جنگ بزرگ در منطقه خاورمیانه چقدر ممکن است؟
آیا همانطور که برخی تحلیلگران اعتقاد دارند خاورمیانه وارد جنگ گسترده منطقهای میشود؟ این دو جمله از مشاور امینت ملی بایدن را در نظر بگیرید: «منطقه خاورمیانه امروز ساکتتر از دو دهه گذشته است.» (سالیوان، ۲۹سپتامبر۲۰۲۳، شورای آتلانتیک)؛ « «اگرچه خاورمیانه همچنان درگیر چالشهای همیشگی است، اما منطقه ساکتتر از دهههای گذشته است.» «در مواجهه با اصطکاکهای «جدی»، ما بحرانها را در غزه کاهش دادهایم.» (مقاله اخیر سالیوان در فارنافرز، زمان ارسال این مقاله به مجله دوم اکتبر۲۰۲۳ است.)
چگونه مشاور امنیت ملی بزرگترین قدرت جهان که محرمانهترین و گستردهترین اطلاعات را نیز در اختیار دارد، مرتکب چنین اشتباه بزرگی در ارزیابی از شرایط آن هم ۵روز پیش از حادثه ۷اکتبر میشود. برت بروئن، مدیر تعامل جهانی در دولت اوباما تلاش میکند این معما را حل کند.
پاسخ او اینچنین است: «سالیوان به درد نزدیکبینی دچار شده است تا تمرکز بر برخی دستاوردهای مبتنی بر یک استراتژی واقعی.» اما در پاسخ بروئن یک تقلیلگرایی وحشتناک نهفته است و به همین دلیل هم معما حلنشده باقی میماند؛ چراکه به اعتقاد من مشکل سالیوان و دولت بایدن نه بهدلیل ابتلا به درد نزدیکبینی است، بلکه منظری است که از آن به جهان و منطقه خاورمیانه مینگرند. ما از این حیث در سالهای آغازین دولت ترامپ شاهد شیفت بزرگ در سیاست خارجی آمریکا هستیم. درواقع از سالهای ابتدایی ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ است که برای اولینبار پس از جنگ سرد، آمریکا دوباره متوجه قدرتهای بزرگ و رقابت با آنها میشود. (نه بازیگران غیر دولتی)
از همینجاست که ادبیات استراتژی امنیت ملی کاخ سفید نیز دچار دگرگونیهای بزرگ میشود. کافی است برای فهم این تغییرات بزرگ کمی به عقبتر برگردیم تا زمینه برای مقایسه اسناد امنیت ملی آمریکا فراهم شود. در اولین استراتژی امنیت ملی آمریکا در دولت اوباما که در سال۲۰۱۰ منتشر شد، این جملات کلیدی به چشم میخورد: «از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دایره دموکراسیهای صلحآمیز گسترش یافته است، شبح جنگ هستهای از بین رفته است، قدرتهای بزرگ در صلح هستند و اقتصاد جهانی رشد کرده است.» بنابراین طرح اولیه اوباما بر تعامل جهانی تاکید میکرد: «ما در حال کار برای ایجاد مشارکتهای عمیقتر و موثرتر با سایر مراکز کلیدی نفوذ؛ از جمله چین، هند و روسیه هستیم.» در تداوم این استراتژی دولت اوباما در سال۲۰۱۵ دومین سند امنیت ملی خود را منتشر کرد و این گزاره در آن برجستگی خود را نشان میدهد: «ایالات متحده از ظهور چینی باثبات، صلحآمیز و مرفه استقبال میکند.»
در این سند روسیه نیز بهعنوان شریک بالقوه تلقی میشد. حال این ادبیات را در ذهن داشته باشید تا به سند امنیت ملی۲۰۱۷ برسیم: «دوران مبارزه با تروریسم به سرآمده است و جای آن را احیای رقابت ابرقدرتها و مقابله با قدرتهای «تجدیدنظر طلب» گرفته است» و البته تمرکز مجدد بر رقابت قدرتهای بزرگ، تغییر اساسی در تفکر راهبردی ایالات متحده را بازنمایی میکند. حال در تداوم این تغییر بنیادین در سند امنیت ملی اکتبر۲۰۲۲ دولت بایدن، روسیه بهعنوان تهدید فوری برای نظام بینالملل آزاد و باز تلقی میشود (شیفت بزرگ نسبت به استراتژی دوران پس از جنگ سرد) و در عین حال چین مهمترین چالش ژئوپلیتیک در بلندمدت.
بنابراین به نوعی اولویتهای امنیتی و سیاست خارجی ایالات متحده بر «رقابت» با چین و تلاش برای «مهار» روسیه تمرکز یافته است. در این سند ۷۵بار از نام روسیه استفاده شده است و درباره چین این رقم به عدد۶۰ میرسد. در عین حال در این سند دو بخش مستقل تحت عنوان چین و روسیه درج شده است که حجم آن از ۴۸صفحه کل سند به حدود ۴صفحه میرسد. این سند پس از قدرتهای بزرگ نیز به سراغ قدرتهای متوسطی چون ایران میرود و این بازیگر را بهعنوان سومین دشمن آمریکا شناسایی میکند. با این حال نام ایران در استراتژی امنیت ملی آمریکا حدود ۷بار مورد استفاده قرار گرفته است.منبع خبر: خبر آنلاین ![]()
اخبار مرتبط: جنگ بزرگ در منطقه خاورمیانه چقدر ممکن است؟
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
