اخبار پابوسی
روزنامه روسی: نباید به ایران کمک کرد؛ اسرائیل نگران میشود و منافع استراتژیک مسکو تامین نمیشود
آفتاب - ۶ اسفند ۱۳۹۹
آفتابنیوز : سرویس بین الملل- چه چیزی مانع کمک روسیه به ایران برای توسعه و بازسازی ناوگان نظامی دریایی آن کشور شده است؟ آیا روسیه از بلندپروازیهای ایران برای گسترش نفوذ و قدرتاش در منطقه میهراسد؟ به گزارش آفتابنیوز؛ روزنامه روسی "فزگلیاد" در گزارشی در مورد این که ایران...
آقای احمدی نژاد از دستبوسی امام به پابوسی و دریوزگی آمریکا رسیده ای
خبر آنلاین - ۶ اسفند ۱۳۹۹
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سید نظام الدین موسوی، نماینده مردم تهران در مجلس یازدهم، در توئیتی در واکنش به اتهامات احمدی نژاد به غلامعلی حدادعادل، نوشت: فارغ از اینکه اصل ادعای آقای احمدی نژاد درباره دکتر حدادعادل بی اخلاقی و دروغ محض است؛ انسان از دستبوسی فرح برسد به دستبوسی... فارغ از اینکه اصل ادعای آقای احمدی نژاد درباره دکتر حدادعادل بی اخلاقی و دروغ محض است؛ انسان از دستبوسی فرح برسد به دستبوسی امام، خیلی شرف دارد به اینکه از دستبوسی امامش برسد به پابوسی و دریوزگی آمریکا و استکبار
هر دم از این باغ بری می رسد ، پدیده پابوسی در مترو !!!
پیک ایران - ۲۶ تیر ۱۳۹۹
هر دم از این باغ بری می رسد ، پدیده پابوسی در مترو !!! فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران... هر دم از این باغ بری می رسد ، پدیده پابوسی در مترو !!! فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
برگزاری نشست ادبی«فطریه عطر» به مناسبت شهادت شهید پلارک
خبرگزاری مهر - ۲۲ فروردین ۱۴۰۳
به گزارش خبرنگار مهر، نشست ادبی «فطریه عطر» به مناسبت سی و هفتمین سالگرد شهادت شهید سید احمد پلارَک با مدیریت علیرضا قزوه و اجرای سید مسعود علوی تبار توسط گروه بین المللی هندیران برگزار شد. در ابتدای این نشست که با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و اندیشه کشورهای... این بوی خوش از کدام مشک ختن ست؟ هنگام که از بهشت زهرا آمد معلوم شد از شهید راه وطن ست جواد اسلامی باید دخیل واژه شد، اما برای که؟ عطرش هنوز میوزد از سوی معرکه پیراهنی دوباره به کنعان رسیده است یا از ره آمدهست غسیل الملائکه؟ فاطمه عارف نژاد بوی گلاب آمد و گل در بهار رفت جایی قرار داشت مگر؟ بیقرار رفت باران گرفت و پنجره وا شد به نور نور تا پرده از مقابل چشمش کنار رفت از آسمان بپرس چه شد؟ ماه برکه کو؟ از جادهها بپرس چه شد؟ تکسوار رفت؟ مانند سرو سبزترین فصل باغ ماند مانند کوه خم نشد و استوار رفت گنجشک پا گذاشت به مهمانی فشنگ غنچه به عیددیدنی انفجار رفت چفیه به دوش، کوله به شانه، علم به دست سربند «یاحسین» به سر، باوقار رفت خوشبختتر از آینههای همیشه بود سنگی که در مزار غریبش به کار رفت رضا عبداللهی تو رفتی و دلم شد بیقرارت و باشد تا ابد چشم انتظارت تو را باشد چه نسبت بابهاران که آیدعطر گلها از مزارت حمیده پارسافر قطعهی بیست و شش! چه عِطر خوشی! جان من زنده شد به عِطر خوشی! میکشاند مرا به مرز جنون از تن ِ باغ ِ گنجه عطر خوشی میشود تکه تکه هستی من میکند چکه چکه عطر خوشی "خوابت آرام! مُشک و عنبر ما! چشمهی تا ابد معطر ما! " وعدهی ما بهشت زهرا بود تار و پودم اسیر غوغا بود چشمهایت شبیه ساحل امن اشک من موج موج ِ دریا بود دل من تنگ و آسمان ابری فرصت گفتگو مهیا بود باز میجوشد عشق، در سر ِما چشمهی تا ابد معطر ما! سر به زیریت، سربلندت کرد دلبرت کرد، دلپسندت کرد خاکسارش شدی و شوکت عشق همچو کوهی شکوه مندت کرد ای جگرگوشه ی وطن، غم دوست مرهم قلب دردمندت کرد شدهای اعتقاد و باور ما چشمهی تا ابد معطر ما یاد تو تا همیشه در سر ماست مثل آئینه در برابر ماست عطر و بوی محمدی داری نام ِ سبز تو باغ ِ قمصر ماست خاطرت، مثل شاه بیت غزل جاودان در کتاب و دفتر ماست زیور خاک ِ غرق گوهر ِ ما چشمهی تا ابد معطر ما سید مسعود علوی تبار تا شام ابد که نام تو پاینده است از تربت تو نور خدا تابنده است ای لاله پرپر از کدامین باغی کز عطر وجودت دل سنگ آکنده است آناهیتا آقا بیکی ابرو بنما که ماه را گم نکنیم در طوفان تکیه گاه را گم نکنیم تو عیدی عید فطر ما باش و بخواه با عطر خوش تو راه را گم نکنیم شعبان کرم دخت پیشانیات گل است و دهانت معطّر است نام تو برکت است و نشانت معطّر است از پشت سنگ بوی ترا میتوان شنید وقتی که چشمهای روانت معطّر است ای نقش تو ادامهی زیبایی غزل جانت پر از خداست، جهانت معطّر است قد قامت الصلاه، هنوز ایستادهای محراب خونی است، اذانت معطّر است بر دفتر شهادت تو ثبت میشود حرفی بزن که طرز بیانت معطّر است با آفتاب و ماه مگر همسفر شدی؟ روز تو روشن است و شبانت معطّر است بر خاک بیقرار پلارک نوشتهاند از نور"احمد"است که جانت معطّر است مهدی باقرخان (هندوستان) ببوسد ماه آن خونین جبین را عقیق سرخ و یاقوت نگین را ز عطر خود شهید احمد پلارک بهشتی میکند قطع زمین را محمد علی یوسفی پیداست که دائماً به لبخندی تو زیرا که مجاور خداوندی تو عطر تو محیط را معطر کرده گویا که گلاب اصل میمندی تو سحر هادیان گلو بریده گلاویز مستجاب شدن هزار غنچهگلایل پی گلاب شدن دوباره یک دهه از تشنگان آزادی دوباره از لب بیمایهها جواب شدن! که نیست جرم تبر جز تبار گم کردن بدون ریشه چه باک از تبرمآب شدن! پرندههای درختانِ از گلوله سیاه پریدهاند پس از مست اضطراب شدن برای جنگلی از تازهساقهها زود است کمرشکسته عزادار آفتاب شدن گلابخون شدهها قطرهقطره میبارند بر آهنی که نمیترسد از مذاب شدن علی پور حسن آستانه من معنقدم سوار خواهد آمد عاشق بشوی قرار خواهد آمد چون عطر تنش نسیمفروردین است با خندهی او بهار خواهد آمد سید حکیم بینش (افغانستان) هر جا نشسته یاس و سمن از تو گفتهاست سوسن که باز کرده دهن از تو گفتهاست این عطر کیست میوزد از چارسو؟، نگو گلهای سرخ دشت و دمن از تو گفتهاست هرجا که میروم سخن از حسن احمد است این شهرها دهن به دهن از تو گفتهاست وقتی تمام قد شهدا از تو گفتهاند این افتخار نیست که من از تو گفتهاست؟ دارم یقین که عطر تو پیش از رسیدنت یکریز در بهشت عدن از تو گفتهاست سرمست بوی پیرهن یوسف است شهر ما خوشبخت شاعری که سخن از تو گفتهاست علی اصغر الحیدری (دهلی نو) به دهر، گرچه چنین اتفاق کمتر شد ولی چو نام تو آمد هوا معطر شد با آن گلوی بریده بخوان اذان ولا که دار مرگ برائت فراز منبر شد فرزانه قربانی دست خزانها دور باشد از بهارش جان هزاران لالهی خوشبو نثارش بی شک بهاری در دل خاک آرمیده عطر شکوفه میدهد سنگ مزارش حال و هوای دشتهای ارغوان را باید بپرسی از نسیم بی قرارش روی مزارش گل نریزید ای جماعت وقتی که روییده گلستان در جوارش افلاکیان را مست کرده هر زمان که برخاسته عطر بهشتی از غبارش شسته تمام تربتش را مادرانه شمعی که می بارد شب جمعه کنارش شوجان پرویز (بنگلادش) با خنده در آغوش کشی لعبت مرگ خوشبو چو گلی ای کفنت چون گلبرگ در صفحه رنگ رنگ ایثار و جهاد تصویر شهادتت ز خون میشد رنگ فائزه زرافشان چقدر آسان دل بیتاب ما را بردهای با خود صبا! عطر کدامین نافه را آوردهای با خود چه سرخوش میرسی از راه، دستافشان و پاکوبان قدمهایت ثناگویان، نفسهایت غزلباران چه بین بقچهات پیچیدهای؟ حل کن معمّا را کجا بودی که عطر دامنت آکنده صحرا را؟ که باور میکند تو از مزاری ساده میآیی که از پابوسی سروی به خاک افتاده میآیی اگر شطّ شراب، آخر که میخشکد، نمیخشکد؟ اگر جوی گلاب، آخر که میخشکد، نمیخشکد؟ ولی هر چشمه را وقتی خدا جاری کند، جاریست سر این خاک تا دیدم زمین سرگرم گلکاریست بنازم بخت آن شبنم، که از خاک تو میروید که حرفش را ترنّموار در گوش تو میگوید مرا هم بر سر خوان گلاب و نور دعوت کن شروعم هر چه بد، حسن ختامم را شهادت کن سمانه رحیمی عطر گلاب میوزد از گوشه و کنار این قطعه از بهشت بهار است در بهار بر پیکری که دست خدا غسل داده است بی شک شمیم ناب بهشتی است ماندگار رزمنده رشید و غیوری که عاقبت همچون شهید کربُبلا گشت رستگار اذن شهادت از گل زهرا (س) گرفته بود در مشهدالرضا نفسش یافت اعتبار عمار* بود تا به علی اقتدا کند عمار بود در دل میدان کارزار با جسم پر جراحت و قلبی پر از امید جنگید،،،، با شجاعت و ایمان و اقتدار روزی که پرکشید در آغوش آسمان شد لایق عنایت و الطاف بی شمار همواره خاک پاک و عزیزش معطر است گویا بهار خفته به جایش در این مزار احمد گل معطر گلزار میهن است مانده از او تبسم گلها به یادگار امیر حسین داودآبادی جانم به گلاب تازه شد مثل بهار هوشم به گلاب کردم آن لحظه نثار یک ذره غبارم ای شهید ای گل سرخ من را نزنی کنار از روی مزار رسول شریفی از رفتنت آسمان مکدر شده است دیوار افق به رنگ دیگر شده است ای راز نهفته! نسبتت با گل چیست؟ کاین گونه مزار تو معطر شده است احمد رفیعی وردنجانی هرکه خالص شد به وصل کردگارش میرسد در خزان رنجها فصلِ بهارش میرسد هرکه در این راه با شوقِ وصالش زد قدم روزی آخر مژدهی وصلِ نگارش میرسد هرکه در تاریکیِ دنیا به مهرش بست دل نور رحمت بر دل اُمیّدوارش میرسد آنکه شد یاری گر دین خدا دارد یقین بهترین یاراست او، لطفش به یارش میرسد جای عمری بیقراری تا وصال روی دوست عاقبت از شورِ لبخندش قرارش میرسد هر که مانند پلارک شد به راهش پاکباز از شمیم جنت حق، اعتبارش میرسد جان فدایِ آن شهیدِ راه عشقی که مدام عطر کوی دوست دارد از مزارش میرسد خدیجه دیلمی عجب بوی خوشی دارد مزارش پلارک کرده ما را بی قرارش ز حسرت زیر لب با گریه گفتم خوشا آن دم که باشم در جوارش کبری حسینی بلخی فشانده روی خیابان درخت، گیسو را که دیده این همه گلبرگهای جادو را ز بین شاخ درختان سحر نشان میداد جناب حضرت خورشید، چشم و ابرو را بهشت حضرت زهرا مرا صدا میکرد به شاخ سرو کسی خواند ذکر یاهو را تمام حجت من احمد بلارک بود قدم زدم که بیابم نشانی از او را به شکل قیس بنی عامری بسی جستم میان خاک همی قبرهای خوشبو را ندا رسید که ای بینوا چه میگردی بدون عشق و ادب تربت بلاجو را معصومه هرمزی مقدم ازکوچه های عشق از شهر شهامت از خاکریز جان نثاری و رشادت پیچیده عطری دلکش از سمت مزاری سنگی معطر از گلوله از شهادت زهره یوسفی بوی عطری میدهد دائم مزارت ای شهید مینویسم شعرها در وصف تو، ایام عید خوش به احوال شما چون آخرت را ساختید بند ابلیس زمان را پشت سر انداختید ای که نامت کشورم را با صلابت کرده است صاحب نامت به ایرانم عنایت کرده است ای که عطری جاودان داری و نامی ماندگار بهترین رسم زمینی در میان روزگار با نماز و غسل جمعه، انس نیکو داشتی بذری از جنس معطر بر مزارت کاشتی میرسد بوی گلاب از قطعهی پاک بهشت در زمستان هم مزارت میشود اردیبهشت سیده فاطمه صغری زیدی (هندوستان) در آغوش زمین آرام و بی جان گلم پر پر شد از ظلم لعینان لب خونین هزاران حرف دارد ز سوز زخم سردار غریبان کبری قالینی نژاد شمیم بوی تو پیچیده در دشت شقایقها بدون ادعا رفتی میان خیل عاشقها غرورت را شکستی در نوای ربناهایت به جز دیدار محبوبت نبوده دردعاهایت تو گفتی که مقام من گرفت از من پر پرواز خودت را جستجو کردی درون نام یک سرباز به آغوش خدا رفتی چه آرام و چه بی پروا معطر از شمیم تو شده خاک و پَر گلها شهید عطری و نامتکران تا بیکران جاری گلاب و مشک و عنبر را تو دادی آبرو آری بهشت است جایگاه تو شهید راه حق «احمد» مرا هم تو شفاعت کن به پیش خالق سرمد سید مهدی بنی هاشمی لنگرودی با منطق این جهان عجیب است اینجا تلفیق دو عطر یاس و سیب است اینجا این رایحه ی حب حسین و زهراست بی شک که قدمگه ای غریب است اینجا نیره جهانشاهی صبا عطر تو را پاشید هرجا سحر شد زین سبب سرمست و شیدا چه سرّی گم شده در عطر زلفت که دل را میبرد تا عرش اعلا مزارت چون گلستان است خوشبو پراند مرغ دل را سمت صحرا به ساحل میرساند کشتی دل همان عطری که شد فانوس دریا تو هستی از تبار لاله رویان بهار از طعم عشقت گشت پیدا به امیدی زدم بر خانه ات در که دستم را بگیری صبح فردا علیرضا حکمتی این عطر گلاب قمصر کاشان است یا بوی خوش چکیدن باران است این مدفن پاکتان چه عطری دارد این خاک، تبرک شده ی رضوان است زهرا میریان کرمی چه عطری درفضا پیچیده ازخاک شهیدی خفته در گلزار عشق است کنار قبرها هر دم بگردی نشانی از صف وپیکار عشق است به گلهای بهشتی تارسیدی هوایی از بهشت جاودان است اگر بوی گلاب ناب آمد همان قبر "پلارک" را نشان است خدا را در همان جا میتوان دید همان جایی که دلها بی قرارند همان جایی که گلهای بهشتی درون قبرهاشان جای دارند اگر عطر خدا پیچیده بی شک خدا را با شهیدان میتوان دید "پلارک"ها چو گلهای بهشتند گلی از باغ جنت میتوان چید مسعود ربانی نسیمی میوزد از بوی مویت عجب عطر خوشی دارد سبویت بدیدارت ملائک صف کشیده گلستان شد جهان از عطر رؤیت سید احمد حسینی توچای تا سر شیشه عطر تو در افلاک شکست عشق جاری شد و در کنج مزار تو نشست و خدا خواست معطر بشود پیکر تو و شود عطر حضورت همه جا دست به دست این چه جامی است که در کوی تو ساقی آورد آسمان مست زمین مست خلایق همه مست سنگ با نام پلارک شده تزئین اما روح با عطر گل یاس معطر شده است غسل دادند تورا فوج ملائک شاید کاینچنین عطر تو عطاری عالم را بست غزلی ناب به بوی خوش تو خلق شده تا سر شیشه عطر تو در افلاک شکست عمادالدین ربانی زندهست از او عطر خدا میآید بوی شهدای کربلا میآید گفتند گل محمدیمان پژمرد بوی صلوات از کجا میآید؟ زهرا آراسته نیا حقاً که راست گفته خدای مجید ما پیداست در نصوص کلامش نوید ما زنده است آنکه مقامش شهادت است اینگونه زندگی شده اوج امید ما از خاک عشق، عطر گلی میدمد مدام خاکی که زنده گشته به یمن شهید ما تو آیتی، نشانهی حقی، دلیل راه نور تو داده عمق به ابعاد دید ما این عطر خوب، رایحه ی روح پاک توست هم لاله هم شقایق و سرو رشید ما باید شفاعتت برسد تا که حس کنیم هر لحظهای ست در دوجهان روز عید ما محمد فاطمی منش عطر خوش یاس میدهد دامانت آمیخته با بهشت، روح و جانت آنقدر پر از حس طراوت هستی کآرام گرفته نور، در چشمانت ام البنین بهرامی با یاد خدا خُلق نکو خواهی داشت در اوج جوانی آبرو خواهی داشت گر در ره دین گذشته باشی از خویش چون قبر پلارکی و بو خواهی داشت صبا فیروزی دلم را سوی کویت پر دهم هر شب نوای نی برائت سر دهم هر شب ملائک مست و مدهوش از پی بویت گلاب ناب قمصر شد خجل از عطر جادویت تو با این تربت نمناک از عطر بهشتی، جان دهی بر هر دلی که مرده از ناباوری هایش شبیه قصهای شیرین که میشوید غبار غصهها را از دل غمگین! تو مثل بید مجنون سر فرود آورده بودی در بر معبود تمام ماجرای تو و آن افتادگی هایت فقط این ست
واکنش مهدی نصیری به سخنان خامنهای در نماز عید فطر - Gooya News
گویا - ۲۲ فروردین ۱۴۰۳
مهدی نصیری حاکمیت هنجار شکن / در حاشیه سخنان امروز رهبری در نماز عید فطر آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز عید فطر امروز گفته اند که نظام قطعا نمی خواهد کسی را اجبار به دینداری کند اما جلوی هنجار شکنی (روزه خواری علنی) خواهد ایستاد و... این ایدئولوگ فانی در ولایت مطلقه فقیه که احتمال اشتباه فقیه حاکم را تنها از این روی که متهم به معصوم سازی نشود، یک میلیاردم می داند، تا پابوسی چندش آور حاکم پیش رفت و جایگاه خود را به عنوان ایدئولوگ رسمی جمهوری اسلامی تثبیت کرد
تلاقی رنگ سبز دلنشین فضای «ارک» و شادمانی های کودکانه در هیأت
خبرگزاری مهر - ۲۱ فروردین ۱۴۰۳
خبرگزاری مهر -گروه دین و اندیشه -سمانه نوری زاده قصری: شبهای ماه مبارک رمضان حوالی نیمه شب شرعی مسجد ارک در منطقه بازار تهران حال و هوای متفاوتی دارد. مناجات خوانیهای حاج منصور ارضی در این شبها در بین مردم خداجو مشهور و معروف است. سی شب در سبزه میدان... جمعیت بلند ذکر «یاعلی» میگوید و او ادامه میدهد؛ این نوا از بی نوایی دلپریشان میرسد / آخر ماه است دستم کی به دامان میرسد دست من خالی است دستم را بگیر ای دستگیر، یا مجیر / مهمانی خدا دارد به پایان میرسد، یامجیر قطرههای اشک یعنی توبه مقبول است و پس / کی به داد این کویر خشک باران میرسد گرچه بر دیدارها سخت است دین داری ولی / هر که دارد درد دین قطعاً به درمان میرسد هرکه زیر چادر زهراست مؤمن میشود / خوشبحال آنکه با زهرا به ایمان میرسد فاطمه هر شب به ما خرما تعارف میکند / از نجف دارد به ما فیض فراوان میرسد بر ملاقات علی لحظه شماری میکنم / این گدا پس کی به پابوسی سلطان میرسد شک ندارم که هو الرزاق یعنی مرتضی / رزق ما هر صبح با ذکر «علی جان» میرسد حبه انگور هر شب از ضریحش میخوریم / روزی ما دائماً از شاه مردان میرسد گاه گاهی از نجف کرب و بلایم میبرند / هر زمانی که عطر سیب از سمت ایوان میرسد مردم ما عمدتاً نان محبت میخورند / از علیها فیض بر جمع گدایان میرسد روزی کل جهان دست امام هشتم است / نان او بر نامسلمان و مسلمان میرسد ریزه خواران رضا بر خلق شاهی میکنند / رزق شاهان از سلطان ایران میرسد روزها از گنبدش خورشید طالع میشود / پس یقیناً برکت از سمت خراسان نازل میشود حاج منصور اینجا به همه حاضران یاد آور میشود که باید از درگاه الهی و واسطههایش که ائمه اطهار هستند حاجات بزرگ و وسیع خواست و میگوید
حضور زائران نوروزی اطراف حرم مطهر امام رضا (ع)
خبرگزاری مهر - ۱۲ فروردین ۱۴۰۳
شور و اشتیاق مردم برای زیارت حضرت رضا (ع) از ایام دور بوده و هنوز هم با فرا رسیدن سال جدید، تعداد زیادی از عاشقان حضرت را به پابوسی فرا میخواند.شور و اشتیاق مردم برای زیارت حضرت رضا (ع) از ایام دور بوده و هنوز هم با فرا رسیدن سال جدید، تعداد زیادی از عاشقان حضرت را به پابوسی فرا میخواند
احسن الحال زائران امام رئوف در لیلهالبرات
ایسنا - ۱۰ فروردین ۱۴۰۳
ایسنا/خراسان رضوی در اولین شب قدر نوای بندگی به درگاه معبود لم یزلی در جوار حریم رضوی طنینانداز شد. نوزدهمین شب از ماه مبارک رمضان بنا به برخی روایات شب قدر است و به تعبیر امام صادق(ع) اعمال انسان بعد از بررسی در شب ۱۹ رمضان و تصویب در... مسیرهای منتهی به حرم مطهر رضوی مملوء از زائرانی است که تقدیر شده تا اولین شب قدر را به پابوسی ساحت مقدس رضوی مشرف شده و در جوار حریم قدسی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به مناجات و عبادت بپردازند؛ هر کس در گوشه دنجی مشغول راز و نیاز و زیر لب زمزمه کنان دعا و نیایش و طلب و درخواستی است، این جاست که درک میکنی به راستی «خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است»
پیشبینی تشرف ۱۰ میلیون زائر به مشهد در نوروز ۱۴۰۳
باشگاه خبرنگاران - ۱۶ اسفند ۱۴۰۲
یعقوبعلی نظری استاندار خراسان رضوی در حاشیه مانور استانی ارائه خدمات به زائران نوروزی که در اداره کل راهداری خراسان رضوی برگزار شد، گفت: موضوع زیارت خداراشکر در سطح ملی و استانی به عنوان یک موضوع راهبردی مورد نظر مسئولین ملی و استانی است. اعتقاد بر این است که... اعتقاد بر این است که گستردگی امر زیارت و زمینهسازی برای استفاده مردم از زیارت و مشرف شدن به پابوسی امام رضا (ع) در تمام حوزههای فرهنگی و اجتماعی تاثیرگذار است
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
