زیبایی در انحصار زنهایی که نمیلرزند
۱۳۹۲/۵/۱۸
آیدا احدیانی: زن با همون دستهای لرزان دامنش را تا زیر زانو داد بالا و با صدای لرزان گفت :” بخاطر زیبایی نیومدم. خودم که نمیتونم تیغ بزنم با این دستها، هیچکس دیگه هم نمیتونه چون پاهام میلرزه میترسند ببُرند. فکر کردم اپیلاسیون شاید بشه کرد”آیدا احدیانی پیادهرو
بین دوتا جلسه رفتم مانیکور چون شب تولد دعوتم و بدون لاک قرمز رفتن ندارد.صبح وقت گرفتم ساعت یک و دوباره از راه زنگ زدم که ” ب-دوی-د من دا-رم می آم و فق-ط چه-ل و پن دق-یق ه وق-ت دار-م.” رسیدم دیدم هنوز یکی زیر دست خانم مانیکوریستم نشستهست. خانم با ابرو اشاره کرد که بیچارهایم این خانم از اون گیراست. معلوم بود از قیافهش که از اوناست که حاضرند بمیرندولی با دندون نکنند یک گوشه مانده کنار ناخن را.
"1392/۵/۱۸ آیدا احدیانی: زن با همون دستهای لرزان دامنش را تا زیر زانو داد بالا و با صدای لرزان گفت :” بخاطر زیبایی نیومدم"از آنهاکه آرایشگر را دوباره و دهباره مجبور میکنند برود دستک و دنبکش رو بیاورد و گوشههای مانده را بگیرد. خانم گیر مدام دستاش رو نگاه میکرد و میگفت اینجا. دوباره میبرد عقب، زیر نور و باز میگفت اینجا. عجله داشتم شروع کردم به پا تکون دادن. یک خانم مسن از جلوم رد شد نشست صندلی کناریِ من.
نگاهش نکردم چون زل زده بودم به خانمگیر که اگر احیانا چشم از ناخنهاش برداشت و چشم تو چشم شدیم از چشمان بیرحم من بخواند که” خانمم والا از نظر من مشکل شما یک گوشه ناخن نیست، خیلی جاها رو باید بدی بگیرن” و اینجور انتقام سختی بگیرم ازش. نگاهم نمیکرد، گیر کرده بود تو کیوتیکل ناخنهاش که نمیدانم چرا به اشتباه کُلیتوکیل (بروزن کلیتوریس) تلفظشون میکرد و مدام غر میزد که کلیتوکیلش رو خوب تمیز نکردهاند.
مدیر مغازه از خانم بغل دستی من پرسید “شما چیکار دارید؟” خانم با صدای خیلی پیر جواب داد :” اپیلاسیون پا لطفا، تا کمی بالای زانو”. مدیر سالن گفت:” نیم ساعت باید بنشینید” جواب داد:” می شینم، عجله ندارم” . ته دلم گفتم خوشا به سعادتت. از پا لرزاندن پاکشیدم و موبایلم را درآوردم که ایمیل بزنم به منشی شرکت که من تو مطب دندون پزشک گیر کردم و یک ربع دیر میرسم.
"خودم که نمیتونم تیغ بزنم با این دستها، هیچکس دیگه هم نمیتونه چون پاهام میلرزه میترسند ببُرند"متوجه شدم من نمیلرزانم ولی صندلیم کمامان دارد میلرزد، با همون فرکانس لرزش من موقع ابراز عجله. برگشتم خانم مسن رو نگاه کنم ببینم چرا ادای عجلهدارها را درمیآرود وقتی عجله ندارد. خانم مسن عجله نداشت، پارکینسون داشت.دکتر نیستم ولی پارکینسون خیلی شدید داشت به نظرم، چون همه جاش میلرزید. سرش روی گردن میلرزید، فکش توی سری که خودش داشت میلرزید، مستقل میلرزید. غبغش میلرزید.
پاهاش و دستاش میلرزیدند. موهاش خیلی نامرتب بود. انگار وقتی خواسته بود شانه بزند دستهاش لرزیده بود و بدتر آشفته شده بودند. نمیدانستم با نگاه متعجب و غمگینم از این همه لرزش چه کنم، پس لبخند زدم. از لبخندهای که وقتی نمیدانم چه غلطی بکنم میزنم.
"معلوم بود از قیافهش که از اوناست که حاضرند بمیرندولی با دندون نکنند یک گوشه مانده کنار ناخن را"من معلوما وقتی حواسم نیست به چی زل زدم خیلی زیاد از این لبخندها میزنم، به آدمهایی که جا نشدن سوار اتوبوس بشوند و دارن خیس میشوند از منظر آخرین سوارشده، به کسی که داره پای تلفن دعوا می کند وتلفن را قطع میکند و چشماش خیس است و به کسی که از دستشویی میآد بیرون و هنوز زیپش را کامل نبسته یا به کسی که بچهش دارد روی زمین کف بانک غلت میزند و گریه میکند.
زن با همون دستهای لرزان دامنش را تا زیر زانو داد بالا و با صدای لرزان گفت :” بخاطر زیبایی نیومدم. خودم که نمیتونم تیغ بزنم با این دستها، هیچکس دیگه هم نمیتونه چون پاهام میلرزه میترسند ببُرند. فکر کردم اپیلاسیون شاید بشه کرد”
کم مو بود ولی ساق پاش پرشده بود از موهای خیلی دراز، یعنی موها تنک بودند ولی خیلی بلندبودند. دستش انقدر لرزید که دامنش ول شد و سرخورد و برگشت سرجاش.لبخند زدم. خانم گیر یک کُلیتوکیل جدید پیدا کرده بود.
منشی جواب داد جلسه کنسل شده هروقت خواستی بیا. به آدری گفتم “من هم عجلهی ندارم” . احتمالا آدری نفهمید کلمه هم به چه کسی برمیگردد ولی خانم مسن بهم یک لبخند لرزان زد.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
