داریوش کاردان: سال ۱۳۷۳ برای هر برنامه هزار و ۲۰۰ تومان دستمزد میگرفتم/ هنوز هم حاضرم با این صداوسیما که به من ظلم کرده کار کنم
پیش از شروع مصاحبه میگوید پیر این کارم. راست هم میگوید داریوش کاردان از دهه شصت در صداوسیما بوده و بخواهیم جانب انصاف را رعایت کنیم، در برنامههایی را ساخته و اجرا کرده که در زمان خودش یکهتاز بوده و بعد از سالها تقریبا بیمانند است. هنرمندی که برنامه «صندلی داغ» او تقریبا بنیانگذار تاک شوهای تلویزیونی بود. کسی که در دهه شصت جرات می کرد در لباس استاد خرناس با مسئولان سیاسی کشور، در رادیو شوخی کند و همه را روی صندلی داغی بنشاند که هیچ راه فراری از آن وجود ندارد. حالا سالهاست که رد و نشانی از این همین پیشکسوت در صداوسیما به چشم نمیآید و خودش میگوید: «رادیو گوش نمیدهم ترجیح هم میدهم که تلویزیون نبینم» و وقتی از دلیل کم کاریاش میپرسیم میگوید آنچه مدنظر من است، مدنظر مدیران نیست و بالعکس ضمن اینکه سطح سلیقه بسیار کاهش پیدا کرده است.
داریوش کاردان در کافه خبر حاضر شد و با دل مشغولی زیادی که داشت از وضع موجودی که او را ناراحت کرده است گفت، به همین دلیل مصاحبه با او را به دو بخش تقسیم کردیم. در بخش اول با عنوان « داریوش کاردان: تلویزیون نمیبینم، رادیو هم گوش نمیدهم» این هنرمند پیشکسوت، درباره کاهش سطح سلیقه در جامعه صحبت کرد و به این ماجرا اشاره کرد که ما حتی سطح توقع از مدیرانمان آنهم نه فقط درصداوسیما، بلکه تمام مدیران فرهنگی، مطبوعاتی، فضای مجازی و حتی نمایش خانگیمان هم پایین آمده است.
در بخش دوم این ماجرا اما بحث از دل جامعه خارج میشود و مباحث حول محور مدیران در هر عرصه میگردد که در ادامه میخوانید.
صدا و سیما نهادی را راه اندازی کرده به نام ساترا که وظیفه نظارت و تنظیمگری را برعهده دارد و این در شرایطی است که این ماجرا کاملا باعث ایجاد تعارض منافع میشود آن هم در زمانی که ساترا بخواهد روی شبکه نمایش خانگی تسلط و نظارت پیدا کند و دوما این که اصلا چطور میخواهد رقابت کند؟
شما مرا با رییس سازمان اشتباه گرفتید و به نظر میآید، نگرانیهایی دارید که همه را دارید اینجا مطرح میکنید، تا جوابهایی را که دوست دارید را از زبان من بشنوید.
در اینکه نگرانیهایی دارم شکی نیست اما این طور نیست که ندانم داریوش کاردان مقابلم نشسته است نه پیمان جبلی.
ساترا هم دارد مسیر خودش را میرود. وقتی این قدر مخاطب تلویزیون کم شده و این طرف مخاطب بالا رفته، یعنی کسی نیست که خبرداشته باشد؟ اگر بخواهند جلویش را میگیرند. به نظرم ساترا با تلویزیون تفاوت ندارد و فکر میکنم وظایف تقسیم شده و اینها اظهرمن الشمس است. نمی شود چیزی که من و شما میدانیم، رییس سازمان متوجه نشود. ببینید مواردی در شبکه نمایش خانگی به نمایش گذاشته میشود که عدهای به آن اعتراض دارند، اما آیا تا کنون کسی به این فکر کرده که اصلا ساترا چطور اینها را نشان میدهد؟ یا اصلا آیا کسی میتواند مقداری از این موارد را در تلویزیون نشان دهد؟ نه.
نکته اساسی این است که امروز همه در سینما میرقصند، پس اگر بد است آن جا هم باید بد باشد و اگر خوب است این جا (در صداوسیما) هم باید نشان دهند. من مشکلم رقص نیست، اما مثلا چرا در سینما میآیند به گشت ارشاد گیر میدهند اما در تلویزیون نمیشود. باید پشت اینها یک تصمیم باشد. تمام برنامههای صداو سیما یک نوع خاصی هستند، انگار تقسیم وظیفه شدهاست، البته نظرمن و سایر دانشمندان اصلا مهم نیست.
صداوسیما امروز به سمتی روی آورده که از هنرپیشهها به عنوان مجری استفاده کند، آیا واقعا این رفتار برای جذب مخاطب درست است چون حرفه هنرپیشگی و اجرا متفاوت است. آیا این کار درست است و تا چه اندازه میتواند در جهت افزایش مخاطب موفق عمل کند؟
اجازه دهید قبل از پاسخ به این سوال مطلب دیگری را عرض کنم آیا مشکل دیگری جز صداوسیما نداریم که همه سوالات به سمت صداوسیما میرود؟ ایا تمام مشکلات از آن جا ناشی میشود؟ مثلا فقر و خط فقرو...؟ ببینید اگر شما چند لحظه یقه صداوسیما را رها کنید، نه به این عنوان که از آن تعریف کنید، بلکه به این عنوان که اصلا کاری به آن نداشته باشید، شاید بهتر باشد. همه مشکلات ما از صداوسیما نیست. مگر ما کمبود دارو هم داریم مشکل از صداوسیماست؟
ما اصلا دستمزد ۳۰۰ میلیونی یا ۶۰۰ میلیونی برای یک اجرا نداشتیم. یادم است در سال ۱۳۶۸ که اجرای برنامه «عصرانه» شروع شد، من به عنوان مجری ۱۳۰ تک تومانی دستمزد میگرفتم، که بعد کم کم بالاتر رفت و دستمزدم شد ۲۵۰ تومان در هر برنامه و بعد شد ۴۰۰ تومان و بعد در سالهای آخر یعنی همان حوالی ۱۳۷۳ این دستمزد به هزار و ۲۰۰ تومان رسید
من خبرنگار حوزه فرهنگم نه اقتصاد و شما هم هنرمند هستید نه اقتصاددان. این مواردی که شما به آن اشاره کردید درست است اما حوزه کاری من و شما نیست که بخواهیم دربارهاش صحبت کنیم. حوزه تخصصی من صداوسیما و سینما است و اتفاقا خیلی هم تاثیرگذار است. شما از فقر صحبت میکنید و جامعهای که فقیر است وقت ندارد کتاب بخواند و جامعهای که کتاب نمیخواند فقیر است و این دو کاملا تاثیر مستقیم بر هم دارند من یقه صداوسیما را نگرفتهام، یقه یکی از پایههای فرهنگی را گرفتهام که در حال ریختن است.
البته قصد من جسارت به شما نبود، اما واقعیت امر این است، بخشی از مشکلات مربوط به صداوسیماست، که به عنوان رسانهملی وظیفه دارد آنها را منعکس و ریشهیابی کند. اگر هم خودش نمیتواند، کارشناسانی بیاورد تا در این مورد صحبت کنند. واقعیت این است که در حال حاضر دغدغه صداوسیما این نیست و فقط میخواهد مخاطب جذب کند. این که در جایی یک سخنرانی باشد و ملت سرودست بشکنند برای حضور در آن، با این که برای کشاندن مردم، شربت بدهند، نوشابه باز کنند، بزنند، بخندند و جک بگویند تا بالاخره مردم جمع شوند، خیلی باهم فرق دارد.
نباید رسالت اصلی خود را فراموش کنیم و فقط بخواهیم مردم را جمع کنیم، که مثال «الغریق یتشبث بکل حشیش» باشد و فقط چنگ بزنیم. بازیگر سینما را میآوریم و مجریش میکنیم، مجری را بازیگر میکنیم. بازیگر را به فوتبال میبریم و فوتبالیست را بازیگر میکنیم. اینها فقط مختص صداوسیما نیست؛ اما اگر بخواهم صراحتا پاسخ سوال شما را بدهم، باید بگویم این دلیلش است. حالا چه اتفاقی افتاده؟ میبینند فلان هنرپیشه در بازار سینما و سریال درخشیده و مردم هم دوستش دارند، پس از او استفاده میکنند و میگویند چون مردم فلانی را دوست دارند، میآیند و این برنامه را نگاه میکنند، چون من میخواهم سرگرمی بدهم و میتوانم نشاط ایجاد کنم. حالا بگذریم که بعضی وقتها اینها نشاط نیست و بیشتر دافعه ایجاد میکند و موج منفی میفرستد. من نمی گویم اگر کسی خطاطی بلد است و در عین حال سفالگری هم بلد است، بگوییم چون که حالا خطاط شدی دیگر حق نداری کوزه بسازی و قلک خوشگل درست کنی و بفروشی، چون بلد است باید بگذاریم کارش را بکند.
واقعا بلد است؟
اگر بلد باشد هیچکس نمیتواند بگوید چرا؟ یک زمانی قانون گذاشته بودند هر که در رادیو کار کند نمیتواند در تلویزیون کار کند. قدیمها حدود ۲۰-۲۵ سال پیش این طور بود و هر کسی که در تلویزیون کار کرده بود و تصویرش پخش شده بود دیگر به رادیو راه نمیدادند. آن کسی که مشهور شده را باید بالاتر برد، نمیتوانیم بال و پرش را ببندیم. اینها متاسفانه تصمیمات لحظهای و غلط، مثل تمام شئون زندگیماهاست، چه میان مردم و چه میان مسئولان. ما در لحظه تصمیم میگیریم و فکر میکنیم آخر کاریم، مثلا تورم میشود ۶۸ درصد و ما میگوییم ۱۲ درصد است و فکر میکنیم مردم باید بپذیرند، اما مردم میروند دم در بقالی و میفهمند که گوشت و نخود و لوبیا چند است. بله اگر بلد باشد اشکالی ندارد. اصرار بر اینکه وقتی طرف بازیگر خوبی نیست، برنامه به او بدهیم، برایش کنسرت هم بگذاریم، بعد از کنسرت هم بیاید برنامه اجرا کند و بعد هم قهر کند و بگوید من دیگر نمیآیم و شیپور بزنند که ایشان رفت، بعد هم برود شبکه خانگی و بعد به تلویزیون برگردد، عجیب است و در نهایت هم کاری که میکند چیست؟ چند جوک تلگرامی را که مردم طرح میکنند، میگوید.
با جبههگیری و رویکردهای کاملا سیاسی.
ما نمیخواهیم سیاسی صحبت کنیم، وگرنه من سیاسی حرف میزدم.
آن فرد را میگویم.
بله، شما ببیندی، وقتی که یک نفر خودش را در اختیار یک گروه میگذارد دیگر نمیتواند بگوید:«این چیزها را نمیگویم.». هیچ اشکالی ندارد، ما خیلیها را دیدیم که بازیگر بودند، مجری شدند. مجری بودند، بازیگر شدند، یا فوتبالیست بودند بازیگر شدند یا فوتبالیست بودند و مربی شدهاند. بلد بودند، پس نوش جانشان، ولی وقتی بلد نیستی و تو میآیی به زور جایزه دادن و کارهای دیگر، مخاطب را مجبور میکنی، بیخودی بخندد که ثبت شود، آنجا کارت ایراد دارد.
منبع خبر: خبر آنلاین ![]()
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
