شهوت و غضب انسان منشا کسب سود صاحبان سرمایه/ صدا و سیما و ارشاد متوجه آثار سوء تبلیغات بر خانواده و زن ایرانی نیستند
گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ حجت الاسلام جواد صافی کارگردان مستند بازگشت گمورا و عضو تیم سازنده مستند پشت صحنه است که در آثار خود تا کنون به گرهگشایی از مسائل جنسی و تحولات این حوزه در جامعه ایرانی و غربی پرداخته است. گمورا اسم سرزمینی بوده که قوم سدوم یا همان قوم لوط در آنجا ساکن بودند، ۳۷ سال به دعوت حضرت لوط پاسخ منفی دادند و به علت عمل شنیع همجنسبازی مورد عذاب الهی قرار گرفتند.صافی در مستند بازگشت گمورا روند انقلاب جنسی از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ در آمریکا را مورد بررسی قرار داده است که در این زمینه با او به گفتگو نشستهایم. قسمت اول این گفتگو در اختیار مخاطبان قرار میگیرد:
وزن پیدا کردن مسائل جنسی در غرب نسبت به صد سال گذشته/ راز یک نقشه!
در جریان پژوهش و ساخت مستند پشت صحنه که به بررسی بر هم خوردن مناسبات جنسی امروز ایران میپرداخت به اطلاعات تاریخی انقلاب جنسی در غرب برخوردیم و سوالاتی چون انقلاب جنسی در غرب چه زمانی و با چه وقایعی شروع شد و چه نگاهی به آن وجود داشت و یا چه چیزهایی آن را تشدید کرد و چه چیزهایی موجب وزن پیدا کردن بیش از حد مسائل جنسی در زندگی انسان مدرن شده است سوالاتی بود که ما را به سمت ساخت مستند دومی به نام «بازگشت گمورا» پیش برد.
با مطالعه منابع به نقشه جهانی خانواده سازمان ملل برخوردیم و با مشاهده نتایج و آمار آن در زمینه خانواده، نوع روابط جنسی و طرق فرزندآوری متوجه تفاوت سبک زندگی انسان کنونی غربی و رشد و تغییرات شدید مسائل جنسی همراه با به وجود آمدن سینما، تلویزیون و بعدها اینترنت در مقایسه با حدود ۱۰۰ سال پیش آن شدیم.
نقشه جهانی خانواده
نقشه جهانی خانواده سازمان ملل سال ۲۰۱۴ از رشد چشمگیر حرامزادگیها، روابط نامشروع خارج از ازدواج و افزایش خانوادههای تک والدینی در کشورهای اروپایی و آمریکایی حکایت میکرد و آمریکا با ۵۱ درصد، فرانسه با ۵۷ درصد انگلیس با ۴۸ درصد آلمان با ۳۵ درصد کلمبیا با ۷۵ درصد آرژانتین با زنازادگیها در صدر کشورهای جهان بودند که البته امروز این آمار افزایش یافته است.
خانواده و سینمای صد سال پیش آمریکا
با بررسی تاریخ و آثار سینمایی نیز متوجه شدیم که جامعه آمریکایی و بعدها جامعه اروپایی در طول سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۳۰ تحت تاثیر القاعات و جذابیت سینما تغییرات زیادی پیدا کرده است.
انقلاب جنسی را باید در سه دوره تقسیمبندی کنیم: اول قبل از ۱۹۰۰، دوم ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ و سوم ۲۰۰۰ تا امروز. خود ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ شامل سه دوره مهم ۱۹۰۰ تا ۱۹۲۰، ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۲ و سپس از ۱۹۶۲ تا ۲۰۰۰ نیز بخش دیگری از انقلاب جنسی رقم خورده است و در مستند گمورا وقایع مربوط به ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ را مورد بررسی قرار دادهایم.
شاهدیم که سینمای سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۰ بسیار برای خانواده و جایگاه زن احترام قائل است هرگز از زن در زمینههای تبلیغاتی و یا به صورت برهنه استفاده نمیشود. این سینما نشان دهنده خانواده قبل از انقلاب جنسی است که متشکل از پدر و مادر که با عقد رسمی به ازدواج هم درآمده بودند و همراه با فرزندان و پدر و مادر خود زندگی میکردند.
پوشش مردم آمریکا در ۱۰۰ سال پیش
حتی در رمانها، عکسها و نقاشیها حرمت زن و پوشش او حفظ میشود و عریان کشیدن بسیار محدود و مربوط به قشر فکری خاصی و لباسها بسیار پوشیده است.
ظهور هنر متجاوز به ذهن
اما چه میشود که خانمها از آن سطح لباس به لباسهای امروزی میرسند؟ یا چرا از آن هنر اخلاقی به هنر تجاوزگر به ذهن امروزی میرسند؟ در این تغییر و تحول چند جریان به صورت موازی باید بررسی شود.
"یکی از متفکرانی که روی جامعه آمریکایی بسیار تاثیر داشت زیگموند فروید روانشناس یهودیالاصل، اتریشی بودکه بعدها به پدر علم روانکاوی مشهور شد"نقش سینما و تلویزیون ، نقش روشنفکران و صاحبنظران و نقش باندهای اقتصادی.
نگاهی به مجلات باسابقه آمریکا چون مجله GOOD HOUSE KEEPING که مجلهای با موضوع خانهداری است و بیش از ۱۳۰ سال است که در آمریکا چاپ میشود، سبک زندگی مردم آمریکا در ۱۰۰ سال پیش و اتفاقات جدیدی که در آن سالها تغییرات اساسی در زندگی مردم ایجاد کرده را مشخص میکند که سرآمد همه آن اتفاقات شکلگیری سینما در حدود سال ۱۹۰۰ میلادی بود که به شدت با استقبال مردم مواجه شد.
تصویب قانون سانسور در واکنش به سینمای مستهجن در آمریکا
در ادامه کار سینما و از ۱۹۱۰ به بعد برخی تصاویر به نمایش درآمده در سینما چون تصاویر زنان برهنه و صحنههای خارج از عرف آن زمان، اعتراضات شدید مردم آمریکا رادر پی داشت به گونهای که مردم مدام در اعتراضات خیابانی از این موضوع شکایت داشتند.
مسئولان آمریکا در پاسخ به افکار عمومی در سال ۱۹۱۵ قانون سانسور را در ایالات متحده تصویب کردند و این قانون تا سال ۱۹۵۰ میلادی ادامه داشت.
ظهور تفکرات متحول کننده/ فروید، برنایز و کینزی
اما در موج دوم انقلاب جنسی در سال ۱۹۵۲ بنابر حق آزادی بیان دادگاه عالی آمریکا قانون سانسور و ممیزی را باطل کرد که باعث شد سیلی از فیلمهای مستهجن روانه بازار گردد اما این دفعه همان مردمی که روزی نسبت به سینمای بیاخلاق به خیابان آمده بودند نسبت به این فیلمها اقبال نشان دادند که علت آن را باید در وقایع ۱۹۲۰ به بعد آمریکا بررسی کرد.
تغییرات یک جامعه را باید در تفکر متفکران و نظریهپردازان آن جستجو کرد. یکی از متفکرانی که روی جامعه آمریکایی بسیار تاثیر داشت زیگموند فروید روانشناس یهودیالاصل، اتریشی بودکه بعدها به پدر علم روانکاوی مشهور شد. او علت اختلالات روحی روانی انسان را سرکوب نیازهای جنسی میدانست و از نظر او آزادی جنسی میتوانست بسیاری از این مشکلات را حل کند.
زیگموند فروید
اما چون نظریاتش مورد استقبال فضای علمی آن زمان قرار نگرفته بود، بسیار ناراحت بود لذا به علت مشکل مالی از برادرزادهاش برنایز که پدر علم روابط عمومی و پروپاگاندا در آمریکا بود درخواست کمک کرد.
کشف شهوت و غضب انسان به عنوان منشا کسب سود برای صاحبان سرمایه
برنایز با مطالعه نظریات دایی خود فروید متوجه سود سرشاری شد که میتوانست از طریق به کار گرفتن نظریات او به چنگ بیاورد. در تعریف فروید انسان دارای یک بخش خودآگاه و منطقی و یک بخش ناخودآگاه و غیرمنطقی است که بخش ناخودآگاه و غیرمنطقی او که شامل شهوت و غضب است، بر بخش خودآگاه و منطقی او غلبه دارد. انسان حیوان غیرقابل اعتمادی است که باید از طریق احساسات و هیجانات مورد کنترل واقع شود.
از نظر فروید بخش ناخودآگاه وجود انسان یعنی شهوت و غضب مثل قسمت عظیم و پنهانی کوه یخی در زیر آب است.
آدام کورتیس در مستند قرن خود در مورد برنایز میگوید؛ او انسانها را غیرقابل اعتماد میدانست همچون گلههای حیوانی که باید مدیریت شوند.
ادوارد برنایز
برنایز با تبحری که در زمینه تبلیغات داشت متوجه شد با تحریک ناخودآگاه انسان یعنی هیجانات، احساسات، شهوت و غضب میتوان زمینه را برای مصرف بیشتر کالاها فراهم کرد و آنها را وادار به خرید چیزهایی کرد که اصلا به آن نیازی ندارد.
همین که فرد حس کند با آن کالا حس بهتری خواهد داشت و بدون آن، آن حس را نخواهد داشت به سمت خرید کالا سوق پیدا میکند. حال هر چه میخواهد، باشد.
زنان در خدمت مصرفگرایی
در همین زمان شرکتهای تولید تنباکو و سیگارسازی از برنایز خواستند زنان یعنی نیمی از جمعیت آمریکا که سیگار نمیکشیدند را سیگاری کند چرا که آنها نیمی از بازار یعنی زنان و نیمی از سود را را در اختیار نداشتند.
برنایز با استفاده از نظریات فروید و دوستان روانشناس و فمینستش به این نتیجه رسید که زنان به خصوص زنان فمینیست همیشه حس کمبود و عقدهای نسبت به جنس مرد داشتهاند.
وی گفت میتوانیم سیگار را به عنوان آلت رجلیت که مردان صاحب آن هستند و زنان فاقد آن، برای زنان مطرح کنیم. لذا در روز عید پاک از تعدادی زن فمینیست و اشرافی خواست که وقتی جلوی جایگاه خبرنگاران رسیدند یک دفعه سیگارها را از زیر لباسهایشان بیرون بیاورند و به نماد برتری روشن کنند.
راهپیمایی مشهور تبلیغ سیگار توسط فمینیستها
در رسانههای آن زمان این حرکت به عنوان روشن شدن مشعل آزادی زنان شهرت یافت. حرکتی تبلیغاتی که به طرز عجیبی موجب استقبال زنان از سیگار شد و سود سرشاری را نصیب تولیدکنندگان سیگار کرد.
نتیجه چنین اقدامی در عرصه اقتصاد این بود که شرکتهای آمریکایی دریافتند که حیات و سودشان وابسته به افرادی چون برنایز است تا مردم را به راههای مختلف به سوی مصرفکنندگی سوق دهند.
سلبریتیسازی و اختلاط مسائل تبلیغی، اقتصادی و جنسی
در واقع برنایز دست به سلبریتیسازی زد و با استفاده از عنصر جذابیت جنسی و محبوبیت عمومی در بازیگران زن هالیوودی و تبلیغات تلویزیونی سعی در تحریک ناخودآگاه مردم یعنی شهوت آنها برای خرید کالای تجاری داشت. در مدتی کوتاه استفاده از هنرپیشههای هالیوود در فروشگاههای زنجیرهای و مزونهای لباس برای تبلیغ کالاها با قیمتهای آنچنانی رواج یافت.
مصرفگرایی به وجود آمده در جامعه آمریکایی در کنار نظریات جنسی فروید نوعی بیبند و باری را در میان مردم آمریکا به وجود آورد.
مرلین مونرو یکی از سلبریتیهای موثر هالیوودی در انقلاب جنسی آمریکا
برنایز توانسته بود با استفاده از اختلاط مسائل تبلیغی و اقتصادی با مسائل جنسی در هم تنیدگی بوجود بیاورد که به شدت به بنگاههای اقتصادی و صاحبان سرمایه سود میرساند.
"در تعریف فروید انسان دارای یک بخش خودآگاه و منطقی و یک بخش ناخودآگاه و غیرمنطقی است که بخش ناخودآگاه و غیرمنطقی او که شامل شهوت و غضب است، بر بخش خودآگاه و منطقی او غلبه دارد"چه این روشها به سود فرهنگ باشد و چه تمام هنجارهای فرهنگی را زیر پا گذاشته شود. چرا که در سیستم سودمحور سرمایهداری آمریکا آنچه اصالت دارد صرفا سود و پول است.
مسئولین صدا و سیما و ارشاد متوجه آثار سوء تبلیغات بر خانواده و زن ایرانی نیستند
در این میان فیلمهایی مستهجن با مضمون رمانتیک و نقش آفرینی سلبریتیهای معروف زنی چون بتی گریبل و مرلین مونرو نقش بسیار موثری در بر هم زدن مناسبات اخلاقی و جنسی جامعه و به غلیان آوردن هیجانات و شهوات با استفاده از عناصر جذابیت و محبوبیت داشتند.
یکی از اهدفمان از ساخت مستند گمورا این بود که مسئولان در صدا و سیمای جمهوری اسلامی بدانند که اگر دارند از خانمی در تبلیغات استفاده میکنند شاید باعث شود که آن محصول برای مدتی پرفروش شود اما اثری که آن خانم با جلوههای ظاهری پوشش و آرایش خاص روی خانواده و زن ایرانی میگذارد به سرعت از بین نمیرود.
کما اینکه در ذات برخی تبلیغات واقعا دروغ وجود دارد وقتی خانمی با آرایش و پوششی اینچنینی در یک منزل با امکانات بالا زندگی میکند زن سطح متوسط جامعه همیشه خود را در مقایسه با آن قرار میدهد و خود را ناموفق و ناکام میانگارد؛ چرا که هرگز امکان دست یافتن به آن سطح از تجملات و رنگ ولعاب را ندارد.
وقتی در تبلیغی گفته میشود که این کیک خوشمزه است کودک فکر میکند که دیگر کیکها خوشمزه نیست و وقتی با پدر و مادر به خرید میرود تنها همان نوع کیک را طلب میکند و یا روی بیلبوردها مواردی در حال تبلیغ و پمپاژ اطلاعات غلط به ذهن مردم است که هزینههای گزافی هم برای این تبلیغات آنها داده میشود.
آیا مسئولان ما چه در صدا و سیما، چه در دولت، چه در سیستم قضایی و یا مجلس فکر میکنند که این تبلیغات چه اثری روی خانوادهها میگذارد؟ شاید باید بگویم که اصلا دوست ندارند در موردش فکر کنند، چرا که باید جلوی آن را بگیرند اما این کار را نخواهند کرد.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
