ادبیات اروتیک زنان عرب؛ سه‌هزار سال 'عشق و شهوت'

ادبیات اروتیک زنان عرب؛ سه‌هزار سال 'عشق و شهوت'
بی بی سی فارسی
بی بی سی فارسی - ۱ خرداد ۱۴۰۱

ادبیات اروتیک زنان عرب؛ سه‌هزار سال 'عشق و شهوت'

  • فرناز سیفی
  • نویسنده و روزنامه‌نگار
۲ ساعت پیشتوضیح تصویر،

نویسندگان زن جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه‌ عشق رفتند

"مجسمه کوچکی در محفظه‌ شیشه‌ای شماره‌ ۳۸ در موزه‌ ملی دمشق جا خوش کرده است. مجسمه‌ای از "ایشتار" که الهه‌ زیبایی و عشق آشوری‌ها است. مجسمه‌ای برهنه که با چشم‌های چهار طاق باز، در چشم مخاطب می‌نگرد. اگر این کتاب و هدفی که پشت آن است نمادی داشته باشد، همین مجسمه‌ کوچک و مشت‌های گره‌کرده‌ اوست".

این جملات آغازین کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ عرب" است.

"اگر این کتاب و هدفی که پشت آن است نمادی داشته باشد، همین مجسمه‌ کوچک و مشت‌های گره‌کرده‌ اوست""کتابی که گلچینی ادبی از ۱۰۱ اثر ادبی (شعر، داستان، پاره‌ای از رمان، مقاله) از ۷۵ زن نویسنده‌ی عرب در ۳ هزار سال گذشته است. زنانی که از پیشینه‌های گوناگون‌اند، برخی از آن‌ها پیش از این هرگز اثری منتشر نکرده بودند، دو نفر ناشناس‌اند، برخی به جبر زمانه تنها با نام مستعار جرات کردند و نوشتند، برخی با این‌که عرب‌تبار بودند به زبان عربی چیزی ننوشتند، زنانی از اندلس و دمشق گرفته تا برلین و نیویورک.

سلمی الدباغ، نویسنده‌ فلسطینی - بریتانیایی، سردبیری این گلچین ادبی را برعهده داشت. دباغ که در دهه ۱۹۸۰ میلادی در کویت بزرگ شد، می‌نویسد او هم مثل بسیاری دیگر از زنان نوجوان و جوان با حس خشم و گاهی انزجار از محیط و فرهنگی که در آن می‌زیست، رشد کرد. سال‌ها بعد که دوباره سفر به کشورهای عربی را شروع کرد و به سراغ گنجینه‌ ادبیات عرب رفت، فهمید چقدر ادبیات غنی عرب به دور از کلیشه‌ها است و چطور در گذر هزاره‌ها، زنان عرب از عشق، تن، لذت جنسی و شهوت نوشتند و می‌نویسند و برخلاف کلیشه‌های رایج، قلم خود را از نوشتن از این شخصی‌ترین و درونی‌ترین امیال، دور نکردند.



"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم" در نوع خود اولین اثر از این دست است. پیش از این گلچینی ادبی از زنان عرب منتشر نشده که همه نشانه‌ها بر محور عشق، شهوت و ادبیات اروتیک زنان عرب باشد.

زنانی که از مذاهب گوناگون کشورهای عرب‌اند، گاه حتی قبل از پیامبران خود متولد شده و زیستند، زنانی که صرفا نویسنده نبودند، گاه خانه‌دار بودند و گاه وکیل، بعضی مهندس و برخی دانشگاهی، بعضی کم‌سواد و برخی دارای مدارج عالی تحصیلی، برخی متمول و برخی برده و اسیر و … . سلمی الدباغ، حواسش بود که از زنان دگرباش جنسی نیز آثاری را در این گلچین ادبی جا دهد. بسیاری از این آثار در زمان حیات نویسنده یا همین حالا در کشور آن‌ها ممنوع شد یا گرفتار تیغ سانسور.

"این جملات آغازین کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ عرب" است"

توضیح تصویر،

جلد کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ی عرب"

الدباغ توضیح می‌دهد که چطور کاوش‌های تاریخی نشان می‌دهد زنان جهان عرب، سالیان سال قبل از این‌که زنان در جهان انگلیسی زبان دست به قلم شوند و کتابی منتشر کنند، می‌نوشتند و صدایی داشتند. بیش از هزار سال پیش در بغداد، زنی شاعر - جاریة الناطفی - به عضویت مهم‌ترین گروه ادبی بغداد به نام "گروه مجنون" پذیرفته شد، گروهی که اتفاقا بسیاری از اشعارشان محتوایی اروتیک داشت. سروده‌های او چنان گیرا و خوب بود که مردان شاعر مطرح آن دوران از جمله أبو نواس به او حسادت می‌کردند، شاعری که نام او در ادبیات کهن عرب با سروده‌هایی در باب شراب و نوش‌خواری گره خورده است.

بررسی‌های او و دیگران نشان می‌دهد که زنان جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه عشق رفتند.

افول و اوج اروتیک‌نویسی زنان عرب

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهیدپادکسترادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

دو دوره مهم، خلافت بنی‌امیه و بنی عباس بود که دوران آرامش، ثبات نسبی و امکانات بیشتر بود و بسیاری از شاعران و نویسندگان این دوران از جمله زنان دست به قلم، به سراغ نوشتن از "لذت‌های دنیوی" رفتند.

شواهد بازمانده از این دوران نشان می‌دهد که در پاره‌ای از دوران خلافت عباسیون، زنان می‌توانستند اگر از رابطه جنسی با همسر خود رضایت نداشتند، درخواست طلاق کنند.

سقوط اندلس در سال ۱۴۹۲ میلادی نقطه‌ عطف غم‌انگیزی در اروتیک‌نویسی زنان عرب است؛ نه تنها بسیاری از آثار قبلی آن‌ها در این دوران نابود شد و از دست رفت، بلکه تا چند صد سال بعد، انگشت‌شمار زنانی به سراغ نوشتن از این تابوها رفتند یا اگر هم نوشتند، آثار آن‌ها هرگز چاپ نشد یا باقی نماند.

آغاز قرن نوزدهم میلادی، نقطه عطف مهم دیگری است که بار دیگر شاعران و نویسندگان عرب به اروتیک‌نویسی رو آوردند.

اهالی ادبیات به ویژه در امپراتوری عثمانی و مصر به سراغ انتقاد از موضوعاتی مثل ازدواج اجباری رفتند و بار دیگر جرات نوشتن از میل و نیاز تن، بیشتر شد.

زینب فواز، داستان‌نویس و فعال حقوق زنان که از شیعیان لبنان بود، یکی از شاخص‌ترین زنان اهل قلم در این دوران است که چه در مقالات خود در روزنامه‌ها و چه در داستان‌هایی که می‌نوشت، جرات کرد و از نیاز جنسی زنان، عشق ممنوعه و تن زن نوشت و از ازدواج اجباری انتقاد کرد.

"کتابی که گلچینی ادبی از ۱۰۱ اثر ادبی (شعر، داستان، پاره‌ای از رمان، مقاله) از ۷۵ زن نویسنده‌ی عرب در ۳ هزار سال گذشته است"

او که خود بانی تشکیل یک جمع ادبی شد، در اولین رمان خود به نام "پایان خوش" با جسارت این مساله را مطرح کرد که عشق بدون احترام متقابل، ارزشی ندارد و عشق و احترام را به لزوم وجود یک فضای سیاسی معقول گره زد.

او شاید یکی از اولین کسانی بود که مساله عشق فردی انسان‌ها را جدا از واقعیت سیاسی جامعه ندید و از تاثیر گاه ویران‌گر و مخرب یک فضای سیاسی مسموم بر چهاردیواری عشق نوشت. زینب فواز یکی از زنان به غایت موثر در انگیزه‌بخشی و جرات دادن به دیگر زنان عرب بود تا دست به قلم شوند و از آن‌چه در سر و دل‌شان می‌گذرد، بنویسند.

کنارزدن کلیشه‌ها و نقش‌های جنسیتی

یکی از نکات مهم این گلچین ادبی این‌جاست که سلمی الدباغ تلاش کرده تا در آثار، تقلای زنان عرب در نسبت خود با شهوت، میل و نیاز جنسی و لذت تن را نشان دهد.

او حواسش هست این کلیشه‌ رایج را به چالش بکشد که زنان عرب چیزی از میل جنسی و لذت تن ننوشتند و با شواهد نشان دهد که هزاران سال است از این موضوعات می‌نویسند، اما در عین‌حال این چالش مداوم را هم نشان می‌دهد که زنان چطور همیشه و تا همین امروز درگیر این تابوهای رایج جامعه‌ حتی در ذهن خودشان‌اند و چطور نوشتن از سکس و عشق و نیاز تن، نه تنها شجاعت مواجهه با جامعه که جرات کنار آمدن با این درگیری‌های ذهنی را نیز می‌طلبد. در میان آثار این مجموعه، این درگیری و تقلای ذهنی در آثار زنان معاصر، چشمگیرتر است تا زنانی که صدها سال قبل می‌زیستند.



در یکی از گیراترین آثار این کتاب، قصه‌ "شیر انجیر" از سامیة عیسی، نویسنده‌ لبنانی را می‌خوانیم که این تقلا را به غایت تاثیرگذار، تصویر کرده است. قصه در یک کمپ پناهجویی فلسطینی‌ها می‌گذرد. فاطمه، که زنی چهل‌وچندساله و بیوه است، نیمه شب که همه خواب‌اند به توالت عمومی کمپ می‌رود و در تنهایی خودارضایی می‌کند. رکعت که رئیس "کمیته‌ مردمی" در کمپ و مورد احترام همه است، هم‌زمان با فاطمه و بدون آن‌که او بداند، به توالت عمومی مردانه‌ دیوار به دیوار می‌آید و در خلوت نیمه‌شب با صدای ناله‌های فاطمه، خودارضایی می‌کند.

او هر نیمه‌شب وحشت‌زده است که کسی از اهالی کمپ او را ببیند و تمام آبرو و اعتبارش بر باد برود، همان‌طور که فاطمه هر نیمه‌شب می‌لرزد که کسی وارد توالت شود و ناله‌های او را بشنود و بی‌حیثیت شود.

"دباغ که در دهه ۱۹۸۰ میلادی در کویت بزرگ شد، می‌نویسد او هم مثل بسیاری دیگر از زنان نوجوان و جوان با حس خشم و گاهی انزجار از محیط و فرهنگی که در آن می‌زیست، رشد کرد"هم‌زمان هر دو نمی‌توانند از این "لذت ممنوعه" دست بکشند. داستان به دردناکی این واقعیت را تصویر می‌کند که فاطمه تا وقتی شوهر داشت، هرگز ندانست لذت جنسی چیست و بدن‌اش چه قابلیت‌هایی دارد. "تکه گوشتی" بود در اختیار امیال شوهر. باید بیوه می‌شد تا در خلوت هراسناک یک توالت عمومی بفهمد بدن‌اش چه ویژگی‌هایی دارد و چه امیالی.

در برخی آثار کهن که الدباغ برای این مجموعه انتخاب کرده، به نقش دوگانه‌ "حرمسرا" تاکید می‌شود: فضایی که به درستی با زن‌ستیزی، زندانی کردن زنان و قدرت مردان گره خورده است، هم‌زمان جایی هم بود که "فضای امن" زنان برای کشف تن و لذت بود.

تنها جایی که دور از چشم مردان و زورگویی و وحشی‌گری و اراده‌ آن‌ها، می‌توانستند نه تنها تن خود و زنی دیگر را کشف و تجربه کنند که مجال تاملی در غلیان احساسات خود داشته باشند.

عُلیَّة بنت المهدی، خواهر هارون الرشید، زنی بود که هم‌زمان با مردان و زنان رابطه داشت. عنوان این کتاب - "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم" - برگرفته از شعری است درباره‌ی عُلیَّة بنت المهدی که از چارچوب‌های زمانه بیرون زده بود. در بخشی از این شعر می‌خوانیم: "ما در میان جمع، با نشانه‌ها می‌نویسیم/ کنایه‌های ضمنی را بدون خط می‌نویسیم". در بسیاری از آثار کتاب این نشانه‌ها، سمبل‌ها و استعاره‌ها به چشم می‌خورند و درک دقیق‌تری از تاریخ فرهنگی این نشانه‌ها به مخاطب می‌دهند.

"پیش از این گلچینی ادبی از زنان عرب منتشر نشده که همه نشانه‌ها بر محور عشق، شهوت و ادبیات اروتیک زنان عرب باشد"

منبع تصویر،

Thinkstock

توضیح تصویر،

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم"، تصاویر متنوع و جذابی است از تاریخ هزاران ساله‌ اروتیک‌نویسی زنان عرب، پنجره‌ای به جهانی که اغلب یا سانسور شده، یا نادیده گرفته شده یا به تعمد به گوشه‌ای رانده شده تا دور از چشم مخاطب، خاک بخورد

الدباغ در مقدمه‌ کتاب توضیح می‌دهد که این همه کلیشه و محدودیت جنسی و جنسیتی، در دوران پیش از اسلام و قرن اول و دوم بعد از اسلام، رایج نبود یا وجود نداشت. آن‌چه بیش از همه به این دریای کلیشه و نقش‌های جنسیتی در جهان عرب دامن زد، میراث تلخ امپریالیسم است. بسیاری از آثار کهن و کلاسیک منتخب در این مجموعه نیز، مضامینی همچون اختیار کردن چند شریک جنسی چه برای زن و چه برای مرد دارد. بسیاری از آثار زنان معاصر، یا در ناکجاآباد می‌گذرد یا در دورانی دیگر. برای مثال سعیدة روّاس، نویسنده مراکشی‌تبار اهل لندن، در داستان "داستان یک دختر رها"، به دوران کهن بازگشته و عشق اساطیری "پسوخه و اروس" را جور دیگر تصور کرده و نوشته است.



یُسرا سمیر عمران، نویسنده‌ی مصری، در داستان "هیچ وابستگی نداشته باش"، زن مجرد سی‌وچندساله‌ای در قطر را روایت کرده که در توییتر با مرد متاهلی در عربستان سعودی آشنا می‌شود. مرد هر از چندگاهی برای سفر به قطر می‌آید و زن را در هتلی مخفیانه می‌بیند. مرد به محض این‌که می‌فهمد زن به او احساسی پیدا کرده، ناگهان غیب می‌شود، شناسه‌ توئیتر خود را حذف می‌کند و دیگر جواب هیچ پیغامی از سوی زن را نمی‌دهد. داستان پر از نشانه‌های فرهنگی مهمی است که روایتی از وضعیت پیچیده و طبقاتی برطرف کردن نیاز جنسی خارج از چارچوب ازدواج می‌دهد. مثلا همین که زن و مرد فقط می‌توانند در هتل‌های ۵ ستاره و لوکس یکدیگر را ببینند، چون فقط این هتل‌هایند که چشم‌شان را بر روی این واقعیت می‌بندند که زن و مرد با هم ازدواج نکردند.

"بسیاری از این آثار در زمان حیات نویسنده یا همین حالا در کشور آن‌ها ممنوع شد یا گرفتار تیغ سانسور"

در بسیاری از آثار این مجموعه، بر اهمیت و تاثیر واژه‌ها در هر رابطه‌ عاشقانه و تنانه به شکلی تاکید شده است. در طول قرن‌ها، واژه‌ها عشاق را به یکدیگر نزدیک یا از هم دور کردند. در برخی آثار، زنان نویسنده به زیبایی تصویر کردند که این "شرم تاریخی" تحمیلی و "احساس گناه" بر زنان عرب، چطور آن‌ها را مدام در وضعیت تعلیق و عذاب قرار می‌دهد: رودربایستی با خودشان، با شریک زندگی‌شان، با مرد/زنی که دوست دارند و … و به تصویر کشیدن آن لذت ناب و یگانه‌ی عبور کردن از این شرم و اجبار به سکوت و پنهان‌کاری تاریخی. بسیاری از آثار این مجموعه همچنین تصویری از رابطه‌ی نابرابر میان زنان و مردان‌ چه در عشق، چه در شهوت و چه در چهاردیواری اتاق خواب‌اند.

در پاره‌ای از رمان "چشم خورشید" به قلم اهداف سویف، نویسنده‌ اهل مصر، این چالش و رنج رابطه‌ نابرابر به روشنی روایت شده است. وقتی عرف و سنت و کلیشه‌های جنسیتی، چنان سایه‌ مهیب و بن‌بست تحمیلی بر سر رابطه زن و شوهر می‌اندازند که کلمه‌ ندارند تا درباره‌ رابطه‌ی جنسی خود صحبت کنند، یک صحبت رک‌ و راست، واقعی و صادقانه.



"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم"، تصاویر متنوع و جذابی است از تاریخ هزاران ساله‌ اروتیک‌نویسی زنان عرب، پنجره‌ای به جهانی که اغلب یا سانسور شده، یا نادیده گرفته شده یا به تعمد به گوشه‌ای رانده شده تا دور از چشم مخاطب، خاک بخورد. تصویری از سرکوب، هراس، وحشت و ناامنی، عذاب وجدان، شور و اشتیاق و لذت زنان عرب در تجربه‌ جهان سرشار از باید و نباید تن و عشق‌ورزی. انگار که کماکان طنین فریاد خسته‌ علیه بنت المهدی از دوران خلافت هارون الرشید تا همین امروز طنین‌انداز است: "پروردگارا! خواستن و این میل، جرم نیست".

  • کتابی که تصویر رایج سکس در جهان عرب را به چالش می‌کشد
  • چند نامه از نویسندگان عرب به جنبش‌های انقلابی
  • داستان علمی- تخیلی؛ برخورد نزدیک از نوع عربی
  • حنا مینه، نویسنده‌ای که از دمشق نگریخت

ادبیات اروتیک زنان عرب؛ سه‌هزار سال 'عشق و شهوت'

  • فرناز سیفی
  • نویسنده و روزنامه‌نگار
نویسندگان زن جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه‌ی عشق رفتند
توضیح تصویر،

نویسندگان زن جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه‌ عشق رفتند

"مجسمه کوچکی در محفظه‌ شیشه‌ای شماره‌ ۳۸ در موزه‌ ملی دمشق جا خوش کرده است. مجسمه‌ای از "ایشتار" که الهه‌ زیبایی و عشق آشوری‌ها است. مجسمه‌ای برهنه که با چشم‌های چهار طاق باز، در چشم مخاطب می‌نگرد. اگر این کتاب و هدفی که پشت آن است نمادی داشته باشد، همین مجسمه‌ کوچک و مشت‌های گره‌کرده‌ اوست".

این جملات آغازین کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ عرب" است. کتابی که گلچینی ادبی از ۱۰۱ اثر ادبی (شعر، داستان، پاره‌ای از رمان، مقاله) از ۷۵ زن نویسنده‌ی عرب در ۳ هزار سال گذشته است. زنانی که از پیشینه‌های گوناگون‌اند، برخی از آن‌ها پیش از این هرگز اثری منتشر نکرده بودند، دو نفر ناشناس‌اند، برخی به جبر زمانه تنها با نام مستعار جرات کردند و نوشتند، برخی با این‌که عرب‌تبار بودند به زبان عربی چیزی ننوشتند، زنانی از اندلس و دمشق گرفته تا برلین و نیویورک.

سلمى الدباغ، نویسنده‌ فلسطینی - بریتانیایی، سردبیری این گلچین ادبی را برعهده داشت. دباغ که در دهه ۱۹۸۰ میلادی در کویت بزرگ شد، می‌نویسد او هم مثل بسیاری دیگر از زنان نوجوان و جوان با حس خشم و گاهی انزجار از محیط و فرهنگی که در آن می‌زیست، رشد کرد. سال‌ها بعد که دوباره سفر به کشورهای عربی را شروع کرد و به سراغ گنجینه‌ ادبیات عرب رفت، فهمید چقدر ادبیات غنی عرب به دور از کلیشه‌ها است و چطور در گذر هزاره‌ها، زنان عرب از عشق، تن، لذت جنسی و شهوت نوشتند و می‌نویسند و برخلاف کلیشه‌های رایج، قلم خود را از نوشتن از این شخصی‌ترین و درونی‌ترین امیال، دور نکردند.

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم" در نوع خود اولین اثر از این دست است. پیش از این گلچینی ادبی از زنان عرب منتشر نشده که همه نشانه‌ها بر محور عشق، شهوت و ادبیات اروتیک زنان عرب باشد.

زنانی که از مذاهب گوناگون کشورهای عرب‌اند، گاه حتی قبل از پیامبران خود متولد شده و زیستند، زنانی که صرفا نویسنده نبودند، گاه خانه‌دار بودند و گاه وکیل، بعضی مهندس و برخی دانشگاهی، بعضی کم‌سواد و برخی دارای مدارج عالی تحصیلی، برخی متمول و برخی برده و اسیر و … . سلمى الدباغ، حواسش بود که از زنان دگرباش جنسی نیز آثاری را در این گلچین ادبی جا دهد. بسیاری از این آثار در زمان حیات نویسنده یا همین حالا در کشور آن‌ها ممنوع شد یا گرفتار تیغ سانسور.

توضیح تصویر،

جلد کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ی عرب"

الدباغ توضیح می‌دهد که چطور کاوش‌های تاریخی نشان می‌دهد زنان جهان عرب، سالیان سال قبل از این‌که زنان در جهان انگلیسی زبان دست به قلم شوند و کتابی منتشر کنند، می‌نوشتند و صدایی داشتند. بیش از هزار سال پیش در بغداد، زنی شاعر - جارية الناطفي - به عضویت مهم‌ترین گروه ادبی بغداد به نام "گروه مجنون" پذیرفته شد، گروهی که اتفاقا بسیاری از اشعارشان محتوایی اروتیک داشت. سروده‌های او چنان گیرا و خوب بود که مردان شاعر مطرح آن دوران از جمله أبو نواس به او حسادت می‌کردند، شاعری که نام او در ادبیات کهن عرب با سروده‌هایی در باب شراب و نوش‌خواری گره خورده است.

بررسی‌های او و دیگران نشان می‌دهد که زنان جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه عشق رفتند.

افول و اوج اروتیک‌نویسی زنان عرب

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

دو دوره مهم، خلافت بنی‌امیه و بنی عباس بود که دوران آرامش، ثبات نسبی و امکانات بیشتر بود و بسیاری از شاعران و نویسندگان این دوران از جمله زنان دست به قلم، به سراغ نوشتن از "لذت‌های دنیوی" رفتند. شواهد بازمانده از این دوران نشان می‌دهد که در پاره‌ای از دوران خلافت عباسیون، زنان می‌توانستند اگر از رابطه جنسی با همسر خود رضایت نداشتند، درخواست طلاق کنند.

سقوط اندلس در سال ۱۴۹۲ میلادی نقطه‌ عطف غم‌انگیزی در اروتیک‌نویسی زنان عرب است؛ نه تنها بسیاری از آثار قبلی آن‌ها در این دوران نابود شد و از دست رفت، بلکه تا چند صد سال بعد، انگشت‌شمار زنانی به سراغ نوشتن از این تابوها رفتند یا اگر هم نوشتند، آثار آن‌ها هرگز چاپ نشد یا باقی نماند.

آغاز قرن نوزدهم میلادی، نقطه عطف مهم دیگری است که بار دیگر شاعران و نویسندگان عرب به اروتیک‌نویسی رو آوردند.

اهالی ادبیات به ویژه در امپراتوری عثمانی و مصر به سراغ انتقاد از موضوعاتی مثل ازدواج اجباری رفتند و بار دیگر جرات نوشتن از میل و نیاز تن، بیشتر شد.

زینب فواز، داستان‌نویس و فعال حقوق زنان که از شیعیان لبنان بود، یکی از شاخص‌ترین زنان اهل قلم در این دوران است که چه در مقالات خود در روزنامه‌ها و چه در داستان‌هایی که می‌نوشت، جرات کرد و از نیاز جنسی زنان، عشق ممنوعه و تن زن نوشت و از ازدواج اجباری انتقاد کرد.

او که خود بانی تشکیل یک جمع ادبی شد، در اولین رمان خود به نام "پایان خوش" با جسارت این مساله را مطرح کرد که عشق بدون احترام متقابل، ارزشی ندارد و عشق و احترام را به لزوم وجود یک فضای سیاسی معقول گره زد.

او شاید یکی از اولین کسانی بود که مساله عشق فردی انسان‌ها را جدا از واقعیت سیاسی جامعه ندید و از تاثیر گاه ویران‌گر و مخرب یک فضای سیاسی مسموم بر چهاردیواری عشق نوشت. زینب فواز یکی از زنان به غایت موثر در انگیزه‌بخشی و جرات دادن به دیگر زنان عرب بود تا دست به قلم شوند و از آن‌چه در سر و دل‌شان می‌گذرد، بنویسند.

کنارزدن کلیشه‌ها و نقش‌های جنسیتی

یکی از نکات مهم این گلچین ادبی این‌جاست که سلمى الدباغ تلاش کرده تا در آثار، تقلای زنان عرب در نسبت خود با شهوت، میل و نیاز جنسی و لذت تن را نشان دهد.

او حواسش هست این کلیشه‌ رایج را به چالش بکشد که زنان عرب چیزی از میل جنسی و لذت تن ننوشتند و با شواهد نشان دهد که هزاران سال است از این موضوعات می‌نویسند، اما در عین‌حال این چالش مداوم را هم نشان می‌دهد که زنان چطور همیشه و تا همین امروز درگیر این تابوهای رایج جامعه‌ حتی در ذهن خودشان‌اند و چطور نوشتن از سکس و عشق و نیاز تن، نه تنها شجاعت مواجهه با جامعه که جرات کنار آمدن با این درگیری‌های ذهنی را نیز می‌طلبد. در میان آثار این مجموعه، این درگیری و تقلای ذهنی در آثار زنان معاصر، چشمگیرتر است تا زنانی که صدها سال قبل می‌زیستند.

در یکی از گیراترین آثار این کتاب، قصه‌ "شیر انجیر" از سامیة عیسی، نویسنده‌ لبنانی را می‌خوانیم که این تقلا را به غایت تاثیرگذار، تصویر کرده است. قصه در یک کمپ پناهجویی فلسطینی‌ها می‌گذرد. فاطمه، که زنی چهل‌وچندساله و بیوه است، نیمه شب که همه خواب‌اند به توالت عمومی کمپ می‌رود و در تنهایی خودارضایی می‌کند. رکعت که رئیس "کمیته‌ مردمی" در کمپ و مورد احترام همه است، هم‌زمان با فاطمه و بدون آن‌که او بداند، به توالت عمومی مردانه‌ دیوار به دیوار می‌آید و در خلوت نیمه‌شب با صدای ناله‌های فاطمه، خودارضایی می‌کند.

او هر نیمه‌شب وحشت‌زده است که کسی از اهالی کمپ او را ببیند و تمام آبرو و اعتبارش بر باد برود، همان‌طور که فاطمه هر نیمه‌شب می‌لرزد که کسی وارد توالت شود و ناله‌های او را بشنود و بی‌حیثیت شود. هم‌زمان هر دو نمی‌توانند از این "لذت ممنوعه" دست بکشند. داستان به دردناکی این واقعیت را تصویر می‌کند که فاطمه تا وقتی شوهر داشت، هرگز ندانست لذت جنسی چیست و بدن‌اش چه قابلیت‌هایی دارد. "تکه گوشتی" بود در اختیار امیال شوهر. باید بیوه می‌شد تا در خلوت هراسناک یک توالت عمومی بفهمد بدن‌اش چه ویژگی‌هایی دارد و چه امیالی.

در برخی آثار کهن که الدباغ برای این مجموعه انتخاب کرده، به نقش دوگانه‌ "حرمسرا" تاکید می‌شود: فضایی که به درستی با زن‌ستیزی، زندانی کردن زنان و قدرت مردان گره خورده است، هم‌زمان جایی هم بود که "فضای امن" زنان برای کشف تن و لذت بود. تنها جایی که دور از چشم مردان و زورگویی و وحشی‌گری و اراده‌ آن‌ها، می‌توانستند نه تنها تن خود و زنی دیگر را کشف و تجربه کنند که مجال تاملی در غلیان احساسات خود داشته باشند.

عُليَّة بنت المهدی، خواهر هارون الرشید، زنی بود که هم‌زمان با مردان و زنان رابطه داشت. عنوان این کتاب - "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم" - برگرفته از شعری است درباره‌ی عُليَّة بنت المهدی که از چارچوب‌های زمانه بیرون زده بود. در بخشی از این شعر می‌خوانیم: "ما در میان جمع، با نشانه‌ها می‌نویسیم/ کنایه‌های ضمنی را بدون خط می‌نویسیم". در بسیاری از آثار کتاب این نشانه‌ها، سمبل‌ها و استعاره‌ها به چشم می‌خورند و درک دقیق‌تری از تاریخ فرهنگی این نشانه‌ها به مخاطب می‌دهند.

منبع تصویر، Thinkstock

توضیح تصویر،

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم"، تصاویر متنوع و جذابی است از تاریخ هزاران ساله‌ اروتیک‌نویسی زنان عرب، پنجره‌ای به جهانی که اغلب یا سانسور شده، یا نادیده گرفته شده یا به تعمد به گوشه‌ای رانده شده تا دور از چشم مخاطب، خاک بخورد

الدباغ در مقدمه‌ کتاب توضیح می‌دهد که این همه کلیشه و محدودیت جنسی و جنسیتی، در دوران پیش از اسلام و قرن اول و دوم بعد از اسلام، رایج نبود یا وجود نداشت. آن‌چه بیش از همه به این دریای کلیشه و نقش‌های جنسیتی در جهان عرب دامن زد، میراث تلخ امپریالیسم است. بسیاری از آثار کهن و کلاسیک منتخب در این مجموعه نیز، مضامینی همچون اختیار کردن چند شریک جنسی چه برای زن و چه برای مرد دارد. بسیاری از آثار زنان معاصر، یا در ناکجاآباد می‌گذرد یا در دورانی دیگر. برای مثال سعیدة روّاس، نویسنده مراکشی‌تبار اهل لندن، در داستان "داستان یک دختر رها"، به دوران کهن بازگشته و عشق اساطیری "پسوخه و اروس" را جور دیگر تصور کرده و نوشته است.

یُسرا سمیر عمران، نویسنده‌ی مصری، در داستان "هیچ وابستگی نداشته باش"، زن مجرد سی‌وچندساله‌ای در قطر را روایت کرده که در توییتر با مرد متاهلی در عربستان سعودی آشنا می‌شود. مرد هر از چندگاهی برای سفر به قطر می‌آید و زن را در هتلی مخفیانه می‌بیند. مرد به محض این‌که می‌فهمد زن به او احساسی پیدا کرده، ناگهان غیب می‌شود، شناسه‌ توئیتر خود را حذف می‌کند و دیگر جواب هیچ پیغامی از سوی زن را نمی‌دهد. داستان پر از نشانه‌های فرهنگی مهمی است که روایتی از وضعیت پیچیده و طبقاتی برطرف کردن نیاز جنسی خارج از چارچوب ازدواج می‌دهد. مثلا همین که زن و مرد فقط می‌توانند در هتل‌های ۵ ستاره و لوکس یکدیگر را ببینند، چون فقط این هتل‌هایند که چشم‌شان را بر روی این واقعیت می‌بندند که زن و مرد با هم ازدواج نکردند.

در بسیاری از آثار این مجموعه، بر اهمیت و تاثیر واژه‌ها در هر رابطه‌ عاشقانه و تنانه به شکلی تاکید شده است. در طول قرن‌ها، واژه‌ها عشاق را به یکدیگر نزدیک یا از هم دور کردند. در برخی آثار، زنان نویسنده به زیبایی تصویر کردند که این "شرم تاریخی" تحمیلی و "احساس گناه" بر زنان عرب، چطور آن‌ها را مدام در وضعیت تعلیق و عذاب قرار می‌دهد: رودربایستی با خودشان، با شریک زندگی‌شان، با مرد/زنی که دوست دارند و … و به تصویر کشیدن آن لذت ناب و یگانه‌ی عبور کردن از این شرم و اجبار به سکوت و پنهان‌کاری تاریخی. بسیاری از آثار این مجموعه همچنین تصویری از رابطه‌ی نابرابر میان زنان و مردان‌ چه در عشق، چه در شهوت و چه در چهاردیواری اتاق خواب‌اند.

در پاره‌ای از رمان "چشم خورشید" به قلم اهداف سویف، نویسنده‌ اهل مصر، این چالش و رنج رابطه‌ نابرابر به روشنی روایت شده است. وقتی عرف و سنت و کلیشه‌های جنسیتی، چنان سایه‌ مهیب و بن‌بست تحمیلی بر سر رابطه زن و شوهر می‌اندازند که کلمه‌ ندارند تا درباره‌ رابطه‌ی جنسی خود صحبت کنند، یک صحبت رک‌ و راست، واقعی و صادقانه.

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم"، تصاویر متنوع و جذابی است از تاریخ هزاران ساله‌ اروتیک‌نویسی زنان عرب، پنجره‌ای به جهانی که اغلب یا سانسور شده، یا نادیده گرفته شده یا به تعمد به گوشه‌ای رانده شده تا دور از چشم مخاطب، خاک بخورد. تصویری از سرکوب، هراس، وحشت و ناامنی، عذاب وجدان، شور و اشتیاق و لذت زنان عرب در تجربه‌ جهان سرشار از باید و نباید تن و عشق‌ورزی. انگار که کماکان طنین فریاد خسته‌ علیه بنت المهدی از دوران خلافت هارون الرشید تا همین امروز طنین‌انداز است: "پروردگارا! خواستن و این میل، جرم نیست".

&config=http://www.bbc.co.uk/worldservice/scripts/core/2/emp_jsapi_config.xml?212&relatedLinksCarousel=false&embedReferer=http://www.bbc.co.uk/persian/&config_settings_language=en&config_settings_showFooter=false&domId=emp-15228070&config_settings_autoPlay=true&config_settings_displayMode=standard&config_settings_showPopoutButton=true&uxHighlightColour=0xff0000&showShareButton=true&config.plugins.fmtjLiveStats.pageType=t2_eav1_Started&embedPageUrl=$pageurl&messagesFileUrl=http://www.bbc.co.uk/worldservice/emp/3/vocab/en.xml&config_settings_autoPlay=false" />

ادبیات اروتیک زنان عرب؛ سه‌هزار سال 'عشق و شهوت'

  • فرناز سیفی
  • نویسنده و روزنامه‌نگار
نویسندگان زن جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه‌ی عشق رفتند
توضیح تصویر،

نویسندگان زن جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه‌ عشق رفتند

"مجسمه کوچکی در محفظه‌ شیشه‌ای شماره‌ ۳۸ در موزه‌ ملی دمشق جا خوش کرده است. مجسمه‌ای از "ایشتار" که الهه‌ زیبایی و عشق آشوری‌ها است. مجسمه‌ای برهنه که با چشم‌های چهار طاق باز، در چشم مخاطب می‌نگرد. اگر این کتاب و هدفی که پشت آن است نمادی داشته باشد، همین مجسمه‌ کوچک و مشت‌های گره‌کرده‌ اوست".

این جملات آغازین کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ عرب" است. کتابی که گلچینی ادبی از ۱۰۱ اثر ادبی (شعر، داستان، پاره‌ای از رمان، مقاله) از ۷۵ زن نویسنده‌ی عرب در ۳ هزار سال گذشته است. زنانی که از پیشینه‌های گوناگون‌اند، برخی از آن‌ها پیش از این هرگز اثری منتشر نکرده بودند، دو نفر ناشناس‌اند، برخی به جبر زمانه تنها با نام مستعار جرات کردند و نوشتند، برخی با این‌که عرب‌تبار بودند به زبان عربی چیزی ننوشتند، زنانی از اندلس و دمشق گرفته تا برلین و نیویورک.

سلمى الدباغ، نویسنده‌ فلسطینی - بریتانیایی، سردبیری این گلچین ادبی را برعهده داشت. دباغ که در دهه ۱۹۸۰ میلادی در کویت بزرگ شد، می‌نویسد او هم مثل بسیاری دیگر از زنان نوجوان و جوان با حس خشم و گاهی انزجار از محیط و فرهنگی که در آن می‌زیست، رشد کرد. سال‌ها بعد که دوباره سفر به کشورهای عربی را شروع کرد و به سراغ گنجینه‌ ادبیات عرب رفت، فهمید چقدر ادبیات غنی عرب به دور از کلیشه‌ها است و چطور در گذر هزاره‌ها، زنان عرب از عشق، تن، لذت جنسی و شهوت نوشتند و می‌نویسند و برخلاف کلیشه‌های رایج، قلم خود را از نوشتن از این شخصی‌ترین و درونی‌ترین امیال، دور نکردند.

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم" در نوع خود اولین اثر از این دست است. پیش از این گلچینی ادبی از زنان عرب منتشر نشده که همه نشانه‌ها بر محور عشق، شهوت و ادبیات اروتیک زنان عرب باشد.

زنانی که از مذاهب گوناگون کشورهای عرب‌اند، گاه حتی قبل از پیامبران خود متولد شده و زیستند، زنانی که صرفا نویسنده نبودند، گاه خانه‌دار بودند و گاه وکیل، بعضی مهندس و برخی دانشگاهی، بعضی کم‌سواد و برخی دارای مدارج عالی تحصیلی، برخی متمول و برخی برده و اسیر و … . سلمى الدباغ، حواسش بود که از زنان دگرباش جنسی نیز آثاری را در این گلچین ادبی جا دهد. بسیاری از این آثار در زمان حیات نویسنده یا همین حالا در کشور آن‌ها ممنوع شد یا گرفتار تیغ سانسور.

توضیح تصویر،

جلد کتاب "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم - عشق و شهوت به قلم زنان نویسنده‌ی عرب"

الدباغ توضیح می‌دهد که چطور کاوش‌های تاریخی نشان می‌دهد زنان جهان عرب، سالیان سال قبل از این‌که زنان در جهان انگلیسی زبان دست به قلم شوند و کتابی منتشر کنند، می‌نوشتند و صدایی داشتند. بیش از هزار سال پیش در بغداد، زنی شاعر - جارية الناطفي - به عضویت مهم‌ترین گروه ادبی بغداد به نام "گروه مجنون" پذیرفته شد، گروهی که اتفاقا بسیاری از اشعارشان محتوایی اروتیک داشت. سروده‌های او چنان گیرا و خوب بود که مردان شاعر مطرح آن دوران از جمله أبو نواس به او حسادت می‌کردند، شاعری که نام او در ادبیات کهن عرب با سروده‌هایی در باب شراب و نوش‌خواری گره خورده است.

بررسی‌های او و دیگران نشان می‌دهد که زنان جهان عرب چه در زمان صلح و آرامش و چه در اوج بحران و جنگ و بردگی و اسارت، به سراغ اروتیک‌نویسی و نوشتن از ممنوعه عشق رفتند.

افول و اوج اروتیک‌نویسی زنان عرب

از پادکست رد شوید و به خواندن ادامه دهید
پادکست
رادیو فارسی بی‌بی‌سی

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی – دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱

پادکست

پایان پادکست

دو دوره مهم، خلافت بنی‌امیه و بنی عباس بود که دوران آرامش، ثبات نسبی و امکانات بیشتر بود و بسیاری از شاعران و نویسندگان این دوران از جمله زنان دست به قلم، به سراغ نوشتن از "لذت‌های دنیوی" رفتند. شواهد بازمانده از این دوران نشان می‌دهد که در پاره‌ای از دوران خلافت عباسیون، زنان می‌توانستند اگر از رابطه جنسی با همسر خود رضایت نداشتند، درخواست طلاق کنند.

سقوط اندلس در سال ۱۴۹۲ میلادی نقطه‌ عطف غم‌انگیزی در اروتیک‌نویسی زنان عرب است؛ نه تنها بسیاری از آثار قبلی آن‌ها در این دوران نابود شد و از دست رفت، بلکه تا چند صد سال بعد، انگشت‌شمار زنانی به سراغ نوشتن از این تابوها رفتند یا اگر هم نوشتند، آثار آن‌ها هرگز چاپ نشد یا باقی نماند.

آغاز قرن نوزدهم میلادی، نقطه عطف مهم دیگری است که بار دیگر شاعران و نویسندگان عرب به اروتیک‌نویسی رو آوردند.

اهالی ادبیات به ویژه در امپراتوری عثمانی و مصر به سراغ انتقاد از موضوعاتی مثل ازدواج اجباری رفتند و بار دیگر جرات نوشتن از میل و نیاز تن، بیشتر شد.

زینب فواز، داستان‌نویس و فعال حقوق زنان که از شیعیان لبنان بود، یکی از شاخص‌ترین زنان اهل قلم در این دوران است که چه در مقالات خود در روزنامه‌ها و چه در داستان‌هایی که می‌نوشت، جرات کرد و از نیاز جنسی زنان، عشق ممنوعه و تن زن نوشت و از ازدواج اجباری انتقاد کرد.

او که خود بانی تشکیل یک جمع ادبی شد، در اولین رمان خود به نام "پایان خوش" با جسارت این مساله را مطرح کرد که عشق بدون احترام متقابل، ارزشی ندارد و عشق و احترام را به لزوم وجود یک فضای سیاسی معقول گره زد.

او شاید یکی از اولین کسانی بود که مساله عشق فردی انسان‌ها را جدا از واقعیت سیاسی جامعه ندید و از تاثیر گاه ویران‌گر و مخرب یک فضای سیاسی مسموم بر چهاردیواری عشق نوشت. زینب فواز یکی از زنان به غایت موثر در انگیزه‌بخشی و جرات دادن به دیگر زنان عرب بود تا دست به قلم شوند و از آن‌چه در سر و دل‌شان می‌گذرد، بنویسند.

کنارزدن کلیشه‌ها و نقش‌های جنسیتی

یکی از نکات مهم این گلچین ادبی این‌جاست که سلمى الدباغ تلاش کرده تا در آثار، تقلای زنان عرب در نسبت خود با شهوت، میل و نیاز جنسی و لذت تن را نشان دهد.

او حواسش هست این کلیشه‌ رایج را به چالش بکشد که زنان عرب چیزی از میل جنسی و لذت تن ننوشتند و با شواهد نشان دهد که هزاران سال است از این موضوعات می‌نویسند، اما در عین‌حال این چالش مداوم را هم نشان می‌دهد که زنان چطور همیشه و تا همین امروز درگیر این تابوهای رایج جامعه‌ حتی در ذهن خودشان‌اند و چطور نوشتن از سکس و عشق و نیاز تن، نه تنها شجاعت مواجهه با جامعه که جرات کنار آمدن با این درگیری‌های ذهنی را نیز می‌طلبد. در میان آثار این مجموعه، این درگیری و تقلای ذهنی در آثار زنان معاصر، چشمگیرتر است تا زنانی که صدها سال قبل می‌زیستند.

در یکی از گیراترین آثار این کتاب، قصه‌ "شیر انجیر" از سامیة عیسی، نویسنده‌ لبنانی را می‌خوانیم که این تقلا را به غایت تاثیرگذار، تصویر کرده است. قصه در یک کمپ پناهجویی فلسطینی‌ها می‌گذرد. فاطمه، که زنی چهل‌وچندساله و بیوه است، نیمه شب که همه خواب‌اند به توالت عمومی کمپ می‌رود و در تنهایی خودارضایی می‌کند. رکعت که رئیس "کمیته‌ مردمی" در کمپ و مورد احترام همه است، هم‌زمان با فاطمه و بدون آن‌که او بداند، به توالت عمومی مردانه‌ دیوار به دیوار می‌آید و در خلوت نیمه‌شب با صدای ناله‌های فاطمه، خودارضایی می‌کند.

او هر نیمه‌شب وحشت‌زده است که کسی از اهالی کمپ او را ببیند و تمام آبرو و اعتبارش بر باد برود، همان‌طور که فاطمه هر نیمه‌شب می‌لرزد که کسی وارد توالت شود و ناله‌های او را بشنود و بی‌حیثیت شود. هم‌زمان هر دو نمی‌توانند از این "لذت ممنوعه" دست بکشند. داستان به دردناکی این واقعیت را تصویر می‌کند که فاطمه تا وقتی شوهر داشت، هرگز ندانست لذت جنسی چیست و بدن‌اش چه قابلیت‌هایی دارد. "تکه گوشتی" بود در اختیار امیال شوهر. باید بیوه می‌شد تا در خلوت هراسناک یک توالت عمومی بفهمد بدن‌اش چه ویژگی‌هایی دارد و چه امیالی.

در برخی آثار کهن که الدباغ برای این مجموعه انتخاب کرده، به نقش دوگانه‌ "حرمسرا" تاکید می‌شود: فضایی که به درستی با زن‌ستیزی، زندانی کردن زنان و قدرت مردان گره خورده است، هم‌زمان جایی هم بود که "فضای امن" زنان برای کشف تن و لذت بود. تنها جایی که دور از چشم مردان و زورگویی و وحشی‌گری و اراده‌ آن‌ها، می‌توانستند نه تنها تن خود و زنی دیگر را کشف و تجربه کنند که مجال تاملی در غلیان احساسات خود داشته باشند.

عُليَّة بنت المهدی، خواهر هارون الرشید، زنی بود که هم‌زمان با مردان و زنان رابطه داشت. عنوان این کتاب - "ما با نشانه‌ها می‌نویسیم" - برگرفته از شعری است درباره‌ی عُليَّة بنت المهدی که از چارچوب‌های زمانه بیرون زده بود. در بخشی از این شعر می‌خوانیم: "ما در میان جمع، با نشانه‌ها می‌نویسیم/ کنایه‌های ضمنی را بدون خط می‌نویسیم". در بسیاری از آثار کتاب این نشانه‌ها، سمبل‌ها و استعاره‌ها به چشم می‌خورند و درک دقیق‌تری از تاریخ فرهنگی این نشانه‌ها به مخاطب می‌دهند.

منبع تصویر، Thinkstock

توضیح تصویر،

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم"، تصاویر متنوع و جذابی است از تاریخ هزاران ساله‌ اروتیک‌نویسی زنان عرب، پنجره‌ای به جهانی که اغلب یا سانسور شده، یا نادیده گرفته شده یا به تعمد به گوشه‌ای رانده شده تا دور از چشم مخاطب، خاک بخورد

الدباغ در مقدمه‌ کتاب توضیح می‌دهد که این همه کلیشه و محدودیت جنسی و جنسیتی، در دوران پیش از اسلام و قرن اول و دوم بعد از اسلام، رایج نبود یا وجود نداشت. آن‌چه بیش از همه به این دریای کلیشه و نقش‌های جنسیتی در جهان عرب دامن زد، میراث تلخ امپریالیسم است. بسیاری از آثار کهن و کلاسیک منتخب در این مجموعه نیز، مضامینی همچون اختیار کردن چند شریک جنسی چه برای زن و چه برای مرد دارد. بسیاری از آثار زنان معاصر، یا در ناکجاآباد می‌گذرد یا در دورانی دیگر. برای مثال سعیدة روّاس، نویسنده مراکشی‌تبار اهل لندن، در داستان "داستان یک دختر رها"، به دوران کهن بازگشته و عشق اساطیری "پسوخه و اروس" را جور دیگر تصور کرده و نوشته است.

یُسرا سمیر عمران، نویسنده‌ی مصری، در داستان "هیچ وابستگی نداشته باش"، زن مجرد سی‌وچندساله‌ای در قطر را روایت کرده که در توییتر با مرد متاهلی در عربستان سعودی آشنا می‌شود. مرد هر از چندگاهی برای سفر به قطر می‌آید و زن را در هتلی مخفیانه می‌بیند. مرد به محض این‌که می‌فهمد زن به او احساسی پیدا کرده، ناگهان غیب می‌شود، شناسه‌ توئیتر خود را حذف می‌کند و دیگر جواب هیچ پیغامی از سوی زن را نمی‌دهد. داستان پر از نشانه‌های فرهنگی مهمی است که روایتی از وضعیت پیچیده و طبقاتی برطرف کردن نیاز جنسی خارج از چارچوب ازدواج می‌دهد. مثلا همین که زن و مرد فقط می‌توانند در هتل‌های ۵ ستاره و لوکس یکدیگر را ببینند، چون فقط این هتل‌هایند که چشم‌شان را بر روی این واقعیت می‌بندند که زن و مرد با هم ازدواج نکردند.

در بسیاری از آثار این مجموعه، بر اهمیت و تاثیر واژه‌ها در هر رابطه‌ عاشقانه و تنانه به شکلی تاکید شده است. در طول قرن‌ها، واژه‌ها عشاق را به یکدیگر نزدیک یا از هم دور کردند. در برخی آثار، زنان نویسنده به زیبایی تصویر کردند که این "شرم تاریخی" تحمیلی و "احساس گناه" بر زنان عرب، چطور آن‌ها را مدام در وضعیت تعلیق و عذاب قرار می‌دهد: رودربایستی با خودشان، با شریک زندگی‌شان، با مرد/زنی که دوست دارند و … و به تصویر کشیدن آن لذت ناب و یگانه‌ی عبور کردن از این شرم و اجبار به سکوت و پنهان‌کاری تاریخی. بسیاری از آثار این مجموعه همچنین تصویری از رابطه‌ی نابرابر میان زنان و مردان‌ چه در عشق، چه در شهوت و چه در چهاردیواری اتاق خواب‌اند.

در پاره‌ای از رمان "چشم خورشید" به قلم اهداف سویف، نویسنده‌ اهل مصر، این چالش و رنج رابطه‌ نابرابر به روشنی روایت شده است. وقتی عرف و سنت و کلیشه‌های جنسیتی، چنان سایه‌ مهیب و بن‌بست تحمیلی بر سر رابطه زن و شوهر می‌اندازند که کلمه‌ ندارند تا درباره‌ رابطه‌ی جنسی خود صحبت کنند، یک صحبت رک‌ و راست، واقعی و صادقانه.

"ما با نشانه‌ها می‌نویسیم"، تصاویر متنوع و جذابی است از تاریخ هزاران ساله‌ اروتیک‌نویسی زنان عرب، پنجره‌ای به جهانی که اغلب یا سانسور شده، یا نادیده گرفته شده یا به تعمد به گوشه‌ای رانده شده تا دور از چشم مخاطب، خاک بخورد. تصویری از سرکوب، هراس، وحشت و ناامنی، عذاب وجدان، شور و اشتیاق و لذت زنان عرب در تجربه‌ جهان سرشار از باید و نباید تن و عشق‌ورزی. انگار که کماکان طنین فریاد خسته‌ علیه بنت المهدی از دوران خلافت هارون الرشید تا همین امروز طنین‌انداز است: "پروردگارا! خواستن و این میل، جرم نیست".

&config=http://www.bbc.co.uk/worldservice/scripts/core/2/emp_jsapi_config.xml?212&relatedLinksCarousel=false&embedReferer=http://www.bbc.co.uk/persian/&config_settings_language=en&config_settings_showFooter=false&domId=emp-15228070&config_settings_autoPlay=true&config_settings_displayMode=standard&config_settings_showPopoutButton=true&uxHighlightColour=0xff0000&showShareButton=true&config.plugins.fmtjLiveStats.pageType=t2_eav1_Started&embedPageUrl=$pageurl&messagesFileUrl=http://www.bbc.co.uk/worldservice/emp/3/vocab/en.xml&config_settings_autoPlay=false">

منابع خبر

اخبار مرتبط

رادیو زمانه - ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
رادیو زمانه - ۲۵ فروردین ۱۴۰۱
صدای آلمان - ۱۱ آذر ۱۴۰۰
رادیو زمانه - ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
خبرگزاری دانشجو - ۱۲ دی ۱۴۰۰