شاهد احمدلو: شهاب حسینی در حدی نیست که درباره مسعود کیمیایی نظر بدهد
مهسا بهادری: اگر فیلم سینمایی «دندان مار» را دیده باشید، بازی یک پسر نوجوان کاملا محسوس است، او کسی نیست جز شاهد احمدلو که این روزها هم فیلم و سریال میسازد و هم در آنها ایفای نقش میکند. کسی که کار جدی خود را با مسعود کیمیایی آغاز کرد و یکی از طرفداران این کارگردان پیشکسوت است. شاهد احمدلو که این روزها بیش از پیش دغدغه بازیگری دارد، به ایفای نقش در فیلم سینمایی «سیاه باز» با کارگردانی حمید همتی پرداخته و اولین قدم حرفهای خود در زمینه تهیه کنندگی را برداشته است.
به همین دلیل به گفتوگو با او پرداختیم که در ادامه میخوانید.
در حال حاضر به انجام چه کاری مشغولید؟
من اخیراً اولین گام حرفهای خود را در زمینه تهیهکنندگی برداشتم. فیلمی کوتاه به نام «حروفچین»، که تهیه کنندگی ان را برعهده داشتم البته نویسنده و مشاور کارگردان این فیلم هم هستم. «حروفچین» از سالها پیش دغدغه ذهنی من است.
"مهسا بهادری: اگر فیلم سینمایی «دندان مار» را دیده باشید، بازی یک پسر نوجوان کاملا محسوس است، او کسی نیست جز شاهد احمدلو که این روزها هم فیلم و سریال میسازد و هم در آنها ایفای نقش میکند"فیلم سینمایی «مورچهخوار» هم آماده نمایش است که در صورت بهتر شدن شرایط بهزودی به اکران عمومی درمیآید. سوژه فیلم، داستان این روزهای ما در دنیای مجازی است؛ فیلم مورچهخوار روایتی است از رنگ زرد دنیای مجازی و زندگی پوشالی شاخهای اینستاگرامی.
منتظر بهتر شدن اوضاع باشیم، یعنی شرایط چگونه باشد؟
در هر صورت چراغ سینما باید روشن بماند. در حال حاضر رستوران، مجتمع تجاری، بازار، مترو، اتوبوس و همه مکانها مثل گذشته مملو از جمعیت است. زندگی با رعایت نسبی پروتکلها مثل زدن ماسک و همراه داشتن الکل در جریان است و باید هم اینطور باشد.
عدهای حتی نمیدانند که سینماها باز است. مشکل این عدم اطلاع رسانی در کجاست؟
بخشی از این موضوع به عدم اطلاعرسانی رسانهملی مربوط است.
تلویزیون همه اشکال گوناگون زندگی را برای مخاطبان تبلیغ میکند منتهی از سینما حمایت نمیکند. مسئله بعدی شرایطی است که کرونا به وجود آورده و مردم دچار نوعی سردرگمی شدهاند. مخاطبان علاقمند به سینما هنوز نمیدانند که سینماها باز هستند. ولی مهمترین عنصر خود مخاطبان هستند. مخاطبان با توجه به ورود وی.او.دی و سینمای آنلاین به پلتفرمهای ویدئویی برای رفتن به سینما تنبل شدهاند.
"کسی که کار جدی خود را با مسعود کیمیایی آغاز کرد و یکی از طرفداران این کارگردان پیشکسوت است"با توجه به اینکه مردم ما در تاریخ مردم تنبل و تنپروری بوده و هنوز هم هستند؛ مخاطبان سعی میکنند با کمترین هزینه و راحتترین شیوه چیزی که میخواهند را به دست بیاورند.
به نظر من بیشتر رفاهطلب هستند نه تنپرور. آنها ترجیح میدهند به جای اینکه هزینه کنند، در ترافیک بمانند و خسته بشوند در خانههایشان فیلم ببینند.
به نظر من اینها بهانه است. مگر مردم چین، ژاپن و آمریکا رفاهطلب نیستند؟ مگر چندین برابر ما برای رسیدن به معیارهای اولیه زندگیشان تلاش نمیکنند؟ اما به سینما، کافه و موزه هم میروند. من به این تصور مردم انتقاد دارم. ما اصولاً به دنبال بهانه میگردیم تا تنبلیهای خود را توجیه میکنیم.
مسئله فقط سینما نیست، حداقل سرانه مطالعه برای هر فرد در روز شصت دقیقه است، اما سرانه مطالعه در کشور ما بسیار کمتر است. کتاب خواندن که دیگر به هزینه و رفتوآمد مربوط نیست. در دنیای امروز کتابهای صوتی الکترونیکی وجود دارد که میتوان آنها گوش کرد.
مهمترین مقصر این ماجرا عدم ثبات اقتصادی و نبود ابتداییترین امکانات رفاهی روزمره مردم جامعه ماست. در سطح کلان مسائل بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دست به دست هم دادهاند و سطح سلیقه مردم را پایین آورده که متعاقباً نتیجه آن پایین آمدن سطح فرهنگ مردم است.
من با آقای اطیابی صحبت میکردم و ایشان میگفتند که سطح سلیقه مخاطب ما پایین نیامده است. مردم با توجه به بلیط سی هزار تومانی حاضر نیستند هر فیلمی را ببینند و اتفاقاً سلیقه مخاطبان بهتر شده است.
"فیلمی کوتاه به نام «حروفچین»، که تهیه کنندگی ان را برعهده داشتم البته نویسنده و مشاور کارگردان این فیلم هم هستم"
یعنی سلیقه مردمی که فیلم «دینامیت» را میبینند خوب است؟
از این حرف میتوان اینطور برداشت کرد که سلیقه مردم پایین نیامده، «دینامیت» فیلم خوبی است که مردم برای تماشای آن میروند. حالا باتوجه به این استدلال میتوانیم بگوییم «سیاهباز» که به اندازه «دینامیت» فروش نداشته فیلم خوبی نیست؟
نمیشود گفت این فیلمها خوب هستند یا بد. هر فیلمی مخاطب خاص خود را دارد. ویدئویی اخیراً وایرال شده بود که مردم بعد از دیدن فیلم کیارستمی در سینما این فیلم را افتضاح میدانستند. در حالی که این فیلم یکی از پرافتخارترین فیلمهای سینمای دنیا و نه فقط ایران است.
ولی این فیلم مخاطب خاص خود را دارد. البته تبلیغات فیلم و هنرپیشههایی که در آن بازی کردهاند هم در فروش فیلم تأثیر دارد.
هنرپیشههای «سیاهباز» کسانی نیستند که در اکثر فیلمها بازی کرده باشند به همین دلیل مردم به دیدن آنها علاقه دارند. بازیگران فیلم سطح سلیقه محدود مردم را تأمین نمیکند. البته این به این معنی نیست که فیلمهایی که همان بازیگرها در آن بازی میکنند دلیل فروش فیلم باشد.
مهمترین دلیلی که بسیاری از مردم نمیدانند که سینماها فعالیت دارند کم کاری رسانه ملی است که هر چیزی تبلیغ میکند به جز فعالیت سینما
در روحیه خاکستری این روزها در جامعه ما فیلم کمدی و پرانرژی ای مثل «دینامیت» حتماً مورد اقبال قرار میگیرد، برای اینکه بینندگان میتوانند حداقل در طول تماشای فیلم افکار منفی را از ذهن خود بیرون کنند. من در مورد کیفیت فیلم «دینامیت» نظری ندارم چون فیلم را ندیدهام.
"فیلم سینمایی «مورچهخوار» هم آماده نمایش است که در صورت بهتر شدن شرایط بهزودی به اکران عمومی درمیآید"اما همین که مورد استقبال قرار گرفته و چراغ سالنهای سینما را روشن نگه داشته قابلاحترام است. نه این فیلم، هر فیلمی که بتواند چرخ اقتصاد سینمای ایران را بچرخاند قابلاحترام است. در همه دنیا فیلمهای الف، ب و ج داریم و هرکدام از این رستهها هم وظایف خودشان را دارند. مهم این است که وظایف و مقاصد خود را به نحو احسن انجام بدهند.
«سیاهباز» برای چه هدفی ساخته شده است؟
«سیاهباز» اولین فیلم کارگردانش یعنی حمید همتی است. یکی از نکات مثبت فیلم به عنوان فیلم اول این است که رویکرد سینمای بدنه داشته و نخواسته مثل خیلی از فیلمسازان اول اداهای سانتیمانتال و روشنفکرانه دربیاورد و فیلمی باشد که کسی آن را نبیند و بینندگانش به چند جشنواره خارجی جیم مثل بنگلادش، پاکستان، افغانستان یا بورکینافاسو محدود شود.
این فیلم چنین ادعایی نداشته، فیلمی بیادعا بوده که خواسته داستان بگوید و با توجه به نقاط ضعف فیلمنامه توانسته قصهای را روایت کند که حداقل مخاطب آن با نارضایتی سالن سینما را ترک نمیکند.
کسانی که به دنبال داستان هستند میتوانند با این فیلم ارتباط برقرار کنند.
گفتید محال است که مخاطبی ناراضی سالن سینما را ترک کند؟ میدانید که تدوین بد چند سکانس اول و دیالوگها و بازیهای بهشدت ابتدایی و ضعیف در اوایل فیلم را نمیتوان نادیده گرفت. تیم فیلم قوی هستند اما یک ربع اول مخاطب را جذب نمیکند. باید بپذیریم که این فیلم مشکلاتی دارد.
صددرصد. ما خودمان هم این ضعفها را قبول داریم.
ما در تبلیغات «سیاهباز» را به عنوان اولین فیلمی میشناسیم که در مورد بیتکوین ساخته شده و همهجا هم در مورد این فیلم به این نکته اشاره میشود. اما واقعاً بیتکوین در این فیلم هیچ کارکردی ندارد.
"در حال حاضر رستوران، مجتمع تجاری، بازار، مترو، اتوبوس و همه مکانها مثل گذشته مملو از جمعیت است"ضرورت پرداختن به چنین موضوعی چه بود؟
به عنوان یک تبلیغ به موضوع بیت کوین نگاه کنید. به هر حال شخصیت اول فیلم مزرعه بیتکوین دارد و در نهایت به این نتیجه میرسد که از طریق پرداخت بیتکوین به کسانی که با آنها رودررو شده مشکلاتش را از سر راه بردارد. ما خودمان در مورد بیتکوین اطلاعاتی داریم و لزومی ندارد در فیلم به آن پرداخته بشود. ما میدانیم که مزارع بیتکوین و مصرف برق آنها از نظر اجتماعی و شهری چه بلاهایی بر سر ما آورده است. چون ما از مسیر درست نرفتهایم و برای رسیدن به این ارزهای دیجیتال باج میدهیم؛ به قیمت قطعی برق و معضلات مختلفی که این مزارع غیرقانونی به وجود آورده است.
مردم ما تنپرور شدهاند، نه سینما میروند و نه کتاب میخوانند مقصر اصلی این اتفاق هم نبود ثبات اقتصادی و عدم وجود ابتداییترین امکانات روزمره است
این آدم یکی از همان آدمهاست و ما حتماً نباید به مزارع بیتکوین و مناسباتی که در آنها وجود دارد بپردازیم.
این فیلم به هر حال در مورد فردی است که مزرعهی بیت کوین دارد و سعی میکند از بیتکوینهایی که به شکل غیراستاندارد به دست آورده استفاده کند. بسیاری از فیلمهای دنیا با شعارهای تبلیغاتی سعی میکنند مخاطبان را به سالنهای سینما بکشانند، شعارهایی که شاید دقیقاً در آن فیلم وجود نداشته باشد اما از آنها به عنوان شعارهای تبلیغاتی فیلم استفاده میشود. این فیلم هم از این قاعده مستثنا نیست. البته شعار اولین فیلم سینمایی در مورد بیتکوین کمی اغراقآمیز است.
این شعار باعث میشود کسانی با این امید به دیدن فیلم بروند که شاید با یک رویکرد، دیدگاه و نتیجهگیری تازه در مورد بیتکوین مواجه شوند. اما در نهایت مسئله فقط به این ختم میشود که سام قریبیان میخواهد خودش را نجات بدهد و در آخر با یک دکمه تعدادی بیتکوین را منتقل میکند.
"زندگی با رعایت نسبی پروتکلها مثل زدن ماسک و همراه داشتن الکل در جریان است و باید هم اینطور باشد.عدهای حتی نمیدانند که سینماها باز است"به نظر میرسد الآن هم کارگردان فیلم میخواهد بگوید کسانی که بیتکوین دارند، آدمهای خوبی نیستند.
سام قریبیان آدم درستی نیست. ما همیشه میبینیم آدمهایی که با موضوعات خارج از چارچوب سروکار دارند آدم های خوبی نیستند و از نظر اجتماعی مضر هستند. خود سام قریبیان کلاهبردار بوده و با زندگی چندین نفر بازی کرده است. چنین رویکردی در فیلم را قبول دارید؟
به نظر من فیلم نمیگوید هرکسی که بیتکوینباز است آدم منفی و شروری است. به طور خاص این شخصیت دارای این ابعاد منفی است.
این فرد در گذشته کلاهبرداریهایی انجام داده و باعث شده خانواده آن فرد دچار فروپاشی و شکست بشوند حالا این فرد بیتکوینباز هم شده و اینها را هم تماماً از طریق غیرقانونی به دست آورده است. اگر اینگونه نگاه کنیم قابلباور است، اما اینکه این فیلم میخواهد بگوید همه کسانی که با بیتکوین سروکار دارند افراد بدی هستند، نه اینطور نیست.
شاهد احمدلواخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
