مذاکره کننده با آمریکا نمایندهی نظام باشد نه دولت - Gooya News
سرویس سیاسی انصاف نیوز
علیرضا نامور حقیقی -تحلیلگر سیاسی و استاد تاریخ ساکن کانادا- در گفتوگویی زنده با اینستاگرام انصاف نیوز در تاریخ ۱۷ آبانماه برگزار شد به موضوع انتخابات آمریکا و نوع مواجههی ایران با دولت جدید احتمالی در این کشور پرداخت.
او ضمن بازخوانی مشکلات پیشین در روند مذاکرات دو کشور پیشنهاداتی برای مذاکرات احتمالی در آینده با رئیس جمهور جدید امریکا مطرح کرد.
متن کامل این گفتوگو:
آخرین تحلیلتان از نتایج انتخابات امریکا چیست؟
تقریبا میشود گفت که آقای بایدن بالاترین آرای مردمی در تاریخ آمریکا را دارد، با یک اختلاف ۵ میلیونی از آقای ترامپ در حوزهی کالج الکترال هم برنده هست، برخلاف خانم کلینتون که آراء مردمی را داشت ولی در آراء الکترال باخت.
قطعا آقای ترامپ جزو افرادی است که هیچوقت حاضر نیست شکست را بپذیرد. درانتخابات قبلی هم حتی در پاسخ به اینکه اگر شکست بخوری نتیجه را میپذیری حاضر به پاسخدهی نشد و این جزو مواردی بود که پیش از انتخابات هم کارشناسان متفاوتی در موردش صحبت کردند که این رفتار چگونه میتواند به دموکراسی آسیب بزند. خود آقای ترامپ هم از ماهها قبل میدانست آراء پستی جایی است که ممکن است هواداران دموکراتها از آن طریق رای دهند، شروع به بحث تقلب کرد و از قبل خود را برای این کارزار تبلیغاتی آماده کرده بود. میدانید که وارد نبردی حقوقی شده است؛ قطعا چیز جدید برای سیاست داخلی آمریکاست و تاکنون این موضوع دارای مسئلهای نبوده است و الان بعنوان یک معضل جدی برای دموکراسی امریکا مطرح است و بنظر نمیرسد که حتی نهادهای قضایی که برخی منصوب آقای ترامپ هستند از سیاستهای او حمایت کنند. در مجموع سازمان دموکراسی آمریکا جایی برای آقای ترامپ نمیگذارد که بخواهد باتوجه به اینکه آراء کمتری آورده و نتیجه را باخته مورد حمایت قرار گیرد.
"خود آقای ترامپ هم از ماهها قبل میدانست آراء پستی جایی است که ممکن است هواداران دموکراتها از آن طریق رای دهند، شروع به بحث تقلب کرد و از قبل خود را برای این کارزار تبلیغاتی آماده کرده بود"نبرد قضایی هم تجربه نشان داده به جایی نمیرسد و بازشماری هم موقعی که تفاوت این میزان باشد کمکی به آقای ترامپ نمیکند.
بنابراین میشود گفت که آقای بایدن برندهی انتخابات است اما آقای ترامپ براحتی این موضوع را نخواهد پذیرفت اما بعید است که بتواند در کاخ سفید بماند و ۲۱ ژانویه آقای بایدن قسم خواهد خورد.
اختلاف هم احتمالش هست زیاد شود؟ یعنی امکانش هست آراء پنسیلوانیا و جرجیا و نوادا همگی بنفع بایدن شود؟
نوادا قطعا باتوجه به سیر آرا، به سبد آقای بایدن خواهد رفت. تنها جایی که میتواند محل شک و تردید باشد آریزوناست. در مجموع فکر میکنم از لحاظ آرا مشکلی نباشد. آقای ترامپ هر نظم سیاسی را قبول دارد که در آن پیروز باشد و در غیر اینصورت زیر میز بازی میزند؛ این فقط مشکل داخلی نیست، او در سیاست خارجی هم همینطور است. این موضوع موقعی که قدرت دارد در مواردی کار میکند اما در مسائل داخلی آمریکا سازمان چک اند بالانس سیاست آمریکا به گونهای است که سعی کرده از این بازیهای فردی جلوگیری کند و طبیعتا من بعید میدانم که آقای ترامپ بتواند به این سیاست ادامه بدهد.
مضاف بر اینکه فکر میکنم مقامات کاخ سفید هم قطعا فاصله خواهند گرفت؛ به این خاطر که مسئولیت قانونی دارد؛ کسانی اگر بخواهند در مسیری قانونی اختلال ایجاد کنند دچار مشکل خواهند شد.
چه احتمالاتی درمورد واکنشهای ترامپ وجود دارد؟
میان مقامات جمهوریخواه شکاف هست، عدهای از آنها ممکن است از آقای ترامپ حمایت کنند. بالاخره آقای ترامپ توانسته ۷۰ میلیون رای بیاورد و این جنبشی جدید را ایجاد کرده که میتواند چالشی جدی برای دموکراسی آمریکا باشد. حزب جمهوری خواه را دچار انشقاق کرده است
هزینههای غنیسازی و کارت تنشزدایی با اعراب
برخی معتقدند که تا ۱۴۰۰ سیاست بایدن در قبال ایران تنها ممکن است تغییراتی شکلی باشد و در عمل اتفاق جدی رخ ندهد.
آقای بایدن گفته است ما به برجام بازمیگردیم اما در عین حال در مورد مسائل و موضوعات دیگر هم باید مذاکره کنیم. این کلیات بحثی است که کرده است.
اما بستگی به این دارد که ایران چگونه بازی را شروع کند. از زمانی که اعلام شود تا وقتی که آقای بایدن قسم بخورد ایران فرصتی طلایی دارد که میتواند از آن استفاده کند.
"در مجموع سازمان دموکراسی آمریکا جایی برای آقای ترامپ نمیگذارد که بخواهد باتوجه به اینکه آراء کمتری آورده و نتیجه را باخته مورد حمایت قرار گیرد"ما همیشه در چرخشهای سیاست آمریکا فرصتهایی طلایی داشتهایم که خوب استفاده نکردهایم. مثلا در چرخش حضور آقای اوباما فرصتهایی ایجاد شد، او دوبار نامهنگاری کرد، اما مسائل ۸۸ باعث شد که مسئلهی آمریکا به حاشیه رفت و درگیریهای خیابانی و مسائلی که در بلوک قدرت ایران ایجاد شد، باعث شد که از امکان حضور آقای اوباما نتوانیم استفاده کنیم. در مهر ۸۸ هم که دولت آقای احمدی نژاد خواست توافقی بکند که توافق خیلی خوبی بود -یعنی قطعا از برجام بهتر بود- اما مانع شدند. البته هدف آقای احمدی نژاد این بود که توسط دولتهای غربی به رسمیت شناخته شود چون بعد از ۸۸ دچار مشکل شده بود. اما در آن مقطع هم اولین شخص خود همین آقای روحانی بود که میگفت آقای احمدی نژاد میخواهد صنعت هستهای را نابود کند و بعد آقای لاریجانی و آقای رضایی و آقای رفسنجانی و خود مهندس موسوی هم میگفتند قرارداد ترکمنچای است.
این اشتباهی بود که جناحهای داخلی کردند و مسئلهی آمریکا را گره زدند به مسائل داخلی و به هرترتیب آن فرصت تاریخی از دست رفت.
مقطع بعدی مذاکرات برجام بود. در زمان مذاکرات برجام ما نتوانستیم بازبینی کنیم که ایستادن برسر غنیسازی تا چه حدی میتواند به حل مسائل ما کمک کند. این موضوع الان هم هست. غنیسازی بعنوان یک سیاستی که از ۱۳۷۸ در ایران دنبال میشود، از ۱۳۸۱ که ما اول با تحریمهای مالی و بعد بتدریج در حوزههای دیگر روبرو شدیم، طبق محاسبهای که من کردم -که بسیار خوشبینانه هم هست- نزدیک به ۲۰۰۰ میلیارد دلار برای ایران صورتحساب صادر کرده است. این شامل روزانه ۱٫۵ میلیون بشکهای است که ما نفروختیم.
"آقای ترامپ هر نظم سیاسی را قبول دارد که در آن پیروز باشد و در غیر اینصورت زیر میز بازی میزند؛ این فقط مشکل داخلی نیست، او در سیاست خارجی هم همینطور است"میزان گازی است که میتوانستیم در پارس جنوبی داشته باشیم، گاز LNG داشته باشیم، تکنولوژی که قطر دارد را ما نداشتیم و بخاطر عدم توان فروش گاز پارس جنوبی سالی ۲۰-۳۰ میلیارد دلار را از دست دادیم. ما اجناسمان را ۲۰-۲۵ درصد گران خریدیم و امکان صادراتی که میتوانست برای ما ایجاد شود را از دست دادیم و همچنین هزینههایی که برای ساخت غنیسازی کردیم که عددش مشخص نیست و مواردی که مربوط به خروج سرمایه، خروج نیروی انسانی و فرصتهایی که برای توسعه از دست دادیم میشود، حدود همین عددهایی است که من گفتم.
بنابراین در دورهای که آقای اوباما بود و مذاکرات صورت گرفت ایران اگر تونسته بود غنیسازی را روی میز مذاکره بگذارد و امتیازات بیشتری بگیرد میتوانست برنده شود. آقای دکتر میلانی و آقای هکس -دانشمند هستهای- مقالهای نوشته بودند که در آن همین پیشنهاد را کرده بودند. راهی که کره جنوبی رفت و کره جنوبی هم مشکل غنیسازی داشت و در نهایت آن را تعطیل کرد و امکان ساخت نیروگاه هستهای را بدست آورد و بازی برد-بردی برای توسعهاش بود.
این موضوع الان هم مطرح است. الان از همین گام اول در مواجهه با آقای بایدن چند مسئلهی کلیدی وجود دارد.
نکتهی اول اینکه اگر آقای بایدن آمد آیا امکان تبریکگویی به او مانند تبریک گویی آقای احمدی نژاد به آقای اوباما فراهم است یا نه، آقای احمدی نژاد قطعا با موافقت رهبر جمهوری اسلامی برای آقای اوباما پیام تبریک فرستاد؛ الان باید ببینیم که آیا آقای روحانی هم این اجازه را پیدا میکند و انجام میدهد یا نه. اینکار اولین ژستی است که به فضای جدید در رابطه کمک میکند. بنابراین باید دید که اجازه خواهند داد این کار صورت گیرد یا نه، اگر اجازه ندهند منطقی پشت آن نیست چرا که اگر برای آقای اوباما این کار را کردیم برای آقای بایدن هم میتوانیم. مضاف بر اینکه آقای بایدن برجام را برسمیت شناخته و زبانش زبانی دیپلماتیک و مودب است و امکان مذاکره و مصالحه را فراهم میکند.
نکتهی بعدی اینکه مسئلهی ما تنشزدایی با کشورهای عربی منطقه است. اگر ما با این کشورها -خصوصا عربستان و امارات- بتوانیم یک سیاست تنشزدایی خوبی داشته باشیم بخش زیادی از مشکلاتمان با آمریکا خودبخود حل میشود و این کشور اصلا نمیتواند آن کارت را علیه ما استفاده کند.
"بالاخره آقای ترامپ توانسته ۷۰ میلیون رای بیاورد و این جنبشی جدید را ایجاد کرده که میتواند چالشی جدی برای دموکراسی آمریکا باشد"در زمان آقای رفسنجانی اصلا آمریکا آمادهی حمله به ایران بود -در مورد پایگاه خوبر- اما بخاطر ارتباط خوب آقای هاشمی با ملک عبدالله عربستان اجازه نداد که آمریکا از مضنونان آن اتفاق بازجویی کند و آن خطر از سر ایران گذشت. در دوران آقای خاتمی هم همین مسائل بود؛ در سیاستهای انرژی و... دو کشور [عربستان و ایران] توانستند منافع خود را تامین و تضمین کنند. بنابراین اگر ما تنشزدایی کنیم -و این فرصت تاریخی هم تا قبل از رسیدن آقای بایدن است- اگر این امر را انجام دهیم یکی از کارتهایی که محل مذاکره ایران و آمریکاست خودبخود وزن کمتری پیدا میکند.
نکتهی سوم: ایران نمیتواند با سیاستهای قبلی وارد مذاکره شود. درجهان غنیسازی را برای چهار دلیل انجام میدهند: ۱٫ برای تولید بمب هستهای ۲٫برای افزایش پرستیژ بینالمللی برای بازدارندگی در موقعیتهای مختلف ۳٫ تولید علم ۴٫ برای درآمد اقتصادی از دوجنبه: یکی اینکه شما غنیسازی کنی و در بازار بفروشی و دیگر اینکه غنیسازی کنی و این را بعنوان جایگزین سوخت فسیلی داشته باشی.
کشورهایی با مشکل سوخت مواجه هستند. مثلا الان در کانادا با اینکه مناطقی برق دارد برق استان اونتاریو برق هستهای است.
این چهار هدف عملا برای ایران ناممکن شده است. با اینکه مقامات ایرانی تاکید کردهاند که نمیخواهیم بمب بسازیم، اما حتی اگر قرار بر ساخت بمب بود، از موقعی که شما وارد آژانس میشوید و مانیتورینگ آژانس میآید هیچ کشوری موفق به ساخت بمب نشده است. پس بمبسازی چه به لحاظ اینکه مقامات خود تاکید کردهاند و چه بلحاظ عملی منتفی است.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
