برائت یک «مشروطهچی» از اندیشههای غربیش
برای خارج کردن ایران و ایرانیان از عقبماندگیها مسیر تجددخواهی را رفت و در شمار ملیگرایان مشروطهخواه درآمد و با مشروطهخواهان مذهبی اختلاف نظر پیدا کرد. سبک زندگی و مرام فکری و سیاسیش وقتی جوانی انقلابی در سال ۱۲۹۹ بود با مواضع فکری و سیاسیش در ۸۲ سالگی کاملا متفاوت بود با این حال بررسی عملکردش در دوران وزارت، وکالت، سفارت و ریاست مجلس نشان داد که خواسته یا ناخواسته در مسیر تامین نظرات و خواستههای دول انگلیس و آلمان و البته رضا شاه پهلوی قرار داشت.
به گزارش ایسنا، امروز پنجم مهر ماه صد و چهل و شش سالروز تولد سید حسن تقیزاده از رهبران ملیگرای نهضت مشروطه در سال ۱۲۵۷ است.
او موقعیت زمانی و تغییرات سیاسی ایران در دوره سلطنت دو سال و هفت ماهه محمدعلی شاه قاجار، به توپ بستن ساختمان مجلس شورای ملی، دستگیری و اعدام نمایندگان مشروطهخواه و پناهنده شدن به سفارت انگلیس و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دوره سلطنت احمد شاه قاجار و شرایط حاکم بر کودتای سیاسی - نظامی رضا پهلوی و سید ضیاءالدین طباطبایی و عصر پادشاهی رضا شاه را با هوشیاری درک کرد و خودش را با تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن دوران وفق داد.
تقیزاده هنگام تنظیم متمم قانون اساسی با ورود روحانیون به مجلس برای نظارت و انطباق قوانین با موازین شرع مخالف بود و از همین زمان نام او بر سر زبانها افتاد و گروهی از روحانیون و مردم مذهبی، اعتقاداتش را سست و بیپایه دانستند و به او اتهام «بیدین» زدند.
او در بخشی از سرمقاله طولانی که در شماره هفت نشریه کاوه در تیر ۱۲۹۹ در آلمان چاپ شد، نوشت: «ایرانیان خیال میکنند که آنها در گذشته یک تمدن عالی درخشان مانند تمدن یونانیان داشتهاند. وقتی که حقایق علمیه و تاریخیه مثبته در جلوی نظر آنها گذارده شود، خواهند دید که ایران به علم و ترقی دنیا کمک زیادی نکرده و مانند ملل عالم در اغلب آنچه هم که داشته مدیون تمدن و علم یونان بودهاند.
... عقیده نگارنده این سطور در خط خدمت به ایران و همچنین برای آنان که به واسطه تجارت علمی و سیاسی زیاد با نویسنده همعقیدهاند که ایران باید ظاهرا و باطنا و جسماً و روحاً فرنگیمآب شود و بس.»
این در حالی است که نظر دکتر علی شریعتی درباره «سید حسن تقیزاده» که در وصیتنامهاش هم نوشت، این طور است: «...
"برای خارج کردن ایران و ایرانیان از عقبماندگیها مسیر تجددخواهی را رفت و در شمار ملیگرایان مشروطهخواه درآمد و با مشروطهخواهان مذهبی اختلاف نظر پیدا کرد"نه تکرار و تقلید و ترجمه که از این سه «ت» منفور، همیشه بیزارم به همان اندازه که از آن دوتای دیگر، «تقیزاده» و «تاریخ» بیزارم.»
سید حسن؟
حاصل ازدواج سید تقی و همسرش در چهار مهر ۱۲۵۷ در خانوادهای ترک زبان در تبریز به دنیا آمد. پدر و مادرش نام فرزند ششم خود را «حسن» گذاشتند.
قبل از حسن پنج پسر که چهار نفرشان دو قلو و یک نفرشان تک قلو بودند، به دنیا آمدند که سه نفرشان بعدا درگذشتند. بعد از حسن نیز دو نوزاد دو قلوی پسر و دختر به دنیا آمدند. خواهر حسن «سیده ربابه» نام داشت که سالها بعد همسر میرزا محمدعلی خان تربیت دوست صمیمی سید حسن شد.
پدرش سید تقی اردوبادی از روحانیان تبریزی و از شاگردان شیخ مرتضی انصاری معروف به شیخ انصاری از چهار سالگی به سید حسن قرآن آموخت و بدون آن که بداند پسرش به علوم جدید علاقمند است از ۸ تا حدود ۲۰ سالگی مقدمات عربی و کتابهای دینی از جمله رسائل، مکاسب و شرح کبیر را به پسر نوجوانش آموزش داد.
سید حسن به تدریج از ۱۴ سالگی به نشریات و مجلات و دوستان محصل در مدارس جدیده علاقمند شد و این سن همزمان با دوران بلوغ و اوج اعوجاجات فکری و مذهبی در او بود. سید حسن به مرور و بدون اطلاع پدر کتابهای درسی مدارس جدیده را که به تدریج در حال گسترش در نظام آموزشی ایران بود، خواند.
او خواندن این کتابها را بعد از آشنایی با کتاب شیخ احمد احسایی آغاز کرد و مدتی بعد به یادگیری زبان فرانسه و انگلیسی روی آورد.
با درگذشت پدر در ۱۹ سالگی سید حسن، او آموزش علوم دینی را رها کرد. به گفته خودش از تقلید واطاعت کورکورانه تعبدی دست برداشت و از حدود ۱۶ سالگی، دینزده شد.
سید حسن که تا اوایل جوانی نام فامیل پدرش را داشت از این مقطع به خصوص از بعد از ورود به عرصههای اجتماعی نامفامیلش را به «تقیزاده» تغییر داد. برخی، این تغییر نامفامیل را به دلیل شدت علاقه سید حسن به پدرش تعبیر کردند. او از ۲۱ سالگی به سه مدرسه دارالفنون مظفری، مدرسه لقمانیه و معلم خانه تبریز رفت و فیزیک آموخت.
سید حسن از ۲۳ سالگی با همکاری دوستانش محمدعلی تربیت، سید حسین خان و یوسف خان آشتیانی مدرسه «تربیت» را در تبریز برای آموزش دروس جدیده به بچههای تبریزی تاسیس کرد که البته این مدرسه مدتی بعد به دلیل مخالفت برخی روحانیان تندرو تبریز تعطیل شد. با این حال او و دوستانش ناامید نشدند.
"پدر و مادرش نام فرزند ششم خود را «حسن» گذاشتند.قبل از حسن پنج پسر که چهار نفرشان دو قلو و یک نفرشان تک قلو بودند، به دنیا آمدند که سه نفرشان بعدا درگذشتند"آنان سپس کتاب فروشی «تربیت» را تاسیس کردند و علاوه بر کتب دینی کتابهای عربی و خارجی هم فروختند.
سید حسن و دوستانش به زودی با آثار میرزا ملکم خان، طالبوف و روزنامههای فارسی خارج از کشور مانند اختر، پرورش، ثریا، حبلالمتین و حکمت، کتب عربی چاپ مصر و کتب ترکی چاپ عثمانی آشنا شدند و به علوم و اندیشههای تجددطلبانه غربی تمایل پیدا کردند.
تقیزاده خود در کتاب زندگی طوفانی، نوشت: «باید بگویم از اول مایه اطلاعات و فهم سیاسی من صدی هشتادش از میرزا ملکم خان (سیاستمدار و بنیانگذار لژ فراموشخانه) بود. از همه جا کتابهای او را پیدا کرده، میخواندم. در مسیر زندگی سیاسی من تاثیر عمدهای داشت. شاید خیلی اشخاص دیگر هم تحت تاثیر حرفهای او قرار گرفتند.»
او با کمک دوستانش تربیت، آشتیانی و سید حسین خان دو هفتهنامه گنجینه فنون را در تبریز در ۲۴ سالگی تاسیس کرد. این مجله نیز یک سال و نیم بعد تعطیل شد.
سید حسن در ۲۶ سالگی به اتفاق دوستانش به قفقاز، استانبول، مصر، بیروت و دمشق سفر کرد و از نزدیک با تفرکات برخی روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و نویسندگان مانند جرجی زیدان، زینالعابدین مراغهای و شیخ محمد عبده مفتی معروف مصری آشنا شد و دو سال بعد به تبریز برگشت.
برگشتن تقیزاده جوان به ایران مصادف شد با امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه.
به دلیل علاقه به امور سیاسی در جمع تماشاگران اولین دوره مجلس شورای ملی حاضر شد و از نزدیک شاهد مذاکرات نمایندگان مجلس بود.
تقریبا در همین زمان رساله «تحقیق احوال کنونی ایران یا محاکمات تاریخی» تقیزاده در تبریز منتشر شد. او همزمان با انتشار این رساله در محال اجتماعی تبریز حضوری فعال داشت و سخنرانیهای تندی علیه عوامل شاه قاجار بیان کرد. همین رفتار سید حسن سبب جلب توجه مشروطهخواهان تبریزی و ورود به جمع مشروطهخواهان شهر شد.
سید حسن به زودی خود را برای رفتن به مجلس آماده کرد و همراه با سایر نمایندگان تبریز وارد این مجلس شد.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
