تغییر کلیدواژه «جمعه» در دولت رئیسی

تغییر کلیدواژه «جمعه» در دولت رئیسی
خبرگزاری دانشجو
خبرگزاری دانشجو - ۱۳ شهریور ۱۴۰۰



به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، سیدابراهیم رئیسی برای دومین‌بار همه را غافلگیر کرد. او جمعه هفته گذشته یعنی کمتر از ۴۸ساعت پس از اخذ رای اعتماد کابینه‌اش در سفری از پیش اعلام‌نشده، راهی خوزستان شد تا افکارعمومی به‌خوبی از تغییر دولت در ایران باخبر شوند. تا پیش از دولت او، «جمعه» کلیدواژه‌ای بود که رئیس‌جمهور ایران تازه در آن روز از گران‌شدن قیمت بنزین باخبر شد اما برای دولت رئیسی، «جمعه» روز کار است. کمتر از یک‌هفته پس از خوزستان، سیدابراهیم رئیسی در دومین سفر استانی و این‌بار هم از پیش تعیین‌نشده به استان سیستان‌وبلوچستان یعنی محروم‌ترین استان کشور سفر کرد تا نشان دهد آن مرد که از درون خودرو روزانه با دیدن چهره‌های مردم شمال تهران، نظرسنجی می‌کرد، رفته است. رئیس‌جمهور این روزهای ایران برای درک بهتر وضعیت کشور، نیاز به ماشین شاسی‌بلند ضدگلوله ندارد.

"به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، سیدابراهیم رئیسی برای دومین‌بار همه را غافلگیر کرد"او استان به استان می‌رود تا از نزدیک با واقعیت‌ها آشنا شود؛ واقعیت‌هایی که در دولت قبل نمی‌شد آن را در چهره مردم یک بخش خاص از تهران دید.

سیدابراهیم رئیسی در دومین سفر استانی خود و در سفری از پیش اعلام‌نشده، روز پنجشنبه وارد شهرستان چابهار شد. به گزارش رسانه‌ها، رئیسی را وزرای نیرو، راه‌وشهرسازی، نفت، اقتصاد و دارایی، صنعت، معدن و تجارت، رئیس سازمان برنامه‌وبودجه و رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور همراهی کرده‌اند. رئیس‌جمهور در بدو ورودش با تاکید بر اینکه «حضور نزدیک و آشنا شدن با مشکلات مردم، مدیران و مناطق مختلف ازجمله برنامه‌های این سفر دوروزه است»، به اسکله صیادی کنارک رفت و با صیادان و ماهیگیران حاضر در این اسکله گفت‌وگو کرد. او به منطقه میرآباد چابهار که مختص حاشیه‌نشینان است نیز سری زد و با مردم به گفت‌وگو پرداخت. در چابهار حدود نیمی از جمعیت به‌صورت حاشیه‌نشینی زندگی می‌کنند و از حداقل امکانات بی‌بهره‌اند.

او ساماندهی وضعیت مسکن ساکنان محله محروم مرادآباد را مورد تاکید قرار داد و گفت: «کپرنشینی به‌هیچ‌وجه شکل مطلوبی برای زندگی و وضعیت مطلوبی برای مردم نیست و سامان دادن وضعیت این بخش از هموطنان‌مان اقدام بسیار پسندیده‌ای است که برای مجریان و بانیان آن برکات دنیوی و اخروی فراوانی دارد.» رئیسی همچنین از طرح ساماندهی مسکن کپرنشینان این منطقه و روند پیشرفت کار پروژه ساخت هزار واحد مسکونی برای محرومان بازدید کرد. با توجه به وسعت استان سیستان‌وبلوچستان و گستردگی معضلات این استان، رئیسی دیروز هم به زابل و زاهدان سفر کرد تا از نزدیک با مشکلات این بخش از استان نیز آشنا شود. رئیسی که پیش از مراسم تنفیذ از تعیین استانداران ویژه در ۲استان خوزستان و سیستان‌وبلوچستان خبر داده بود در فرودگاه زابل و در جمع خبرنگاران گفت که برای حل مشکلات استان‌های محروم، «اختیارات و امتیازاتی به استاندار تفویض» می‌شود تا «مشکلات این استان‌ها با فوریت و سرعت بیشتری حل‌وفصل» شود. رئیسی همچنین در زابل در جمع عزاداران حسینی حاضر شد. او «مشکل آب» را یکی از دغدغه‌ها و مسائل مهم شهرستان زابل دانست و اظهار داشت قبل از اینکه به استان سفر کند، با همکاران دولت نشست‌هایی برای بررسی راهکارهای رفع این مشکل داشته که قرار است وزیر نیرو با همکاری مسئولان محلی و استاندار، دست به کار شده و برای رفع دغدغه مردم در رابطه با آب گام‌های جدی بردارند.

"او جمعه هفته گذشته یعنی کمتر از ۴۸ساعت پس از اخذ رای اعتماد کابینه‌اش در سفری از پیش اعلام‌نشده، راهی خوزستان شد تا افکارعمومی به‌خوبی از تغییر دولت در ایران باخبر شوند"رئیسی به مردم زابل اطمینان‌خاطر داد که «از حقابه منطقه سیستان نمی‌گذریم.» با توجه به زمان‌بندی دو سفر اخیر سیدابراهیم رئیسی، به‌نظر می‌رسد باید در آخر هفته‌ها منتظر حضور او و وزرایش در استان‌های محروم کشور باشیم. اگر دولت با همین رویه، توجه به استان‌های محروم را در اولویت و توسعه متوازن در کشور را در دستورکار خود قرار دهد، بسیاری از مشکلاتی که در مدیریت ۸سال گذشته در کشور رخ داده، حل خواهد شد.

این امر مستلزم ایجاد سازوکاری جهت بررسی دقیق و موشکافانه تصمیمات دولت در جریان سفرهای استانی است. اگر این تصمیمات به‌درستی پیگیری نشوند و به اجرا نرسند و مردم طعم تحقق وعد‌ها را نچشند، نه‌تنها این سفرها نتیجه‌بخش نخواهد بود و منجر به تقویت سرمایه اجتماعی نظام نخواهد شد که اثر سوء بر اعتماد عمومی مردم خواهد گذاشت. رئیسی و دولتش فرصت چنین اشتباهی را ندارند. او کشوری با چالش‌های کم‌نظیر تاریخی از روحانی تحویل گرفته است.

شاید جزئی‌ترین سهل‌انگاری‌ها در شرایط فعلی، تبعات بسیار جبران‌ناپذیری را به همراه داشته باشد.


چرا سیستان‌وبلوچستان؟



چرا سیدابراهیم رئیسی، سیستان‌وبلوچستان را مقصد دوم سفر استانی‌اش قرار داد؟ پاسخ به این سوال را باید در گزارشی که وزارت رفاه با عنوان «مروری بر شاخص‌های توسعه استان سیستان‌وبلوچستان و پیش‌نویس سند توسعه استان» تدوین کرده، یافت. آمار و اطلاعات منتشرشده در این گزارش، تصویری بسیار نگران‌کننده از استان سیستان‌وبلوچستان را ترسیم می‌کند؛ تصویری که در ۸ سال گذشته سیاه‌تر از قبل شده است. بر پایه این گزارش، مطالعات منطقه‌ای در سطح استان‌های کشور نشان می‌دهد که به‌طورکلی، با حرکت از سمت غرب کشور به‌سمت استان‌های شرقی، بر میزان توسعه‌نیافتگی و محرومیت افزوده می‌شود. سنجش وضعیت استان‌های شرقی و جنوب‌شرقی در زمینه شاخص‌های توسعه‌یافتگی، گواهی بر این ادعاست.

غالبا در مطالعات سنجش شاخص‌های توسعه که در سال‌های گذشته انجام شده است، استان سیستان‌وبلوچستان در بسیاری از شاخص‌ها، همواره پایین‌ترین رتبه کشوری را از آن خود کرده است.

در این استان شکاف بین ثروتمندترین و فقیرترین افراد در سطح استان از میانگین کشوری بالاتر و توزیع درآمد در سطح استان بسیار ناعادلانه‌تر است. این استان با متوسط نرخ بیکاری ۱۴.۱درصد رتبه ۲۸را در کشور کسب کرده است.

"تا پیش از دولت او، «جمعه» کلیدواژه‌ای بود که رئیس‌جمهور ایران تازه در آن روز از گران‌شدن قیمت بنزین باخبر شد اما برای دولت رئیسی، «جمعه» روز کار است"این شاخص با محاسبه نرخ بیکاری پنهان، به ۲۲.۵درصد و براساس برخی ارقام غیررسمی، به ۳۰درصد نیز می‌رسد. نرخ «اشتغال غیررسمی» در سال ۱۳۹۵ در استان سیستان‌وبلوچستان ۶۴درصد بوده که ۱۸درصد در بخش رسمی و ۴۶درصد در بنگاه‌های غیررسمی است. نزدیک به ۴۰درصد از مردان شهرستان‌های مرزی (ازجمله سراوان) برای کار به کشور پاکستان می‌روند و به بسته‌بندی برنج، ادویه و برخی اقلامی که بعدا به‌صورت قاچاق به ایران وارد می‌شود، می‌پردازند.

در سال ۱۳۹۶ حدود ۴۳.۵درصد از کل جمعیت مناطق شهری و ۷۶.۴درصد مناطق روستایی این استان زیر خط فقر مطلق قرار داشته‌اند؛ درحالی‌که این رقم در کل کشور در مناطق شهری، ۲۶.۹درصد و در مناطق روستایی ۳۲.۹درصد بوده است. به‌عبارت ساده‌تر، جمعیت زیر خط فقر مطلق در استان سیستان‌وبلوچستان در مناطق شهری ۱۶.۶ واحد درصد و در مناطق روستایی ۴۳.۵ واحد درصد بیش از میانگین کشور بوده است. به‌عبارت بهتر، نسبت جمعیت شهری زیر خط فقر مطلق در مناطق شهری ۱.۶ برابر و در مناطق روستایی ۲.۳برابر میانگین کشور بوده است.

این شرایط روی امید به زندگی مردم نیز اثر گذاشته است. طی پنج سال سرشماری ۱۳۹۰تا ۱۳۹۵ امید به زندگی مردان ۱.۵ سال و امید به زندگی زنان سه ماه کاهش یافته است. امید به زندگی مردان در سال ۱۳۹۵ نسبت به متوسط کشوری، ۶سال و ۸ماه کمتر و امید به زندگی زنان در نسبت به متوسط کشوری، ۶سال و ۹ماه کمتر است. در همین دوره ۵ساله، درآمد سرانه هر تهرانی حدود ۴برابر یک فرد در استان سیستان‌وبلوچستان بوده است. به‌طور متوسط حدود یک‌سوم خانوارهای استان سیستان‌وبلوچستان تحت‌پوشش کمیته امداد هستند که این نسبت در شهرستان‌هایی مانند دلگان و هامون به بیش از ۵۰درصد نیز می‌رسد.

"رئیس‌جمهور این روزهای ایران برای درک بهتر وضعیت کشور، نیاز به ماشین شاسی‌بلند ضدگلوله ندارد"در سال ۱۳۹۵، ۶۶درصد زایمان‌ها در استان در مراکز بهداشتی دولتی و ۳۲.۴درصد از زایمان‌ها در منزل انجام می‌شد که خود یکی از دلایل مهم مرگ‌ومیر بالای مادر و نوزاد در استان نسبت به کشور است. با وجود سهم ۱۱درصدی استان از مساحت کشور، کمتر از یک درصد (۳۲۹بنگاه) کارگاه‌های صنعتی ۱۰ نفر کارکن و بیشتر در سطح استان مستقر هستند. استان سهمی در بنگاه‌های بیش از ۵۰۰ نفر کل کشور ندارد که احداث این بنگاه‌ها از سوی دولت و نهادهای عمومی، امری ضروری و با فوریت بالا تلقی می‌شود. بر پایه این اطلاعات سیدابراهیم رئیسی، بعد از سفر به خوزستان، به استان سیستان‌وبلوچستان سفر کرد.


سیستان، توسعه‌نیافته میان توسعه‌نیافته‌ها



درباره وجود مشکل در سیستان‌وبلوچستان همه اتفاق‌نظر دارند اما آنچه نه محل اختلاف بلکه محل غفلت است دلیل و ریشه‌های مشکلات است. بدون شناخت ریشه معضلات نمی‌توان گام‌هایی صحیح برای رفع آنها برداشت.

سیستان‌وبلوچستان البته میان استان‌های مرزی ایران که دارای مشکل هستند به‌نوعی از گرفتاری‌های بیشتری رنج می‌برد.

پیش از بررسی عامل تفاوت میان این استان و دیگر مناطق مرکزی ایران باید تفاوت‌های سیستان‌وبلوچستان و دیگر استان‌های دارای مشکل در اطراف کشور را دریافت. به‌عنوان مثال پیش از مقایسه این استان با مناطقی مانند اصفهان، همدان یا فارس باید به‌دنبال تفاوت‌های این استان با خوزستان یا کردستان بود. البته در این میان باید دانست که شاید یکی از بزرگ‌ترین مشکلات استان سیستان‌وبلوچستان وسعت زیاد، جمعیت کم و به‌طور کلی پراکندگی مراکز جمعیتی است. برای درک بهتر این موضوع نیاز به مقایسه آماری است. استان سیستان‌وبلوچستان با ۱۸۰هزار کیلومترمربع، ۱۱درصد از وسعت ایران را دربر گرفته است.

"به گزارش رسانه‌ها، رئیسی را وزرای نیرو، راه‌وشهرسازی، نفت، اقتصاد و دارایی، صنعت، معدن و تجارت، رئیس سازمان برنامه‌وبودجه و رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور همراهی کرده‌اند"براساس آمارهای سال ۱۳۹۵ این استان تنها ۲میلیون و ۷۰۰هزار نفر جمعیت دارد. استان کردستان ۲۹هزار کیلومترمربع وسعت (یک‌ششم سیستان‌وبلوچستان) دارد اما یک‌میلیون و ۶۰۰هزار نفر جمعیت دارد یعنی دوسوم استان سیستان‌وبلوچستان ساکن دارد. استان خوزستان نیز با ۶۴هزار کیلومترمربع تقریبا یک‌سوم سیستان‌وبلوچستان وسعت دارد اما با این وجود ۴میلیون و ۷۰۰هزار نفر جمعیت (تقریبا دوبرابر) دارد. این آمارها نشان می‌دهد یکی از معضلات اصلی استان سیستان‌وبلوچستان وسعت زیاد آن درکنار جمعیت کمش است. این استان تقریبا هم‌اندازه کشور سوریه است.

تراکم جمعیتی کم و وسعت زیاد باعث می‌شود مسیرهای ارتباطی مناسبی در این استان ایجاد نشوند. در اینجا نیز باید به مقایسه پرداخت. مقایسه‌ای بین دو منطقه یکی شامل مورد تهران-اصفهان در مرکز کشور و دیگری زاهدان-چابهار در جنوب‌شرقی. جمعیت شهرستان تهران براساس آمار سال ۱۳۹۵ در حدود ۸میلیون و ۷۰۰ است و جمعیت شهرستان اصفهان نیز ۲میلیون و ۴۰۰هزار نفر. مسیر بین این دو شهر چیزی در حدود ۴۴۸کیومتر است که از میان یک استان دیگر نیز عبور می‌کند.

"او به منطقه میرآباد چابهار که مختص حاشیه‌نشینان است نیز سری زد و با مردم به گفت‌وگو پرداخت"درمورد دوم شهرستان زاهدان ۶۷۰هزار نفر جمعیت و چابهار نیز ۲۰۳هزار نفر جمعیت دارد و مسیر بین این دو نیز ۶۳۲کیلومتر است. مسیر تهران-اصفهان ارتباط میان دو شهرستان را با مجموع جمعیت بیش از ۱۱میلیون نفر به یکدیگر متصل می‌کند. اگر در این بررسی جمعیت استان و نه‌تنها شهرستان مرکز را در نظر بگیریم شاهراه اصلی میان تهران و اصفهان دو استان با مجموع جمعیت ۱۸میلیون نفر را به یکدیگر متصل می‌سازد. مسیر زاهدان-چابهار اما با وجود طول ۱.۵برابری دو شهر با جمعیتی درمجموع زیر یک‌میلیون نفر را به یکدیگر متصل می‌سازد.

جمعیت به‌شدت پراکنده در سیستان‌وبلوچستان و وسعت بسیار زیاد آن هرگونه اقدامات توسعه‌ای را با مشکلات بسیاری روبه‌رو ساخته است. هزینه ساخت آزادراه‌های بین‌شهری به‌دلیل تفاوت‌هایی که با بزرگراه‌ها دارند برای هر کیلومتر نیاز به ۱۷ تا ۲۰میلیارد تومان هزینه دارد.

با این حساب برای مسیر ۴۴۸کیلومتری تهران-اصفهان تقریبا نیاز به ۸هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌ای که با توجه به استفاده‌های اقتصادی از آن قابلیت برگشت‌پذیری سریع دارد؛ اما در مقابل احداث بزرگراه بین زاهدان و چابهار به ۱۲هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری نیاز دارد؛ سرمایه‌ای که صرف آن برای اتصال میان دو شهر کم‌جمعیت با حومه‌های پراکنده و اقتصادهای ضعیف هیچ منطقی ندارد.

احداث جاده برای اتصال میان دو مجموعه اقتصادی است و پس از آن نیز این جاده خود باعث افزایش مبادلات تجاری میان این دو نقطه می‌شود. پس تا زمانی که دو مجموعه اقتصادی قابل اتکا وجود داشته نداشته باشند جاده درخوری نیز ایجاد نخواهد شد یا اگر بشود به آن میزان از سوددهی نخواهد رسید که بتواند کفاف هزینه‌ها را بدهد. به همین دلیل است که مسیرهای ارتباطی میان سکونتگاه‌های سیستان‌وبلوچستان دچار مشکل هستند. مسافت اما تنها یک مشکل داخلی برای سیستان‌وبلوچستان نیست بلکه مشکلی فرااستانی نیز به حساب می‌آید.

"در چابهار حدود نیمی از جمعیت به‌صورت حاشیه‌نشینی زندگی می‌کنند و از حداقل امکانات بی‌بهره‌اند"درحالی که فاصله تهران به‌عنوان پایتخت سیاسی و اقتصادی تا بندرعباس در یکی از جنوبی‌ترین نقاط ایران ۱۲۰۰کیلومتر است، فاصله این شهر با زاهدان ۱۴۸۵کیلومتر و با چابهار ۱۸۰۰کیلومتر است. مساله‌ای که نشان می‌دهد مسافت نه‌تنها در ابعاد داخلی مانع از توسعه استان سیستان‌وبلوچستان شده بلکه در بعد فرااستانی نیز باعث شده است این استان از مناطق پرجمعیت و توسعه‌یافته‌تر مرکزی و غربی ایران جدا بیفتد. نزدیکی به مراکز جمعیتی ایران برای سیستان‌وبلوچستان می‌توانست مواهب زیادی داشته باشد. حضور سرمایه‌گذاران برای تولید در استانی با هزینه کارگر ارزان‌تر یا سفر گردشگران ازجمله این مواهب بود که از دسترس این استان خارج شده است.


معضل پیرامونی



دیگر معضل سیستان محیط پیرامونی آن است. درحالی‌که استانی مانند خوزستان یا کردستان با کشور نفت‌خیز عراق و اقلیم کردستان این کشور همسایه هستند، سیستان‌وبلوچستان با دو کشور ضعیف از لحاظ اقتصادی شامل پاکستان و افغانستان همسایه است.

اگر مردم خوزستان می‌توانند با کشورهای نفت‌خیزی مانند عراق یا کویت و قطر ارتباط برقرار کنند در سیستان‌وبلوچستان پاکستان و افغانستانی در دسترس هستند که به آشوب و ضعف اقتصادی دچارند.

سیستان‌وبلوچستان مظلومانه میان انبوهی از مشکلات ساختاری و جغرافیایی گرفتار است که حتی برخی از استان‌های توسعه‌نیافته کشور نیز با چنین مشکلاتی روبه‌رو نیستند. اگر سفر رئیس‌جمهور به خوزستان به بهانه اعتراضات اخیر در این استان بود اما در سیستان‌وبلوچستان فضا ملتهب نبود. این سفر نشان می‌دهد دولت درک درستی از کشور دارد و اولویت خود را به توسعه مناطق محروم گذاشته است. توجه دولت به این استان با وجود محدودیت‌های استان، می‌تواند روند توسعه در جنوب‌شرق کشور را توسعه دهد.


دولت سیزدهم و امنیت ملی



استان سیستان‌وبلوچستان از منظر امنیت ملی دارای اهمیت زیادی است زیرا گروهک‌های تجزیه‌طلب تحت حمایت آمریکا، رژیم‌صهیونیستی و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس در این منطقه مشغول فعالیت هستند. محرومیت مردم استان از لحاظ اجتماعی، بلوچ‌بودن از منظر قومیت و مذهب تسنن از جنبه مذهبی سه شاخه اصلی و منفذ فعالیت‌های بدخواهانه سازمان‌های اطلاعاتی در سیستان‌وبلوچستان هستند.

"با توجه به وسعت استان سیستان‌وبلوچستان و گستردگی معضلات این استان، رئیسی دیروز هم به زابل و زاهدان سفر کرد تا از نزدیک با مشکلات این بخش از استان نیز آشنا شود"درحالی‌که دلایل عدم توسعه‌یافتگی سیستان‌وبلوچستان تا حدی مشخص است، جریانات رسانه‌ای و اطلاعاتی بیگانه ریشه‌های چنین مساله‌ای را به شکلی وارونه بازنمایی کرده و دلیل آن را قومیت بلوچ و مذهب اهل تسنن اکثر جمعیت استان نشان می‌دهند.

با چنین فضاسازی‌هایی عملا مسیر حل مشکلات منحرف شده و به‌سمت امور کاذب چرخش می‌کند. اگر راه‌حل مشکلات سیستان‌وبلوچستان از راه اصلاح جاده‌ها و مسیرهای مواصلاتی می‌گذرد و تلاش‌ها باید روی آن متمرکز شود تا معضلات مردم کاهش یابد، جریانات معاند با معرفی قومیت و مذهب به‌عنوان دلیل مشکلات باعث ایجاد گروهک‌های تروریستی‌ای می‌شوند که دست به ایجاد ناامنی در استان به‌ویژه در مسیرهای مواصلاتی و جاده‌ها می‌زنند؛ اقدامی که دقیقا منطبق بر تعمیق بحران و مشکلات سیستان‌وبلوچستان است. جنایت معروف تروریستی «تاسوکی» که ۲۵اسفند ۱۳۸۴ (۱۶مارس ۲۰۰۶) انجام شد نمونه برجسته چنین اقداماتی است. در این جنایت گروه تروریستی وابسته به عبدالمالک ریگی نزدیک ساعت ۹شب در جاده زاهدان-زابل و در فاصله حدودا ۱۰کیلومتری پاسگاه تاسوکی با پوشیدن لباس‌های نیروهای انتظامی دست به ایجاد پست ایست و بازرسی زده و پس از توقف مردم آنها را به گلوله بستند. در این جنایت ۲۸تن از مردم کشته شده و ۷تن دیگر نیز گروگان گرفته شدند.

این جنایت اقدامی در راستای تزریق وحشت در سراسر استان و ایجاد فضایی پیرامون ناامن بودن جاده‌های سیستان‌وبلوچستان بود؛ اقدامی که برای تعمیق بحران‌های این استان به طراحی شبکه‌های اطلاعاتی خارجی و با اجرای گروهک وابسته به عبدالمالک ریگی انجام شد.

سیستان‌وبلوچستان البته از جهات دیگری نیز بر امنیت ملی ایران اثرگذار است و به همین دلیل سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای محور متخاصم با ایران سعی در متلاطم کردن آن دارند. تنها بندر اقیانوسی ایران در این منطقه و در چابهار واقع شده است. ایران عمده کالاهای وارداتی خود را از بنادر خود در خلیج‌فارس وارد می‌کند که مستلزم گذر از تنگه هرمز است. درصورت بروز بحران در تنگه هرمز و خلیج‌فارس، بندر چابهار یک تکیه‌گاه مهم برای واردات کالا به کشور است. ازسوی دیگر این بندر مورد توجه کشورهای شرق و جنوب آسیا به‌ویژه هند است تا از طریق آن بتوانند به آسیای میانه و افغانستان راه یابند.

"شاید جزئی‌ترین سهل‌انگاری‌ها در شرایط فعلی، تبعات بسیار جبران‌ناپذیری را به همراه داشته باشد"همچنین این مسیر می‌تواند برای ارسال کالا به روسیه و اروپا نیز مورد استفاده قرار گیرد. به‌دلیل چنین ویژگی‌هایی، محورهای متخاصم قائل به ایجاد آرامش در سیستان‌وبلوچستان نیستند زیرا درصورت تبدیل شدن این استان به محل عبور کالاهای کشورهای شرق آسیا به‌سمت آسیای میانه، روسیه و اروپا ضمن بهره‌برداری اقتصادی ایران از عبور این کالاها دیگر اعمال تحریم‌های اقتصادی شدید علیه تهران به آسانی امکان‌پذیر نخواهد بود. استان سیستان‌وبلوچستان به همین دلیل از جهات مبارزه با گروه‌های تروریستی، ایجاد درآمد از عبور کالاهای جهانی و نیز سخت کردن اعمال تحریم علیه ایران دارای اهمیت است. در اولویت قرار دادن رسیدگی به توسعه این استان توسط دولت می‌تواند ضمن خارج کردن سیستان‌وبلوچستان از تیررس توطئه‌های محور آمریکایی برای درگیرسازی ایران با تروریسم، باعث توسعه اقتصادی کشور نیز شود.


خوزستان در روز جمعه



سیدابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور کمتر از ۴۸ساعت پس از رای اعتماد مجلس به وزرای معرفی‌شده و تشکیل رسمی هیات دولت، راهی اهواز شد تا نخستین سفر استانی رئیس‌جمهور در دومین روز تشکیل دولت جدید رقم بخورد. چنین سرعتی نه نشان‌دهنده عجله بلکه نشانگر گامی قدرتمندانه برمبنای «رسیدگی به مناطق بحرانی» کشور بود.

این سفر بدون صرف تشریفات مرسوم رسمی و بدون اطلاع‌رسانی قبلی صورت گرفت. چنین سفر بی‌تکلفی نشان‌دهنده عزم دولت برای پیگیری سفرهای استانی و رسیدگی به مناطق مردم و مناطق محروم است؛ چنانکه مردم برخی روستاهای خوزستان موفق به صحبت چهره‌به‌چهره با رئیس‌جمهور شدند. رئیس‌جمهور پیش از سفر به دو استان دارای مشکل خوزستان و سیستان‌وبلوچستان در تهران نیز با سرکشی به بخش کرونایی بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها و حتی غسالخانه بهشت‌زهرا خود شخصا از خطوط مقدم مبارزه با کرونا دیدن کرد؛ بازدیدی که به‌سرعت تاثیر خود را در کاهش هزینه داروها نشان داد، آن‌هم دارو‌هایی که تا مدتی قبل به‌دلیل مدیریت ضعیف تحت تسلط سودجوها قرار داشت. در اوج بحران کرونا داروهایی که دراختیار شبکه درمان داده می‌شد به بازارهای غیررسمی نشت می‌کرد و بیماران روی تخت بیمارستان به‌دلیل کمبودهای ایجادشده در ذخایر رسمی مجبور به تهیه داروهای چندصد هزارتومانی با چندمیلیون تومان هزینه می‌شدند. حضور میدانی رئیس‌جمهور و هدایت کشور از خط‌مقدم بحران‌ها نشان داد که شیوه صحیح مدیریت این مسیر است نه استفاده از به‌اصطلاح ژنرال‌های به آخر خط رسیده، بی‌رمق و بی‌انگیزه.

رئیسی در جریان سفر به خوزستان چند تن از وزرایش را نیز با خود همراه کرده بود.

"آمار و اطلاعات منتشرشده در این گزارش، تصویری بسیار نگران‌کننده از استان سیستان‌وبلوچستان را ترسیم می‌کند؛ تصویری که در ۸ سال گذشته سیاه‌تر از قبل شده است"تیم وزرای همراه منطبق با نیازها، مشکلات و ظرفیت‌های خوزستان انتخاب شده بودند. هرکدام از وزرا در حوزه خود به بازدید میدانی در خوزستان پرداختند. بهرام عین‌اللهی، وزیر بهداشت در بخش کرونایی بیمارستان رازی اهواز از نزدیک از مشکلات مردم و بیماران اطلاع پیدا کرد و همچنین بازدیدی از مرکز ۲۴ساعته واکسیناسیون اهواز داشت.

مساله «آب» نیز حوزه دیگری بود که رئیس‌جمهور برای بررسی عمق مشکلات این حوزه در منطقه محروم جفیر حضور یافته و از طرح آبرسانی به روستاهای استان خوزستان بازدید کرد. در جریان این دیدار بخشی از پروژه آبرسانی به روستا‌های جفیر از خط انتقال آب غدیر ‌به بهره‌برداری رسید. رئیس‌جمهور پس از بازدید از پروژه‌های آبرسانی اعلام کرد برای ادامه چنین اقداماتی باید از امکانات و ظرفیت‌های استان خوزستان نیز استفاده شود تا کارگاه‌هایی برای تکمیل خطوط آبرسانی در جای‌جای استان فعال شوند.

توسعه کشاورزی و طرح ۵۵۰هزار هکتاری مرتبط با آن، حوزه دیگری بود که برای بررسی آن سیدجواد ساداتی‌نژاد وزیر کشاورزی همراه با تیم دولت عازم خوزستان شده بود.

ساداتی‌نژاد در جریان این سفر اعلام کرد خوزستان سالانه چیزی در حدود ۶۰هزار میلیارد تومان تولید محصولات کشاورزی دارد که برای افزایش آن تمهیداتی اندیشیده شده که اصلی‌ترین آن پروژه فاز دوم ۵۵۰هزار هکتاری است که دولت قرار است با دستور رئیس‌جمهور نسبت به جمع‌بندی برای تسریع اجرایی‌شدن طرح اقدام کند. ساداتی‌نژاد گفت این طرح برای ۲۰۰هزار نفر اشتغال‌زایی دارد و ۱۱۶هزار میلیارد تومان به ارزش محصولات کشاورزی استان خواهد افزود.

دیگر وزیر همراه با تیم دولت در سفر به خوزستان علی‌اکبر محرابیان وزیر نیرو بود که اعلام کرد بنابر دستور رئیس‌‌جمهور، منابع اعتباری لازم برای بهره‌برداری از شبکه فاضلاب اهواز اختصاص یافته و زمان اجرا نیز تا ۵۰درصد کاهش خواهد یافت. بنابر گفته وزیر نیرو، قرار است برای تسریع در اجرای طرح، کارگاه‌های مختلفی در استان خوزستان ایجاد شود تا شبکه فاضلاب این استان سریع‌تر به حل مشکلاتش بپردازد.


چرا خوزستان؟



براساس مطالعات انجام‌شده درخصوص سنجش مولفه‌ها و شاخص‌های توسعه استانی توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی طی سال‌های اخیر، ۶ استان سیستان‌وبلوچستان، لرستان، خوزستان، کردستان، کرمانشاه و چهارمحال‌وبختیاری بالاترین نرخ بیکاری را بین استان‌های کشور به خود اختصاص داده‌اند. پیامد این وضعیت، پدیده‌های اقتصادی، اجتماعی و... متعددی برای استان‌های مذکور بوده و آنها را در رده مهاجرفرست‌ترین استان‌های کشور قرار داده است.

استان خوزستان رتبه دوم تولید ناخالص ملی با نفت و رتبه چهارم تولید ناخالص ملی بدون نفت را داراست که نشان‌دهنده گردش مالی و تولید ثروت عظیمی است که در این استان اتفاق می‌افتد.

"این شاخص با محاسبه نرخ بیکاری پنهان، به ۲۲.۵درصد و براساس برخی ارقام غیررسمی، به ۳۰درصد نیز می‌رسد"بیشترین سهم را بخش معدن با ۶۴درصد از تولید ناخالص داخلی استان داراست که در این میان نقش صنایع نفت، گاز و پتروشیمی بارز است. این درحالی است که با درآمد سرانه بالا، توزیع درآمد مناسبی در استان وجود ندارد و نرخ بیکاری و اشتغال ناقص و سهم جمعیت زیر خط‌فقر در مقایسه با متوسط کشوری بالاتر است. این امر نشان می‌دهد خوزستان قربانی توسعه نامتوازن در کشور است و مردم این استان با وجود نقشی که این استان در تولید و ایجاد ارزش افزوده در کشور دارد خود از ثروت و منابع این خطه نصیبی نبرده‌اند.

فقر گسترده به‌خصوص در مناطق شهری، حاشیه‌نشینی، وجود گردوغبار و آلودگی ناشی از مجتمع‌های پتروشیمی و کودکان بازمانده از تحصیل ازجمله مهم‌ترین مشکلات استان خوزستان هستند. این استان با متوسط نرخ بیکاری ۱۴.۵درصد رتبه بیست‌ونهم را کسب کرده است و با وجود پتانسیل‌های فراوان، ازجمله بیکارترین استان‌ها محسوب می‌شود.

براساس نتایج به‌دست‌آمده از گزارش معاونت رفاه اجتماعی در سال ۱۳۹۶، در استان خوزستان ۲۷درصد جمعیت در مناطق شهری و ۲۶درصد جمعیت در مناطق روستایی زیر خط‌فقر قرار دارند.

براساس آخرین «گزارش پایش کسب‌وکار» که توسط اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران تهیه شده، استان خوزستان طی دوره ۱۳۹۵تا ۱۳۹۸ با شاخص ۶.۰ در رتبه هجدهم کشور قرار داشته که در سال ۱۳۹۸ این رتبه به ۱۹ تنزل یافته است. درواقع استان خوزستان با توجه به پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری بین ۳۱ استان کشور از نظر محیط کسب‌وکار، در وضعیت چندان مناسبی قرار ندارد.

خوزستان اگرچه در بسیاری از شاخص‌های مورد بررسی، وضعیت بسیار مناسب‌تری نسبت به سیستان‌وبلوچستان دارد اما با توجه به منابع این استان، این سطح از فقر و بیکاری رقم بسیار بالایی به‌شمار می‌رود.

متاسفانه بخش قابل‌توجهی از معضلات استان خوزستان ناشی از عملکرد مدیران دولتی در ۸سال گذشته است. براساس پایشی که وزارت کشور انجام داد و در آن استانداری‌های مختلف کشور را در شاخص‌های عمومی و اختصاصی در سال ۹۸ رده‌بندی کرد، استانداری خوزستان در رده آخر این فهرست قرار گرفت. استان خوزستان در ارزیابی وزارت کشور شاخص‌های مختلفی مورد ارزیابی قرار گرفت که براساس این گزارش استان خوزستان در بسیاری از شاخص‌ها نمره حداقل را کسب کرده و با وجود داشتن اعتبارات مناسب، در پایین‌ترین رتبه ممکن قرار گرفته است.


رئیسی کجا باید برود؟



اوضاع اقتصاد ایران آنقدر آشفته است که بر پایه گزارش اخیر وزارت رفاه با عنوان «پایش فقر در سال 1399» در اسفبارترین شرایط اقتصادی در ۸۰ سال اخیر و حتی بدتر از سال‌های اشغال ایران توسط متفقین قرار دارد. درآمد سرانه ایرانیان به سال‌های دهه ۶۰ سقوط کرده و نرخ فقر نیز با سرعت بالایی خانوارهای کشور را تحت ‌پوشش خود قرار می‌دهد. دولت‌ یازدهم و دوازدهم با گره زدن زلف توسعه کشور به سیاست خارجی و مذاکرات هسته‌ای، طبقه متوسط شهری را از میان برداشت و بیش از نیمی از ایران را فقیر کرد.

"نرخ «اشتغال غیررسمی» در سال ۱۳۹۵ در استان سیستان‌وبلوچستان ۶۴درصد بوده که ۱۸درصد در بخش رسمی و ۴۶درصد در بنگاه‌های غیررسمی است"طبق گزارش وزارت رفاه، در سال ۱۳۹۶ حدود ۹/۲۶درصد از جمعیت شهری کشور و ۹/۳۲درصد از جمعیت روستایی کشور زیر خط‌فقر بوده‌اند.

براساس آمارهای ارائه‌شده در این گزارش، در سال ۹۸ تقریبا ۳۲درصد خانوارهای ایرانی که ۹میلیون و ۵۰۰هزار خانوار تخمین‌زده می‌شوند زیر خط‌فقر بوده‌اند. در این سال بیش از ۲۸میلیون نفر فقر مطلق داشته‌اند، رقمی که احتمالا با بدتر شدن شرایط اقتصادی در سال ۹۹ به بیش از ۳۴میلیون نفر نیز رسیده باشد.

فقیربودن جامعه یا کشور کار را سخت خواهد کرد اما متمرکز بودن این فقر در برخی مناطق کار را به‌مراتب سخت‌تر خواهد کرد؛ چراکه اختلافات داخلی، قومی، زبانی یا هر آتش زیرخاکستری را بالقوه نگه خواهد داشت. نرخ فقر به‌ترتیب در هشت استان سیستان‌وبلوچستان، خراسان‌شمالی، هرمزگان، گلستان، کهگیلویه‌وبویراحمد، آذربایجان‌غربی، لرستان و کردستان در بالاترین وضعیت در مقایسه با کل کشور قرار دارد. براساس گزارش وزارت رفاه، استان‌های خراسان‌رضوی، کرمانشاه، کرمان، خراسان‌جنوبی، گیلان، اردبیل، همدان، خوزستان، چهارمحال‌وبختیاری و ایلام نیز در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

با بهره‌گیری از دو شاخص محرومیت در پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان و سهم خوراک در اطلاعات شاپرک بانک مرکزی، رتبه‌بندی جامعی صورت گرفته که نتیجه آن درکنار سیستان‌وبلوچستان استان‌های خراسان‌شمالی، لرستان، کهگیلویه‌وبویراحمد و گلستان به‌عنوان محروم‌ترین مناطق شناسایی شده‌اند. به‌طور حتم رئیس‌جمهور در سفرهای بعدی استانی‌اش، استان‌های محروم‌تر را مدنظر قرار خواهد داد تا بلکه با حضور میدانی او، دولت پس از ۸سال، از نزدیک با مشکلات تلنبارشده در دولت‌های قبل آگاه شود.


نسبت توسعه و تحرکات تجزیه‌طلبانه



خوزستان قلب نفتی ایران است اما همزمان قلب مردمش از مشکلات سنگین این استان در دردی طولانی‌مدت گرفتار است.

این استان به‌دلیل مجاورت با عراق از مدت‌ها قبل از انقلاب در وضعیت جنگی به سر می‌برد. پس از آن نیز از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ شاهد تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق بود. نابودی زیرساخت‌ها و مهاجرت مردم تنها بخشی از تبعات جنگ برای این استان بود. با وجود اتمام جنگ در سال ۱۳۶۷ اما به‌دلیل وجود احتمال آغاز مجدد درگیری‌ها تا سال ۱۳۷۶ یعنی تا یک دهه بعد نیروهای نظامی ایران همچنان در مرزها و خاکریزها مستقر بودند. پس از آن نیز در سال ۱۳۸۲ کشور عراق در مجاورت خوزستان به اشغال آمریکا درآمد؛ اشغالی که گفته می‌شد یکی از اهداف آن در ادامه تهاجم به ایران است.

"به‌عبارت ساده‌تر، جمعیت زیر خط فقر مطلق در استان سیستان‌وبلوچستان در مناطق شهری ۱۶.۶ واحد درصد و در مناطق روستایی ۴۳.۵ واحد درصد بیش از میانگین کشور بوده است"وجود جو نظامی علیه استان خوزستان باعث شد علی‌رغم نیاز خوزستان به بازسازی پس از جنگ، سرمایه‌ها از بیم تهاجمی مجدد به این استان، از خوزستان گریزان باشند. نتیجه نیز انباشت مشکلات و پیچیده شدن آنها بود.

در کنار این دشواری‌های عارض‌شده به خوزستان، به‌دلیل جنگ و اتفاقات پیرامون آن، مساله دیگری نیز بر عمق مشکلات افزوده است و آن پیچیدگی اداره این استان و مسائل مرتبط با طبیعت آن است. به‌عنوان مثال به‌دلیل وجود آب فراوان در خوزستان مزارع و کارخانه‌های نیشکر در این استان ایجاد شده که نتیجه‌اش شوری آب در مناطق پایین‌دستی استان است. به همین دلیل شهرها و روستاهای پایین‌دستی نمی‌توانند از آب عبوری از منطقه خود برای کشاورزی و یا حتی احشام‌شان استفاده کنند.

یکی دیگر از پیچیدگی‌ها نیز به مساله نفت در این استان بازمی‌گردد، زیرا شرکت‌های نفتی برای برداشت نفت از برخی چاه‌ها دست به خشک‌سازی حوزه‌های نفتی می‌زنند، به این شکل که از عبور شاخ‌آب‌ها و یا تجمیع آب در سدهای نزدیک این حوزه‌ها جلوگیری می‌کنند. به همین دلیل برخی روان‌آب‌ها به جای جمع شدن پشت سدها در مناطق مرزی رها می‌شوند که خود این موضوع در اوقات خشکسالی بحران‌ساز است.

این پیچیدگی‌های طبیعی در کنار مشکلات انباشت‌شده ناشی از شرایط تاریخی و بی‌توجهی‌های دولت‌ها به این استان، خوزستان را به نقطه‌ای بحران‌خیز تبدیل ساخته است. فرصت‌های اقتصادی موجود در خوزستان برای ایران و همچنین مشکلات و بحران‌های فعلی در این استان باعث طمع محور آمریکایی به این منطقه شده است. این محور می‌کوشد با ناامن‌سازی و ملتهب ساختن خوزستان ضمن جلوگیری از مزایای اقتصادی آن برای ایران، این منطقه را به پاشنه‌آشیل کشور تبدیل کند. شهریور سال ۱۳۹۷، نقطه اوج چنین تلاشی بود؛ جایی که یک گروه تروریستی، به مراسم گرامیداشت هفته دفاع مقدس در اهواز حمله کردند و بیش از ۱۰۰ نفر را شهید و زخمی کردند تا امنیت خوزستان به چالش کشیده شود.

با وجود تمام معضلات و مشکلات، اما خوزستان می‌تواند با مدیریتی قوی به شکلی آرام از کنار بحران‌های خود عبور کرده و در آرامش به‌سمت بازسازی حرکت کند. سفر رئیس‌جمهور به خوزستان و پیگیری نزدیک مشکلات آن ضمن مستحکم شدن ساختارهای رسمی برای پیگیری معضلات باعث می‌شود مردم آغاز شدن روند بازسازی را به شکل ملموس‌تر و عزت‌مندانه‌تری حس کنند.

این احساس می‌تواند فضا و فرصت لازم برای توسعه استان را فراهم کرده و هزینه‌های سنگین‌ محور متخاصم در راستای ملتهب‌سازی خوزستان را ناکام کند.

منابع خبر

اخبار مرتبط

دیگر اخبار این روز

خبرگزاری مهر - ۱۳ شهریور ۱۴۰۰
خبرگزاری مهر - ۱۳ شهریور ۱۴۰۰
خبرگزاری مهر - ۱۳ شهریور ۱۴۰۰