استمرار حقیقت عید غدیر
بر اساس مستندات تاریخی و شواهد نقلی هیچ تردیدی در اصل اهتمام پیامبر بر جمع شدن همه حجاج و اصرار بر اتمام حجت و نزول وحی و ابلاغ رسالت الهی با جمله مشهور "من کنت مولاه، فعلی مولاه، هر که من سرور و مولای او هستم، این علی مولا و سرور اوست" وجود ندارد.
آنچه در طول قرنها محل بحث بوده این است که برخی کوشیده اند این عبارت را به معنای دوست و یار تفسیر کنند و تنها مفهوم عاطفی و شخصی به آن بدهند و معتقد شده اند که پیامبر تنها خواسته به مردم بگوید علی را دوست بدارید و این ماجرای بزرگ هیچ ربطی به موضوع ولایت الهی و جانشینی پیامبر ندارد.
یکی از شخصیت های دینی در کتاب خود خاطره ای از تجربه فردی اش با دوست خود نقل می کند و چنین می گوید:
"یکبار که از شهر خود به نزد من آمده و مهمان شده بود تا پاسی از شب در باره موضوع غدیر صحبت می کردیم و او همچنان اصرار داشت که رسول خدا تنها خواسته اند تا مردم علی علیه السلام را دوست داشته باشند و حادثه غدیر چیزی بیش از این نیست.
وقتی شام خوردیم و او به سوی شهر خود حرکت کرد، قدری صبر کردم و بعد با تلفن همراه او تماس گرفتم و پرسیدم کجا هستی؟ گفت به نزدیک مقصد رسیده ام، به او گفتم لطفا برگرد. با نگرانی پرسید: اتفاقی افتاده؟ گفتم: خیر، فقط باید بیایی تا توضیح بدهم. گفت من صد کیلومتر باید برگردم! گفتم چاره ای نیست، بیا.
می گفت او نیمه های شب به منزل من رسید و با نگرانی در زد. وقتی در را باز کردم با لبخند به او گفتم: فقط می خواستم بیایی تا به تو بگویم که خیلی دوستت دارم! با تعجب گفت: همین؟ مرا در نیمه شب دویست کیلومتر معطل کرده ای و چند ساعت حیران نگه داشته ای که همین را بگویی؟
به او گفتم: چه طور است که از این حرف من تعجب می کنی، در حالی که معتقدی رسول خدا در آخرین حج خود هزاران نفر مسلمان از مناطق گوناگون را سه شبانه روز نگهداشت و رفتگان را باز گرداند و منتظر بقیه ماند تا فقط به آنها بگوید علی را دوست داشته باشند؟
چگونه فکر می کنی که چنین کاری از من خلاف انتظار است، ولی رسول خدا که عقل محض و فرستاده خداست، مردم را چنین ساده و بی جهت معطل می کند؟ "
به این تجربه شخصی ساده اشاره کردم تا به نقطه آغاز سخن بازگردم؛ همه مسأله این است که آیا ماجرای دستور پیامبر به توقف کاروانها در کنار برکه یا غدیر خم به دستور خداوند تنها برای بیان یک مساله عاطفی شخصی بوده یا یک امر بزرگ الهی؟
اگر پیامبر را چنان که قرآن می گوید"ما کان محمد أبا أحد من رجالکم"، یک فرد عادی ندانیم و باور داشته باشیم که به فرموده قرآن "ما ینطق عن الهوی، إن هو إلا وحی یوحی" ، نه تنها از خود چیزی نمی گوید، بلکه وحی مستقیم الهی را بیان می کند، آن وقت مسأله کاملا متفاوت خواهد بود.
موضوع حیاتی و خطیری که پیامبر در آخرین سفر حج خود به همه مسلمانان ابلاغ کردند، امر ولایت و استمرار آن در طول تاریخ است که امروز هم در تبعیت از امام زمان علیه السلام جریان دارد.
موضوع غدیر خم، یک مسأله تاریخی نیست که در همان زمان تمام شده باشد و مثلا امروز بگوییم که کاری بوده در زمان گذشته و تاریخ مصرفش به پایان رسیده و به ما ربطی ندارد!
موضوع ولایت و تبعیت از ولی مورد امر الهی یک مسأله بنیادین است که همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان را تا روز قیامت در بر می گیرد و بر همه امور دیگر سایه می اندازد.
امروز هم بدون تردید و شک، همه ما در کنار حقیقت و باطن آن برکه ایستاده ایم و دستان پیامبر را می بینیم که به امر خداوند دست علی را به ولایت بالا برده است و به گوش خود می شنویم که صلای "من کنت مولاه فعلی مولاه" سر می دهد.
به همین سبب بود که رسول خدا دستور داد که حاضران به غایبان بگویند و پدران به پسران برسانند، تا روز قیامت!
ماجرای غدیر یک حادثه تاریخی نبود که در نقطه ای از زمان و مکان متوقف شود، بلکه حقیقتی آسمانی بود و هست که تا قیامت برای تبعیت از امر الهی استمرار و جریان خواهد داشت.
* منتشر شده در روزنامه شهرآرا
منبع خبر: خبر آنلاین ![]()
اخبار مرتبط: استمرار حقیقت عید غدیر
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
