تبدیل تهدید خروج آمریکا از برجام به فرصت اصلاح ساختاری اقتصاد

خبرگزاری فارس - ۱۲ مرداد ۱۳۹۷

تبدیل تهدید خروج آمریکا از برجام به فرصت اصلاح ساختاری اقتصاد

بسیاری از چهره‌های سرشناس صفحاتی را برای عرضه عقاید و احیانا اندیشه‌های خود در شبکه های اجتماعی ایجاد کرده تا مخاطب را نیز همراه و همنظر خویش گردانند اما در عمل اسیر بازخوردهایی می‌شوند که از واکنش «مخاطب» به مطالب خود می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، احمد قدیری کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بین‌الملل طی یادداشتی پیشنهاداتی را به دولت دوازدهم برای تبدیل تهدید تکانه‌های اقتصادی خروج آمریکا از برجام به فرصت اصلاح ساختاری اقتصاد کشور، ارائه کرد و نوشت:

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

« در شرح برخی ناهنجاری‌های کنونی اقتصادی مبتنی بر ارز دو نرخی، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱- عرضه ارز با دو نرخ دولتی و آزاد و ایجاد رانت و فساد در تعلق گیری ارز به بخشی از متقاضیان.
۲- تسهیل واردات و لطمه به تولید و اشتغال در پی تعلق گیری ارز یارانه‌ای به واردت کنندگان.
۳- سرازیر شدن گردشگران به کشورهای دور و نزدیک در پی صرفه سفر به کشورهای دیگر به دلیل غیر واقعی بودن نرخ ارز.
۴- صرفه و سود هنگفت قاچاق در پی عوارض بالای واردات که نسبت معکوسی دارد با نرخ ارز، و ورشکستگی بخش های تولیدی از قِبل آن.
۵- بی ثباتی در نرخ ارز و تعرفه واردات که منجر به افزایش ریسک تجاری و سرمایه گذاری داخلی و خارجی شده است و خود به مانعی برای ورود ایران به سازمان تجارت جهانی قلمداد می گردد.

با این اوصاف و بنا بر تجربه‌ای که صرف تهدید آمریکا به خروج از برجام می‌تواند نرخ دلار را به بیش از ۹ هزار تومان برساند و خرید و فروش ارز را در بازار قفل کند، لازم است پیش از آنکه تهدید به خروج و تحریم ویروسی جدید عملی و منجر به جهش ارز مبتنی بر دلایل واقعی و روانی گردد، دولت پیش‌دستانه و همزمان با افزایش یارانه اقشار محروم، دلار را ده هزار تومان قیمت گذاری و تثبیت کند تا:

۱- التهاب بازار و جو روانی، دلار را به بیش از آن نرساند.
۲- با حذف یارانه ارز و تک نرخی شدن آن، محو رانت و فساد در توزیع محقق گردد.
۳- تعرفه بالای واردات به صورت هماهنگ و یکسان، بدون نگرانی از افزایش واردات و لطمه به تولید و اشتغال حذف گردد.
۴- قاچاق کالا و ارز بی سود و صرفه و محو شود.
۵- با رهایی از نوسانات پی در پی ارز و نرخ تعرفه واردات، ثبات به بازار بازگردد و ریسک تجاری و سرمایه گذاری های داخلی و خارجی کاهش یابد.

«لایک، ریشیر، کامنت» و توهم محبوبیت و مردم داری

۱. حکایت معروفی است که فردی به امید گرفتن خزی شناور بر آب به رودخانه زد اما بیرون نیامد. همراهش که دید رفیقش نمی تواند از آب خارج شود از او ‌پرسید چرا از رود بیرون نمی آیی؟ که غریق پاسخ داد من خواستم خز را بگیرم، خرس من را گرفته!

۲. بسیاری از چهره های سرشناس صفحاتی را برای عرضه عقاید و احیانا «اندیشه»های خود در شبکه های اجتماعی ایجاد کرده اند تا مخاطب را نیز همراه و همنظر خویش گردانند اما در عمل اسیر بازخوردهایی می‌شوند که از واکنش «مخاطب» به مطالب خود می‌گیرند و اینجاست که باید گفت به جای گرفتن خز، اسیر خرس شده اند.

۳. حال این مخاطبِ بیش‌فعال و همیشه در صحنه کیست که با نظرات بی پروای خود، چهره ها را به سمت و سوی مطلوب سوق داده و بعضا وادار به اتخاذ مواضع ضد حاکمیتی می کند؟

این طیف از دو گروه تشکیل شده است؛ جمعیتی از فعالان خودجوش فضای مجازی و جماعتی سازمان یافته با ID های فارسی و IP های عموما سعودی (ارتش سایبری عربستان) و در مرتبه بعد اروپایی (اعضای سازمان مجاهدین).

تکلیف جماعت اخیر مشخص است؛ افرادی با اکانت‌های عموما جعلی و اسامی مستعار و دارای تصاویری نامربوط و بعضا متعلق به مشاهیر غربی.

دسته اول که از طبقه متوسط به بالای شهری با سلایق فرهنگی سیاسی خاص هستند نیز متولیان صفحات اجتماعی پربازدید را به نوبه خود به بیراهه می برند، زیرا نفرات و سروصدای شان در فضای مجازی به مراتب بیشتر است از جمعیت و وزن شان در عرصه حقیقی.

۴.

"2- تسهیل واردات و لطمه به تولید و اشتغال در پی تعلق گیری ارز یارانه‌ای به واردت کنندگان"اما آنچه به چشم چهره‌های هنری، ورزشی و سیاسیونی که به واسطه زندگی های اشرافی، ارتباط مستقیم خود با توده های مردم را قطع کرده اند می آید، نه زندگی حقیقی عموم جامعه که لایک، ریشیر و کامنت افرادی است که مسئولان «مردم»شان می پندارند و رسم «مردم داری» را نیز در هم جهت شدن با نظر و سلیقه آنان و اتخاذ مواضع همسو در توییتر، تلگرام و اینستاگرام می یابند.

۵. باید توجه داشت که فرق است میان «آنچه نظر مردم است» و «آنچه که مردم گمان می‌کنند نظر مردم است».

ممکن است عموم جامعه بر عقیده‌ای باشند و در عین حال نیز گمان کنند اکثریت مردم خلاف آن را معتقدند و اینگونه است که «تصویر»ها مغلوب «تصور»ها می‌گردد؛ زیرا اقلیتی به مدد ذره‌بین فضای مجازی، اکثریت و بزرگتر از آنچه هستند جلوه می‌کنند؛ موضوعی که در حال حاضر به جد با آن مواجهیم و به معضلی فرهنگی-سیاسی و حتی امنیتی برای کشور بدل گشته است.»

انتهای پیام/

منابع خبر

اخبار مرتبط