بی‌گناهم، شوهرم خودکشی کرد

بي‌گناهم، شوهرم خودكشي كرد
تابناک
تابناک - ۱۶ شهریور ۱۳۹۰

شرق: زنی که متهم است شوهرش را به قتل رسانده در جلسه محاکمه‌اش برای قضات از اعتیاد، فقر و وادارشدن به کارهای غیراخلاقی توسط شوهرش گفت.شهلا زن ۲۶ ساله که متهم است شوهرش را دو سال قبل به قتل رسانده، ادعا کرد مرگ شوهرش خودکشی است و نه قتل.قضات شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران دیروز در ابتدای این جلسه محاکمه به اظهارات شفیعی، نماینده دادستان گوش دادند. او گفت: زنی به نام شهلا ۲۵ بهمن دو سال قبل به ماموران کلانتری یکی از مناطق جنوب تهران خبر داد شوهرش به نام مراد با استفاده از بند ساک خودکشی کرده‌است. بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی مادر مراد از عروسش، شهلا شکایت کرد و این زن بازداشت شد. مادر مراد مدعی شد عروسش پسر وی را کشته است؛ زیرا آنها از قبل با هم درگیری داشتند. هرچند شهلا در ابتدا مدعی بود شوهرش خودکشی کرده اما در بازجویی‌های بعدی به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: به خاطر آزارهای همسرش او را به قتل رسانده‌است.شفیعی ادامه‌داد: با توجه به مدارک موجود در پرونده به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور حکم قانونی را دارم.

"او گفت: زنی به نام شهلا ۲۵ بهمن دو سال قبل به ماموران کلانتری یکی از مناطق جنوب تهران خبر داد شوهرش به نام مراد با استفاده از بند ساک خودکشی کرده‌است"در ادامه اولیای‌دم مراد از جمله دختر مقتول و متهم در جایگاه حاضرشدند و برای شهلا درخواست صدور حکم قصاص کردند. سپس شهلا در جایگاه حاضرشد. این زن که به مواد مخدر اعتیاد دارد، گفت: من و شوهرم مراد عاشق همدیگر بودیم و قبل از اینکه ازدواج کنیم با هم رابطه داشتیم. ۱۱ سال پیش ازدواج کردیم و صاحب یک دختر شدیم؛ همین دختری که حالا برای من درخواست قصاص کرده‌است. من و مراد اعتیاد داشتیم؛ کراک و شیشه می‌کشیدم، البته مراد بیشتر از من مصرف می‌کرد اما من مجبور بودم هزینه‌ها را تامین کنم.

مراد به خاطر اعتیادش نمی‌توانست کار کند. او ماهانه مبلغی از مادرش می‌گرفت و بعد هم با زورگیری و سرقت هزینه‌ها را تامین می‌کرد. بارها و بارها بازداشت و زندانی شده بود اما بعد از مدتی بیرون آمده ‌بود. آخرین باری که بازداشت شد اتهامش آدم‌ربایی و اخاذی بود که بعد از چند ماه با سند آزاد شد. سختی‌های من از یک سال قبل از قتل شروع شد.

"بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی مادر مراد از عروسش، شهلا شکایت کرد و این زن بازداشت شد"شوهرم برای پول مواد من را وادار به تن‌فروشی می‌کرد، چون خودم هم معتاد بودم، نمی‌توانستم اعتراضی کنم یا به پلیس خبر دهم.متهم در ادامه گفت: خیلی اعصابم خردشده‌بودم. شوهرم به من می‌گفت اگر می‌خواهی مواد بکشی باید کار کنی. البته من از این تن‌فروش‌هایی که کنار خیابان می‌ایستند، نبودم. شوهرم خودش مشتری به خانه می‌آورد و خودش هم پول را از آنها می‌گرفت؛ این کار را دوست نداشتم اما مجبور بودم.شهلا درباره روز حادثه گفت: صبح آن روز مراد به من گفت بیا خودکشی کنیم. دخترمان را به خانه مادربزرگش فرستاده‌بودیم.

من قبول نکردم. مراد از خانه بیرون رفت. خیلی عصبی بود؛ هیچ‌وقت در مورد مشکلاتش با من حرف نمی‌زد. حدود ظهر بود که با هم کمی شیشه مصرف کردیم و بعد من برای تهیه پول و غذا از خانه بیرون رفتم. مراد گفته‌بود حتما باید پول بیاوری، از دوستم قرض گرفتم.

"در ادامه اولیای‌دم مراد از جمله دختر مقتول و متهم در جایگاه حاضرشدند و برای شهلا درخواست صدور حکم قصاص کردند"به خانه برگشتم. مواد و غذا خریده‌بودم. مراد گوشه اتاق نشسته بود. غذا را آماده کردم، مراد را صدا زدم، توجهی نکرد و نیامد. چون دیر به خانه برگشته‌بودم فکر کردم مراد قهر کرده.

معمولا وقتی از دستم عصبانی می‌شد با من قهر می‌کرد اما بعد از چند بار که صدایش می‌کردم، می‌آمد. دوباره صدایش کردم، نیامد. برای خودم غذا کشیدم و خوردم. دوباره صدایش کردم مراد نیامد و حتی تغییر حالت هم نداد. جلو رفتم و دیدم بدنش سرد است و ‌بندی دور گردنش پیچیده ‌شده است، یک سر بند به دستگیره در بود.

"این زن که به مواد مخدر اعتیاد دارد، گفت: من و شوهرم مراد عاشق همدیگر بودیم و قبل از اینکه ازدواج کنیم با هم رابطه داشتیم"بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم. گفتند خودکشی به ما مربوط نمی‌شود به کلانتری بگو. قبل از اینکه به پلیس خبر دهم، با خواهرشوهرم تماس گرفتم و بعد به کلانتری خبر دادم.شهلا درباره اعترافاتش به قتل نیز گفت: به دو دلیل اعتراف کردم؛ اول اینکه زیر فشار بودم و مجبورم کردند به قتل شوهرم اقرار کنم. دوم اینکه بعد از مرگ مراد آنقدر ناراحت بودم که می‌خواستم من هم قصاص شوم و بمیرم. چون معتاد بودم خانواده‌ام من را قبول نمی‌کردند، اما مراد هرچند سوءاستفاده می‌کرد ولی به من پناه می‌داد.

خیلی ناراحت بودم و فکر می‌کردم به‌جز مرگ راه دیگری برایم نیست. در این هنگام قاضی همتیار، رییس دادگاه به شهلا گفت: اینکه یک نفر خود را از دستگیره در آویزان کند، شدنی نیست، چون فرد در حال خفگی دست و پا می‌زند و ناخودآگاه خودش را نجات می‌دهد. دستگیره هم چندان بلند نیست که بگویم مراد آویزان شده. بنابراین کسی او را به قتل رسانده و با توجه به اینکه تو در خانه بودی و یک‌بار هم جزییات را شرح دادی پس تو مرتکب قتل شدی.شهلا جواب داد: نه این‌طور نیست. من شوهرم را نکشتم.

"11 سال پیش ازدواج کردیم و صاحب یک دختر شدیم؛ همین دختری که حالا برای من درخواست قصاص کرده‌است"خانواده‌اش می‌دانند. مراد خیلی سر من بلا می‌آورد اما دوستش داشتم و از او یک دختر داشتم. من هم نمی‌دانم مراد چطور خودش را کشته، چون وقتی خانه آمدم به همین حالت بود. بنا بر این گزارش بعد از دفاعیات متهم و اولیای‌دم هیات قضات برای صدور حکم قانونی وارد شور شدند. X Share Google Reader Stumble Upon Delicious Cloob Facebook Twitter Digg نظر شما.

منابع خبر

اخبار مرتبط