اخبار پا کن

آتش به پا کن/روشن کردن شمع به یاد مظلومیت مردم غزه
خبرگزاری دانشجو

کمپین «آتش به پا کن»؛ برای مظلومان غزه شمع روشن کنید

ایسنا - ۲۹ مهر ۱۴۰۲
برگزار کننده کمپین «آتش به پا کن» گفت: به دنبال اطلاع‌رسانی فجایع اسراییل در فلسطین و غزه بودیم و بهتر دیدیم با اطلاع‌رسانی مستقیم به مردم، جنایت‌های اسراییل دهان به دهان در جامعه منتشر شود. علی پورمومن در گفت‌وگو با ایسنا درباره برگزاری کمپین «آتش به پا کن» که... برگزار کننده کمپین «آتش به پا کن» گفت
گل بزن و جشن صعودمان را به پا کن؛/ ماموریت ویژه خانم کاپیتان در تاشکند (عکس)
ورزش ۳

گل بزن و جشن صعودمان را به پا کن؛/ ماموریت ویژه خانم کاپیتان در تاشکند (عکس)

ورزش ۳ - ۲۷ شهریور ۱۴۰۰
کد خبر: ۱۷۸۰۶۰۴/۵۵ زمان: ۲۳:۰   ۱۴۰۰/۶/۲۷ بازدید: 7,697 گل بزن و جشن صعودمان را به پا کن؛ ماموریت ویژه خانم کاپیتان در تاشکند (عکس) کاپیتان باتجربه تیم ملی فوتبال زنان ایران، یکی از امیدهای درخشش و گلزنی در مسابقات مقدماتی جام ملت‌های آسیا به شمار می‌آید. به گزارش... 7,697 گل بزن و جشن صعودمان را به پا کن؛ ماموریت ویژه خانم کاپیتان در تاشکند (عکس) کاپیتان باتجربه تیم ملی فوتبال زنان ایران، یکی از امیدهای درخشش و گلزنی در مسابقات مقدماتی جام ملت‌های آسیا به شمار می‌آید
عشق به امیرالمؤمنین (ع) از رودکی تا شعر معاصر؛ مرور چند شعر «علی‌وار»
خبرگزاری مهر

عشق به امیرالمؤمنین (ع) از رودکی تا شعر معاصر؛ مرور چند شعر «علی‌وار»

خبرگزاری مهر - ۴ فروردین ۱۴۰۴
به گزارش خبرنگار مهر، درباره امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) شعر و مدح و منقبت، بسیار نوشته شده است. ادبیات فارسی همان‌گونه که از اساس ادبیاتی توحیدی و الهی است، ادبیاتی علوی نیز هست. عشق، ارادت و محبت به امیرالمؤمنین (ع) از همان آغازین روزهای تولد شعر فارسی در... * محمدرضا آغاسی یا علی بار دگر اعجاز کن مشت‌های کوفیان را باز کن باز کن چشمان نازآلوده را بنگر این چشم نیاز آلوده را باز گو شعب ابی طالب کجاست آن بیابان عطش غالب کجاست تا ز جور پیروان بوالحکم سنگ طاقت را ببندم بر شکم تشنگی در ساغرم لبریز شد زخم تنهایی فساد انگیز شد آتشی افکند بر جان و تنم کین چنین بر آب و آتش می‌زنم تاول ناسور را مرحم کجاست مرحم زخم بنی آدم کجاست مرحم ما جز تولای تو نیست یوسفی اما زلیخای تو کیست شاهد اقبال در آغوش کیست کیسه نان و رطب بر دوش کیست کیست آن کس کز علی یادی کند بر یتیمان من امدادی کند دست گیرد کودکان شهر را گرم سازد خانه‌های سرد را ای جوانمردان! جوان مردی چه شد؟ شیوه رندی و شب‌گردی چه شد؟ شیعگی تنها نماز و روزه نیست آب تنها در میان کوزه نیست کوزه را پر کن ز آب معرفت تا در او جوشد شراب معرفت حرف حق را از محقق گوش کن وز لب قرآن ناطق گوش کن گوش کن آواز راز شاه را صوت اوصیکم به تقو الله را بعد از او بشنو «و نظم أمرکم» تا شوی آگاه بر اسرار خم خم تو را سر شار مستی می‌کند بی نیاز از هر چه هستی می‌کند هر چه هستی جان مولا مرد باش گر قلندر نیستی شب‌گرد باش سیر کن در کوچه‌های بی کسی دور کن از بی کسان دلواپسی ای خروس بی محل آواز کن چشم خود بر بند و بالی باز کن شد زمین لبریز مسکین و یتیم ما گرفتار کدامین هیئتیم با یتیمان چاره «لا تقحر» بود پاسخ سائل «و لا تنهر» بود دست بردار از تکبر وز خطا شیعه یعنی جود و انفاق و عطا باده‌ی «مما رزقناهم» بنوش «ینفقون» بنیوش و در انفاق کوش هم بنوش هم بنوشان زین سبو «لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا» یا علی! امروز تنها مانده‌ایم در هجوم اهرمن‌ها مانده‌ایم یا علی! شام غریبان را ببین مردم سر در گریبان را ببین گردش گردونه را بر هم بزن زخم‌های کهنه را مرحم بزن مشک‌ها در راه سنگین می‌روند اشک‌ها از دیده رنگین می‌روند مشک‌های خسته را بر دوش گیر اشک‌ها را گرم در آغوش گیر حیدرا! یک جلوه محتاج توأم دار بر پا کن که حلاج توأم جلوه‌ای کن تا که موسایی کنم یا به رقص آیم مسیحایی کنم یک دو گام از خویشتن بیرون زنم گام دیگر بر سر گردون زنم گام بردارم ولی با یاد تو سر نهم بر دامن اولاد تو شیعه یعنی شرح منظوم طلب از حجاز و کوفه تا شام و حلب شیعه یعنی یک بیابان بی کسی غربت صد ساله بی دلواپسی شیعه یعنی صد بیابان جستجو شیعه یعنی هجرت از من تا به او شیعه یعنی دست بیعت با غدیر بارش ابر کرامت بر کویر شیعه یعنی عدل و احسان و وقار شیعه یعنی انحنای ذوالفقار از عدالت گر تو می‌خواهی دلیل یاد کن از آتش و دست عقیل جان مولا حرف حق را گوش کن شمع بیت المال را خاموش کن این تجمل‌ها که بر خوان شماست زنگ مرگ و قاتل جان شماست می‌سزد کز خشم حق پروا کنیم در مسیر چشم حق پروا کنیم این دو روز عمر مولایی شویم مرغ اما مرغ دریایی شویم مرغ دریایی به دریا می‌رود موج بر خیزد به بالا می‌رود آسمان را نور باران می‌کند خاک را غرق بهاران می‌کند لیک مرغ خانگی در خانه است روز و شب در بند مشتی دانه است تا به کی در بند آب و دانه‌اید؟ غافل از قصاب صاحب خانه‌اید؟ شیعه یعنی وعده‌ای با نان جو کشت صد آیینه تا فصل درو شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر بین نان خشک خود با یک اسیر چیست حاصل زین همه سیر و سلوک تاب و تاول چهره و چین و چروک سال‌ها صورت ز صورت باختیم تا ز صورت‌ها کدورت یافتیم یک نظر بر قامتی رعنا نبود یک رسوخ از لفظ بر معنا نبود گر چه قرآن را مرتب خوانده‌ایم از قلم نقش مرکب خوانده‌ایم سوره‌ها خواندیم بی وقف و سکون کس نشد واقف به سرّ «یسطرون» سر حق مستور مانده در کتاب عالمان صورت در حجاب ای برادر! عالمان بی عمل همچو زنبورند لاکن بی عسل علم‌ها مصروف هیچ و پوچ شد جان من، برخیز! وقت کوچ شد از نفوذ نفس خود امداد گیر سیر معنا را ز مجنون یاد گیر ای خوش آن جهلی که لیلایی شویم هر نفس «لا» گوی «اِلا» یی شویم تا به کی در لفظ مانی همچو من سیر معنا کن چو هفتاد و دو تن همچو یحیی گر نهی سر در طبق می‌شود عریان به چشمت سر حق شیعه یعنی عشق‌بازی با خدا یک نیستان تک‌نوازی با خدا شیعه یعنی هفت خطی در جنون شیعه طوفان می‌کند در کاف و نون شیعه یعنی تندر آتش‌فروز شیعه یعنی زاهدِ شب، شیرِ روز شیعه یعنی شیر، یعنی شیرمرد شیعه یعنی تیغِ عریان در نبرد شیعه یعنی تیغ، تیغ مو شکاف شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف شیعه یعنی سابقون السابقون شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون شیعه باید آب‌ها را گل کند خط سوم را به خون کامل کند خط سوم خط سرخ اولیاست کربلا بارزترین منظور ماست شیعه یعنی بازتاب آسمان بر سر نی جلوه رنگین‌کمان از لب نی بشنوم صوت تو را صوت «انی لا اری الموت» تو را پرچم زلفت رها در باد شد وز شمیمش کربلا ایجاد شد آنچه شرح حال خویشان تو بود تاب گیسوی پریشان تو بود می‌سزد نی نکته‌پردازی کند در نیستان آتش‌اندازی کند صبر کن نی از نفس افتاده است ناله بر دوش جرس افتاده است کاروان بی میر و بی پشت و پناه در غل و زنجیر می‌افتد به راه می‌رود منزل به منزل در کویر تا بگوید سر بیعت با غدیر شیعه یعنی امتزاج نار و نور شیعه یعنی رأس خونین در تنور شیعه یعنی هفت وادی اضطراب شیعه یعنی تشنگی در شط آب شیعه یعنی دعبل چشم انتظار می‌کشد بر دوش خود چل سال دار شیعه باید همچو اشعار کُمیت سر نهد بر خاک پای اهل بیت یا فرزدق‌وار در پیش هُشام ترک جان گوید به تصدیق امام مادر موسی که خود اهل ولاست جرعه نوش از باده جام بلاست در تب پژواک بانگ الرحیل می‌نهد فرزند بر دامان نیل نیل هم خود شیعه‌ی مولای ماست اکبر اوییم و او لیلای ماست این سخن کوتاه کردم والسلام شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام
در این روز‌های غم انگیز برای مردم مظلوم غزه «شمعی روشن کنیم!»+ عکس
خبرگزاری دانشجو

در این روز‌های غم انگیز برای مردم مظلوم غزه «شمعی روشن کنیم!»+ عکس

خبرگزاری دانشجو - ۲۷ مهر ۱۴۰۲
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، گروه مردمی با شعار «آتش به پا کن!» که شامل گروهی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران و فعالین فرهنگی و اجتماعی می‌باشد اخیرا با حضور در میادین مختلف شهر تهران و نمایش تصاویر جنایات صهیونیست‌ها در غزه به خصوص نمایش جنایات اسرائیلی‌ها در... به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، گروه مردمی با شعار «آتش به پا کن!» که شامل گروهی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران و فعالین فرهنگی و اجتماعی می‌باشد اخیرا با حضور در میادین مختلف شهر تهران و نمایش تصاویر جنایات صهیونیست‌ها در غزه به خصوص نمایش جنایات اسرائیلی‌ها در بیمارستان المعمدانی این شهر، به یاد مظلومیت این مردم شمع روشن می‌کنند

کشف صندل‌های ۱۵۰۰ ساله زنانه

ایسنا - ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
باستان‌شناسان با کاوش در ترکیه بقایای صندل‌های متعلق به دوران امپراتوری بیزانس را کشف کرده‌اند که روی آن‌ها عباراتی نیز حکاکی شده است. به گزارش ایسنا به نقل از انشنت اوریجینز، ‌ باستان‌شناسان در استانبول در میان گنجینه‌ای از آثار تاریخی، یک جفت صندل زنانه متعلق به دوران امپراتوری... «بانو در سلامت استفاده کن و در خوشحالی و زیبایی به پا کن»، بر اهمیت کشف این اثر تاریخی افزوده است
پیامک حاج رضا به گوشی شهید همدانی چه بود؟
خبرگزاری دانشجو

پیامک حاج رضا به گوشی شهید همدانی چه بود؟

خبرگزاری دانشجو - ۲۳ دی ۱۴۰۰
 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، سردار شهید حاج رضا فرزانه متولد سال ۱۳۴۳ در تهران، یکی از مسئولان و فرماندهان اسبق لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) بود که ۲۲ بهمن ۱۳۹۴ در سوریه به شهادت رسید. وی بعد از بازنشستگی در سپاه، به عنوان فرمانده قرارگاه مشترک راهیان... می گفتم شلوار من بلند است، می گفت نه، جورابت را پا کن
مجموعه شعرهای یک‌شاعر برای بندرانزلی چاپ شد
خبرگزاری مهر

مجموعه شعرهای یک‌شاعر برای بندرانزلی چاپ شد

خبرگزاری مهر - ۸ شهریور ۱۴۰۰
به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه‌شعر «بندرانزلی_غازیان؛ نوستالژی بارانی عشق» سروده سروش ملت‌پرست به‌تازگی توسط انتشارات الوند پویان منتشر و راهی بازار نشر شده است. شاعر این‌شعرها می‌گوید «بندرانزلی_غازیان» دربرگیرنده اشعار، عاشقانه‌ها و دلنوشته‌هایی برای بندر انزلی است که در حکم هدیه‌ای برای دخترش باران ملت‌پرست و زادگاهش هستند. این‌کتاب... بندرانزلی، غازیان، انزلی! باز خواهم گشت، غزل‌های عبور، دشت غزل، با غزلی خواهم رفت، طفل خزر، انزلی معبد عمر، هلهله زیر باران، نفس‌های وطن، جان فوکونید انزلی رَ، انزلی عشق به پا کن، بندرانزلی دروازه دوستی‌ها، عشق آیینه‌ای از، دل خاک پای تو، با کدامین لهجه؟، مقبره رنگ، هیچ‌چی واسه من انزلی نمی‌شه، زندگی_باران_انزلی، انزلی سبزشعری، انزلی نفس حقیقت، دل‌ها عیار انزلی، گاهنامه دل، دورترین صبح و باران، انزلی تا ابدیت، انزلی است قلبمان،‌ تو انزلی بی‌مانند، انزلی کودک و گهواره و دل، تقدیم تو،‌ انزلی باورَ جان، بزم غزل‌نگاران، باران، خاک‌پای انزلی، تاریخ غزل‌هامان، انزلی آوازه دل، می شعر پابرهنه، شاعر دریا کِرا شم، آی عشق!، هَ دیده مست انزلی، مست بارانم اگر، درباره عشق، انزلی در خاک و خون، بوسه بر خاک، بندرانزلی میلاد من، یادش بخیر، یاد ترا او روزان؟، عشق و فاصله‌ها، غزل بلند عشق، زادگاهم، انزلی و حافظ شیرازی، ابراز بوبوست، از کودکی تنهاست این، ملکوت غزل، انزلیچی، انزلی دین و دل و