شش‌ماه اول جنگ را نیروی هوایی اداره کرد/همه شهدا شاخص هستند

شش‌ماه اول جنگ را نیروی هوایی اداره کرد/همه شهدا شاخص هستند
خبرگزاری مهر
خبرگزاری مهر - ۲۹ شهریور ۱۴۰۱



خبرگزاری مهر،

گروه فرهنگ و ادب _ صادق وفایی: سال گذشته همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس، پرونده «پهلوان محمود اسکندری؛ قهرمانی که باید از نو شناخت» با حضور امیران خلبان فرج‌الله براتپور، محمود ضرابی و اکبر زمانی در مهر گشوده شد و آخرین قسمت آن نیز ۱۱ تیرماه امسال در گفتگو با آزاده خلبان، امیرْ حسینعلی ذوالفقاری: «ضدانقلاب در پی ترور محمود اسکندری بود / دستور اکید این بود که به راکتور اوسیراک آسیب نزنیم» منتشر شد. در خلال این‌پرونده به‌جز خلبان‌های نامبرده، با امیران اسماعیل امیدی، روح‌الدین ابوطالبی، فریدون صمدی، ناصر باقری، محمدرضا قره‌باغی، اصغر شفائی، محمدرضا ملکی و محمد اسکندری فرزند امیرْ اسکندری گفتگو شد.

امسال همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس، پرونده بررسی سلحشوری و ایثارگری‌های یک‌خلبان دیگر نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را باز می‌کنیم؛ منوچهر محققی، متولد سال ۱۳۲۲ که ۹ مهرماه ۱۴۰۰ در میانه‌های مصاحبه‌های پرونده محمود اسکندری، به‌واسطه جراحات و عوارض ناشی از پروازهای جنگی طولانی و زیاد، دچار خون‌ریزی مغزی شد و به هم‌پروازان شهید خود پیوست.

برای شروع پرونده و اولین‌گفتگو درباره امیرْ محققی، سراغ سه‌تن از همرزمانش رفتیم؛ امیران خلبان فریدون صمدی، اکبر زمانی و محمد غلامحسینی. پیش‌تر در خلال پرونده محمود اسکندری با فریدون صمدی که معلم خلبان او بوده، گفتگو کرده بودیم: «کاش قدر قهرمان ملی‌مان را می‌دانستیم / محمود اسکندری به‌روایت معلمش». کاپیتان اکبر زمانی نیز در دو گفتگوی مربوط به پرونده محمود اسکندری مهمان ما بود و خاطرات زیادی را درباره سلحشوری‌های اسکندری روایت کرد. اما امیرْ جانباز محمد غلامحسینی که پیش‌تر کتاب خاطراتش را در قالب مقاله «قصه خلبانی که اجکت کرد و به اسارت دموکرات‌ها درآمد / وقتی فانتوم ایرانی به دام میراژهای عراقی افتاد» مرور کرده بودیم، برای اولین‌بار به خبرگزاری مهر آمد و درباره معلم پرواز خود منوچهر محققی صحبت کرد.

مردان حاضر در این‌میزگرد هرسه با منوچهر محققی مانوس بوده و همرزمش هستند.

"پیش‌تر در خلال پرونده محمود اسکندری با فریدون صمدی که معلم خلبان او بوده، گفتگو کرده بودیم: «کاش قدر قهرمان ملی‌مان را می‌دانستیم / محمود اسکندری به‌روایت معلمش»"فریدون صمدی استاد خلبان او محسوب می‌شود و در چند راید آموزشی همراهش بوده است. اکبر زمانی به‌عنوان یکی از خلبانان پایگاه ششم شکاری بوشهر دوشادوش محققی در جنگ حضور داشته و به ماموریت رفته و محمد غلامحسینی نیز پروازهای آموزشی خود را نزد محققی گذرانده و در سال‌های پایانی عمر او، همسایه و سنگ‌صبور درد دل‌هایش بوده است.

گفتگو و میزگردمان با این‌پیشکسوتان نیروی هوایی، این‌حُسن را هم دارد که به‌واسطه حضور امیرْ صمدی، مرور مختصر و مفیدی بر تاریخ شفاهی شکل‌گیری نیروی هوایی مدرن در ایران تا برهه شروع جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را شامل می‌شود. سه پهلوان نام‌برده در بعدازظهر یک‌روز شهریوری مهمان خبرگزاری مهر شدند و در ضیافتی شرکت کردند که تا ساعتی از شب ادامه پیدا کرد.

در ادامه اولین‌قسمت از پرونده «منوچهر محققی؛ شبح‌ْسوار دلاور» از نظر مخاطبان می‌گذرد؛

* بعد از پرونده محمود اسکندری، قدم دوم برای منوچهر محققی است؛ خلبانی که خیلی زحمت کشید و ایثارگری‌ها کرد ولی آن‌طور که باید و شاید قدر ندید. امیدوارم در این‌پرونده هم بتوانیم حماسه‌ها و ایثارگری‌های خلبان‌ها را روایت و جایگاه واقعی‌شان را مشخص کنیم تا اگر لازم است حمایتی از خانواده‌هایشان شکل بگیرد یا مدال افتخاری به آن‌ها اعطا شود، این‌اتفاق هرچه زودتر بیافتد.

جناب زمانی شهریور سال گذشته بود که همین‌جا در این‌سالن در خدمت شما بودیم و اولین‌جلسه و میزگرد محمود اسکندری را برگزار کردیم. جالب است که شما دقیقاً روی همین صندلی نشسته بودید.

اجازه بدهید صحبت را با جناب صمدی شروع بکنیم که پیشکسوت جمع هستند و تاج سر ما! جناب صمدی فکر کنم زمان شروع جنگ شما فرمانده پایگاه ششم شکاری بوشهر بودید.

صمدی: بسم الله الرحمن الرحیم.

قبل از این‌که وارد جنگ بشوم، بگویم از کجا و کی منوچهر محققی را شناختم. می‌دانی که نیروی هوایی مدرن از اوایل سال ۴۰ شکل گرفت و هواپیماهای شکاری مثل اف‌پنج و اف‌چهار را آوردند. من هم سال ۴۵ خلبان شدم. یک‌مدتی فاصله افتاده بود و ما که آمدیم، سیزده یا شانزده نفر بودیم و سال دو نداشتیم. سال سه‌ای‌ها بودند که آن‌ها ایران خلبان شدند و ما جزو اولین سری‌ای بودیم که در آمریکا با هواپیمای سوپر سونیک یعنی T38 آموزش دیدیم – همان اف پنج – و به ایران برگشتیم.

"کاپیتان اکبر زمانی نیز در دو گفتگوی مربوط به پرونده محمود اسکندری مهمان ما بود و خاطرات زیادی را درباره سلحشوری‌های اسکندری روایت کرد"بعد اف‌پنج به ایران آمد.

ما در پایگاه همدان با اف‌پنج پرواز می‌کردیم تا اواخر سال ۴۷ که اف‌فورها آمدند. من هم به اف‌فور منتقل شدم. بعد از آن هشت‌نفری که اول، به آمریکا رفته و برگشتند و معلم شده بودند، ما شش‌نفر بودیم که آمدیم با اف‌فور پرواز کنیم. بعد از فارغ التحصیلی‌مان هم دو سه نفرمان را نگه داشتند برای معلم‌خلبانی که من یکی از آن‌ها بودم. تا این‌که سال ۴۸ پروازها با اف‌فور شروع شد.

سال ۵۱ بود که آقای منوچهر محققی با تعداد زیادی از بچه‌های دانشکده افسری آمدند.

تعدادی از بچه‌ها، دانشجوی خلبانی بودند و یک‌تعداد دیگر از دانشکده افسری برای خلبانی آمدند؛ ازجمله شهید (هاشم) آل‌آقا، شهید (محمد) فاتح‌چهر، شهید (علی‌محمد) سلیمانی، (رحیم) ذوقی‌مقدم و شهید (خدابخش) عشقی‌پور و تعداد زیادی از دانشکده افسری آمده بودند. این‌ها آموزش‌هایشان را با اف‌فور شروع کردند. من افتخار داشتم سال ۵۲ با منوچهر محققی چند پرواز داشتم. این‌نکته را هم بگویم که بچه‌های دانشکده افسری وقتی به خلبانی می‌آمدند، یک انضباط و هیکل خاصی داشتند؛ ورزیده! نه این که بخواهم از منوچهر محققی تعریف کنم، ولی خیلی دوست داشتم هیکل او را داشته باشم! ورزیده، قبراق و باسواد! این‌بچه‌ها معمولاً سوادشان هم بالا بود. از نظر درجه هم بالاتر از درجه بچه‌هایی بودند که از دانشکده خلبانی آمده بودند.

"می‌دانی که نیروی هوایی مدرن از اوایل سال ۴۰ شکل گرفت و هواپیماهای شکاری مثل اف‌پنج و اف‌چهار را آوردند"مثلاً فروغی و محققی ستوان یک بودند که خلبان اف‌فور شدند ولی بچه‌های دانشکده خلبانی ستوان دو.

جمعه‌ها که می‌شد – چون مجرد بود – می‌رفتیم قابلمه‌های خالی را پشت در اتاقش می‌گذاشتم و رویشان می‌نوشتیم کله‌پاچه یا هر غذای دیگری و او هم می‌رفت با قابلمه پر برایمان برمی‌گشت من در چند پروازی که با منوچهر محققی داشتم، از کاراکتر و شخصیتش خیلی خوشم آمد. یک اشاره مهم هم بکنم که وقتی از منوچهر محققی صحبت می‌کنیم، نباید از این‌نکته بگذریم که معلم‌های او و امثالش چه‌کسانی بودند؛ (نوروز) ناصری، (مجتبی) زنگنه، (محمد) فرح‌آور، (فریدون) ایزدستا، پورصباح و شهید (داریوش) ندیمی. این‌ها معلم‌های او و دیگر بچه‌ها بودند. یعنی توجه کنیم که محققی چگونه بار می‌آید و محققی می‌شود. من افسر عملیاتی یکی از گردان‌های اف‌فور در همدان شده بودم که مرحوم (بهرام) هوشیار فرمانده گردانش بود.

بعدتر می‌گویم چه آموزش‌هایی داده می‌شد. یک دوره فرماندهی در آمریکا دیدم و برگشتم که به من گفتند افسر عملیاتی گردان ۷۱ شکاری باشم. که سال ۵۴ هم افسر عملیات گردانی شدم که شهید فکوری فرمانده‌اش بود و شهیدان (علیرضا) یاسینی و (عباس) دوران و خیلی‌های دیگر که اگر بخواهم اسم ببرم ممکن است جا بیافتند، آن‌جا بودند؛ ازجمله منوچهر محققی.

منوچهر محققی آن‌موقع مجرد بود و این‌قدر این‌بچه ازنظر انسانیت و عاطفه خوب بود که بقیه بچه‌های متاهل نمی‌گذاشتند تنها بماند و دورش را می‌گرفتند. خود من هم در قبالش چنین رفتاری داشتم. وقتی مهمان و دورهمی داشتیم، حتماً دعوتش می‌کردیم.

"سال سه‌ای‌ها بودند که آن‌ها ایران خلبان شدند و ما جزو اولین سری‌ای بودیم که در آمریکا با هواپیمای سوپر سونیک یعنی T38 آموزش دیدیم – همان اف پنج – و به ایران برگشتیم"هوشنگ ویژه هم می‌گفت این (محققی) پسر من است. جمعه‌ها که می‌شد – چون مجرد بود – می‌رفتیم قابلمه‌های خالی را پشت در اتاقش می‌گذاشتم و رویشان می‌نوشتیم کله‌پاچه یا هر غذای دیگری و او هم می‌رفت با قابلمه پر برایمان برمی‌گشت.

من که از دوره آموزشی فرماندهی در آمریکا برگشته بودم، هرروز باید یک‌فاصله مشخص را در ۴۰ دقیقه می‌دویدم. در این‌بازه زمانی دو نفر بودند که روی من را کم کرده بودند؛ یکی شهید (جواد) فکوری، یکی هم منوچهر محققی. یعنی اگر من ۳ دور می‌دویدم، منوچهر محققی ۸ دور می‌دوید و باز نفس نمی‌زد. نفس من ممکن بود بگیرد ولی او اصلاً نفسش نمی‌گرفت.

به‌علاوه اگر بچه‌ها قرار بود در پست فرماندهی به نگهبانی یا کار دیگری مشغول شوند، منوچهر محققی به‌خاطر مجرد بودنش، جای آن‌ها می‌رفت. یک‌گِله‌ای هم همیشه داشت که به آقای غلامحسینی می‌گفت. گِله‌اش مربوط به دوره‌ای بود که اف‌چهارده آمده بود. همیشه به غلامحسینی می‌گفت «این (صمدی) قرار بود ما را بفرستد اف چهارده و نفرستاد!»

[غلامحسینی می‌خندد.]

صمدی: یعنی توانش را در این‌حد دیده بودم.

* خب چه شد که به اف چهارده نرفت؟ مشکلی پیش آمد؟

صمدی: نه. افراد دیگری رفتند.

"بعد اف‌پنج به ایران آمد.ما در پایگاه همدان با اف‌پنج پرواز می‌کردیم تا اواخر سال ۴۷ که اف‌فورها آمدند"پیشکسوت‌تر و جلوتر بودند. نمی‌خواستم این را بگویم که خدای ناکرده تعریف محسوب نشود، ولی سری اول بچه‌هایی که برای اف‌چهارده رفتند، شاگردهای ما بودند. در گردان آموزشی.

به گردان آموزشی می‌پردازم تا همان مقطع شروع جنگ برسیم که شما پرسیدید.

* بله حتماً!

در گردان آموزشی، خلبان‌هایی که از آمریکا می‌آمدند، دو گروه می‌شدند؛ یک‌گروه با فرماندهی مرحوم (مهدی) دادپی و یک‌گروه هم بچه‌های گردان من بودند.

زمانی: [زیرلب] خدا (دادپی) را بیامرزد!

منابع خبر

اخبار مرتبط

خبرگزاری مهر - ۲۸ فروردین ۱۴۰۱
باشگاه خبرنگاران - ۲۵ آبان ۱۴۰۰