مهدی نوربخش: انتخاب پزشکیان می تواند در کوتاه کردن دست مافیای قدرت بر نهادهای قدرت موثر باشد - Gooya News

مهدی نوربخش: انتخاب پزشکیان می تواند در کوتاه کردن دست مافیای قدرت بر نهادهای قدرت موثر باشد - Gooya News
گویا

مهدی نوربخش - زیتون

«رویداد انتخابات»‌ این‌بار!

این‌بار انتخابات در زمانی برگزار می‌‌شود که ایران هم به‌لحاظ اقتصادی و هم سیاست خارجی بیشتر از گذشته در شکنندگی روزافزون قرار گرفته است.

رشد اقتصادی ایران همراه با فروش نفت گزارش می‌شود و خبری از توسعه اقتصادی نیست. اگر دولت بایدن در آمریکا رئیس‌جمهور نبود و به‌دلایلی به‌دنبال عدم رودر رویی مستقیم با ایران نبود، همین مقدار نفتی که تا سطح یک و نیم میلیون بشکه با قیمت پایین‌تر از بازارهای جهانی توسط نظام به‌فروش می‌رسد وجود خارجی نداشت. بعد از هفت اکتبر و حمله حماس به اسرائیل، ایران در منطقه و بیرون آن در موقعیت بسیار خطیری قرار گرفته است. کشورهای عربی منطقه حتی دوستان ایران، نظیر قطر، اعتمادشان را از ایران به‌خاطر خطر بی‌ثباتی که ایران از طریق گروههای نیابتی متوجه منطقه کرده، از دست داده‌اند.

اما چگونه این‌بار پزشکیان به‌میدان آمد و تایید صلاحیت شد؟ یک تصور این است که در سیاست‌های داخلی و خارجی رهبری جمهوری اسلامی تصمیمات نهایی را اتخاذ می‌کند و دولت کاره‌ای نیست، اما چنین تصوری قادر نخواهد بود که طبیعت یک نظام خودکامه را درست ارزیابی نموده و چگونگی بافت قدرت را در نظام‌های استبدادی به‌طور کامل ترسیم کند. در نظام‌های خودکامه، بافت قدرت با ایجاد جناح، گروه‌های فشار و لابیگری آنها زمینه را برای اتخاذ تصمیمات فراهم می‌آورد. در ایران، نظام، یک نظام استبدادی پاترومونیال است. در این‌گونه نظام‌ها، جناح‌های مختلف سیاسی به‌جای نظم مدرن حزبی می‌نشینند، به حقوق شهروندی اعتنا نمی‌شود، روش‌های سنتی امتیازدهی و امتیازگیری پایگاه وفاداری به نظام سیاسی غالب را شکل می‌دهد. در ایران ما، آنچه این نظام پاترومونیال (پدر سالار) به‌عنوان میثاق برای وفاداری اختیار کرده است شرع‌وندی و نه شهروندی بر پایه قوانین حقوق بشری و حق حاکمیت ملی است. شرع‌وندی به‌معنی باورمندی به قرائت دینی نظامی‌ست که نهایت کوشش را کرده است تا یک دین رسمی ایجاد کند که در این رابطه توفیقی حاصل نکرده است. جناح‌ها و باندهای مافیایی که پایگاه این نظام خودکامه ولایت فقیه را شکل می‌دهند با مکانیزم‌های خاص خود بر رهبری جمهوری اسلامی تاثیر گذشته و نهایتا او و خواص او تصمیم می‌گیرند.

اما چرا آقای خامنه ای مجبور است که منافع این گروههای مافیایی را در تصمیمات خود منظور دارد؟

ابتدا؛ آقای خامنه ای بخاطر جایگاهی‌که یک روحانی در نظم ولایت فقیه دارد، مجبور بوده که حمایت حد اکثری روحانیون، طبقه اجتماعی خود، را جلب نماید که د ر این راه توفیقی حاصل نکرده است. روحانیون به سه گروه تقسیم می‌شوند. اول، روحانیون طرفدار این نظام که در اقلیت هستند. دوم، روحانیون غیر سیاسی که اکثریتی را در حوزه‌های علمیه بخود اختصاص داده‌اند. آنها از این نظام حمایت نمی‌کنند. سوم؛ روحانیون سیاسی مخالف این نظام که با تئوری ولایت‌فقیه و سیاست‌های این نظام مخالفند، که تعداد آن زیاد است.

ثانیا؛ نظام ولایت فقیه در ایجاد یک دین رسمی در کشور کاملا شکست خورده است. لذا این نظام خود‌کامه بر بخشی از روحانیون طرفدار خود و جناح‌هایی در کشور تکیه کرده که به‌مرور زمان مافیایی شده‌اند و به‌دنبال منافع گروهی خود هستند. مافیای قدرت در ایران کوشش کرده که با بی‌اخلاقی‌ترین روش‌ها به اهداف خود دست یافته، از خیر عمومی بگذرد و اصولا منافع ملی را قربانی مطامع و منافع خود کند. فساد در ایران نهادینه شده است به‌خاطر اینکه جناح‌های مختلف حکومتی دامنه این فساد را به‌طور گسترده فراهم آورده‌اند. رهبری جمهوری اسلامی ایران از این گروه‌ها وفاداری مطلق می‌خواهد و در ازای آن به آن‌ها امتیاز می‌دهد. لذا تصمیم‌سازی در نظام ولایت فقیه دایره‌اش فراتر از یک فرد است و گروه‌های مافیایی قدرت را در برمی‌گیرد. بهترین نمونه هم‌سان با ایران، روسیه پوتین است. پوتین با پشتوانه الیگارش‌ها، بر این کشور حکومت می‌کند و در ازای وفاداریشان منابع مالی و ملی متعددی را به‌ آن‌ها اختصاص داده است.

از طرف دیگر، نظام‌های خودکامه به سه دلیل انتخابات برگزار می‌کنند. اول، برای نشان دادن مشروعیت نظام. دوم، برای مدیریت نخبگان سیاسی کشور و سوم ایجاد پادزهر و یا سیاست‌های در خور برای طراحی انتخابات در مقابله با مطالبات اجتماعی.

اما زمانی با عدم شرکت در انتخابات و تحریم نباید اجازه داد که نظامی بتواند با شرکت و شماره آرای شهروندان یک کشور بخواهد ادعای مشروعیت کند. با هر انتخابی و هرکسی در انتخابات نمی‌توان به تغییرات گام به‌گام و یا نهایتا در خور و عمده دست یافت. اگر مردمی وارد انتخابات شدند و کاندید با صلاحیتی نداشتند، نظام می‌تواند، خصوصا زمانی که اکثریت تشویق می‌شوند در انتخابات شرکت کنند، شمارش اکثری شرکت کنندگان را به‌پای مشروعیت خود گذارد و در سایه آن منتقدین و معترضین داخلی را سرکوب کند. انتقاد سخت این نویسنده به اعلامیه روزنه‌گشایان و این بار راه‌گشایان این بود که متوجه سوءاستفاده نظام در ایران برای تشویق شرکت در انتخابات و نهایتا سرکوب معترضین نبودند. اینبار راه‌گشایان زودتر از اینکه نظام کاندیداها را تایید کند مردم را به شرکت در انتخابات دعوت نموده بودند و اگر کاندیداهای جبهه اصلاحات و تایید یکنفر آن‌هت نبود، معلوم نبود که مردم برای رای به‌ چه‌کسی تشویق شده بودند.

اما در ایران با نظامی خودکامه و تبعیضگرا روبرو هستیم که برای رای مردم ارزشی قائل نیست اما شمارش بالای آراء برای نشان مشروعیت برایش بسیار مهم است. درهمین رابطه هم یکبار آقای خامنه مردم را فاقد تشخیص برای حق حاکمیت خود در یک رفراندوم دانسته اما در زمان انتخابات از مردم می‌خواهد که اگر با او هم مخالفند برای کشور در انتخابات شرکت کنند. نظام در سالیان گذشته از طریق شورای نگهبان کوشش کرده است که نخبگان سیاسی را در تراز میزان وفاداری آنها به نظام مدیریت کند. مدیریت به این معنی که نظام افرادی را به درون خود آورده و افراد دیگری را از نظام خارج می‌کند. اما این مدیریت آرام آرام برای این نظام هزینه‌زا شده است. بی‌مهری او به علی لاریجانی و روحانی، به نارضایتی در کمپ محافظه‌کاران معتدل دامن زده است. طراحی انتخابات در سایه پادزهر برای برکناری گروهی و عدم صلاحیت انها از صحنه سیاست کشورهم برای نظام هزینه‌ساز شده است.

از انتخابات ۱۴۰۰ که نظام و مافیای قدرت درصدد ایجاد دولت و حکومت اسلامی بودند، اصولا طیف وفادار به اندیشه های هاشمی رفسنجانی گام‌به‌گام از صحنه سیاست کنار گذاشته شد. روحانی نتوانست در مجمع تشخیص مصلحت کرسی داشته باشد و علی لاریجانی برای دومین بار بدون هیچ توجیه قانونی از کاندیداتوری ریاست جمهوری کنار گذاشته شد. از همین سال، اصلاح طلبانی که بیشتر بر قدرت و توان پایگاه اجتماعی و مردم تکیه می‌زدند و نه لزوما شرکت در قدرت، به دو روش قابل توجه ای روی آوردند. اول اینکه، گروهی را از درون تصفیه کرده و کنار گذاشتند و دوم، به عدم شرکت در انتخابات و تحریم آن روی آوردند. در انتخابات مجلس گذشته، نهایتا خاتمی تسلیم بدنه جوانتر و خوشفکرتر اصلاح‌طلبان شد و اعلام نمود که در انتخابات شرکت نمی‌کند و در کنار مردم می‌ماند. این عمل خاتمی نه‌تنها شجاعانه بود که به اتحاد درون حرکت اصلاح‌طلبی در ایران کمک بزرگی کرد و اکنون نخبگان سیاسی اصلاح‌طلب را به‌میدان آورده است.

آقای مسعود پزشکیان به‌دنبال نگرانی نظام از افت آراء در صورت ادامه تحریم و عدم شرکت در انتخابات آینده مورد تایید شورای نگهبان نظام قرار گرفته است. تایید آقای پزشکیان توسط شورای نگهبان، در اثر این نگرانی صورت گرفته و ربطی به انصاف این نظام ندارد و دست‌آوردی‌ست که در اثر تحریم شرکت در انتخابات، حد اقل در دو دور گذشته، به‌دست آمده است.
نظام در گذشته تمام‌قد در کنار دولت احمدی نژاد و رئیسی ایستاده بود. هر دو دولت نه‌تنها به‌طور مطلق ناکارآمد بودند که دست مافیای قدرت را در فساد و تباهی باز نمودند. دولت اول نهادهایی را نظیر سازمان بودجه و برنامه تعطیل، گشت ارشاد را برای حجاب اجباری به خیابان‌ها کشید و نهایتا کشور را با چالش تحریم‌های بزرگ روبرو ساخت. احمدی‌نژاد برای منافع خود دست سپاهیان را در امور کشور بیش از پیش باز کرد. بسیاری در زمان احمدی‌نژاد از عرصه فرهنگ و دانشگاه کنار گذشته شدند. بر رسانه‌ها سخت گرفته شد و مافیای قدرت با شعارهای پوپولیستی بیشتر از گذشته عرصه را بر منتقدین خود تنگ نمود. درزمان دولت رئیسی، بجز اشاعه دروغ و فساد، روسوفیل‌های دولت او نظیر جلیلی، دچار توهم روس‌ها در جنگ اوکراین شدند و برای چندمین بار کشور را از خیر مذاکرات برجامی محروم کردند. جلیلی سالهاست که نوید جنگ سرد دیگری را میدهد اما جهالت او اجازه نمیدهد که بداند که چینی‌ها هرگز به‌دنبال جنگ سرد دیگری نیستند بخاطر اینکه به تکنولوژی، سرمایه و بازار کشورهای غربی نیازمندند.

شرکت در این انتخابات مخالفان مختلفی دارد. گروهی بر‌انداز در خارج کشور، تحریم انتخابات برایشان به هدف اصلی تبدیل شده است. آن‌ها بدون ارائه راه حلی بعد از تحریم دنبال فروپاشی نظام هستند. نظام با تبلیغ اینکه رای دادن به‌معنی تایید نظام است به عدم تمایل گروهی برای تحریم انتخابات کمک می‌کند. همین روزها در تارنمای رهبری جمهوری اسلامی تبلیغ می‌شود که شرکت در انتخابات رای دادن به نظام است. اما این ادعا با صحبت خود رهبری در تناقض است. هربار در زمان انتخابات آقای خامنه ای به‌میدان می‌آید و می‌گوی‌ که حتی اگر با او ونظام مخالفید رای دهید. چپی‌ها شرکت در انتخابات را سازش‌کارانه می‌دانند و اعتقاد دارند که نظام را باید ساقط نمود اما راه حلی را برای گذار از این نظام نشان نمی‌دهند.

گروهی از مخالفین نظام در داخل و خارج کشور و خصوصا در داخل زند‌ان‌های ایران شرکت در انتخابات را تحریم کرده‌اند. اگرچه تلاش آنها در راه مقابله با خودکامگی و دفاع از آزادی ستودنیست اما باید به‌چند نکته اساسی در این انتخابات توجه داشت.

منبع خبر: گویا

اخبار مرتبط: مهدی نوربخش: انتخاب پزشکیان می تواند در کوتاه کردن دست مافیای قدرت بر نهادهای قدرت موثر باشد - Gooya News