آمریکا هنوز برجام را می‌خواهد؟/ واشنگتن چه توافقی را می خواهد؟ تهران چه توافقی را نمی خواهد؟

آمریکا هنوز برجام را می‌خواهد؟/ واشنگتن چه توافقی را می خواهد؟ تهران چه توافقی را نمی خواهد؟
خبر آنلاین
خبر آنلاین - ۹ اسفند ۱۴۰۱

ایران از فعال نگه داشتن برنامه هسته‌ای و محدود کردن همکاری با آژانس به مثابه نیروی مخالف در طناب‌کشی با آمریکا استفاده می‌کرد. ایالات متحده در مقابل تلاش می‌کرد با حراست از رژیم تحریم‌ها و اجماع‌سازی بین المللی در حین مذاکرات، نیروی مخالف تهران را بالانس کند.

این فشارهای متقابل سرانجام در مرداد گذشته طرفین را به این نقطه رساند که هریک از برخی خواسته‌های خود دست بردارند تا توافق قابلیت دسترسی پیدا کند. آمریکا از استراتژی دومینوسازی توافقات دست کشید. برنامه اولیه دولت بایدن این بود که توافق هسته‌ای را به سکوی پرشی برای توافقات بعدی یعنی تمدید بندهای غروب آفتاب، همکاری‌های منطقه‌ای و برنامه موشکی تبدیل کند. در واقع این سیاست وجه تمایز میان دولت بایدن با دولت‌های ترامپ و اوباما بود.

اما پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و تقلیل نقطه گریز هسته‌ای به تنها چند هفته باعث شد که ایالات متحده از این خواسته خود عقب‌نشینی کند.

"ایران از فعال نگه داشتن برنامه هسته‌ای و محدود کردن همکاری با آژانس به مثابه نیروی مخالف در طناب‌کشی با آمریکا استفاده می‌کرد"تهران هم در مقابل از برخی مطالبات خود دست کشید؛ از جمله تضمین رئیس‌جمهور آمریکا برای تداوم برجام و خروج سپاه از لیست سیاه وزارت خارجه آمریکا.

علت این عقب‌نشینی‌های متقابل در این بود که دو طرف تصور می‌کردند که نیروهای آنها چه از حیث اندازه چه از حیث توان اعمال نیروی مخالف به حد برابر رسیده‌اند و تداوم این طناب‌کشی موجبات استهلاک را فراهم می‌آورد. اما نباید از این نکته غافل شد که وقتی ما از بازی طناب‌کشی یا موازنه نیروها سخن می‌گوییم، درواقع مقصودمان لزوما پدیده‌ای قابل مشاهده نیست. اتفاقا در بازی موازنه‌سازی ذهن و ادراکات نقش مهم‌تری ایفا می‌کنند؛ به همین دلیل مهم نیست که برنامه هسته‌ای ایران یا رژیم تحریم‌های آمریکا از حیث فیزیکی در چه مرحله‌ای قرار دارند، بلکه مهم‌تر از آن ادراکی است که در ذهن می‌نشیند.

درواقع آنچه موازنه نیروها را قطعی و حتمی می‌کند، شکل‌گیری این ذهنیت در میان ایران و آمریکاست که دیگر امکان پیشبرد استراتژی‌های ایده‌آل وجود ندارد و طرفین باید به مطلوبیت نسبی تن دهند. واقعیت این است که چنین اتفاقی تا حدودی در مردادماه به‌وقوع پیوست.

اما در پیش بودن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از طرف واشنگتن و برآورد از پیامدهای جنگ اوکراین و نیاز اروپا به انرژی در زمستان از طرف تهران باعث شد که این موازنه نسبی نیروها خیلی زود خدشه‌دار شود و ادراکات جدیدی در ذهن طرفین به‌وجود آید. ناآرامی‌ها در ایران، موفقیت غرب در مدیریت بحران پیامدهای جنگ، در گل ماندن روسیه در اوکراین تقریبا ذهنیت شکل‌گرفته قبلی را از میان برد و البته پروژه درگیرسازی ایران در جنگ، تقریبا به همه آن ادراکاتی که موجب تهیه پیش‌نویس ۳۵صفحه‌ای بورل در اوت۲۰۲۲ شد، پایان داد.

آمریکایی‌ها تصور کردند که دیگر امکان غلبه چه از حیث اندازه و چه از جانب نیروی مخالف بر طرف مقابل را دارند. در اینجا مقصود از امید به غلبه بر دیگری، کسب امتیازات بیشتر در فرآیند مذاکراتی (مستقیم و غیرمستقیم) است.

در این چارچوب آمریکایی که در سال‌های۲۰۲۱ و نیمه ۲۰۲۲ دائما مذاکره مستقیم را از ایران مطالبه می‌کرد و در مقابل تهران از پذیرش این خواسته سر باز می‌زد، به یک‌باره نفس مذاکره را به یک اهرم و نیروی فشار تبدیل کرد. به همین دلیل آنتونی بلینکن، جیک سالیوان، رابرت مالی و سایر مقامات آمریکایی دائما بر این مساله پافشاری کردند که برجام تا اطلاع ثانوی در دستور کار نیست. اما چرا معادله این‌چنین معکوس شد؟پاسخ کاملا روشن است؛ این ادراک در میان مقامات آمریکایی شکل گرفت که این‌بار تهران به مذاکره بیشتر از آمریکا نیاز دارد.

دلیل آن هم روشن است؛ غرب در دوره جدید توانسته بود بر اهرم‌ها و نیروهای فشار خود بیفزاید؛ از جمله طرح ادعای کمک‌های نظامی ایران به روسیه و نقض قطعنامه ۲۲۳۱ و در عین حال تحولات داخلی ایران (اجتماعی، سیاسی واقتصادی). در چنین تغییری در زمینه بازی طناب‌کشی، طبیعی است که آمریکا توافق راهبردی را تعلیق کند و به جای آن توافقات تاکتیکی و موضوعی را درپیش گیرد.

"برنامه اولیه دولت بایدن این بود که توافق هسته‌ای را به سکوی پرشی برای توافقات بعدی یعنی تمدید بندهای غروب آفتاب، همکاری‌های منطقه‌ای و برنامه موشکی تبدیل کند"دامنه این توافقات می‌تواند از تبادل زندانیان تا توافق موقت (کمتر در برابر کمتر) را دربرگیرد. در نگاهی خوش‌بینانه حتی اگر واشنگتن صراحتا هم چنین دستور کاری نداشته باشد، فعال شدن اهرم‌های مداخله در جنگ اوکراین و تحولات داخلی ایران باعث می‌شود که هزینه هرگونه توافق راهبردی و پایدارتر با ایران در حوزه عمومی افزایش پیدا کند و واشنگتن و تهران می‌توانند تواما با پیگیری توافقات تاکتیکی هزینه مذاکرات نهایی را کاهش دهند. با این همه نباید از این نکته مهم غفلت کرد که تغییر زمینه بازی تحولات بزرگی در ادراک طرفین از یکدیگر برجای می‌گذارد. داستان ایران و آمریکا نیز از این قاعده جدا نیست. با تغییر زمینه بازی ادراک آمریکا نسبت به ماهیت برجام، رژیم تحریم‌ها و استراتژی مذاکراتی در قبال ایران با تغییرات مهم مواجه شده است.

با تعیین حدود و ثغور این تغییرات به خوبی می‌توان به این پرسش کلیدی پاسخ داد که آمریکای بایدن در سال۲۰۲۳ چگونه به ایران و مذاکره با این بازیگر منطقه‌ای نگاه می‌کند؟

رابرت مالی۲۰۲۳ رابرت مالی دو سال اول ریاست‌جمهوری بایدن نیست. او دیگر مجری ایده‌های خود نیست. ایده اولیه او این بود که خروج ترامپ از برجام موجبات بی‌اعتمادی ایران را فراهم کرده است؛ پس برای احیای برجام در حین مذاکرات باید در گام اول اعتماد ایران را به‌دست آورد. خروج اقتصاد ایران از حالت اضطرار از طریق چشم‌پوشی بر اجرای برخی تحریم‌ها از جمله نقل و انتقالات مالی و نفت و انرژی راهکار پیشنهادی مالی برای این اعتمادسازی بود. اما این خط‌مشی از همان ابتدای اجرا مخالفان جدی نه در بیرون از کاخ سفید که در درون تیم مذاکرات هسته‌ای آمریکا داشت.

منابع خبر

اخبار مرتبط

بی بی سی فارسی - ۳۰ دی ۱۴۰۰
کلمه - ۵ فروردین ۱۴۰۰
خبر آنلاین - ۷ فروردین ۱۴۰۱