نفوذیها ضربههای زیادی به نیروی هوایی زدند
خبرگزاری مهر،
گروه فرهنگ و ادب _ صادق وفایی: امیر جانباز و آزاده خلبان محمدرضا صلواتی، یکی از خلبانان نیروی هوایی است که روز سوم مهر ۱۳۵۹ پس از بمباران موفق پایگاه هوایی کوت عراق، سقوط کرده و به اسارت دشمن درآمد. او از مهرماه ۱۳۵۹ تا مرداد ۱۳۶۹ یعنی ۱۰ سال در اسارت دشمن ماند و سپس به کشور بازگشت. پیشتر در قالب مقاله کوتاه «یکساعت پس از آتشبس کردستان مهمات هواپیماها را پیاده کردند/فرصتطلبها بین انقلابیها نفوذ کرده بودند» زندگی و کارنامه اینخلبان را مرور کردیم.
اما در ادامه پرونده گفتگو با عقابان آسمان ایران، بنا را بر گفتگو مشروح و رو در رو با امیرْ صلواتی گذاشتیم و پس از یکسال برنامهریزی در نهایت در روزهای ابتدای تیرماه امسال موفق شدیم مهمان وی شویم. اینمهمانی باصفا و بیتشریفات که با صرف ناهار و دستپخت امیرْ صلواتی همراه بود، یکروز پنجشنبه در شیرگاه مازندران برگزار شد. طی ساعاتی هم که مهمان اینکهنه سرباز میهن بودیم، از موضوعات مختلفی صحبت شد.
"اینمهمانی باصفا و بیتشریفات که با صرف ناهار و دستپخت امیرْ صلواتی همراه بود، یکروز پنجشنبه در شیرگاه مازندران برگزار شد"اما یکی از موارد مهمی که در سخنان صلواتی بسامد دارد، نفوذ و ضربههایی است که نفوذیها با ظاهر موجه و شکلوقیافه خودیها زده و میزنند.
محمدرضا صلواتی از نفوذیها یا به تعبیر خودش نامَحْرمان دل خونی دارد و معتقد است کشورمان هنوز هم از دست نامحرمان رنج میکشد. همچنین میگوید همانطور که امام خمینی (ره) گفت، نباید گذاشت کشور به دست نامحرمان بیافتد چون اگر ایناتفاق رخ دهد، آینده ایران معلوم نیست! بههمریختگیهای پایگاه همدان در روزهای انقلاب و تسویهحسابهای شخصی که در آنایام انجام شد، از دیگر موضوعاتی بودند که در اینگفتگو به آنها پرداخته شد و در قسمت اول مشروح گزارش اینگفتگو به چشم میآیند.
مساله نفوذ ضدانقلاب در بدنه انقلابی ازجمله موضوعات مهم و قابل بررسی تاریخ انقلاب و دفاع مقدس است که یکی از بارزترین موارد آن، مسعود کشمیری است که با ظاهر و رفتاری موجه توانست با جلب اعتماد خودیها و نفوذ به بدنه دولت، بمبش را در دفتر نخستوزیری منفجر کرده و رئیسجمهور، نخستوزیر و بسیاری از مسئولان انقلاب را به شهادت برساند. موضوع نفوذ را پیشتر در گفتگو با خلبانان دیگر و مقالات بررسی زندگی آنها مورد دقت قرار دادهایم که برخی از اینمطالب در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:
* «انجام کودتای نقاب یک توهم بود/ در حق محمود اسکندری ظلم کردند»
* «مصر به محمود پیشنهاد خیانت داد امارد کرد/پست فرماندهی جاسوس داشت»
* «ضربههایی که نفوذیها به اسم انقلاب میزدند/چرا صیاد شیرازی با بمباران مسجد موافقت کرد؟»
* «گفتند حتما هواپیمایتان را میزنند ولی شما را برمیگردانیم»
* «توقع نداشتم سرهنگ معزی خیانت کند!»
با پیشینهای که درباره زندگی محمدرضا صلواتی و همچنین مساله نفوذ منتشر کردهایم، مشروح قسمت اول گفتگو با اینجانباز آزاده در ادامه میآید؛
* جناب صلواتی اگر اجازه بدهید، از یکخاطره شروع کنیم. سال ۱۳۵۶ شما در پایگاه همدان بودید که یکسانحه برای شما رخ داد؛ یکپرواز محلی بود که موقع فرود مشکلی پیش آمد و کنترلش کردید.
البته تاریخش ۵۶ نیست. سال ۵۵ بود.
طی ماموریتی رفتیم بندرعباس. آنموقع جنگ ظفار بود در عمان. یکگردان در بندرعباس آماده کردیم و گاهی از اوقات ماموریتهایی انجام میدادیم بهعنوان کمک به نیروهای سلطان قابوس. قبل از انقلاب بود و ما فقط انجام وظیفه میکردیم. کاری نداشتیم دستور از کجاست و به نفع کیست.
"سال ۱۳۵۶ شما در پایگاه همدان بودید که یکسانحه برای شما رخ داد؛ یکپرواز محلی بود که موقع فرود مشکلی پیش آمد و کنترلش کردید.البته تاریخش ۵۶ نیست"بهعنوان یک نظامی، وقتی تکلیفی به ما میدادند انجامش میدادیم.
در پایگاه بندرعباس اسکان گرفتیم و ماموریتها انجام میشد. بعد از ماموریتها هم به بندرعباس برمیگشتیم. یکروز هواپیمایم سر باند دچار اشکال شد و ما انصراف از پرواز دادیم.
* پیش از اینکه بروید ماموریت؟
بله. وقتی برگشتیم هواپیمای دوم را آماده کردیم. روی باند که آماده پرواز شدیم متاسفانه یکموشک از زیر هواپیما شلیک شد.
مِینتِنس و همافرهای خوب ما، زمانیکه هواپیما را آماده میکردند، یک پین را برمیداشتند و موشک لود میشد. وقتی مسئول نگهداری پین را از موشک جدا کرد، موشک عمل کرد و ایشان هم همانجا به درجه شهادت رسید. در نتیجه مجددا انصراف از پرواز دادیم. هواپیما عیب و ایراد پیدا کرده بود. من را با یک کابین عقب با هواپیمای C130 ماموریت فرستادند شیراز.
"یکگردان در بندرعباس آماده کردیم و گاهی از اوقات ماموریتهایی انجام میدادیم بهعنوان کمک به نیروهای سلطان قابوس"در اینماموریت آقای رشیدی کابین عقبم بود. بچه بسیار خوبی که خبری از او ندارم و نمیدانم سرنوشتش در جنگ چه شد.
به شیراز رفتیم و یکهواپیما گرفتیم که برویم بندرعباس و ماموریت را دنبال کنیم. آمدیم داخل رمپ پروازی که دیدم یکی از لاستیکهای هواپیما ترک دارد. با مینتنس و متخصصین فنی که اطراف هواپیما حضور دارند، صحبت کردم و گفتم ترکیدگی لاستیک دارم. بررسی کردند و گفتند لاستیک اوکی است و مشکلی ندارد.
ولی من حواسم به این بود که لاستیک مقداری زدگی دارد. هواپیما را روشن کردم و تاکسی کردیم. قبل از رسیدن به ابتدای باند جهت باد به طور ناگهانی تغییر کرد. برج مراقبت گفت برگردید از توی تاکسیوی بروید آنسر باند و از باند دیگر بلند شوید. من هم موتورها را باز کردم و رفتیم.
"بهعنوان یک نظامی، وقتی تکلیفی به ما میدادند انجامش میدادیم.در پایگاه بندرعباس اسکان گرفتیم و ماموریتها انجام میشد"در نتیجه خیلی روی اینلاستیک راه رفتیم و ترمز کردیم.
دیدم سرعت رفت بالا و صدا هم دارد میآید. هواپیما شروع به لرزش شدید کرد و بهسمتی در باند کشیده شد. همانموقع فهمیدم لاستیک ترکیده استابتدای باند مجوز تیکآف را گرفتم و شروع به تیک آف کردم. دیدم یکصدای آنچنانی آمد. طبق دستورالعمل کتاب هواپیما تا زیر سرعت ۲۵۰ نات میتوانیم ابورت کنیم.
یعنی گاز را بیاوریم عقب و چتر دم را بزنیم. دیدم سرعت رفت بالا و صدا هم دارد میآید. هواپیما شروع به لرزش شدید کرد و بهسمتی در باند کشیده شد. همانموقع فهمیدم لاستیک ترکیده است. کتاب میگوید اگر لاستیکتان بالای سرعتی مشخص ترکید، از زمین بلند شوید، چرختان را جمع نکنید، بنزین را خالی کنید و برگردید به باند! فوم میریزند و هواپیما را بهحالت سینهمال روی زمین مینشانید!
آمادگی این را پیدا کردم که از زمین بلند شویم.
"یکروز هواپیمایم سر باند دچار اشکال شد و ما انصراف از پرواز دادیم.* پیش از اینکه بروید ماموریت؟بله"دماغ هواپیما را آوردم بالا. سرعت به بلند شدن رسیده بود. دیدم یکمقدار که چرخها از زمین بلند میشوند هواپیما میرود بهسمت چپ. دوباره گذاشتمش روی باند. سرعت را یکمقدار زیادتر کردم و بلند شدم.
اما هواپیما حالت پرواز نگرفت. مسافتشمار اطراف باند را زیرچشمی نگاه میکردم. باندهای شکاریها معمولا ۱۳ هزارپاست که بین ۲۷۰۰ تا ۳ هزار پا باید تیک آف کرده باشیم. دیگر به ۸ هزار پا رسیده بودیم و دیدم هواپیما بلند نمیشود. بلافاصله دماغ هواپیما را گذاشتم زمین.
"مِینتِنس و همافرهای خوب ما، زمانیکه هواپیما را آماده میکردند، یک پین را برمیداشتند و موشک لود میشد"طبق تعالیم کتاب، سوییچی روی هوایپما هست که آن را گرفتم و لاستیک سمت راستم را هم ترکاندم. چون با دو لاستیک ترکیده بهتر کنترل میشد. هواپیما سُر میخورد و میخواست از باند بیرون برود اما توانستم آن را کنترل کنم. رفتم روی ترمزها و چتر دم را زدم. طبق کتاب در آنسرعت، چتر دم عمل نمیکند.
یعنی باز نمیشود. مثل یک طناب از انتهای هواپیما میآید بیرون. در نتیجه باز نشد. سپس گاز را بستم و هوک را زدم.
* که توی بریریر گیر کند.
بله. متاسفانه اینقدر سرعتمان بالا بود که برییر از یکطرف کنده شد.
"وقتی مسئول نگهداری پین را از موشک جدا کرد، موشک عمل کرد و ایشان هم همانجا به درجه شهادت رسید"نفهمیدم چه شد. یکبرییر هم ته باند هست که تور است. کنترل این برییر دست برج مراقبت است که بلافاصله از آن استفاده کردند. من رفتم داخل تور. اینقدر ترمز کرده بودم که رینگهای هواپیما ذوب شده بود.
خدا خیلی رحم کرد چون یک باک بنزین اضافه هم داشتیم.
* سنتر بود؟
بله. حال خوشی نداشتم. آقایان و دوستان هم دیدند فاصله باک با سطح باند چند سانتیمتر بیشتر نبود. خدا خیلی کمک کرد. فقط خدا کمک کرد.
"بچه بسیار خوبی که خبری از او ندارم و نمیدانم سرنوشتش در جنگ چه شد.به شیراز رفتیم و یکهواپیما گرفتیم که برویم بندرعباس و ماموریت را دنبال کنیم"من مقداری آسیب دیدم. توقف کامل کردیم و ما را پایین آوردند. کابین عقبم را هم پایین آوردند. مستشاران آمریکایی هم بودند. یکیشان دنبال خلبان هواپیما میگشت که به او گفتند همانی است که پایین هواپیما دراز کشیده است.
بعد آمبولانس آمد و ما را برد. مراحل بازجویی و بررسی سانحه هم طی شد. بعد از مدتی هم به پایگاه خودمان برگشتیم.
* در ظفار ماموریتها چه بود؟ بمباران یا درگیری نظامی پیش آمد یا فقط شکستن دیوار صوتی بود؟
هدف اصلی، حضور نیروی هوایی و ارتش در آن درگیری بود. حضورش مهم بود؛ فقط اعلان حضور. این را که چهچیزی بین سران مملکتها گذشت نمیدانم.
* فقط پرواز عبوری کافی بود؟
بعضیماموریتها عبوری بودند؛ از روی سنگرها با سرعت نزدیک به سرعت صوت.
"با مینتنس و متخصصین فنی که اطراف هواپیما حضور دارند، صحبت کردم و گفتم ترکیدگی لاستیک دارم"گاهی هم دستور میآمد سنگرها را با راکت بزنند. پایگاه اضطراری ما هم در برگشت پایگاه کراچی بود که اگر نتوانستم به ایران برسیم آنجا فرود بیاییم.
* ایناففور که با آنسانحه دادید اففور E بود یا D؟
ئی بود. من هیچوقت با اففور دی پرواز نکردم.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
