اپوزیسیون متحد جمهوری اسلامی چیست و چگونه بوجود میآید، علی شاکری زند - Gooya News
بخش دوم
بسوی تشکیل
اپوزیسیون بالفعل اصیل
یادآوری
در بخش نخست
این نوشته یادآور شدیم که همهی هممیهنان خارج از کشور را که با جمهوری اسلامی مخالفت میکنند نمیتوان «اپوزیسیون خارج از کشور» نامید. اکثریت بزرگ آنان، از آنجا که متشکل نیستند یا در عمل تمایلی به مبارزه نشان نمیدهند، جزو «اپوزیسیون بالقوه» بشمار می روند، و حتی از میان آنان نیز اقلیت کوچکی، از انجا که از ج. ا. که خود را از پایهگذاران و صاحبان آن میدانستهاند، رانده و از سوی آن سرکوب نیز شدهاند، جزو رقیبان آن محسوب میشوند و نه از مخالفان آن.
* *
چنانکه پیش از این یادآور شدیم تشکیل نخستین سازمان اپوزیسیون بالفعل اصیل به ابتکار دکتر شاپور بختیار آخرین نخستوزیر نظام مشروطهی پادشاهی، با آمدن او به خارج، در کشور فرانسه، اعلام شد. اینرا هم یادآوری کردیم که رقیبان جمهوری اسلامی چه در دورانی که هنوز تماما در کشور بسر میبردند و چه پس از پناهندگی به کشورهای برخوردار از «دموکراسی لیبرال و بورژوا» بوق و کرنای «افشاگری» علیه بختیاری را که حال پناهندهای مانند خود آنان بود، تا قتل فجیع او بزمین نگذاشتند.
"اکثریت بزرگ آنان، از آنجا که متشکل نیستند یا در عمل تمایلی به مبارزه نشان نمیدهند، جزو «اپوزیسیون بالقوه» بشمار می روند، و حتی از میان آنان نیز اقلیت کوچکی، از انجا که از ج"اما رژیم سفاک تنها به قتل شخص بختیار که از اولین روزها در پی ارتکاب آن بود، قانع نبود. در فاصلهی میان اولین نقشهی قتل او به دست باند انیس نقاش تا ششم اوت ۱۹۹۱ که رژیم مافیایی در این جنایت موفق شد، شمار مهمی از برجسته ترین همکاران او، بویژه دکتر عبدالرحمن برومند یار دیرین بختیار و رییس هیأت اجرائی سازمان او را درخاک فرانسه، و کشورهای دیگر به قتل رسانید.
برای سیر اپوزیسیون بالقوه که با خروج هرچه بیشتر مخالفان از کشور شمار ان روزافزون بود بسوی یک اپوزیسیون بالفعل گسترده وجود بختیار و یاران نزدیک و با تجربهی او غنیمتی بزرگ بود. محدودیت های موجود بر سر راه فعالیت سیاسی در ربع قرن پیش از ضدانقلاب خمینی سبب شدهبود که عدم آشنایی با فعالیت سیاسی که مستلزم تجربهی عملی در چارچوب سازمانهای سیاسی و مدنی است به یکی از ضعفهای سیاسی مهم جامعهی ما تبدیل گردد. فقدان چنین تجربهای که یک نقیصهی فرهنگی و حیاتی است سبب شد که آماتوریسم سیاسی دامنگیر مخالفان اصیل و صمیمی جمهوری اسلامی گردد. چنین نقیصهای تنها با وجود سازماندهان مجرب و بویژه رهبران سیاسی استخوانداری مانند بختیار و یاران او میتوانست تا درجاتی جبران گردد.
آماتوریسمی که از آن سخن رفت و قتل بختیار و همکاران او مانع از آن شد که سازمان او با سرعت لازم گسترش یابد. به عنوان نمونه دریادار دکتر احمد مدنی که پس از پذیرش سمت وزارت کشور در دولت موقت بازرگان ناچار به ترک کشور شدهبود، با همهی ایراندوستی و آزادیخواهی انکارناپذیر او، بیش از سیاسی بودن یک نظامی بود و باید رهبری یک سیاسی مجرب، دوست خود، شاپور بختیار را که بویژه در مبارزه با جمهوری اسلامی پیشگام او نیز بود، و به اصطلاح نسبت به وی فضل تقدم داشت، میپذیرفت، اما وی در حالی که در سازماندهی سیاسی که با سازماندهی نظامی بسیار متفاوت است کاملاً مبتدی بود، کوشید تا سازمانی مستقل از سازمان شاپور بختیار تأسیس کند. همین روحیه است که از آن زمان تا کنون ادامه داشتهاست. البته شرکت زندهیاد دکتر مدنی، که ضمناً خود فردی مذهبی هم بود، در دولت بازرگان، نیز که او را بنوعی دارای یک سابقهی «انقلابی» هم کردهبود، در این عدم پذیرش رهبری بختیاراز سوی او بیتاثیر نبود.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
