کیانوش راد: هدف امام برخورد با تحجر و باور رأی مردم بود
۱۳۹۴/۲/۲۸
جایگاه برجسته فکری و عملی حضرت امام خمینی(س)، در تحولات اجتماعی نیم قرن اخیر ایران بر کسی پوشیده نیست. در همین راستا، اساس طراحی ساختار سیاسی مبتنی بر اسلامیت و جمهوریت را بایستی نقطه عطف تحولات تاریخی کشور دانست. بدون شک اندیشه سیاسی امام که در نگاه فقاهتی ایشان ریشه دارد، بانی این ساختار شد. ساختاری که با فاصله زمانی بسیار اندک از پیروزی انقلاب اسلامی در معرض رای ملت قرار گرفت و مردم ایران با رای قاطع ۹۸ درصدی خود به آن، موجب تثبیت جمهوری اسلامی شدند. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران در همین راستا و به منظور تبیین اندیشه سیاسی امام(س) با دکتر محمد کیانوش راد نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و فعال سیاسی گفت و گویی انجام داده است که در این گفت و گو تلاش شده است حتی المقدور وجوه بارز اندیشه امام مورد توجه قرار گیرد و تبیین شود تا بهتر بتوان نتایج منطقی و آثار عملی اندیشه ایشان را درک کرد.
* با پیروزی انقلاب اسلامی، گزینه جمهوری اسلامی به عنوان نظام جایگزین در ایران از سوی حضرت امام معرفی می شود.
"1394/۲/۲۸ جایگاه برجسته فکری و عملی حضرت امام خمینی(س)، در تحولات اجتماعی نیم قرن اخیر ایران بر کسی پوشیده نیست"(جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش) این مهم در حالی بود که گزینه های دیگری مثل حکومت اسلامی و …. از سوی مبارزان در آستانه انقلاب مطرح بود، دلایل و فلسفه سیاسی امام که برآمده از فقه سیاسی ایشان بود؛ چرا اسلامیت را در کنار جمهوریت معرفی کرد؟ نکته مهمی را اشاره کردید و بهنظر من یکی از مهمترین موضوعات همین است؛ زیرا اولا امام خمینی(س)، رهبر انقلاب اسلامی بودند. رهبری که نه تنها رهبر یک گروه، که رهبری مورد قبول تمامی گروه ها قرار گرفت، بود. از مذهبی ها تا جبهه ملی و از سنتی ها تا مارکسیست ها اصل رهبری بلامنازع امام را پذیرفته بودند. این پذیرش نه بر اساس اجبار و نه حتی بر اساس توافق متعارف حزبی بود.
رهبری امام، به واسطه حمایت یکپارچه مردم، از یکسو و از سوی دیگر ظرفیت و توان رهبری امام خمینی(ُس) تحقق یافته بود. امام می توانست با این پشتوانه معنوی و سیاسی ، همچون سایر رهبران در انقلاب های شناخته شده، کشور را با نظرات و تصمیمات شخصی هدایت کند و در ان شرایط، هر چه امام می گفت، بدون واکنش مورد قبول مردم و سایر اقشار قرار می گرفت، اما امام از ابتدا مسیر خویش را بر اساس رای مردم و سازو کارهای قانونی قرار داد. ثانیا اکثر مذهبی ها، مردم و انقلابیون، نسخه ” حکومت اسلامی ” را در شعار ها اعلام می کردند و شعار اولیه آنها، استقلال، آزادی، حکومت اسلامی ” بود. این شعار حتی به مذاق بخش سنتی مذهبی خوشایند تر می نمود، اما امام این شعار را به شعار ” استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ” تغییر دادند و در نوفل لوشاتو در پاسخ به سوالی پیرامون شکل حکومت از جمهوری نام بردند و در توضیح گفتند: جمهوری به همان معنایی که در همه جای دنیا وجود دارد.
امام به مردم باور داشت. این باور تنها به این معنا نبود که می دانست مردم سخن او را خواهند پذیرفت، بلکه به این معنا بود که امام معتقد به رای مردم بود و البته در راهی که درست می انگاشتند، ثابت قدم ماند، اما به رای مردم در مقام عملی، تمکین می کردند.
"در همین راستا، اساس طراحی ساختار سیاسی مبتنی بر اسلامیت و جمهوریت را بایستی نقطه عطف تحولات تاریخی کشور دانست"در این جو ملتهب، امام بر “جمهوری اسلامی” تاکید داشتند. پذیرش مردم نیز کاملا به شیوه ای دموکراتیک بود. اکثریت قاطع مردم ایران با آزادی کامل و با اشتیاق به “جمهوری اسلامی” رای دادند. این نکته بارها گفته شده که امام سعی کردند از ابتدا همه امور بر اساس روال و سازوکارهای قانونی دنبال شود. به نظر من، مدل رفتاری امام نه نخبه گرایانه صرف بود و نه پوپولیستی.
امام هم به نخبگان توجه داشت و هم خواسته های عمومی مردم را مدیریت و هدایت می کرد و این راز موفقیت امام بود. حقیقتا هم امام رهبر یک ” انقلاب آرام ” بود .
هیچکدام از گروه ها و شخصیت های مطرح آن دوران، نه ظرفیت بسیج کردن مردم را داشتند و نه نسبت به راهی را که در پیش داشتند، با طمانینه و ثابت قدمانه پیش می رفتند. اگر امام نبود، اکنون یا رژیم شاهنشاهی با تحکم و خفقان بیشتر تداوم می یافت یا باید شاهد گسترش حرکات مسلحانه و دراز مدت و همراه با خسارت های بی شمار می بودیم. امام پس از پیروزی همه امور را بدست مردم داد. البته گروه های مذهبی با قرائت های متفاوت و بعضا مخالف هم و گروه های مارکسیتی و لیبرالی، به عنوان رقیب در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب حاضر بودند.
"ساختاری که با فاصله زمانی بسیار اندک از پیروزی انقلاب اسلامی در معرض رای ملت قرار گرفت و مردم ایران با رای قاطع ۹۸ درصدی خود به آن، موجب تثبیت جمهوری اسلامی شدند"در این میان و در رقابت تنگاتنگ این گروه ها ، نیروهای مذهبی هوادار امام، از قدرت و توان بیشتری دربسیج مردم (به دلایل متعدد) برخوردار بودند. برگزاری رفراندم تغییر نظام سیاسی، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و سپس مجلس شورای ملی (که بعدا مجلس شورای اسلامی نامیده شد) و تاکید امام بر اجرای قانون بدون قید و شرط، گواهی بر این عزم امام داشت. در اینجا باید این نکته را نیز روشن کرد. برخی بی طرفی را با بی نظری یکی فرض می کنند، امام در میان رقابت های جریانات سیاسی بی طرف بودند، اما قطعا ایشان نیز مثل هر شخصیت سیاسی دیگر، بی نظر نبودند. تفاوت در اینجا بود که اکثریت مردم، از نظر امام پیروی می کردند، نه از نظر دیگران.
برخی از گروه ها وجریانات، انتظار داشتند امام نظرات خود را اعلام نکند، زیرا می دانستند که مردم در برابر نظرات امام تمکین می کنند، اما روشن است که میان ارائه نظر با دخالت در امور تفاوت وجود دارد. امام در هر انتخاباتی به صراحت اعلام کردند «من در انتخابات فقط یک رای دارم و مردم در دادن رای آزاد هستند.» حتی امام بر علیه تفکری که اعلام می کرد در انتخابات مردم باید هرچه را روحانیت و مجتهدان گفت عمل کنند، ایستاد و با سخنان خویش این نظر را منتفی ساخت. اینکه چرا امام اسلامیت را در کنار جمهوریت قرار داد کاملا روشن است. اگر یک مرجع تقلید چنین نمی کرد، جای سوال داشت. مضافا اینکه نه امام که اکثریت قاطع مردم اسلام را می خواستند.
"(جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش) این مهم در حالی بود که گزینه های دیگری مثل حکومت اسلامی و …"اسلامیت نه در نظام جمهوری اسلامی که از زمان مشروطه، با تصویب اصل دوم در متمم قانون اساسی مشروطه به عنوان قید قانون اساسی آورده شده بود. برخی از گروه ها نیز که برای رعایت احتیاط و تاکید بر وجه جمهوریت قانون اساسی، لفظ دموکراتیک را آورده بودند با این استدلال که دموکراسی به معنای ” اجرای نظر مردم و حاکمیت مردم ” را برای تاکید بر جمهوریت و دموکراسی در اسلام مورد تاکید قرار دهند، اما از نظر امام خمینی(س) اسلام با مساله دموکراسی و حجت بودن رای مردم منافات و مخالفتی ندارد، لذا آن را امری اضافی می دانستند. تاکید امام بر نظر و رای مردم تا آنجا بود که ایشان در گفتارهای خویش که پیش از انقلاب با نام ” حکومت اسلامی ” چاپ شده بود، ولایت فقیه را ولایت قانون نامیده بود که این موضوع وجه دیگر مردم سالاری و مراجعه به آراء مردم باید تحلیل شود.
* حضرت امام در بحث “جمهوریت” نظام و تثبیت مساله جمهوریت و همینطور ملاک قرار گرفتن رای ملت در انتخاب همه ارکان نظام چگونه عمل کردند؟ در واقع امام چگونه تعهد خود را به جمهوریت نظام نشان دادند؟ – امام به رای مردم باور داشت. در راس امور بودن مجلس از گفتار های بیاد ماندنی امام است. از نظر امام مجلس عصاره فضایل ملت اعلام شد.
البته همانگونه که مردم در همه پرسی به قانون اساسی رای داده بودند، شورای نگهبان قیدی بر تصویب نمایندگان مجلس بود؛ اگرچه امام رای دو سوم نمایندگان را در تشخیص مصلحت کافی می دانست، اما برای غایت احتیاط با تشکیل “مجمع تشخیص مصلحت” در جهت بها دادن به رکن جمهوریت نظام گام برداشت. مجمع نه برای تشخیص ” احکام ثانویه ” بلکه برای آنچه “شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام، نظر شورای نگهبان را تامین نکند، تشکیل می شود” . اصل یکصد و دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی که به ابتکار امام تاسیس شد، ناظر به تقویت بعد جمهوریت نظام و نظر مردم بنا شده است. مجمع نشان از توجه و اولویت دادن به خواست و مصلحت مردم در نظام جمهوری اسلامی است. علاوه بر ان با نظریه انتخابِ ولی فقیه توسط خبرگان، حجیت رای مردم در تشخیص و تعیین ولی فقیه، نظارت و حتی عزل، به روشنی نمایان است.
* آیا از نظر امام، اسلامی بودن قیدی بر جمهوریت محسوب می شود یا صفتی بر آن؟ در واقع به نظر شما امام تا چه میزان به حق رای ملت حجت قایل بودند؟ – پس از گذشت سه دهه از انقلاب البته نکات مثبت و منفی بهتر قابل ارزیابی است.
"از مذهبی ها تا جبهه ملی و از سنتی ها تا مارکسیست ها اصل رهبری بلامنازع امام را پذیرفته بودند"در ابتدا باید عرض کنم با توجه به روحیه و مشی و سیره امام، بدون تردید اگر ایشان امروز بودند، در صدد کارآمد تر شدن نظام اقدام می کردند. برخی از اصلاحات انجام شده در زمان ایشان اگر نمی شد، قطعا امروز با مشکلات عدیده ای مواجه می شدیم. اما مهمتر از آن، هیچکس جرات طرح آنها را نداشت. به عنوان مثال اینکه شرط مرجعیت از شرایط انتخاب رهبر حذف شد، یکی از موضوعات مهم بود. چه کسی می توانست بگوید نظامی اسلامی است، اما مطابق اصل یکصد و نهم اصلاحی، شرط رهبر شدن مرجعیت نیست و یا چه کسی قادر بود با تعیین مجمع تشخیص مصلحت، مصلحت مردم را که مصلحت نظام است، برتر از نظر فقها و حقوقدانان شورای نگهبان اعلام کند.
به هر حال اگر امام بود، بی تردید برای کارآمد تر شدن نظام احتمالا تصمیماتی از این دست اتخاذ می کرد. البته این را هم باید اضافه کرد که همیشه میان آنچه باید وجود داشته باشد و آنچه اتفاق می افتد، تفاوت است. امروز کسانی از نظرات امام دم می زنند که در گذشته قرابتی فکری با امام نداشته اند و نظرات امام را در مورد مردم و حتی پذیرش و تایید قانون اساسی را از ” باب مماشات ” تحلیل می کنند، در حالیکه نظرات امام روشن است. در نظر امام نه اسلام و نه نظام در برابر مردم نیست. نظام در خدمت مردم است.
"رهبری امام، به واسطه حمایت یکپارچه مردم، از یکسو و از سوی دیگر ظرفیت و توان رهبری امام خمینی(ُس) تحقق یافته بود"فقه پویای امام ناظر به همین منظور است.
* با گذشت بیش از سه دهه از نظام جمهوری اسلامی، کارنامه نظام را در بحث جمهوریت و همینطور بحث اسلامیت آن چگونه ارزیابی می کنید؟ اعتبار و اصالتی که امام برای رای مردم قایل بودند تا چه حد محقق شده است؟ برای ارتقای این اصل با توجه به شرایط حال حاضر چه می شود کرد؟ – برای ارتقای این اصل باید به سیره و متدولوژی فهم دین و فقه از سوی امام توجه کرد. برخی موضوعات در گذر زمان تغییر می کنند و نیاز به احکام جدیدی در ارتباط با شرایط جدید است. وجه غالب تلاش های امام در سال های اخر عمرشان، برخورد با تحجر بود. تحجر مانع فهم تجدد است. اما تجدد افسار گسیخته نیز به نابودی سنت منجر می شود.
امام فقه پویا را از درون فقه سنتی پی می گرفت و به همان اندازه که به فقه پویا اهمیت می داد، به فقه سنتی هم توجه و تاکید داشت. امام اصول انقلاب و اسلام ناب را تبیین کردند و امروز ما باید فروع اندیشه و سیره امام را تبیین کنیم. همانگونه که امام معصوم فرمودند ما “القاء اصول ” می کنیم و ” علیکم التفریع ” وظیفه یافتن فروع اندیشه امام، بر عهده یاران ونزدیکان امام است. آنان که در لحظه لحظه عمر امام حاضر بوده اند و “منطق رفتاری” و “الگوهای تصمیم گیری” امام را دیده اند، می توانند از سیره امام سخن بگویند.
امروز میان برخی از مبانی اندیشه امام با آنچه بعضا تبلیغ می شود، فاصله زیادی است. مردم در اندیشه امام نقشی محوری و کلیدی برای اداره امور کشور دارد.
" ثانیا اکثر مذهبی ها، مردم و انقلابیون، نسخه ” حکومت اسلامی ” را در شعار ها اعلام می کردند و شعار اولیه آنها، استقلال، آزادی، حکومت اسلامی ” بود"امروز متاسفانه کسانی پژوهشکده با نام امام تشکیل می دهند، اما از روح اندیشه و حتی گاه از صراحت های اندیشه و مواضع امام بی خبرند و یا می دانند، اما راه خود را می روند. امام نقش مردم را تشریفاتی نمی دانست. از نظر امام دولت ها نیز اگر به وظایفشان عمل نکنند، ظالم هستند. از نظر امام ” این مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند و مسولیت امور را به دست آنان بسپارند “. امام وظیفه خویش را در برابر ملت، وظیفه هدایت و ارشاد می دانست.
وی در گفت و گویی صریح با خبرنگار روزنامه اکونومیست می گوید: “برنامه های خود را اعلام خواهیم کرد، ولی این بدان معنا نیست که من زمام امور کشور را به دست بگیرم و هر روز، نظیر دوران دیکتاتوری شاه ، اصلی بسازم و علی رغم خواست ملت به آنها تحمیل کنم. این به عهده دولت و نمایندگان ملت است که در این امور تصمیم بگیرند، ولی من همیشه به وظیفه ارشاد و هدایتم عمل خواهم کرد “. امروز نیز با توجه به شرایط موجود می بایست به نوآوری های فقه سیاسی توجه داشت. فقهای زمان شناس که با متدلوژی فقهی امام آشنایند، باید میان دار و میدان دار باشند، نه در گوشه عزلت و در تند باد اتهامات بی اساس قرار گیرند. انقلاب و جمهوری اسلامی، بدون همراهی مردم، راه بجایی نخواهد برد.
.اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
