اندیشه فرگه و مکتوبات او

انديشه فرگه و مکتوبات او
فرهیختگان
فرهیختگان - ۲۷ آبان ۱۳۸۸

فرگه در دوره میانی تفکر خویش تمایزی بین دلالت یک بیان و آنچه آن بیان بدان دلالت دارد (مدلول) را ترسیم کرد. او واژه مصداق را برای مدلول برگزید. البته برای فهمیدن یک جمله، لازم نیست مصداق آن را بدانیم بلکه دانستن معنا یا محتوای خبری آن کافی است. ویژگی مهم کتاب «بنیادهای حساب» برای فلسفه این بود که فرگه در این کتاب پس از بحث درباره اینکه مفهوم عدد نمی‌تواند از ادراک حسی یا شهود ناشی شود، می‌پرسد: «پس چگونه مفهوم عدد به ما داده می‌شود؟» این سوال هم معرفت‌شناختی و هم هستی‌شناختی است: ما چگونه از اعداد آگاهیم و چه تضمینی هست که چنین اعدادی به عنوان عدد وجود دارند؟ در پاسخ به این سوال، فرگه صرفا فرض می‌کند که می‌توان این سوال را معادل با این سوال قرارداد: «چگونه معانی برحسب عبارات عددی مطرح می‌شوند؟» او «اصل متن» را پیش می‌کشد که بر این پایه، این پرسش می‌باید بدین صورت ارائه شود: محتوای خبری جمله‌های حاوی عبارات عددی چیست؟ از این رو، سوال درباره اینکه چه اعیانی وجود دارند و ما چگونه از آنها آگاهیم به پرسش درباره معانی جمله‌های خاص تغییر می‌کند. فرگه سه ویژگی را برمی‌شمارد که می‌تواند درخصوص معنای یک واژه یا جمله مورد ملاحظه قرارگیرد: نیرو (force)، آهنگ (tone) یا رنگ و محتوای خبری (sense).

"فرگه در دوره میانی تفکر خویش تمایزی بین دلالت یک بیان و آنچه آن بیان بدان دلالت دارد (مدلول) را ترسیم کرد"نیروی یک بیان عبارت از اخبار از یک سوال. او تنها این دونوع نیرو را برمی‌شمارد: اخباری و پرسشی. فرگه تاکید می‌کند معنا یا محتوای خبری یک سوال که آدمی را به پاسخ «آری» یا «نه» دعوت می‌کند، با معنا یا محتوای خبری جمله اخباری مربوطه آشتی و سازگاری دارد. آهنگ یا آنچه فرگه رنگ می‌خواند، از معنا یا محتوای خبری جمله متمایز است زیرا آن نمی‌تواند برصدق یا کذب یک بیان، تاثیری داشته باشد. مثلا جمله‌های «او مرد» و «او رحلت کرد» و «او درگذشت» معنا یا محتوای خبری واحدی دارند، اما آهنگ یا رنگ آنها متفاوت است.

یا مثلا دو جمله «الف و ب رفتند» و «نه تنها الف بلکه ب نیز رفت» دارای معنا یا محتوای خبری یکسانی هستند، درحالی که آهنگ یا رنگ آنها متفاوت است. فرگه در دوره میانی تفکر خویش تمایزی بین دلالت یک بیان و آنچه آن بیان بدان دلالت دارد (مدلول) را ترسیم کرد. او واژه Bedeutung (مصداق) را برای مدلول برگزید. البته برای فهمیدن یک جمله، لازم نیست که مصداق آن را بدانیم بلکه دانستن معنا یا محتوای خبری (Sinn) آن کافی است. فرگه چهار ویژگی اساسی را برای یک مصداق یا مدلول برمی‌شمارد: ١- مصداق جزئی از یک بیان مرکب، یک جزء از مصداق کل محسوب نمی‌شود.

"البته برای فهمیدن یک جمله، لازم نیست مصداق آن را بدانیم بلکه دانستن معنا یا محتوای خبری آن کافی است"٢- اما مصداق یک کل، منفردا به مصداق‌های اجزایش بستگی دارد. ٣- اگر یک جزء فاقد مصداق باشد، کل نیز فاقد مصداق است. ٤- مصداق یک جمله همانا تابع ارزش صدق (یا مقدارحقیقی) آن است - صادق بودن یا کاذب بودنش. ویژگی (١) از این واقعیت ناشی می‌شود که مثلا ایران جزئی از تهران، پایتخت ایران، نیست و ویژگی (٣) از این ملاحظه سرچشمه می‌گیرد که اگر کشوری نظیر روریتانیا وجود ندارد پس شهری که پایتخت آن باشد نیز وجود ندارد

منابع خبر

اخبار مرتبط