرگوسن و ونگر و مجموعه‌ای از بازیگران بزرگ تیم شد، شخصیت‌های بی نظیری در هر دو سو، با خلق‌وخوی جنگجویانه که هر فیلمنامه‌نویسی را به وجد می‌آورد. شدت و انبوه تناقضات، در رقابتی که به طور همزمان باعث نفرت و احترام می‌شد.
نگاهی به برخی از نبردهای حماسی آرسنال و منچستر یونایتد در دوران ونگر و فرگوسن

هیچ رقابتی در فوتبال باشگاهی قلب و ذهن عموم مردم را مانند آرسنال و منچستریونایتد از اواخر دهه نود تا اواسط دهه بعدی جذب نکرده است.
برای هشت فصل متوالی، این دو تیم معرکه تا حد زیادی صاحب دو جایگاه بالای جدول لیگ بودند.

"رکوردهای پیروزی و مجموع امتیازاتی که دائما فرو ریخت و جام‌های بسیاری که به همراه آورد، گواه همه چیز است"پیش از این هرگز دو تیم در اوج قدرت خود برای چنین مدت طولانی دست به یقه نمانده بودند.

"مرد فهیم وارد می‌شود"

منصفانه است بگوییم زمانیکه آرسن ونگر در سال ۱۹۹۶ وارد لیگ برتر شد تقریبا همه با نوعی سوء‌ظن به او نگاه کردند. فرانسوی گوشه‌گیر کسی بود که انقلابی در فوتبال انگلیس ایجاد کرد.
وقتی ونگر آمد، مرد اسکاتلندی به سرعت به زبان آمد: «باهوش! آن‌ها می‌گویند او مرد باهوشی است، درسته؟، و به پنج زبان صحبت می‌کند!، من یک پسر ۱۵ ساله از ساحل عاج می‌شناسم که به پنج زبان حرف می‌زند.»

زمانی که ونگر به درستی این سوال را مطرح کرد که چرا برنامه‌ریزی لیگ به نوعی تنظیم شده تا یونایتد به قهرمانی برسد. فرگی پاسخ داد: "او از ژاپن میاد و به ما میگه؛ چطور فوتبالمون رو برنامه‌ریزی کنیم!"

حرارت و گرما پس از آن، فقط افزایش یافت تا به جهنمی تبدیل شد.

لیگ برتر: منچستر یونایتد صفر ارسنال ۱
شنبه ۱۴ مارچ ۱۹۹۸

اولین جام؛ کاپیتان تونی آدامز با ارسن ونگر، مردان میادین سخت

یونایتد در فصل ۹۸-۱۹۹۷ سیطره غیرقابل دسترسی در جدول داشت. ۱۲ امتیاز بالاتر از توپچی‌ها. با این حال، تیم شمال لندن در یکی از خیره‌کننده‌ترین مسابقات قهرمانی فاصله را کم و‌ کمتر کرد.
این رقابت با گل معروف «مارک اورمارس» هلندی در اولدترافورد به اوج خود رسید و عملاً قهرمانی لیگ را برای ارسنال به ارمغان آورد.

اوج شادی یک تماشاگر؛ بری فراست ارسنالی!

چهره و عکس‌العمل یکی از طرفداران ارسنال، «بری فراست» بعد از پایان سوت در اولدترافورد بی‌همتاست.

او زمانی که عصر همان روز به خانه رسید، تازه فهمید به فرد مشهوری تبدیل شده است. این اولین قهرمانی آرسن ونگر در انگلستان بود.

نیمه نهایی جام حذفی: 
ارسنال ۱ منچستر یونایتد ۲
٢٢ می ۱۹۹۹ 
"محشر کبرا و گل استثنایی رایان گیگز"

لحظات فراموش نشدنی در زندگی و در فوتبال وجود دارد. گل دیدنی رایان گیگز به آرسنال در سال ۱۹۹۹ ممکن است بزرگ‌ترین گل در دوران مدرن فوتبال انگلیس برای خیلی‌ها باشد. لحظه‌ایی از یاد نرفتنی!

رایان گیگز؛ جاودانگی با گلی حقیقتا استثنایی

منچستریونایتد در آن فصل سه گانه را به دست آورد، اما حقیقتا می‌توانست خیلی متفاوت باشد، دقیقا مانند دیدار لیگ قهرمانان در مقابل بایرن مونیخ. 

درست لحظاتی قبل از آن گل، آرسنال یک پنالتی به دست آورد تا آن‌ها را به فینال جام حذفی برساند، اشمایکل، پنالتی دنیس برخکمپ را مهار کرد و لحظاتی بعد گیگز ولزی حرکتی به سوی دروازه را آغاز کرد. وجد هواداران یونایتد و شادی او با در آوردن پیراهن بخش مهمی از آن فصل خارق العاده است.

یادمان باشد، ارسنال تا آخر هفته، زمانی که از لیدز یونایتد شکست خورد، یک امتیاز از یونایتد برتری داشت و سه‌گانه یونایتد به راحتی می‌توانست دومین Double متوالی آرسنال باشد.

"میان مربیان "الکس فرگوسن و ارسن ونگر"، میان "روی کین و پاتریک ویرا" کاپیتان‌های دو تیم، میان مهاجمانی چون "رود فان نیلسترروی و تیری هانری"…مبارزه‌ایی میان تشکیلات دو باشگاه"در پایان بازی تونی آدامز و لی دیکسون با فشردن دستان یکایک بازیکنان منچستر در رختکن، برای آن‌ها در فینال لیگ قهرمانان آرزوی موفقیت کردند.
هنوز هم تماشای ضبط شده این دیدار هیجان خودش را دارد.

لیگ برتر: منچستر یونایتد ٠ آرسنال ١
٨ می ٢٠٠٢
"کسب عنوان قهرمانی در اولدترافورد"

از این بهتر نمی شد؛ جشن پیروزی در زمین دشمن شماره یک

در سال ٢٠٠٢، توپچی‌ها در ١٣ بازی آخر خود به شکلی غیرقابل مهار و بدون هیچ توقفی به پیروزی دست یافتند. با پیروزی یک بر صفر  قهرمانی در اولدترافورد و در قلمرو دشمن به چنگ افتاد. چی بهتر از این! اصلا نداریم!
سیلوین ویلتورد فرانسوی گل پیروزی را زد. پرواز "نوانکوو کانو" از بالای سر ویلتورد، لحظه‌ایی نمادین خلق کرد. شیرین‌تر از این نمی‌شد.

جام حذفی: یونایتد صفر آرسنال ٢
١٥ فوریه ٢٠٠٣
"پرتاب سشوار، جدایی فرگوسن  و بکهام"

فرگوسن در رختکن جوش أورد؛ قربانی؟، دیوید بکهام

بر روی کاغذ، پیروزی آرسنال مقابل یونایتد در دور پنجم جام حذفی به سختی به عنوان یک لحظه مهم در رقابت‌های طوفانی این دو تیم به نظر می‌رسد، اما قطعا، پیامدهای این دیدار اهمیت داشت.
گیگز شانس خوبی را از دست داد، توپچی‌ها به پیروزی رسیدند و فرگی خشمگین بود.

به حدی که در رختکن سشواری را به سمت دیوید بکهام پرتاب کرد. در پایان فصل دیوید بکهام یکی از اعضای "کلاس ٩٢" به رئال مادرید رفت.
فصلی که نسبتاً برای هر دو تیم راضی کننده به نظر می‌رسید. یونایتد قهرمان لیگ شد، در حالی که آرسنال جام حذفی را برد.

لیگ برتر: منچستر یونایتد صفر ارسنال صفر
٢١ سپتامبر ٢٠٠٣
"نبرد مشهور اولدترافورد؛ کیون در مقابل رود فان نیستلروی"

به همراه دیدار حذفی ٩٩، اگر یک دیدار شدت و حدت و رقابت میان این دو تیم را به تصویر کشد، همین تساوی بدون گل است؛ عنوان و لقب این بازی گویای همه چیز است.

 مارتین کیون؛ عقابی وحشی در پی طعمه هلندی؛ فان نیستلروی

اولدترافورد، معبد شیاطین سرخ در آن روز مانند یک انبار مهمات بود. هر لحظه آماده انفجار. با کشیدن کوچک‌ترین کبریتی، بازیکنان دو تیم منفجر می‌شدند.

"حکم و حکومت.طبیعی است این کشمکش دائمی، با خود عصبانیت و خشم، فحاشی و توهین، دشمنی و عداوت، به همراه آورد"بعد از اینکه پاتریک ویرا به دلیل خطا به روی رودفان نیستلروی، کارت زرد دوم را دریافت کرد، تقریباً یک نزاع همه‌گیر آغاز شد و در آن کارزار از میان همه بازیکنان، روی کین نقش صلح طلب را ایفا می‌کرد.
بازی در دقایق پایانی به نقطه جوش رسید، صادقانه باید گفت، یونایتد با شیرجه دیگو فورلان اروگوئه‌ایی پنالتی گرفت. "رود" جلو رفت، با ضربه‌ای رعدآسا توپ به تیر دروازه خورد و کمانه کرد.

نبرد اولدترافورد؛ مارتین کیون، ول کن معامله نیست

همه ما و بالاخص فوتبال‌دوستان آن دوران، صحنه و عکس‌العمل بعدی بازیکنان ارسنال را می‌دانیم . مارتین کیون با رگ‌های بیرون زده گردن، نعره‌کشان به سوی فان نیستلروی هجوم می‌برد و سایر بازیکنان ارسنال هم کم و بیش به هُل دادن گلزن هلندی پرداختند. از صحنه‌ها و تصاویر کلاسیک تاریخ لیگ برتر. غرش و طوفان و رعد و برقی بود.
اگرچه نتیجه نهایی در آن زمان نسبتاً بی‌اهمیت به نظر می‌رسید، اما آرسنال در راه رسیدن به سومین عنوان قهرمانی تحت هدایت ونگر، حتی در یک بازی لیگ شکست نخورد.

اولین تیمی از زمان پرستون نورث اند در فصل ٨٩-١٨٨٨ که تمامی فصل را بدون شکست پشت سر گذاشت. عنوان Invincible شکست ناپذیران ابدی شد.

لیگ برتر: منچستر یونایتد ٢ آرسنال صفر
٢٤ اکتبر ٢٠٠٤
"کشتن شکست ناپذیران" معروف به پیتزا گین یا نبرد بوفه!

پیتزا گیت؛ نبرد سوپ و پیتزا و سقوط ارسنال

در این دوره خاص به نظر نمی‌رسید چیزی به عنوان یک مسابقه "عادی" فوتبال بین منچستریونایتد و آرسنال وجود داشته باشد. همیشه با هیاهو همراه بود، بسیار جنجالی, با نزاع و قیل و قال بی‌انتها.
این ملاقات از این قاعده مستثنی نبود، مبارزه‌ایی تمام عیار در اولدترافورد. "شکست ناپذیران" همچنان بدون باخت پیش می‌رفتند و میزبان قصد داشت به هر قیمتی که شده مهمانان خود را با شکست روانه لندن کند، برادران نویل، گری و فیل در هر فرصتی خوزه آنتونیو رِیس را که متاسفانه چندی پیش در حادثه رانندگی کشته شد، از مهر خود بی‌نصیب نگذاشتند.
 

داور مسابقه؛ یک روز بسیار بد در دفتر کار

مارک رایلی داور مسابقه روز بدی داشت. بعد از ٢٠ دقیقه ریو فردیناند مستحق کارت قرمز بود.

"و در نهایت، انعکاس و پیامد این رقابت بی پایان، از اولدترافورد و هایبوری جهنمی ساخته بود"و پیروزی شامل شیرجه وین رونی برای گرفتن پنالتی بود. ضربه رهایی بخش فان نیستلروی از روی نقطه پنالتی، انتقام وقایع نبرد اولدترافورد بود. 

روند شکست‌ناپذیری لندنی‌ها در چهل و نهمین دیدار، شاید به ناحق پایان یافت و انفجار دوباره باروت‌ها و دینامیت‌ها اجتناب ناپذیر بود.

"خشونت" یونایتد شکست ناپذیران را شکست داد. گاری نویل بعدها در باره این مسابقه گفت:«آن‌ها معتقد بودند که بازی زیبا و پیچیده‌شان در پاس دادن، شایسته تحسین است، نه به چالش کشیدن. 
این یک توهین بود. عقده برتری داشتند. تیری هانری طوری به شما نگاه می‌کرد که انگار به شما می گوید: چطور جرات می کنی خطایی روی من انجام دهی یا سعی کنی با من مقابله کنی!».

روزی بد برای همه، فاجعه آمیز برای ارسنال

اینبار همه درگیری‌ها، متعاقباً در خارج از چشم، در تونل رختکن اتفاق افتاد.
نبرد بوفه یا پیتزاگیت، در بلبشوی رختکن ادامه یافت.

سوپ‌ها و پیتزاها به پرواز در آمد و برشی از پیتزا روی الکس فرگوسن فرود آمد.

فابریگاس اخیرا در مصاحبه‌ایی به خطای خود اعتراف کرد و همه مسئولیت پیتزای پرتاب شده به سوی فرگوسن را به عهده گرفت.
«اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد پرتاب پیتزا بود. قدرت و شهامت لازم برای وارد شدن به آن دعوا را نداشتم. هیولا‌های فوق‌العاده بزرگی در آنجا بودند. ظاهرا پیتزای من به سر الکس فرگوسن برخورد کرد».

شیرجه قلابی وین رونی؛ و پایان شکست ناپذیران

ریو فردیناند یکی از غول‌هایی که فابریگاس به آن اشاره کرد و‌ در آن زمان از مدافعین یونایتد بود، درباره این ماجرا در مصاحبه با پادکست فایو تعریف می‌کند: «خشم فرگوسن پس از این حادثه توصیف کردنی نیست اما بعید میدانم، فابرگاس قصد ضربه زدن به رئیس را داشت. فکر می‌کنم او فقط پیتزا را از در تو انداخت و رئیس در همان لحظه در حال رد شدن بود.

"هواداران دو تیم در سراسر جهان به تیم خود افتخار می‌کردند و برای فوتبال‌دوستان و معتدلین بی‌طرف جذابیتی داشتند بی حد و حصر"خاطره ماندگار برای من این بود که یک محافظ امنیتی مجبور بود او را از تلاش برای ورود به رختکن باز دارد. این چیزی است که من به یاد دارم. می‌دانید که او وقتی عصبانی می‌شد، چطور بود».

در همین حال، فرگوسن در بیوگرافی خود که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، نوشته است:
«اطلاعی ندارم چه کسی پیتزا را انداخته است و تا به امروز، نمی‌دانم مقصر کیست.» فرگوسن اضافه کرده، ونگر به بازیکنانش توهین کرده است.

او در مصاحبه‌ای در ژانویه ۲۰۰۵ گفت: "در تونل، آرسن علناً از بازیکنان من انتقاد می‌کرد و آنها را متقلب می‌خواند. وقتی آن‌ها به رختکن آمدند این موضوع را به من گوشزد کردند، به داخل تونل رفتم و به او گفتم: برو تو‌ رختکن و بازیکنانم را تنها بگذار."

ونگر آن زمان به دلیل رفتار بازیکنانش عذرخواهی کرد و اقدامات آنها را غیرقابل قبول توصیف کرد.
براستی این یکی از عجیب‌ترین حوادث و وقایع در تاریخ لیگ برتر بود.

لیگ برتر: آرسنال ۲ منچستر یونایتد ۴
یکم فوریه ۲۰۰۵

"بیرون می‌بینمت؛ روی کین و پاتریک ویرا"

رویارویی در هایبری در سال ٢٠٠٥ مقابله دیگری است که بیشتر به خاطر درگیری معروف خارج از زمین در یادها مانده است.
کین و ویرا، بار دیگر در مقابل هم. پیش از آغاز بازی.

کَل کَل معروفی دارند.

بیرون می‌بینمت؛ قصه کین و ویرا سر دراز دارد!

در انتظار برای ورود به زمین، در تونل، ویرا با حرف‌هایش تلاش می‌کرد تا گری نویل را عصبی کند. مدافع منچستری به رختکن برگشت تا درباره اتفاقی که افتاده توضیح دهد. اما با واکنش رقت‌انگیز روی کین مواجه شد. کاپیتان اساسا به او گفت؛ پسر بزرگی باشد و از خود دفاع کند.
مرد ایرلندی سپس به داخل تونل رفت و در حالی که آتش در چشمانش شعله می‌کشید، به سراغ ویرا، کاپیتان ارسنال رفت و به طرز بدی به او گفت: "تو را در بیرون می‌بینم"!

آرسنال بازی را بهتر آغاز کرد. ویرا و دنیس برخکمپ، دو گل برای آرسنال زدند.

"همه فقط منتظر بودند، چه کسی لگد و تکل اولیه را خواهد زد و کی مشت یا سَر تلافی‌جویانه را حواله خواهد کرد"یونایتد با گل رایان گیگز و دو گل کریستیانو رونالدو با نتیجه ٣-٢ پیش افتاد.
برای تشدید اوضاع، جان اوشی در پایان یک گل مرواریدی به ثمر رساند. این مدافع در موقعیت تک به تک با مانوئل آلمونیا دروازه‌بان ارسنال قرار گرفت و در حالی‌که دروازه‌بان با عجله به بیرون می‌آمد، با یه روپای نرم فوق‌العاده پای چپ، توپ را وارد دروازه کرد.

تا به حال ندیده‌ام، هیچ بازیکنی پس از به ثمر رساندن گل تا این حد گیج به نظر برسد. 

در حالی‌که فرگوسن و کیروش همدیگر را در آغوش گرفتند، جان اوشی شبیه بچه مدرسه‌هایی بود که فکر می‌کرد کار اشتباهی انجام داده و منتظر سرزنش است. پس از شوک اولیه، پسر ایرلندی مانند یک مرد دیوانه شادی می‌کرد.

دو تیم در فینال جام حذفی، دوباره به مصاف هم رفتند. آرسنال در ضربات پنالتی پیروز شد اما این آخرین مسابقه بزرگ در این رقابت حقیقتا بی‌نظیر در تاریخ فوتبال انگلستان بود. چلسی با میلیون‌های بی حساب آبراموویچ وارد شد و این رقابت دوگانه از هم پاشید.

از آن دوران به بعد منچستر یونایتد و ارسنال هرگز در رقابت مستقیم قهرمانی در برابر یکدیگر قرار نگرفتند.

پایان ناپذیر و ماندنی

در دوران ٣٠ ساله لیگ برتر، خوب و بدهای بسیاری به گذشته‌ها پیوسته است اما بار دیگر تاکید می‌کنم، رقابت یونایتد و ارسنال همتایی ندارد. خوشبخت بودیم که همه را از سیر تا پیاز دیدیم و تجربه کردیم.
همه چیز دست بدست هم داده بود. دو تیم در اوج قدرت خود به جان هم افتاده بودند. نسلی از بازیکنان مستعد در دو جناح، خستگی ناپذیر، و بی‌قرار برای ابراز وجود می‌جنگیدند. گویی یکایک آن‌ها چیزی برای اثبات به خود و به ما داشتند که در وجودشان زبانه می‌کشید. 

ارسن ونگر و الکس فرگوسن؛ اسطوره‌های فوتبال انگلستان

ریشه تمامی این قصه شنیدنی و استثنایی به دو مرد باز می‌گردد.

"تا پیش از ورود روبل‌های بی‌انتهای آبراموویچ به چلسی، همه چیز در قبضه اولدترافورد و هایبوری بود"عشق دو مربی بی‌نظیر به فوتبال، غرق در کار و مسئولیت خود، واقعی و بی‌انتها تا قعر اقیانوس فوتبال با یکدیگر فرو رفتند. غلیان خواسته‌های بی‌پایان و عطش سیری‌ناپذیر آن‌ها شگفتی‌های بسیاری را آفرید و در زلزله جنبش بی‌امان آن‌ها دیوارهای قدیمی فرو ریخت و به خاک نشست. داستانی نو. قصه‌ها اینچنین ماندنی می‌شوند؛ به‌راستی اسطوره و حماسه از تار و پود حکایت آن‌ها می‌چکد.

راستی، تا فراموش نکردم؛ خاطره فراموش نشدنی شما از آن دوران و رقابت این دو تیم کدام است؟

امیرحسین صدر
١٦ اگوست ٢٠٢٢

منابع خبر

اخبار مرتبط

صدای آلمان - ۱۲ فروردین ۱۴۰۱
باشگاه خبرنگاران - ۲۸ تیر ۱۴۰۰
صدای آلمان - ۱۴ فروردین ۱۴۰۱
خبر آنلاین - ۷ فروردین ۱۴۰۱
باشگاه خبرنگاران - ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹