هر قولی «قول شرف» است
سارا طاهری: روزهای پایانی سال ۹۰، مجلس تصمیم به استیضاح وزیر کار گرفت. دلیل این تصمیم مجلس انتصاب سعید مرتضوی از سوی وزیرکار بهعنوان رئیس صندوق تامین اجتماعی بود. استیضاح وزیر کار اما بعدها پس از برگزاری جلسه حکمیت احمد توکلی و غلامعلی حدادعادل با سعید مرتضوی موقتا متوقف شد. پس از این جلسه این ادعا مطرح شد که مرتضوی قول شرف داده به تامین اجتماعی نمیرود. اما نه تنها مرتضوی از تامین اجتماعی کنارهگیری نکرد بلکه حتی در روز میلاد حضرت زهرا(س) در کسوت رئیس تامین اجتماعی عملکرد ۴۰ روزه خود را ارائه داد. پس از آن نیز نامهای از سوی مرتضوی منتشر شد مبنیبر اینکه «هیچ قول شرفی نداده است» که از تامین اجتماعی میرود.
سعید مرتضوی در این نامه به اظهارات احمد توکلی مبنیبر «قول شرف» در زمان مطرح شدن استیضاح وزیر کار پاسخ داد و بحث «قول شرف» را سوژهای جهت تخریب و انتقامگیری از خدمات گذشتهاش و همچنین تدارک جنگ روانی و تبلیغاتی علیه خود دانست.
مرتضوی در این نامه صراحتا اعلام کرد «اینجانب خداوند سبحان را شاهد میگیرم که چنین لفظی (قول شرف) را نه در جلسه با جناب آقای حدادعادل و نه در جلسه با آقای توکلی به کار نبردهام. لفظ «قول شرف» ساخته و پرداخته آقای توکلی است که از ایشان در این خصوص شکایت کردهام و درخواست دارم نوار مورد ادعای خودشان را برای اطلاع عموم ارائه کنند و متاسفانه این دروغ و انتساب ناروا مورد استقبال رسانههای بیگانه و معاندینی قرار گرفته که از «شرف» و «شرافت انسانی» بویی نبردهاند و تنها این الفاظ را برای تخریب رقیبان میپسندند و از محتوای آن بیخبرند و با درست قلمداد کردن دروغ «قول شرف» درصدد هستند با ایراد تهمت و افترا و انتساب مطالب کذب به اهداف شوم انتقامجویانه خود برسند و آن را مستمسک جنگ تبلیغاتی خود قرار دادهاند.
واکنش حداد عادل
اما حدادعادل دیروز در واکنش به نامه مرتضوی در نامهای نوشت: آقای مرتضوی اظهار داشتهاند که لفظ «قول شرف» را نه در جلسهای که با من داشتهاند و نه در جلسهای که با آقای توکلی داشتهاند بکار نبردهاند. بدیهی است که هر قولی «قول شرف» است، چه کلمه «شرف» به دنبال قول بیاید و چه نیاید.
به گزارش مهر غلامعلی حدادعادل در واکنش به نامه اخیر مرتضوی درخصوص موضوع حکمیت و دروغگو خواندن احمد توکلی در نامهای عنوان داشت: حقیقت این است که آقای مرتضوی در همان جلسه دیدار و گفتوگوی بنده و آقای زاکانی با ایشان در تاریخ ۲۶/۱/۹۱، بعد از آنکه پیشنهاد بنده را پذیرفتند و قول دادند که استعفا کنند و متن استعفای خود را هم نوشتند، به بنده گفتند حال که من تصمیم به استعفا گرفتهام مایلم به قوه قضاییه برگردم و چون در حال حاضر در حالت «تعلیق» قرار دارم، مایلم هرچه زودتر محاکمه شوم و از حال تعلیق و بلاتکلیفی خارج شوم و بتوانم بعد از صدور حکم دادگاه، به قوه قضاییه بازگردم.
متن کامل این نامه به این شرح است:
بسمه تعالی
آقای مرتضوی در نامهای که حاوی اعتراض و شکایت ایشان از آقای احمد توکلی نماینده محترم مجلس است و در تاریخ ۲۵/۲/۹۱ منتشر شده، نکاتی مطرح کردهاند که اینجانب توضیحات زیر را درباره آن نکات ضروری میدانم.
۱ـ آقای مرتضوی اظهار داشتهاند که لفظ «قول شرف» را نه در جلسهای که با من داشتهاند و نه در جلسهای که با آقای توکلی داشتهاند بکار نبردهاند. بدیهی است که هر قولی «قول شرف» است، چه کلمه «شرف» به دنبال قول بیاید و چه نیاید.
آنچه مسلم است این است که آقای مرتضوی با قبول استدلالهای اینجانب، قبول کردند که استعفا کنند و قول دادند که به هر صورت استعفا کنند و در همان جلسه که آقای زاکانی هم در آن حضور داشتند متن استعفای خود را نوشتند و به رؤیت بنده و آقای زاکانی رساندند. آقای مرتضوی در صحبت با اینجانب، استعفای خود را منوط و مشروط به موافقت وزیر کار و رئیسجمهور محترم نکردند.
۲- آقای مرتضوی در بخشی از نامه ۲۵/۲/۹۱ خود نوشتهاند:
جناب آقای حدادعادل نیز در ازای این اعلام آمادگی برای استعفا چندین قول به من دادند که در این متن قابل ذکر نیست و در آخرین جلسه مشترک نیز فرمودند پیگیر آن هستم و با وجود تلاش آقای حدادعادل هیچیک از آنها تا به حال عملی نشده است».
از این عبارات آقای مرتضوی ممکن است چنین استنباط شود که خدای نکرده معاملهای صورت گرفته و اینجانب وعده و و وعیدی به ایشان دادهام که عملی نشده است و از نظر آقای مرتضوی بیان آن قولها که دادهام به مصلحت نیست.
حقیقت این است که آقای مرتضوی در همان جلسه دیدار و گفتوگوی بنده و آقای زاکانی با ایشان در تاریخ ۲۶/۱/۹۱، بعد از آنکه پیشنهاد بنده را پذیرفتند و قول دادند که استعفا کنند و متن استعفای خود را هم نوشتند، به بنده گفتند حال که من تصمیم به استعفا گرفتهام مایلم به قوه قضاییه برگردم و چون در حال حاضر در حالت «تعلیق» قرار دارم، مایلم هر چه زودتر محاکمه شوم و از حال تعلیق و بلاتکلیفی خارج شوم و بتوانم بعد از صدور حکم دادگاه، به قوه قضاییه بازگردم.
اینجانب به ایشان قول دادم که برای تامین مقصود ایشان که تسریع در رسیدگی و محاکمه بود، اقدام کنم و متعاقب آن جلسه تقاضای ایشان را، که معقول و منطقی میدانستم به اطلاع ریاست محترم قوه قضاییه رساندم. این همه آن چیزی بوده که میان بنده و ایشان گذشته است.
۳- آقای مرتضوی در قسمت دیگری از نامه خود نوشتهاند:
جناب آقای حدادعادل حتی در آخرین تماسی که با هم داشتیم توقع ترک پست و خدمت از اینجانب نداشته و ندارند و تدبیر ایشان این بود که بهگونهای اقدام شود که موجب تحریک برخی نمایندگان نشود.
اینجانب در تماسها و ملاقاتهایی که بعد از جلسه ۲۶/۱/۹۱ با آقای مرتضوی داشتم درباره اخبار و شایعات دال بر حضور ایشان در دفتر کارشان سؤال کردم. ایشان توضیح دادند که چون رئیسجمهور استعفای مرا نپذیرفته و فرد دیگری به جای من انتخاب نشده است و روزانه در حدود هفتاد نفر از کارمندان تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی بازنشسته میشوند و اگر من احکام آنها را امضا نکنم از حیث دریافت مستمری ماهانه از سازمان دچار مشکل میشوند. اینجانب به ایشان گفتم در همین حدود و به شکلی که نمایندگان تصور نکنند آقای مرتضوی برخلاف قول خود عمل کرده، کار مردم را راه بیندازند تا موضوع عملی شدن استعفای ایشان محقق شود. امیدوارم این توضیحات برای کسانی که مایلند از حقیقت موضوع آگاه شوند مفید باشد.
واکنش برخی نمایندگان
عوض حیدرپور نماینده مجلس در گفتوگو با فرهیختگان با بیان اینکه «آقای توکلی آبروی خود را به میدان آورد» نسبت به شکایت مرتضوی از توکلی واکنش نشان داد. این نماینده مجلس گفت: «آقای توکلی وارد ماجرایی شد تا موضوعی را که به ضرر نظام بود فیصله دهند که البته طرف دیگر این ماجرا قبلا امتحان خود را که پایبند به حکمیت نیست را پس داده و سابقه قبل ایشان نیز این موضوع را ثابت کرده بود.» حیدرپور معتقد است که توکلی در ماجرای حکمیت آبروی خود را به میدان آورد تا از این قاعده اسلامی برای حل مشکل با کمترین هزینه استفاده کند.
البته محمود احمدیبیغش نظر دیگری درباره موضوع حکمیت میان توکلی و مرتضوی دارد. احمدیبیغش در گفتوگو با فرهیختگان با بیان اینکه «حکمیت یک ریال هم ارزش ندارد» این موضوع را زیر سؤال برده و گفت: «در مجلس حکمیت وجود ندارد بلکه قانونگذاری و نظارت وجود دارد و کسانی که حکمیت را برگزار کردند به دنبال لابیگری برای منافع جناحی خود بودند.»
وی در پاسخ به این سؤال که به هر حال ایشان در قوه قضاییه پرونده دارند این موضع را چگونه ارزیابی میکنید، گفت «اگر ایشان در قوه قضاییه پرونده دارند چرا در همان زمان به پرونده ایشان رسیدگی نشد؟ سؤال من این است که اگر آقای مرتضوی خلافکار است چرا در همان زمان پیگیری نشد و درست در زمانی که آقای مرتضوی به قوهمجریه آمدند به این موضوع پرداخته شد؟»
وی سخنان خود را اینگونه ادامه داد: «کسانی که در حال حاضر به دنبال باجخواهی از دولت و آقای مرتضوی هستند همان کسانی بودند که مشوق آقای مرتضوی در تخلفات بودند. اگر ایشان تخلف داشتند در زمانی بود که در قوه قضاییه بودند و در همان زمان باید به این موضوع رسیدگی میشد و اگر قوهقضاییه این موضوع را پیگیری نکرد به این علت است که ایشان پروندهای نداشتند.»
احمدی بیغش در پاسخ به این سؤال که مرتضوی گفته است آقای حدادعادل به ایشان یک سری پیشنهاداتی را دادند و گفتند در قبال این پیشنهادات استعفا دهید، گفت: «آقای حداد یک شخصیت غلامعلی حدادعادل و یک شخصیت نماینده مجلس دارند. بین شخصیت غلامعلی حدادعادل و آقای سعید مرتضوی خارج از تامین اجتماعی هرچه بوده است خودشان باید حل کنند. اما آقای حدادعادل در کسوت نماینده مجلس حق ندارند چیزی را از جانب مجلس و نمایندههای مجلس بیان کنند. آنچه در ارتباط با مجلس است باید در مجلس درباره آن بحث شود.»
وی با طرح این سؤال که اگر بنا باشد آقای مرتضوی قولی دهند باید به چه کسی قول دهند، گفت: «آقای مرتضوی باید به وزیررفاه و تامین اجتماعی و رئیس قوه مجریه قول دهند و آنها پشت تریبون مجلس این موضوع را اعلام کنند. ولی اینکه دو نفر در اتاق دربسته لابی کنند ما این را بدترین شکل و یک نوع بد اخلاقی میدانیم»
این نماینده مجلس در ارتباط با ماجرای حکمیت اینگونه سخن گفت: «مجلس وارد این موضوع نشد بلکه افراد وارد این موضوع شدند و شما نیز افراد را به مجلس تعمیم ندهید. مجلس تریبون رسمی است و کسانی که میگویند حکمیت کردند کار اشتباهی انجام دادند.»
اما عوض حیدرپور معتقد است که حکمیت یک روش پسندیده است. حیدرپور درباره ماجرای حکمیت میان مرتضوی و احمد توکلی گفت: «بحث حکمیت در مجلس نبود بلکه اختلاف میان تعدادی از نمایندگان و شخصی خارج از مجلس و در دولت بود. آقای مرتضوی خودشان آقای توکلی را بهعنوان حکم پذیرفته بودند و فکر میکنم حکمیت یک روش پسندیده در اسلام است.»
وی در پاسخ به این سؤال که آیا نمایندگان فایل صوتیای را که آقای توکلی گفتند گوش دادند یا خیر گفت: «خیر دلیلی ندارد زیرا حکمیت بحثی شخصی بین آقای توکلی و مرتضوی بود و باید خود آن را حل کنند. آنچه بنده به آن وقوف دارم این است که صحبتهای آقای توکلی کاملا صحیح و حرف آقای مرتضوی پسندیده نیست.» حیدرپور در واکنش به شکایت مرتضوی از توکلی گفت: این بدترین رفتاری بود که میتوانست اتفاق بیفتد و بزرگان دولت باید این قضیه را حل کنند و خودشان در این زمینه ورود کنند.
فرهاد تجری، نماینده مردم قصرشیرین در مجلس شورای اسلامی است که از موضع دیگری به این موضوع پرداخت و گفت که در حال حاضر انتظار میرود این بحثها تمام شود.
تجری در گفتوگو با فرهیختگان ماجرای قولی که مرتضوی به حدادعادل داده است را اینگونه توضیح داد: «گفتمان آقای حداد و مرتضوی دارای هیچگونه تعارضی نبود بلکه شلوغ کاری و حاشیهسازیها باعث شد تعارض میان صحبتهای این دو نفر به وجود آید.»
وی افزود: «همان شبی که پیامک آمد که آقای حداد به نقل قول از آقای مرتضوی گفتند که ایشان استعفا دادند ساعت ۴۵ دقیقه بامداد بود که با آقای مرتضوی تماس گرفتم و طی صحبتی که با ایشان داشتم سؤال کردم آیا این نقل قولی که آقای حداد گفتند مبنیبر اینکه شما استعفا دادید صحت دارد یا خیر که ایشان گفتند من به آقای حداد عرض کردم که اگر بزرگان تشخیص میدهند صلاح کشور و نظام در این است که من کنار بکشم من کنار میکشم.»
وی گفت: «بعدها نیز متوجه شدیم که تمام صحبت همین بوده است که آقای مرتضوی ظاهرا قبول کردند استعفا دهند و آقای رئیسجمهور استعفای ایشان را قبول نکرده است».
اگر حرفی از قول شرف بوده صحبتی بین آقای مرتضوی و آقای توکلی بوده است که من در جریان آن نیستم. تجری در ارتباط با بحث استیضاح گفت: «کسانی که بحث استیضاح را مطرح کرده بودند امضاهای خود را پس گرفتند و موضوع استعفا منتفی شد. کشمکشها و درگیری و یارگیریهایی بعد از این موضوع وجود داشت که در حال حاضر انتظار میرود این بحث تمام شود.»
وی در پایان گفت «در حال حاضر ایشان انتصاب رسمی محسوب میشوند. فعلا که در مجلس هشتم زمانی برای ورود به این بحث باقی نمانده است و اگر چنانچه متوقف نشود امکان ورود به این موضوع فقط در مجلس نهم خواهد بود.»
منبع خبر: فرهیختگان ![]()
اخبار مرتبط: هر قولی «قول شرف» است/ درخواست مرتضوی جلو انداختن محاکمهاش بود
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
