قسمت صد و بیست و نه گودال

پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱

   سریال گودال قسمت صد و بیست و نه 129Çukur Serial Part ۱۲۹

گودال ۶۴-۲

مدد به جومالی و سلیم می گوید که کشتن ساواش کار تمساح بوده و او بعد از انها همراه تعداد زیادی از افرادش به انجا رسیده اما سلیم می گوید: «به نظر من کار یوجله. » جومالی تصمیم می گیرد که کار تمساح را هم یکسره کند! او کمال و متین را می فرستد تا ردی از تمساح پیدا کنند و بعد هم از سلیم می خواهد تا کمی با هم حرف بزنند. او می گوید که نجات گفته خائن دیگر اولوچ است. سلیم می گوید که بهتر است عجله نکنند و شاید نجات دروغ گفته باشد. جومالی از اینکه داملا هم با پدرش همکاری کند نگران است.

"» جومالی تصمیم می گیرد که کار تمساح را هم یکسره کند! او کمال و متین را می فرستد تا ردی از تمساح پیدا کنند و بعد هم از سلیم می خواهد تا کمی با هم حرف بزنند"سلیم پیشنهاد می دهد که پنج میلیون پول را از اولوچ قرض بگیرند تا بالاخره چیزی دستگیرشان بشود.

داملا صبح زود به شرکت پدرش می رود و به او می گوید که جومالی دنبال کسی به اسم یوجل است و اگر پدرش او را می شناسد بگوید چون این وسط جان آدم های بی گناه گرفته شده است. اولوچ عصبانی می شود و می گوید: «من تورو تو اون خونه فرستادم که مقابلشون باشی نه که ازشون محافظت کنی! » آنها کمی با هم بحث می کنند و داملا از انجا خارج می شود و ناگهان یوجل را می بیند که وارد شرکت پدرش شد. او از پشت در حرف های آنها را می شنود و می فهمد که یوجل همین آدم است. وقتی به خانه می رود جومالی با سو ذهن به او نگاه می کند و بعد هم می گوید: «ما به پول نیاز داریم! باید از بابات بگیریمش.

» داملا می گوید که فکر نکند این فکر خوبی باشد چون پدرش چنین پولی را ندارد! از طرفی هم سلیم سراغ اولوچ می رود و درخواست پنج میلیون پول را می کند و اولوچ قبول می کند. سلیم و کمال از دور اولوچ را زیرنظر می گیرند تا چیزی دستگیرشان بشود.

سلطان صبح زود به خاطر حرف هایی که شب پیش از سلیم و ادریس شنیده بدون اینکه به کسی چیزی بگوید به خانه ملیحه می رود. او با قاطعیت رو به ملیحه می گوید: «من الان به عنوان یه مادر جلوت ایستادم نه یه زن. به خاطر رابطه ای که تو و ادریس سال ها پیش با هم داشتین جون بچه های من در خطره.

"سلیم پیشنهاد می دهد که پنج میلیون پول را از اولوچ قرض بگیرند تا بالاخره چیزی دستگیرشان بشود"الان باید همه چیزو به من هم بگی و هرچیزی که شده و میدونی رو من هم بدونم. » ملیحه می گوید که او هم اندازه ادریس می داند و نه بیشتر.

ادریس به ملاقات علیچو می رود و او را صحیح و سالم می بیند و خوشحال می شود. موقع خروج از بیمارستان و طبق روال کاری، پرستار اثر انگشت علیچو را وارد سیستم می کند از آن طرف کسی که سیستم بیمارستان ها را هک کرده با پیدا شدن اثر انگشت علیچو به کسی زنگ می زند و می گوید که بالاخره علی را پیدا کرده اند! او همان روز به بیمارستان می رود و اطلاعات علیچو را به دست می آورد و به خانه ی او هم سر می زند اما علیچو آنجا نیست.

کمال و متین به جومالی خبر اینکه تمساح قرار است کجا باشد و چه کار کند را می دهند.

جومالی خودش را اماده می کند تا حساب او را برسد. او این موضوع را با یاماچ هم در میان می گذارد و حتی قضیه رئیس اولوچ را هم می گوید.

جلاسون به خاطر از دست دادن آکشین دیگر مثل قبل نیست. او به مکه می گوید که دوست دارد ریشه ی همه ی آنهایی را که به آنها صدمه زده اند را به تنهایی خشک کند تا شاید دلش آرام بگیرد و همراه مکه به نمایشگاه مصطفی می روند.

قسمت بعدی - سریال گودال قسمت صد و سی ۱۳۰ قسمت قبلی - سریال گودال قسمت صد و بیست و هشت ۱۲۸ Next Episode - Çukur Serial Part ۱۳۰ Previous Episode - Çukur Serial Part ۱۲۸.

منابع خبر

اخبار مرتبط

پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۲۰ فروردین ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
پندار - ۲۲ فروردین ۱۴۰۱
پندار - ۲۳ فروردین ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱