فرخ نگهدار، درباره جبهه اصلاحات ایران - Gooya News

فرخ نگهدار، درباره جبهه اصلاحات ایران - Gooya News
گویا

فرخ نگهدار، فعال سیاسی چپگرا و مقیم خارج کشور، یادداشتی تحلیلی درباره جبهه اصلاحات ایران نوشته است که آن را برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار داده است. متن کامل آن در پی می‌آید:

مقاله حاضر پس از نگاهی به سیر تکوین جبهه اصلاحات به بررسی سیاست‌های راهبردی، روش‌های مبارزاتی و مرزبندی‌های جبهه با دسته‌جات مدافع حکومت و نیز با اپوزیسیون راستگرا می‌پردازد. مقاله سپس بر ماهیت شناسیِ اختلاف در جبهه مکث می‌کند و ضمن اشاره به برخی روش‌ها و تکنیک‌ها و تجارب برای مدیریت اختلاف، به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا گرایش‌های درون جبهه اصلاحات همزیست‌پذیرند یا نه؟ بخش چهارم و پایانی مقاله اختصاص دارد به واکاوی میراث ۳۰ ساله جنبش اصلاح طلبی در ایران، و تاکید بر جایگاه جبهه اصلاحات، به مثابه اپوزیسیون قانونی، در گذار به دموکراسی در شرایط «ثبات سیاسی»، و در یاری رسانیدن به کشور در وضعیت «عدم ثبات سیاسی».

مقاله برای آن دسته از کنشگران سیاسی ممکن است مفید باشد که خود را انقلابی یا اصقلابی تصور نمی‌کنند و معتقدند گذار به دموکراسی، نه یک پروژه ضربتی، که پروسهٔ تدریجی است. هدف مقاله آن است که کنشگران جبهه اصلاحات در انتخاب جایگاه خود در مجادلات درون جبهه‌ای، به ویژه در رفتار با طرف دیگر، با اشراف بیشتر تصمیم بگیرند. انتخاب این هدف نباید تأثیر پیش برنده و آینده ساز دموکراسی خواهان ایرانی، با هستی و هویتی غیردینی را کمرنگ کند و به حاشیه براند.

A. معرفی جبهه اصلاحات

  1. پیشینه تاریخی و پایه اجتماعی

پیشینه تلاش‌ها برای هماهنگی نیروهای اصلاح طلب باز می‌گردد به سال ۶۸ زمانی که تشکل‌های جناح چپ، مدافع دولت موسوی، برای هماهنگی فعالیت‌های خود در مجلس چهارم یک شورای سیاستگذاری تشکیل دادند. در آن روزها هنوز خود را «اصلاح طلب» نمی‌نامیدند. آنها انقلابی بودند و مدافع تقویت بخش دولتی، با سیاست‌های تعدیل اقتصادی دولت رفسنجانی مخالفت می‌کردند و در سیاست خارجی هم در مقایسه با جناح راست، مواضع سخت‌تری داشتد. اما آنها با حمایت ضمنی رفسنجانی و جذب بسیاری از کادرهای دولت او، و کسب پیروزی چشم‌گیر در انتخابات ۷۶ به ریاست محمد خاتمی با رویکردی تازه، مبتنی بر گشایش فضای سیاسی در داخل، و بازسازی روابط با اروپا و امریکا، «دولت اصلاحات» را تشکیل دادند. با این حال بارقه‌های تفاوت نظر در مسائل برنامه‌ای در تمام این دوران، بین احزاب اصلاح طلب مشهود است و عمدتاً به تفاوت در نگاه رفسنجانی (تعدیل اقتصادی» و نگاه خاتمی (توسعه سیاسی) باز می‌گردد.

از پی پیروزی بزرگِ ۷۶، احزاب و تشکل‌های حامی دولت خاتمی ابتدا «شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد» را تشکیل دادند که چندی بعد به «شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان» تغییر نام داد. اما شیوه‌های تصمیم سازی در میان آنها همچنان محفلی و حلقه‌ای و غیر ضابطه‌مند باقی ماند. این شوراها در فاصله دو انتخابات کمتر فعال بودند و در فصل انتخابات هم هماهنگیِ بین آنها از راه دیدارها و رایزنی‌های گعده‌ای و غیرساختارمند صورت می‌گرفت و تصمیم‌سازی‌های نهایی و اجماعی با تأیید «زعمای قوم» قطعی می‌شد.

بی ضابطگی تصمیم سازی سیاسی در این گونه «شوراها» به بر آمدن با ۴ نامزد در انتخابات ۸۴ منتهی شد؛ اشتباهی که سنگین‌ترین شکستِ خود ساخته را به آنان تحمیل کرد. فاجعه فروپاشی نخستین شورای شهر تهران هم شکستی مدهش بود. این شکست‌ها فکر تأسیس نهادی که راه‌گشای تصمیم گیری جمعی و رعایت انضباط جبهه‌ای را به مساله ای مرکزی بدل کرد. بسیاری از آنان فهمیدند روش‌های سنتی تصمیم سازی، در مقابل روش‌های سازمان یافته و رهبری شده در طرف مقابل، دیگر کار نمی‌کند.

ضربات سنگینِ انتخابات ۸۸ هم به آنان آموخت که وضع دیگر آنطور نیست که «اجماع سازی» از یک سو و «رأی مردم» از سوی دیگر، همهٔ اسباب پیروزی را فراهم کند. در وقایع ۸۸ اصلاح طلبان به چشم سر دیدند در جمهوری اسلامی ایران نیروی دیگری وجود دارد که به حقوق قانونی آنان بی مهابا تعرض می‌کند و حاضر نیست به شرایط یا نتایجِ رقابت دموکراتیک تن در دهد. آن‌ها خوب متوجه شدند شرایط تغییر کرده و بی توجهی به «ملاحظات» حکومت و «سرپیچی» کار را به زندان و حصر و حذف از صحنه سیاسی می‌کشاند. آنچه اصلاح طلبان از ۹۲ تا ۹۶ انجام دادند بیش از همه حاصل همین تجارب بود. دراین ۴ سال هم اصلاح طلبان «اجماع» کردند، هم «حاکمیت» رضایت داد، و هم «رأی مردم» حاصل شد.

در اواخر سال ۹۶، از پی چرخش در سیاست حکومت، مذاکرات تازه‌ای میان احزاب اصلاح طلب شروع شد و ۳ سال بعد با اعلام موجودیت جبهه اصلاحات ایران در اسفندماه سال ۱۳۹۹ به فرجام رسید. این جبهه در حال حاضر متشکل است از ۳۱ حزب و تشکل اصلاح طلب که هریک در شورای جبهه مرکزی یک نماینده دارند. این شورا بعداً ۱۵ عضو حقیقی را به عضویت پذیرفت و شمار اعضای خود را به ۴۶ نفر افزایش داد.

به لحاظ پایه اجتماعی اکثریت بزرگ اعضا و مسئولین احزاب و تشکل‌های اصلاح طلب در خانواده‌های اقشار فرودست و خرده پای شهری و روستایی پرورش یافته‌اند. پیشینه تاریخی، تعلقات هویتی و فرهنگی، شیوه زندگی انها با یکدیگر همپوشی‌های گسترده دارد. آنها بلا استثناء در شکل گیری جمهوری اسلامی نقش داشته و طی دهه‌ها پس از انقلاب در رده‌های بالای حکومت، یا در حاشیه‌های آن حضور، دسترسی یا نفوذ داشته‌اند. به همین علت موقعیت اجتماعی آنها طی ۴ دهه کیفیتا ارتقا یافته و اکنون بخشی از لایه‌های فرادست، مدرن، و توانمند جامعه ما به شمار می‌روند.

۲. چرخش ۹۶

از اواخر سال ۹۶ به بعد، با غلبه راست افراطی در آمریکا و بازگشت فشار حداکثری، وخامت وضعیت اقتصادی و تشدید فوق العاده اعتراضات و التهابات توده‌ای، و نیز با بروز تغییرات محسوس در معادلات قدرت در جهان و منطقه، حاکمیت جمهوری اسلامی اهداف استراتژیک در عرصه سیاست خارجی و سیاست داخلی را مورد تجدید نظر قرار داد. یک سال بعد این اهداف در بیانیه «گام دوم انقلاب» جمع بندی شد و مبنای حکمرانی قرار گرفت. خوانش من از مهم‌ترین تدابیر راهبردی گام دوم انقلاب چنین است:

  • چرخش‌ها در سیاست خارجی: رها ساختن رویکردهای تعامل جویانه با امریکا، تکیه بر مقاومت در برابر «فشار حداکثری»، پیشبرد سیاست «تقویت حداکثری» توانمندی‌های سوق الجیشی نیروهای موسوم به «محور مقاومت»، گسترش همگرایی با «شرق»، مقابله همه جانبه با «غرب»، تنش زدایی با همسایگان و بهبود مناسبات با رقبای منطقه‌ای.
  • چرخش‌ها در سیاست داخلی: رها کردن برنامه‌های توسعه محور و روی آوردن به «اقتصاد مقاومتی» و بسیج منابع کشور در خدمت «اهداف سوق الجیشی»، حذف نیروهای توسعه گرا و رفرمیست و مسلط سازی مدافعان «گام دوم انقلاب» در مجلس و دولت از راه حذف رقابت انتخاباتی بین برپادارندگان نظام، تقویت آمادگی نیروهای امنیتی و انتظامی برای مقابله با گسترش اعتراضات خیابانی پس از حذف انتخابات رقابت.

به نظر می‌رسد چرخش‌ها در سیاست داخلی، به ویژه رها کردن انتخابات رقابتی و برنامه‌های توسعه محور، برای پیگیری اهداف سیاست خارجی و «گام دوم انقلاب» صورت گرفته است. هرچند برخی تحلیل گران این چرخش را به مساله جانشینی هم ربط می‌دهند.

قابل توجه است که نطفه اندیشه‌های نهفته در «گام دوم انقلاب» به روزهای بعد از پایان جنگ عراق علیه ایران و انتقال رهبری در سال ۶۸ بسته شده است. اما پیروان این طرز فکر هنوز آنقدر قدرتمند نبودند که مانع حضور نیروهای اعتدالی اصلاحی در حکومت شوند. در عین حال، از جمله در دوران اوباما، سیاست تنش افزایی و امتناع از هر نوع توافق با ایران نیز بر کاخ سفید مسلط نبود. لذا رهبری حکومت با صراحت و مکرر اعلام می‌کرد گرچه او انتظار ندارد هیچ مسئله مهمی با آمریکا «حل شود» اما جلوی دولت را هم نخواهد گرفت که تلاش نکند.

در واقع چرخش فاحش در سیاست امریکا، خروج ترامپ از برجام و بازگشت امریکا به سیاست فشار حداکثری و بسط تحریم‌ها، وضعیت به زیان جریان اعتدالی اصلاحی یک باره دگرگون شد و آنها زیر سنگین‌ترین فشارهای داخلی و خارجی قرار گرفتند. اصلاح طلبان هنوز طعم «تکرار می‌کنم» را زیر زبان داشتند که با شرایطی بکلی متفاوت مواجه شدند. تنها ۱۸ ماه بعد از انتخابات ۹۶، بیانیه گام دوم انقلاب انتشار یافت، «انتخابات رقابتی» به معنای رقابت بین ناراضیان و مدافعان سیاست‌های جاری برچیده شد و ابتکارها برای جلب اقشار ناراضی به مشارکت در انتخابات، برای حفظ یا بسط پایه اجتماعی حکومت بکلی رها گردید.

بسته شدن راه تسخیر دولت و مجلس از راه انتخابات به روی اصلاح طلبان، آن‌ها را با بحران استراتژی مواجه کرد. چرخش راهبردی در حکومت اصلاح طلبی را از دو سو زیر فشار حکومتگران و سرنگونی طلبان قرار داد و پایگاه رأی آنان، یعنی توده‌های ناراضی از جمهوری اسلامی را به سوی یاس کامل از صندوق رأی و بیان اعتراض خود به اشکال دیگر سوق داد.

منبع خبر: گویا

اخبار مرتبط: فرخ نگهدار، درباره جبهه اصلاحات ایران - Gooya News