آشپزخانه مرکزی زندان فشافویه؛ انگشت آشپز غذای زندانیان شد

آشپزخانه مرکزی زندان فشافویه؛ انگشت آشپز غذای زندانیان شد
رادیو زمانه
پیک ایران - ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰

 آشپزخانه مرکزی زندان فشافویه؛ انگشت آشپز غذای زندانیان شد



۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ – سایت اطلس زندان‌های ایران prisonatlas وضعیت آشپزخانه مرکزی زندان تهران بزرگ (فشافویه) را در فاصله مهر ۱۳۹۹ تا اردیبهشت ۱۴۰۰ بررسی کرده است. روایات شاهدین متعدد وضعیت نگران‌کننده‌ای را ترسیم می‌کند که می‌تواند به عنوان سهل‌انگاری بی‌عقوبت نسبت به سلامت زندانیان، تهدید و اجبار زندانیان به سکوت در مواجهه با بحران و ناکارآمدی و فساد مدیریت زندان تلقی شود.

انگشت آشپز غذای زندانیان شد

یک زندانی به نام مهدی از مدتی قبل مسئول قصابی زندان تهران بزرگ شده بود. در اغلب مواقع زندانیانی که مسئول تهیه غذا هستند، ترجیح می‌دهند نیمی از مراحل آماده‌سازی ناهار روز بعد را در ساعات پایانی شب انجام دهند. قرار بود غذای شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ عدس‌پلو با گوشت چرخ‌کرده باشد. ساعت ۱۰ شب جمعه مهدی گوشت‌ها را در چرخ‌گوشت می‌ریخت که انگشت اشاره دست راستش همراه گوشت‌ها چرخ شد.

"در اغلب مواقع زندانیانی که مسئول تهیه غذا هستند، ترجیح می‌دهند نیمی از مراحل آماده‌سازی ناهار روز بعد را در ساعات پایانی شب انجام دهند"روز بعد زندانیان آشپز که از این پیشامد مطلع بودند، عدس‌پلو نخوردند اما مابقی زندانیان بی‌خبر از ماجرا، وعده آن روز را صرف کردند.

یک شاهد عینی در گفت‌وگو به اطلس گفت تهران بزرگ «به‌قدری بی‌دروپیکر است» که حتی برای انتقال مهدی، آمبولانس اعزام نکردند و کارمندان نقلیه او را با خاور به مرکز درمانی انتقال دادند.

مهدی که بند اول انگشت دست راستش را از دست داده، اکنون خارج از زندان است. به گفته یکی از منابع اطلس، مهدی شکایتی نکرد چون گمان ‌می‌کرد طرف مقابل آن‌قدر قوی و پرنفوذ هست که «لبه تیز پرونده» را به سمت خود او برگرداند.

چرخ‌گوشت صنعتی زندان تهران بزرگ، مدخل عریض‌تری نسبت به چرخ‌گوشت‌های خانگی دارد. در سال گذشته گوشت‌کوب این چرخ‌گوشت معیوب و غیرقابل استفاده شده بود. گوشت‌کوب‌های یدک موجود در زندان نیز سایزهای کوچک‌تری داشتند؛ بنابراین کاربردی نبودند. از آن زمان به بعد که تا امروز نیز ادامه دارد، زندانیان برای هل دادن گوشت به سمت دنده‌مارپیچ از دستان‌شان استفاده می‌کنند.

انگشت مهدی نیز در حین همین کار توسط دستگاه چرخ شده بود.

علاوه بر این چرخ گوشت زندان مدت‌هاست دچار یک مشکلی فنی شده که باعث شده روغن و گریس موتور چرخ گوشت به مجرای عبور گوشت نفوذ کرده و گوشت را به مواد مضر شیمیایی آغشته کند.

از تاریخ مصرف گوشت‌ها ۲ تا ۶ سال گذشته است

بر پایه اطلاعاتی که اطلس زندان‌های ایران جمع‌آوری کرده، گوشت‌های منجمد که در زندان تهران بزرگ طبخ می‌شوند، تولید سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ هستند. این در حالی است که گوشت‌های منجمد پس از حدود یک تا دو سال منقضی می‌شوند. این گوشت‌ها دست‌کم در طول شش ماه گذشته به صورت مداوم جزء وعده‌های غذایی زندانیان بوده است.

موش‌، هم‌خرج ناخوانده زندانیان

به گواه دو تن از افرادی که در طول سال‌های گذشته در آشپزخانه زندان تهران بزرگ کار کرده‌اند، موش‌ها در این محیط حضور دارند و از مواد غذایی استفاده می‌کنند که بعدا برای طبخ غذا برای زندانیان استفاده می‌شوند. بر پایه اظهارات این دو منبع، به ویژه در ساعات پایانی شب که هنوز تعدادی از کارکنان در آشپزخانه حضور دارند، موش‌ها در این محیط که خلوت‌تر از معمول است، بیش‌تر دیده می‌شوند.

موش تنها جانوری نیست که در اطراف مواد غذایی زندانیان پرسه می‌زند. عقرب، رتیل و مار نیز بارها در این زندان مشاهده شده است.

"ساعت ۱۰ شب جمعه مهدی گوشت‌ها را در چرخ‌گوشت می‌ریخت که انگشت اشاره دست راستش همراه گوشت‌ها چرخ شد"این جانوران در اطراف ساختمان آشپزخانه و انبار بیش‌تر به چشم می‌خورند.

آشپز سوخت، مسئولین آمدند، زندانیان تهدید شدند

در بهمن ۱۳۹۹ یک زندانی به نام فرید در آشپزخانه مرکزی زندان فشافویه سوخت. ساعت حدودا ۸ تا ۹ عصر بود که مشکل فنی دیگ صنعتی (زودپز) باعث شد که فشار بخار درون دیگ، غذا را روی بدن فرید تخلیه کند. علی رغم سوختگی شدید و نبودن جعبه کمک‌های اولیه در آشپزخانه زندان، تا لحظه‌ای که زندان با انتقال فرید به بیمارستان سوختگی موافقت کند، چهار ساعت زمان برد. حول‌وحوش ۱ بامداد آمبولانس او را راهی بیمارستان کرد. در این چهار ساعت فرید از شدت سوختگی در خود می‌پیچید و هم‌بندیانش در پی راهی برای تسکین او بودند.

سوز زمستانی باعث شد یک زندانی از روی نگرانی پتویی روی بدن فرید بیاندازد اما غافل از آن بود که پتو به زخم‌های فرید می‌چسبد و او باید درد طاقت‌فرسایی را متحمل شود تا تکه‌های پتو را از زخم‌هایش جدا کنند.

روز بعد، آقایان طباطبایی و حق‌وردی، ریاست آشپزخانه و افسرنگهبان، به صف آمار رفتند تا درباره سوختگی فرید صحبت کنند. لب کلام آن‌ها این بود که بهتر است زندانیان دراین‌باره به کسی چیزی نگویند. آقای طباطبایی در جمع زندانیان گفت ما در تلاش هستیم که خسارت را از طریق مالی جبران کنیم، و درخواست‌مان این است که خبر از بند آشپزخانه خارج نشود و حتی دیگر بندهای زندان نیز مطلع نشوند. او در ادامه افزود اما اگر افرادی موجب شوند که این خبر به بیرون زندان برسد، «با ریاست زندان طرف خواهند شد» و «بنا بر قاعده انتشار اخبار محرمانه زندان جرم است.»

یک روز دیگر گذشت، بازرسان حفاظت اطلاعات زندان‌های تهران که برای بازدید به زندان تهران بزرگ رفته بودند، راهی آشپزخانه مرکزی مجموعه شدند. پیش از حضور این افراد به زندانیان گفته شده بود که وارد بحث با بازرسان نشوند، چرا که وکیل‌بند به نمایندگی از آن‌ها موضوع را شرح خواهد داد.

"گوشت‌کوب‌های یدک موجود در زندان نیز سایزهای کوچک‌تری داشتند؛ بنابراین کاربردی نبودند"منبع اطلس می‌گوید «همان‌طور که انتظار می‌رفت وکیل‌بند وظیفه خود را به‌درستی انجام داد و آن‌چه را که باب‌طبع مسئولان زندان بود، به بازرسان گفت. ماجرا را چنان وارونه کرد که در انتهای کلامش این فرید بود که باید مواخذه می‌شد. بازرس‌ها هم خیلی به پر و پایش نپیچیدند و آن‌چه را که باید می‌پذیرفتند، پذیرفتند.»

کمی بعد مسئول فنی زندان به آشپزخانه رفت تا علت حادثه را تشخیص دهد. او به این نتیجه رسید که واشر تیان (دیگ) مشکل داشته و نقص فنی علت حادثه بوده است.

فرید پس از مداوا مستقیما از بیمارستان به زندان بازگردانده شد. مسئولان زندان به او وعده داده بودند که اگر شکایت نکند، هزینه درمان را پرداخت خواهند کرد.

منبع اطلس اضافه می‌کند: «البته اکنون حدود سه ماه از آن واقعه گذشته و مسئولان زندان هنوز به وعده خود عمل نکرده‌اند. آن‌ها او را با سوختی ۴۸ درصدی در زندان رها کردند و حتی با درخواست مرخصی درمانی او مخالفت شد. احتمالا از این بابت نگران بودند که در خارج زندان پرونده را پیگیری کند.»

آسیب سوختگی بر بدن فرید به حدی بود که تحت عمل پیوند پوست و ماهیچه قرار گرفت. تقریبا تمام نقاط بدن او به جز گردن به بالا سوخته بود، اما آسیبی که سمت راست بدنش وارد شده جدی‌تر است.

آب ناسالم

تاکنون پنج گزارش درباره آلودگی آب زندان تهران بزرگ به دست اطلس زندان‌های ایران رسیده است. بر پایه این اطلاعات آب این مجموعه به‌وسیله موتورهای پرقدرت، از طریق آب‌های زیرزمینی تامین می‌شود.

"از آن زمان به بعد که تا امروز نیز ادامه دارد، زندانیان برای هل دادن گوشت به سمت دنده‌مارپیچ از دستان‌شان استفاده می‌کنند"برخی از زندانیان گفته‌اند پس از مدتی در این زندان به مشکلات پوستی، گوارشی و پوسیدگی دندان دچار شده‌اند. مسئولان زندان آلودگی آب این مجموعه را انکار نمی‌کنند، اما اقدامی نیز در جهت تامین آب سالم برای زندانیان صورت نمی‌دهند. در زندان آب معدنی به فروش می‌رسد، اما قیمت هر بطری یک و نیم لیتری ۵۵۰۰ تومان است و نیز در برخی مواقع موجودی فروشگاه تمام می‌شود و برای مدتی آب معدنی در دسترس نیست.

خواسته یا ناخواسته زندانیان مجبورند که از آب چاه زندان استفاده کنند، چرا که آبی که برای طبخ غذا استفاده می‌شود از همین آب تامین می‌شود. تنها زندانیانی که توانایی خرید آب معدنی و تهیه غذای شخصی دارند این بخت را دارند که از آب چاه استفاده نکنند.

دیگر مشکلات آشپزخانه و زندانیان این بخش

اکثر زندانیان مشغول به کار در آشپزخانه، سابقه حرفه‌ای در آشپزی نداشته‌اند. این از جمله دلایلی است که به کیفیت پایین و طعم نامطلوب غذاهای زندان منجر شده است.

زندانیان شاغل در آشپزخانه مزدی دریافت نمی‌کنند و فقط برای مشارکت در خدمات زندان برای حضور در آشپزخانه درخواست می‌دهند. ناظر آشپزخانه که کارمند زندان است نیز تخصصی در آشپزی ندارد و صرفا بر حفظ نظم آشپزخانه نظارت می‌کند.

این زندان به پوست‌کن صنعتی بادمجان و سیب‌زمینی مجهز است اما دستگاه‌ها برخی اوقات با مشکل فنی روبه‌رو می‌شوند و تعمیر آن‌ها زمان‌بر است. در این مواقع کارکنان آشپزخانه باید مایحتاج هزاران نفر را با چاقو پوست بگیرند و این وضعیت موجب بالا رفتن تعداد سوانح در این محیط می‌شود.

همچنین کیفیت نان زندان نیز پایین است. رنگ نان‌های زندان از رنگ نان‌های معمولی متفاوت است. چرا که آردی که برای تهیه نان در اختیار زندان قرار می‌گیرد، معمولا مصادره شده و برای مدت‌های طولانی در انبار مانده است.

"این جانوران در اطراف ساختمان آشپزخانه و انبار بیش‌تر به چشم می‌خورند.آشپز سوخت، مسئولین آمدند، زندانیان تهدید شدنددر بهمن ۱۳۹۹ یک زندانی به نام فرید در آشپزخانه مرکزی زندان فشافویه سوخت"همچنین اکثر کسانی که در بخش نانوایی کار می‌کنند تخصص یا سابقه انجام این کار را نداشته‌اند.

زندان تهران بزرگ، بزرگترین زندان کشور است. هر چند اردوگاه فشافویه نام بخش حرفه‌آموزی و کاردرمانی این زندان است، اما بسیاری کل زندان تهران بزرگ را به نام زندان فشافویه می‌شناسند زندان تهران بزرگ در سال ۹۴ افتتاح شد. بنابر گزارشی که تسنیم در همان سال منتشر کرد، این مجموعه قرار بوده که برای نگه‌داری محکومان مواد مخدر استفاده شود. در حالی که همچنان بخش غالب جمعیت این زندان متهمان و محکومان مواد مخدر هستند، به مرور زندانیان دیگر، از جمله متهمان مالی و سیاسی نیز به این مکان منتقل شدند. بنا بر اطلاع اطلس اولین زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ، دو تن از بازداشت‌شدگان تجمعات مرتبط با عرفان حلقه بودند که در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ به این زندان منتقل شدند.

پس از آن به مرور، علاوه بر انتقال زندانیان سیاسی و عقیدتی به صورت فردی، برخی از بازداشت‌شدگان اعتراضات جمعی از جمله، وقایع گلستان هفتم، اعتراضات سراسری مرداد ۹۷ و آبان ۹۸ نیز به این مکان منتقل شدند.

آشپزخانه زندان تهران بزرگ در بخش مرکزی این زندان واقع شده است. ساختمان مربوط به آشپزخانه‌ها و انبار در یک راستا قرار دارند. آشپزخانه مرکزی زندان در قسمت پایین تصویر و در همسایگی تیپ ۵ زندان قرار دارد. طی شش ماه گذشته آمار این زندان ۱۰ هزار و ۵۰۰ تا ۱۲ هزار نفر بوده است. این آمار مربوط به تیب‌های ۱ تا ۵ است.

"ساعت حدودا ۸ تا ۹ عصر بود که مشکل فنی دیگ صنعتی (زودپز) باعث شد که فشار بخار درون دیگ، غذا را روی بدن فرید تخلیه کند"تیپ ۶ این زندان هنوز فعال نشده‌ است. بنابر اطلاعات منتشرشده در رسانه‌های داخلی، ظرفیت کل تیپ‌های این زندان ۱۵۰۰۰ نفر است. اکنون دست‌کم ۴۰ زندانی سیاسی در تیپ ۱ زندان تهران بزرگ نگه‌داری می‌شوند.

آشپزخانه مرکزی این زندان حدود سه هزار مترمربع است که علاوه بر محل طبخ غذا، نانوایی، سردخانه، انبار آشپزخانه، محل زندگی زندانیان شاغل در آشپزخانه و هواخوری را شامل می‌شود. حدود ۷۰ زندانی در بند مربوط به آشپزخانه مرکزی زندان محبوس هستند. محل خواب آن‌ها تنها حدود ۱۰۰ مترمربع است.

در آشپزخانه شماره ۱ نیز حدود ۶۰ زندانی نگه‌داری می‌شوند.

زندان تهران بزرگ توسط آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم شده است.

اطلس زندان‌های ایران در آذر ۹۸ نیز یک گزارش درباره وضعیت زندان تهران بزرگ منتشر کرده بود.
 
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران

منابع خبر

آخرین اخبار

دیگر اخبار این روز