ناگفتههای جالب دختر دکتر صدر از علاقه شدید پدرش به فوتبال
غراله صدر که این روزها با انتشار مطالب و تصویر پدر در یک صفحه اینستاگرامی یاد حمیدرضا صدر را زنده نگه میدارد درباره این فعالیت خود به خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری برنا گفت: قصد دارم با زنده نگه داشتن یاد پدر و انتشار تصاویر و مطالب درباره او، سختی دوریاش را آسان کنم. پدر قرار بود پیج خود را به من بسپارد. به من میگفت به نوشتن ادامه بده و هر کاری صلاح دانستی در آن انجام بده. من هم میخواستم آن پیج را ادامه دهم اما اینستاگرام اجازه نداد و پیج حالت یادبود پیدا کرد. متاسفانه تعداد زیادی از هواداران او نمیدانند چنین صفحهای وجود دارد. این صفحه علاوه بر یادبود پدر، برای من نقش درمانگر را دارد. از صبح به فکر آن هستم و دوست دارم مطالبی درباره پدر در آن منتشر کنم.
وی در ادامه افزود: علاقه من به نوشتن ربطی به درخواست هواداران و حیطه کاری پدر ندارد. من از کودکی دوست داشتم بنویسم. همین حالا ۲ کتاب از دوران کودکی من وجود دارد که در آن نوشتهام. در ۳ سالگی نقاشی میکشیدم و به مادرم توضیحات داستان را میدادم. در نوجوانی هم رمان نوشتهام و قصد چاپ آن را داشتم. ناشر اما به پدر گفته بود بهتر است دست نگه داریم. فکر میکنم آن ماجرا باعث شد توی ذوقم بخورد و پس از آن هم درگیر زندگی و تحصیل شدم. حالا هم احتمال دارد کتاب او به انگلیسی چاپ شود و در فکر آن هستیم.
مادر در این دوران چه میکند؟ او با یاد و خاطرات پدر روزگار را سپری میکند. با مشاهده عکسها و فیلمها. مدتی که پدر مریض بود او نقاشی را کنار گذاشته بود و حالا با مشغلههای روزمره و نقاشی خود را سرگرم میکند تا کمتر فقدان را حس کند.
عزاله صدر درباره واکنشهایی که نسبت به درگذشت پدر دریافت کرده بود، گفت: وقتی برای خاکسپاری بابا به تهران آمدیم دیدن اقوام بسیار سخت بود. بسیاری را هم نتوانستیم ملاقات کنیم. پیامهای پرمحبت زیادی دریافت کردیم. شبی که داشتم به آمریکا برمیگشتم، راننده تاکسی یکی از همسایههای مادربزرگم بودند. او نمیدانست من دختر حمیدرضا صدر هستم و از من پرسید چرا به ایران برگشتم؟ پاسخ دادم برای خاکسپاری پدرم. او ابراز ناراحتی کردم. از او پرسیدم اهل فوتبال هستید و حمیدرضا صدر را میشناسید؟ او گفت: بله. خودم از فرودگاه به خانه آوردمش. به او گفتم دختر حمیدرضا صدر هستم. آن لحظه تازه متوجه شد پدر فوت شده و به شدت ناراحت شد. چنین برخوردهایی بسیار مشاهده کردم. در آمریکا اعلام کردم تعدادی محدود از کتاب را میتوانم اهدا کنم، مورد لطف بسیاری قرار گرفتم. همه با یاد او بغض میکنند. هر بار یکی از هواداران پدر را میبینم و حس خاص و عجیبی به ما دست میدهد.
تنها فرزند دکتر صدر درباره اولین تصویری که از او به خاطر دارد، گفت: آغوش پدر و آب بازی در حمام در کودکی. این اولین چیزی است که از او به یاد دارم. دیگر تصاویری که از او در خاطرم مانده حضور دائمی در نمایشگاه کتاب بود. یک توپ هم داشتم که با آن با پدر بازی میکردیم. من دروازهبان بودم و او به من شوت میزد.
بیشتر بخوانید:
یک ایرانی هم تیمی طارمی میشود
منبع خبر: خبر آنلاین ![]()
اخبار مرتبط: ناگفتههای جالب دختر دکتر صدر از علاقه شدید پدرش به فوتبال
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
