داستان جو دره افغانستان، روستایی کوچک با غمی بزرگ
داستان جو دره، روستایی کوچک با غم بزرگ
- علی حسینی
- بیبیسی
یک سال از حمله مرگبار به مسجدی در ولسوالی هسکهمینه ولایت ننگرهار میگذرد. در این حمله انتحاری ۶۴ نفر کشته، ۳۵ نفر زخمی، دهها نفر یتیم و ۳۵ زن بیوه شدند
روزی که به جو دره رسیدم، یک مراسم عروسی در حال برگزاری بود. مراسم مشترک عروسی انارگل و برادرش.
اگر حلقه گل بر گردن دو داماد نمیبود، دیگر هیچ نشانهای از یک عروسی دیده نمیشد؛ در حالیکه در بسیاری از مناطق روستایی افغانستان، خبر جشن عروسی از صدها متر دورتر شنیده میشود، با صدای بلند ساز و دهل و سورنای.
عروسی انارگل و برادرش از آن دست جشنهایی بود که چه بخواهی چه نخواهی رگههایی از غم در آن وجود داشت.
"داستان جو دره، روستایی کوچک با غم بزرگعلی حسینیبیبیسی۴ ساعت پیشتوضیح تصویر، یک سال از حمله مرگبار به مسجدی در ولسوالی هسکهمینه ولایت ننگرهار میگذرد"انارگل با زن برادر کشته شدهاش ازدواج میکرد. هم عروس و هم داماد وجه مشترک غمانگیزی داشتند، غمی که در جشن عروسیشان هم رهایشان نمیکرد.
انارگل یک سال پیش دو برادر خود را در حمله مرگبار به مسجدی در ولسوالی هسکهمینه ولایت ننگرهار از دست داد.
در این حمله انتحاری ۶۴ نفر کشته، ۳۵ نفر زخمی، دهها نفر یتیم و ۳۵ زن بیوه شدند.
این حمله از جهاتی با حملات دیگر که هر روزه در افغانستان رخ میدهد، متفاوت بوده است. انفجار در داخل مسجد روستای کوچکی رخ داد که باشندگان آن روستا هر روز یکدیگر را میبینند، یکدیگر را به خوبی میشناسند و سالها در خوشی و غم روستا شریک بودهاند.
این موضوع سبب شده است که کنارآمدن با غم در جو دره دشوارتر از دیگر مناطق افغانستان باشد.
از انارگل درباره تاثیر آن حمله پرسیدم؛ گفت:" یک سال گذشته است، در هیچ عروسیمان خوشحالی نبوده است. حالا حتی در خانهها رادیو روشن نمیشود، تلویزیون هم نداریم، چه برسد به اینکه ساز و آهنگ باشد."
ادامه داد: "حتی نتوانستم به دوستان نزدیکم بگویم که امروز جشن عروسیام هست. هر کس که میپرسید، میگفتم عروسی برادرم هست. چرا که خجالت میکشیدم که بگویم با خانم برادر کشته شدهام ازدواج میکنم.
"در این حمله انتحاری ۶۴ نفر کشته، ۳۵ نفر زخمی، دهها نفر یتیم و ۳۵ زن بیوه شدندروزی که به جو دره رسیدم، یک مراسم عروسی در حال برگزاری بود"حتی نزدیکترین دوستانم نیامدهاند".
هر بار با بغض در گلو، صحبتهایش را قطع میکرد و بعد از لحظاتی دوباره ادامه میداد:" اگر برادرم زنده بود، امروز عروسی او بود. حالا عروسی من است، هیچ خوشحال نیستم. بسیار جگرخون هستم. در این روستا هیچ خوشحالی نیست، همه غمگین هستند."
- زوجی که به دلیل حمله داعش به مراسم عروسیشان مقصر دانسته شدند
مراسم عروسی انارگل و برادرش
ناامید از محمد اشرفغنی
پس از گذشت یک سال، مسجد کوچک روستا هنوز ساخته نشده است؛ نشانهای از وعدههای عملینشده محمد اشرفغنی، رئیس جمهوری.
چند روز پس از آن حمله، آقای غنی به ولسوالی هسکهمینه آمد و با اهالی روستای جو دره صحبت کرد.
عبدالستار، ملک قریه میگوید: "اشرفغنی به ما پنج وعده داده بود؛ یکی اینکه برایتان مکتب میسازم. دوم، کلینیک برای شما درست میکنم.
سوم، سرک؛ چهارم به خانوادههای قربانیها زمین توزیع میکنم و پنجم، مسجد را دوباره میسازم. اما هیچ کدام از وعدههایش عملی نشد. فقط مسجد نیمهکاره ساخته شده که آنهم کارش به آهستگی پیش میرود".
عبدالستار در حالیکه شماری دیگر از روستاییها دور و برش ایستاده بودند، گفت: " ما ناامید شدیم".
اهالی روستا پس از آنکه وعدههای رئیس جمهوری عملی نشد، دو بار به کابل رفتند تا با او دیدار کنند، اما هیچ بار موفق نشدند که رئیس جمهوری را ببینند.
در آن حمله، محمد عارف، تنها پزشک روستا هم جان خود را از دست داد؛ و این یعنی در یک سال گذشته درمان اهالی روستا دشوارتر از گذشته شده است. حالا یا باید به توصیههای پزشکی اما ابتدایی برادر همان پزشک بسنده کنند، که دانشجوست، یا کیلومترها دورتر پیش پزشک دیگری بروند.
"خنده از روستای ما کوچیده"
حمله در جو دره، که هیچ گروهی مسئولیت آنرا تاکنون برعهده نگرفته است، رفتار اجتماعی روستا را در موارد متفاوتی تغییر داده است.
"عروسی انارگل و برادرش از آن دست جشنهایی بود که چه بخواهی چه نخواهی رگههایی از غم در آن وجود داشت"مرگ همزمان دروازه بسیاری از خانهها را دقالباب کرده بود و درد مشترکی مهمان خانهها شد. میگویند حتی بندار و پاتوق جوانها کمتر شده است و به جای آن نشستنهای در خلوتشان بیشتر شده است.
حدود پنج-شش ساعتی که در میان اهالی روستا بودم، هیچ خندهای را ندیدم و نشنیدم؛ فقط در همان ابتدای احوالپرسی به رسم مهماننوازی لبخند میزدند.
- انفجار در یک مراسم عروسی در جنوب شرق افغانستان دستکم ۴ کشته و ۸ زخمی برجا گذاشت
در جو دره، در یک روز قبرستانی ساخته شد و در همان روز از جنازهها پر شد
قبرستان یک روزه
در افغانستان گهگاهی قبرستانهای یکروزهای ایجاد میشوند. برخلاف دیگر قبرستانها که به مرور زمان پر میشوند، در جو دره، در یک روز قبرستانی ساخته شد و در همان روز از جنازهها پر شد.
موقعیت آن در کنار تپهای است و تقریبا از بیشتر نقاط روستا دیده میشود؛ قبرستانی سرسبز که روی تمام سنگقبرها در ابتدا با خط سرخ نوشته شده است:"شهید"
تورپیکی را همانجا دیدم.
آمده بود سر قبر شوهرش، سیدان.
از او هم پرسیدم که این یک سال چگونه گذشت؟
گفت:" یک سال گذشت، اما بسیار ما را بیقرار ساخت. روز جمعه بود، امروز هم روز جمعه است و آمدیم اینجا. هیچ فراموشمان نمیشود. از خانه سالم بیرون شد و کشته شد. شوهرم مرد خوبی بود.
"انفجار در داخل مسجد روستای کوچکی رخ داد که باشندگان آن روستا هر روز یکدیگر را میبینند، یکدیگر را به خوبی میشناسند و سالها در خوشی و غم روستا شریک بودهاند"دستوپای مردم جو دره بود. ما، مردم بسیار عاجزی هستیم، به هیچ کسی بدی نکردیم، دهقان هستیم و زندگی خود را میکنیم، به نماز جمعه رفتند و همهشان کشته شدند. هیچ کس هم قبول نمیکند که کار ما بوده است".
تورپیکی ادامه داد :" پس از آن انفجار، جو دره دربهدر شد، آب خوشی از گلویمان پایین نرفت."
- انفجار در مراسم عروسی کابل؛ ۶۳ کشته، داعش به عهده گرفت
تورپیکی گفت: پس از آن انفجار، جو دره دربهدر شد، آب خوشی از گلویمان پایین نرفت
داستان جو دره، داستان اندوهبار تمام افغانستان است. در یک لحظه، انفجاری صورت میگیرد و برای سالها زندگی آدمهای بسیاری را دگرگون میکند؛ در این میان شاید اوضاع در بسیاری موارد تغییر کند، خانهای دوباره ساخته شود، مسجدی بازسازی شود، اما غم از دستدادن آدمها به سختی تغییر میکند؛ غم و اندوهی که گریبانگیر افغانهای زیادی است. گاهی این غم در عروسی انارگل دیده میشود و گاهی بر سر قبر سیدان به دل تورپیکی چنگ میزند.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
