از «مرد بیمار اروپا» تا «مرد بیمار خاورمیانه» - Gooya News

 از «مرد بیمار اروپا» تا «مرد بیمار خاورمیانه» - Gooya News
گویا

«مرد بیمار اروپا» سرانجام مرد. «مرد بیمار آسیای باختری یا خاورمیانه» نیز بی‌تردید خواهد مرد. همه ایرانیان می‌بایستی از هم اکنون خود را برای آن روز، و مهم‌تر از آن، روز بعد از آن آماده کنند

امیر طاهری - ایندیپندنت فارسی

«مرد بیمار اروپا». این لقبی بود که ناظران سیاسی در آستانه سده بیستم میلادی به خلافت عثمانی داده بودند. «بیماری» مورد بحث، علائم آشکاری داشت. نخستین علامت این بود که خلافت دیگر مشروعیت اولیه خود را نداشت. چند دهه کاهلی سیاسی، فساد اجتماعی و مالی، انحطاط فرهنگی و بی‌انضباطی سازمان‌های دولتی این عدم مشروعیت را تثبیت کرده بود.

علامت دیگر، انزوای دیپلماتیک خلافت بود. امپراتوری‌ای که در سه قاره جهان حضور داشت، اندک اندک به شکل یک جذامی ظاهر می‌شد؛ جذامی خطرناکی که به حکم عقل باید از او دوری می‌شد.

عامل دیگر، رکود اقتصادی و در نتیجه، توسعه فقر و کوچک‌تر و کوچک‌تر شدن طبقه متوسط بود؛ طبقه‌ای که در بهترین سال‌های خلافت نقش موتور پیشرفت در همه زمینه‌ها را برعهده داشت.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

آیا توصیف بالا از سیمای خلافت اسلامی در دوران الرحمن‌اش، ما را به یاد جمهوری اسلامی امروز در تهران نمی‌اندازد؟

جمهوری اسلامی امروز نه تنها از همه بیماری‌های ذکرشده در بالا رنج می‌برد، بلکه با بیماری‌های دیگری نیز درگیر است.

در دهه گذشته، نظام خمینی‌گرا با چالش‌های روزبه‌روز گسترده‌تر در همه زمینه‌ها روبه‌رو بوده است. هیچ کشور دیگری در آن دهه شاهد پیدایش و گسترش شکافی عمیق‌تر میان جامعه مدنی و دستگاه حکومتی نبوده است. این شکاف نخست با چالش مخالفان «انقلاب اسلامی»، یعنی بخشی از نظام پیشین آغاز شد، اما با سرکوب بی‌رحمانه چالشگران و مهاجرات وسیع آنان برای مدتی متوقف گردید. اما دیری نگذشت که بخشی از نیروهایی که در جریان ۱۳۵۷ شرکت داشتند، از آن جدا شدند و به نوبه خود در عمیق‌تر کردن شکاف نقش گرفتند.

منبع خبر: گویا

اخبار مرتبط: امیر طاهری | از «مرد بیمار اروپا» تا «مرد بیمار خاورمیانه»