سریال خواهران و برادران قسمت ۲۳۹
احمد به آشپزخانه میرود و به شوال میگوید فردا عمر و خواهرانش برای شام به خانهی ما میآیند. شوال تعجب میکند و عصبانی میشود. احمد میگوید من مجبور نیستم به خاطر یک سری تصمیمات دربارهی پسرم از شما اجازه بگیرم، اگر ناراحتید سر آن میز ننشینید و میرود. شوال با خودش میگوید نیایم که تو طناب را دستت بگیری؟
دوروک و آسیه کارشان تمام شده است در پارک روی نیمکت مینشینند و آسیه میبیند دستهای دوروک کمی زخم شده و به او کرم میدهد. دوروک میپرسد کار هر روز همینطور است یا این بار زیاد بوده؟ آسیه میگوید هر روز میتواند اینطور باشد اما من ناراحتم که تو به خاطر من با مادرت دعوا کردی و حالا مجبوری خودت کار کنی، اینطوری ممکن است مریض شوی.
"احمد به آشپزخانه میرود و به شوال میگوید فردا عمر و خواهرانش برای شام به خانهی ما میآیند"دوروک میگوید خوبه! اگر مریض شوم تو از من مراقبت میکنی! آسیه من مجبورم کار کنم. آسیه به دستان دوروک کرم میزند. شنگول و اوگولجان برای فروختن کتلتها بیرون میروند و آیبیکه هم میخواهد امیدجان را نگهدارد و به پارک ببرد.
قبل از صبحانه امل کیسه زباله را میبرد که در سطل بیاندازد. عمر درباره قرار شام میگوید و آسیه میگوید نمیخواهد بیاید و مجبور نیست. دوست ندارد سرپ و مادرش را تحمل کند. عمر هم قبول میکند که آسیه و امل نیایند.
بیشتر ببینید:
سریال خواهران و برادران قسمت ۲۴۰
ژوئن 6, ۲۰۲۳
سریال خواهران و برادران قسمت ۲۳۸
ژوئن 6, ۲۰۲۳ قبلی بعدی
اورهان متوجه دروغ گونول میشود
در رستوران گونول اورهان بستهی گونول را تحویل میگیرد و حلمیه اشتباهی روی آن آب میریزد. اورهان برای این که محتویات بسته خراب نشود تصمیم میگیرد کارتن را خالی کند و با حلمیه میبینند که در کارتن بالشت شکم حاملگی است. اورهان عصبانی میشود و میگوید گونول میخواسته من را گول بزند. در همین لحظه گونول هم وارد میشود.
"احمد میگوید من مجبور نیستم به خاطر یک سری تصمیمات دربارهی پسرم از شما اجازه بگیرم، اگر ناراحتید سر آن میز ننشینید و میرود"اورهان به حرفهایش گوش نمیدهد و میگوید برگهای که به دستت میرسد را امضا کن. همین و از آنجا میرود. برای اطلاع و دسترسی به محض انتشار همین حالا عضو کانال تلگرام پندار شومرتبط
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
