روسیه، اتحادیه اروپا و رقابت پایان ناپذیر در کشورهای عضو جامعه همسود
در پایان اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای عضو جامعه همسود (سی. آی. اس)، 'سرگئی لاورف' وزیر امور خارجه روسیه ضمن انتقاد از سیاست های اتحادیه اروپا در قبال کشورهای جدا شده از قلمرو اتحاد جماهیر شوروی، بیانیه اخیر رهبران بروکسل را مغایر با توافقات و روندهای اقتصادی متداول بین المللی دانست و تاکید کرد چنین بیانیه هایی سیاسی و ایدئولوژیک زده است. گفتنی است که رهبران اروپا در بیانیه اخیر بروکسل همسایگان روسیه را به تصمیم گیری در مورد انتخاب میان روسیه و اتحادیه اروپا وادار ساخته و از آن ها خواسته اند تا موضع خود را به صورت آشکار در قبال روسیه و کشورهای اروپایی مشخص نمایند. هرچند برخی کارشناسان روابط بین الملل با توجه به نیازهای متقابل روسیه و اتحادیه اروپایی، همگرایی متقابل را منطقی ترین گزینه در روابط بین این دو قطب قدرت در نظام بین المللی کنونی معرفی می کنند، اما رقابت های آشکار و پنهان دو طرف در کشورهای حیات خلوت روسیه، تبدیل به مهمترین کانون اختلافات و بروز تعارضات در حوزه اهداف و منافع مسکو و بروکسل شده است.
"** منافع و اهداف متعارض مسکو و بروکسل در حوزه کشورهای همسود ............................................................................................"** منافع و اهداف متعارض مسکو و بروکسل در حوزه کشورهای همسود ............................................................................................. کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز و جمهوری های سابق شوروی در شرق اروپا با توجه به اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک از ابتدای دهه گذشته میلادی به مهمترین بستر منطقه ای رقابت های چند بعدی روسیه و غرب تبدیل شد. به واسطه وجود بسیاری دغدغه ها و نقطه نظرات امنیتی روسیه در منطقه، از همان ابتدا مسکو راهبرد طرح عرصه منافع امنیتی در حوزه جغرافیایی جماهیر شوروی را در پیش گرفت. بدین ترتیب حفظ پایگاه ها و نیروهای نظامی روسیه در خاک اعضای اتحادیه سی. آی.
اس در تداوم نفوذ امنیتی کرملین در منطقه نقش مهمی یافت. در ادامه روند خزنده رسوخ امنیتی غرب به حوزه حیات خلوت مسکو که بیشتر در قالب گسترش ناتو به شرق نمود می یافت به دغدغه اصلی و چالش راهبردی امنیتی روسیه بدل شد. همچنین حساسیت روسیه به سرنوشت اقلیت های روس ساکن جمهوری های سابق و موضوعاتی چون نگرانی های کرملین در خصوص روندهای سیاسی درونی کشورها که برهم زننده توازن سیاسی- امنیتی منطقه به زیان روسیه بود و در حوادثی چون انقلاب های مخملین مصداق می یافت به مهمترین مولفه های رقابت سیاسی- امنیتی مسکو با غرب تبدیل شد. در زمینه استراتژی های تجاری و اقتصادی کرملین در حوزه کشورهای عضو جامعه همسود در ابتدا به دلیل تسلط تفکرات غرب گرایانه بر اندیشه رهبران روسیه در زمان 'بوریس یلتسین' نخستین رییس جمهور فدراسیون روسیه، به همکاری با جمهوری های مجزا شده از شوروی توجه کافی معطوف نمی شد. با به قدرت رسیدن شخصیت عملگرایی چون 'ولادیمیر پوتین' که سودای بازیابی منزلت گذشته کرملین را در سر می پرورانید، توجه به جمهوری های جدا شده که به بیان رهبران مسکو 'خارج نزدیک روسیه' قلمداد می شدند تبدیل به اولویت سیاست خارجی این کشور شد.
"به واسطه وجود بسیاری دغدغه ها و نقطه نظرات امنیتی روسیه در منطقه، از همان ابتدا مسکو راهبرد طرح عرصه منافع امنیتی در حوزه جغرافیایی جماهیر شوروی را در پیش گرفت"در زمینه روابط اقتصادی روسیه با کشورهای عضو جامعه همسود دسترسی به منابع سرشار زیرزمینی به ویژه منابع انرژی مهمترین مولفه شکل دهنده به منافع اقتصادی مسکو بوده است. با توجه به وضعیت مطلوب وجود منابع غنی گاز و نفت در روسیه، تسلط بر شریان جریان یابنده انرژی از منطقه می تواند مسکو را به قطب شاخص انرژی در جهان تبدیل کند. دیگر محورهای تجاری- اقتصادی توجه روسیه به اعضای جامعه سی. آی. اس عبارتند از: - تقویت جایگاه روسیه به عنوان مهمترین تامین کننده نیازهای اقتصادی و تکنولوژیک این کشورها و جلوگیری از همگرایی آن ها با ساختارهای غربی - حفظ بازارهای مصرف منطقه برای تامین بخش مهمی از نیازمندی های اقتصادی و تجاری اعضای سی.ِ آی.
اس - ترانزیت بخشی از کالاها و تولیدات منطقه به سمت اروپا و استفاده از مسیرهای منطقه برای ارتباط تجاری با کشورهای جنوب آسیا و نیز ایران با توجه به برخی محدودیت های روسیه در ارتباط با جهان خارج - استفاده از کلیه منابعی که کشورهای عضو جامعه همسود در اختیار دارند مانند خطوط انتقال انرژی، کارگران ارزان قیمت و... در ارتباط با راهبرد عمومی حرکت روسیه به سمت بازیابی منزلت پیشین در نظام بین الملل اهداف سیاسی مسکو در جهت توسعه گستره نفوذ سیاسی در میان جمهوری های متحد پیشین سوق یافت و از این رو روسیه سعی کرد با فعال سازی دیپلماسی خود در قبال این کشور، نوعی وابستگی یا دست کم همبستگی سیاسی را در میان اعضای جامعه کشورهای همسود به وجود آورد. در برابر این گونه هدف گذاری های امنیتی، اقتصادی و سیاسی مسکو در رابطه با کشورهای عضو سی. آی. اس، وجود منافع متعدد رسوخ و بهره وری همه جانبه در حوزه میراث به جا مانده از فروپاشی شوروی برای کشورهای غربی، در عمل مسکو را در برابر ایالات متحده و اتحادیه اروپا و حتی قدرت های نوظهوری مانند چین قرار داد.
"در ادامه روند خزنده رسوخ امنیتی غرب به حوزه حیات خلوت مسکو که بیشتر در قالب گسترش ناتو به شرق نمود می یافت به دغدغه اصلی و چالش راهبردی امنیتی روسیه بدل شد"در این پیوند بار دیگر عمل به آموزه های نظریاتی چون 'هارتلند' یا 'قلب زمین' که در سالیان گذشته توسط اندیشمندانی چون 'مکیندر' مطرح شده بود مورد توجه قدرت های جهانی قرار گرفت و کنترل سرزمین های بجای مانده از فروپاشی شوروی در راستای تسلط بر جهان تبدیل به یکی از اولویت های اساسی قدرت های رقیب شد. ایالات متحده آمریکا به عنوان مهمترین کانون قدرت و راس هرم نظام بین الملل بلافاصله پس از فروپاشی شوروی به بازتعریف اهداف و منافع ملی خود در قبال جمهوری های تازه استقلال یافته اقدام نمود و حفظ وضعیت ناپایدار موجود در آسیای مرکزی، قفقاز و جمهوری های شرق اروپا به موازات حضور و نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی دراز مدت در منطقه در دستور کار کاخ سفید قرار گرفت. و اما اتحادیه اروپا با تعقیب اهدافی مشابه با رهبران واشنگتن سعی کرده است با بهره جویی حداکثری از خوان گسترده جمهوری های نوظهور از فرصت های به وجود آمده به بهترین وجه ممکن استفاده نماید. از آنجا که بسیاری از جمهوری های تازه استقلال یافته در همسایگی اروپا قرار گرفته اند سرنوشت اتحادیه کشورهای همسود با منافع و اهداف اتحادیه اروپا پیوند خورده است. به همین دلیل پس از فروپاشی اتحاد شوروی، کشورهای اروپایی در جستجوی جذب کشورهای عضو جامعه همسود به سمت خود بوده اند.
اروپا برای همکاری با کشورهای منطقه به ویژه در زمینه انرژی و حمل و نقل اهمیت زیادی قائل است. در این راستا از همان ابتدا برنامه های متعددی از سوی اروپا در منطقه طراحی شد. برنامه 'تراسکا' با هدف ایجاد کریدور میان آسیا و اروپا و برنامه دیگری موسوم به 'اینوگیت' در زمینه روان تر کردن انتقال انرژی از منطقه به اروپا از جمله مهمترین طرح های جذب جمهوری های تازه استقلال یافته در سال های اخیر بوده است. همچنین مجموعه کمک های اروپایی در امور آموزشی در برنامه ای با عنوان 'تاسیس' طراحی شد تا جاذبه های تکنولوژیک اروپا را به رخ رقیبی چون روسیه بکشاند. در مقابل روسیه با آغاز به انجام پاره ای رویکرد ها و سیاست های سلبی تلاش کرد تا در برابر توسعه نفوذ اروپایی در حیات خلوت خود اقدامات لازم را به عمل آورد.
"در زمینه روابط اقتصادی روسیه با کشورهای عضو جامعه همسود دسترسی به منابع سرشار زیرزمینی به ویژه منابع انرژی مهمترین مولفه شکل دهنده به منافع اقتصادی مسکو بوده است"** روسیه و اتحادیه اروپا؛ تلاش برای نفوذ حداکثری در میان کشورهای تازه استقلال یافته ................................................................................................................... در چارچوب رقابت های راهبردی مسکو و بروکسل در بستر نفوذ در کشورهای عضو سی. آی. اس، ایجاد رژیم ها و نهادهای منطقه ای با اهداف گوناگون تبدیل به یکی از مهمترین ابزارهای این هماوردی استراتژیک شد. تشکیل جامعه کشورهای همسود خود از مهمترین راهکارهای مسکو برای نگاه داشتن جمهوری های تازه استقلال یافته پیرامون محور مسکو بوده است.
همچنین تشکیل پیمان همکاری 'شانگهای' و پیشنهاد پیمان امنیت جمعی و ایجاد مناطق آزاد تجاری و بازار مشترک میان جمهوری های نوظهور از جمله مهمترین راهکارهای مسکو در این زمینه بوده است. در سوی دیگر میدان رقابت های مسکو و بروکسل، سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال ۱۳۷۰ طی مصوبه ای اعلام نمود که تمامی کشورهای استقلال یافته از شوروی با حقوق کامل همانند بقیه اعضا می توانند به این سازمان ملحق شوند. هراس بسیاری از کشورهای تازه استقلال یافته از تسلط مجدد مسکو موجب شد تا از همان ابتدا حوزه فعالیت سازمان امنیت و همکاری اروپا تا آسیای مرکزی و قفقاز گسترش یابد. در چارچوب همکاری های امنیتی و با توجه به اهمیت منطقه برای غرب، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی 'ناتو' با اجرای دو طرح شورای همکاری آتلانتیک شمالی و نیز اجرای طرح مشارکت برای صلح وارد منطقه شد. در سال ۱۳۷۱ ناتو تصمیم گرفت همه جمهوری های استقلال یافته ار به عضویت شورای همکاری آتلانتیک شمالی بپذیرد.
"با توجه به وضعیت مطلوب وجود منابع غنی گاز و نفت در روسیه، تسلط بر شریان جریان یابنده انرژی از منطقه می تواند مسکو را به قطب شاخص انرژی در جهان تبدیل کند"اقداماتی از این دست موجب شد تا کشورهایی چون آذربایجان و گرجستان با گذشت چندی تمایل خود به عضویت در ناتو را اعلام دارند. تدوین سند 'سیاست همسایگی اروپا' در اسفند ماه سال ۱۳۸۲ در جهت تعامل بیشتر اروپا با کشورهای جامعه همسود برای دسترسی آسان به بازار اروپا و حمایت از سرمایه گذاری در این کشورها و تدوین طرح 'برنامه همکاری های شرقی' میان بروکسل و کشورهایی چون بلاروس، اوکراین، مولداوی، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان را می توان در چارچوب راهکارهای اروپا برای جذب اعضای سی. آی . اس مورد بررسی قرار داد. به جز استفاده از مولفه نهاد سازی و وضع رژیم های جدید منطقه ای استفاده از ابزارهایی چون گسترش دموکراسی و حقوق بشر به صورت گسترده از سوی اروپا برای زیر فشار قرار دادن روسیه و تضعیف جایگاه این کشور در میان کشورهای همسود به کار گرفته شده است.
حمایت های پیدا و پنهان از وقوع انقلاب های رنگین در کشورهای اوکراین، گرجستان و قرقیزستان نمود آشکار به چالش کشیدن منزلت سیاسی روسیه در میان اقمار پیشین این کشور بوده است. جاذبه های تجاری، اقتصادی و تکنولوژیک اتحادیه اروپا برای نفوذ هرچه بیشتر در میان کشورهای جامعه همسود در سال های گذشته مهمترین مزیت اروپا در رویارویی با مسکو بوده است. در مقابل توان برتر تکنولوژیک اروپا برای تبدیل منابع و امکانات بالقوه کشورهای تازه استقلال یافته که در بیشترین نمود را در کشف، استخراج و انتقال منابع انرژی داشته و همچنین عوامل برتر ساز اقتصادی بروکسل در صحنه رقابت با مسکو، روسیه از امتیازاتی چون اشتراکات و پیوند های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی با اعضای جامعه همسود بهره مند است. حضور بسیاری از اتباع روسی و مناصب و مشاغل حساس و مهمی که در کشورهای تازه استقلال یافته همچنان در اختیار این اتباع قرار دارد، امتیازات مربوط به توان نظامی و امنیتی روسیه در منطقه و نزدیکی جغرافیایی روسیه به قلمرو جمهوری های تازه استقلال یاقته در رقابت با بروکسل به عوامل برتر ساز مسکو تبدیل شده است. در زمینه مسائل اقتصادی و تجاری بسیاری از کارشناسان حوزه اوراسیا از وابستگی ساختاری اقتصاد بسیاری از کشورهای عضو جامعه همسود با روسیه سخن به میان می آورند که این مساله در تقویت جایگاه مسکو و عمق و دامنه نفوذ روسیه در میان جمهوری های مذکور و بر سنگینی وزنه روسیه در تحولات منطقه موثر بوده است.
"در برابر این گونه هدف گذاری های امنیتی، اقتصادی و سیاسی مسکو در رابطه با کشورهای عضو سی"**روند همگرایی مسکو- بروکسل زیر سایه رقابت بر سر حوزه های نفوذ ............................................................................................... هرچند حاکمیت چندین ساله یلتسین در کاخ کرملین نقطه عطف نزدیکی و همگرایی روسیه با غرب به ویژه اتحادیه اروپا محسوب می شد اما مولفه هایی در روابط این دو قطب قدرت وجود دارد که الزام برقراری نوعی همگرایی متقابل را مشخص می سازد. موضع گیری مشترک و همسوی روسیه و اتحادیه اروپا در مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا، قرارداد سال ۱۳۸۲ مسکو و بروکسل در چهار زمینه اقتصادی، امنیت داخلی، امنیت خارجی و مسائل انسانی و دفاع برخی دولت های اروپایی چون فرانسه و آلمان از روسیه در موضوعاتی چون مناقشه چچن همگی دلایل روشنی برای مناسبات راهبردی روسیه و اتحادیه اروپا بوده است. در پیوند با مقابله با تک سوگرایی واشنگتن در جهان، روسیه بدان جهت برای اتحادیه اروپا دارای اهمیت بوده است که این کشور به جهت تعریف جدید جایگاه خود در نظام بین الملل کنونی در مسائل گوناگون از پیروی از واشنگتن سرباز زده و علیه تثبیت هژمونی آمریکا در منطقه در سطوح منطقه ای و جهانی مانع ایجاد می کند. به موازات این مساله، پاره ای از ملاحظات اتحادیه اروپا در برخورد با آمریکا برای روسیه جذابیت خاصی داشت که متضمن ایجاد همگرایی بود و آن اینکه بروکسل می کوشید در کنار توازن به وجود آمده نظام بین الملل، دیپلماسی خود را از مدار آمریکا خارج کند.
همچنین توجه به این نکته که روسیه تامین کننده بیش از یک سوم انرژی اتحادیه اروپا است الزام دو طرف به ایجاد همگرایی در زمینه مسائل اقتصادی- تجاری را نمایان تر می ساخت. همسایگی روسیه با اتحادیه اروپا نمایان کننده وجه دیگری از الزام دو طرف به همکاری های امنیتی بوده است. به رغم وجود تعارضات امنیتی میان مسکو و کشورهای غربی بر سر گسترش ناتو به شرق، نقش روسیه در تامین امنیت اروپا انکار ناپذیر بوده است. در میان برخی از کشورهای اروپایی این تفکر هنوز دارای جایگاه خاصی است که بدون حضور روسیه هیچ طرحی برای تامین امنیت اروپا کارایی لازم را نخواهد داشت. تجربه ناکام اتحادیه اروپا در ایجاد و تامین امنیت در منطقه قفقاز و حوزه بالکان دلیلی آشکار بر توانایی مسکو در ایجاد، تامین و تحقق امنیت در شرق اروپا بوده است.
"و اما اتحادیه اروپا با تعقیب اهدافی مشابه با رهبران واشنگتن سعی کرده است با بهره جویی حداکثری از خوان گسترده جمهوری های نوظهور از فرصت های به وجود آمده به بهترین وجه ممکن استفاده نماید"با گذشت زمان، نزدیک شدن بروکسل به واشنگتن و بروز اختلافات جدی بر سر مسائل مربوط به تامین انرژی موجب شد تا رقابت روسیه و اتحادیه اروپا بر سر گسترش دامنه و عمق نفوذ در کشورهای جامعه همسود وارد فاز جدیدی از افزایش تنش های سیاسی و امنیتی شده و روند همگرایی مسکو- بروکسل زیر سایه تنش ها و تعارض منافع، گرایش بیشتری به سمت واگرایی پیدا کند. از سوی دیگر نضج گرفتن ناسیونالیسم جدید روسی و اختلافات بر زمینه حقوق بشر، دموکراسی و نیز ناکامی مسکو در ایجاد انفکاک میان منافع آمریکا و اروپا در فاصله گرفتن روسیه و اتحادیه اروپا موثر بوده است. **نتیجه گیری .................. بازی روسیه و اتحادیه اروپا در کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و دیگر جمهوری های استقلال یافته از شوروی در شرق اروپا را می توان بازی با حاصل جمع جبری صفر یا منفی در نظر گرفت. بدان معنا که برآورده شدن اهداف و دستیابی به منافع یک طرف موجب ناکام ماندن طرف دیگر در نیل به اهداف و منافع محسوب می شود.
این مساله بدان دلیل است که روسیه از یک سو و اتحادیه اروپا از سوی دیگر هرگز به دنبال بستر سازی لازم برای درهم تنیدن راهبردهای خود در منطقه مورد اختلاف و رفع تعارضات ساختاری در بازتعریف اهداف و منافع خود نپرداخته اند. اتحادیه اروپا در همراهی با آمریکا حتی موجبات بدگمانی های مسکو در زمینه فعالیت های اقتصادی و تجاری اعضای اتحادیه اروپا در قلمرو کشورهای همسود را فراهم آورده و در سوی دیگر روسیه بر طبل تعارض با حضور قدرت های رقیب در حیات خلوت خود می کوبد. در این میان، کشورهای عضو جامعه همسود هرکدام به مقتضای شرایط و وضعیت خود طیفی از تداوم روابط بین واگرایی و همگرایی در محور مسکو- بروکسل را در دستور کار خود قرار داده اند. کشورهای حوزه بالت یعنی استونی، لتونی و لیتوانی اگر چه از همان ابتدای استقلال راه خود را از مسکو جدا کرده اند اما نیاز به تعاملات اقتصادی و امنیتی میان این کشورها و مسکو به چشم می خورد. اوکراین که در زمان به قدرت رسیدن طرفداران غرب طی انقلاب نارنجی دچار بیشترین اختلافات با مسکو شده بود با پیروزی 'یانوکویچ' رییس جمهور نزدیک به روسیه می رود تا تنش های به وجود آمده با مسکو را فروکاهد.
"از آنجا که بسیاری از جمهوری های تازه استقلال یافته در همسایگی اروپا قرار گرفته اند سرنوشت اتحادیه کشورهای همسود با منافع و اهداف اتحادیه اروپا پیوند خورده است"به رغم اینکه کشوری چون آذربایجان با نزدیک شدن به غرب در عمل، مسیر واگرایی از روسیه را در پیش گرفته، اما موضع گیری های خلاف نظر و منافع باکو در زمینه بحران 'قره باغ' از سوی غرب موجبات نارضایتی این کشور را فراهم ساخته است. واگذاری پایگاه های نظامی به نیروهای اروپایی و آمریکایی از سوی قرقیزستان و گرجستان هرچند موجب ایجاد دغدغه های امنیتی برای مسکو در سال های اخیر بوده، اما روسیه همچنان از ابزارهایی برای تغییر کنش این کشورها برخوردار بوده است. بدین ترتیب می توان از پی گیری نسبت متغیری از مدل های اروپایی و روسی در جهت دهی به رویکردهای کشورهای حوزه جامعه کشورهای همسود سخن به میان آورد. تحقیق**م.م.ک** انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر ۳۰۵۵۳۹۲۵
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
