چگونه چند ده هزار جنگجوی عرب توانستند بر امپراتوری ساسانی چیره شوند؟ (بخش سوم و پایانی)، آرمان مستوفی - Gooya News
پیوند به بخش یکم
پیوند به بخش دوم
***
نخستین حمله عربهای نومسلمان به ایران، همان گونه که پیشتر خواندید، در میانه فروردین سال ۱۱۹۲ ایرانی (۱۲ هجری) در نزدیکی محلی که امروزه در کویت «الجهره Al Jahra» نامیده میشود، روی داد. عربها در این نبرد پیروز شدند. فرماندهی سپاهیان عرب با خالد ابن ولید و فرماندهی ایرانیان با هرمز، مرزبان منطقه، بود که در جنگ کشته شد.
تاریخ نگاران اسلامی این نبرد را "معرکه ذات السلاسل" یا "نبرد زنجیر" نامیده و در توضیح آن، نوشتهاند که ایرانیان برای جلوگیری از فرار سربازان، پای آنها را با زنجیر به یکدیگر بسته بودند! کسانی که سخنی اینچنین بی معنا را نوشته و، بدتر از آن، کسانی که آن را باور و بازگو کردهاند، هیچ نیندیشیدهاند که سربازانی که پایشان با زنجیر به یکدیگر بسته شده باشد، چگونه میتوانند نبرد کنند؟ اصلاً چگونه میتوانند در میدان نبرد جا به جا شوند؟ اگر یکی از آنها تیر بخورد و بر زمین بیفتند، دیگران چگونه میتوانند حرکت کنند؟ و اگر دشمن فقط به فاصله چند متر، آنها را دور بزند، آنها چگونه خواهند توانست عقب گرد کنند و رویشان را به سوی دشمن برگردانند؟ واقعیت این است که در آن نبرد، زنجیر به عنوان جنگ ابزار به کار میرفت. برخی از سربازان ایرانی در یک دست شمشیر و در دست دیگر، به جای سپر، زنجیر داشتند تا با آن بر سر و روی دشمن بکوبند.
همه پریشانیهایی که پیشتر خواندید بسنده نبود که از سال ۱۱۹۲ تا ۱۲۰۰ ایرانی (۱۲ تا ۲۰ هجری) بار دیگر بیماری مرگامرگ (طاعون) در ایران همهگیر شد. از تلفات دوبار همهگیری مرگامرگ در ایران، و بیزانس، آماری در دست نیست ولی به آسانی میتوان تصور کرد که سدها هزار تن جان خود را از دست داده و شهرها خالی شده باشد.
"از تلفات دوبار همهگیری مرگامرگ در ایران، و بیزانس، آماری در دست نیست ولی به آسانی میتوان تصور کرد که سدها هزار تن جان خود را از دست داده و شهرها خالی شده باشد"در چنین شرایطی اقتصاد مردم و دولت بسیار آسیب دیده و کسانی هم که زنده مانده بودند، در بینوایی، بدبختی و خواری میزیستند. و درست در همین سالها بود که نبردهای اصلی ایران با سپاهیان اسلام در قادسیه، گولاله (جلولا) و نهاوند رخ داد.
پس از پیروزی در «نبرد زنجیر»، سپاهیان عرب راه شمال در پیش گرفتند و در مدت ۹ ماه کرانه غربی فرات، تا فیراز Firaz (ابو کمال امروزی در مرز عراق و سوریه) را تصرف کردند. در سر راه خود به فیراز، در سه نبرد زومَیل Zumail، سنی یی Saniyy (صنیع، به عربی) و موزَیَه Muzayyah (که عربها مصیخ مینامند) عربهای مسیحی را که هنوز به ایران وفادار بودند به آسانی شکست دادند و به این ترتیب، سراسر کرانه غربی فرات را از دست دولت ایران خارج کردند. در این نبردها، که در پاییز سال ۱۱۹۲ ایرانی (۱۲ هجری) روی داد، علی بن ابیطالب الهاشمی، امام اول شیعیان، نیز زیر فرمان خالد بن ولید با ایرانیان میجنگید. پس از پیروز در این سه نبرد کوچک، مسلمانان همه کودکان و زنان جوان را اسیر گرفتند و همراه با خمس غنایم برای ابوبکر به مدینه فرستادند.
علی بن ابیطالب «صهبا»، دختر نوجوان یکی از سران قبایل وفادار به ایران به نام ربیعه بن بحیر التغلبی، را در موزَیَه اسیر گرفت و با خود به مدینه برد. دو فرزند علی، عمر بن علی و رقیه بنت علی از این اسیر بودند.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
