جلالالدین همایی و فروشنده دورهگرد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،محمد حسینی باغسنگانی پژوهشگر در سلسله نوشتارهایی که به چهرههای ادبی پرداخته، یادداشتی را با عنوان «بوی جلالالدین میدهد این پالتو» در اختیار ایسنا قرار داده است.
در متن این یادداشت میخوانیم: «التفهیم لاوائل صناعه التنجیمِ» ابوریحان بیرونی، به تصحیح استاد را از یک فروشنده دورهگرد خریدم آخرش. رفته بودم پیچ شمیران و دنبال کتاب دیگری بودم از او به نام «تفسیر مثنوی مولوی». شانس با من بود. فروشنده وقتی اشتیاق من را نسبت به این کتابها دید گفت: «نویسنده این کتاب دوست صمیمی من است.» یک نگاهی به سر و پای فروشنده دورهگرد کردم با خودم گفتم این آقا هم ما را گیر آورده. پالتو زیبایی بر تن داشت و مشخص بود که تازه خریده است فروشنده دورهگرد.
ایسنا نوشت: به چهرهاش اما که نگاه میکنی اصلا این پالتو گرانقیمت در بدن این آدم فریاد میزند. فروشنده گفت: «میبینم که «التفهیم» رو هم خریدهاید. ما که چیزی سر درنیاوردیم از این کتاب، انشاءالله که شما سر دربیاوردید. این آقایی که ذکر خیرش رو گفتم مصحح این کتاب شریف هم هست... بله. بنده حاضرم با شما شرط ببندم که اگر خود ابوریحان بیرونی الان زنده بود، یک تشویقی درست و حسابی به این آقا میداد.» و فروشنده دورهگرد بلند بلند میخندد. همینطور که سرم لابهلای نسخه تفسیر مثنوی است، مرد دورهگرد میگوید: «داستان ذات الصور یا دژ هوشربا»... بله ... این کتاب رو دانشگاه تهران چاپ کرده. هاهاها....بله. میدانید که آخرین داستان از مثنوی معنوی است. خواندید خودتان لابد. ﺣﮑﺎﯾﺖ ﭘﺎدﺷﺎﻫﯽ که ﺳﻪ تا ﭘﺴﺮ مدعی دارد؛ وﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮان قصد شکار و ﺳﯿﺎﺣﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﭘﺎدﺷﺎه به بچههایش هشدار میدهد که اصلاً به ﻗﻠﻌﮥ ﻫﻮشرﺑﺎ ﻧﺰدﯾﮏ ﻧﺸﻮﻧﺪ ... دیریرینگ ... بله و بلند بلند میخندد. به چهره فروشنده دورهگرد که نگاه میکنم، چیز دیگری میبینم. یک انسان نو. با خودم میگویم: «در این که یک تختهاش کم است شکی نیست. با این خندههایش. اما این حرفها که میزند خلاف آن خندههاست.» میگویم: «خوب بعدش چه میشود؟»
منبع خبر: خبر آنلاین ![]()
اخبار مرتبط: جلالالدین همایی و فروشنده دورهگرد
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
