چین از جنگ اسرائیل و حماس چه میخواهد؟
چین از جنگ اسرائیل و حماس چه میخواهد؟
- تسا وانگ
- بیبیسی
منبع تصویر،
Getty Images
توضیح تصویر،
آقای وانگ برای گفتوگو درباره درگیریهای خاورمیانه به واشنگتن سفر کرده بود
با شدت گرفتن درگیری میان اسرائیل و حماس، تحولی غیرمنتظره رخ داده است - چین نقش میانجی صلح را ایفا میکند. اما محدودیتهایی بر سر راه تحقق خواسته خود دارد.
وانگ یی، دیپلمات ارشد چینی اخیرا با سفر به آمریکا با مقامهای آمریکایی دیدار کرد. آمریکا تعهد کرده است که با چین در تلاش برای یافتن راه حلی همکاری کند.
پس از پرواز ژای جون فرستاده ویژه چین در خاور میانه به منطقه برای دیدار با رهبران جهان عرب، آقای وانگ با همتایان اسرائیلی و فلسطینی خود نیز صحبت کرده است.
امیدهایی وجود دارد که چین بتواند از روابط نزدیک خود با ایران که حامی حماس در غزه و حزب الله در لبنان است استفاده کند تا از شدت تنش وضعیت بکاهد. به گفته فایننشال تایمز گویا مسئولان آمریکایی به آقای وانگ فشار آوردهاند که «مصرانه خواهان آرامش» از سوی ایران شود.
چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و اوایل امسال پکن توافقی نادر را بین ایران و عربستان سعودی میانجیگری کرد. ایران میگوید: «آماده تحکیم ارتباطات با چین» برای حل و فصل وضعیت غزه است.Skip مطالب پیشنهادی and continue reading
مطالب پیشنهادی
- نطق بایدن؛ تلاشی برای به کرسی نشاندن ارائه کمک جنگی به اوکراین و اسرائیل
- رهبران ارشد حماس چه کسانی هستند؟
- بحران گروگانهای اسرائیل میتواند بدترین کابوس هر دولتی باشد
- مجله پلیبوی همکاریاش را با میا خلیفه، به دلیل حمایت از حماس قطع کرد
End of مطالب پیشنهادی
از آنجا که دولت چین رابطه نسبتاً متوازنی با همه طرفهای درگیر در این نزاع داشته است، به گفته داون مورفی دانشیاری که در کالج ملی جنگ زیر نظر وزارت دفاع آمریکا سیاست خارجه چین را مطالعه کرده است، چین میانجی صادقی به نظر میرسد.
منبع تصویر،
Getty Images
توضیح تصویر،
چین در گذشته همواره از آرمان فلسطینیان حمایت کرده
به طور خاص، چین روابط مثبتی با فلسطینیها، اعراب، ترکیه و ایران داشته است.
"اما محدودیتهایی بر سر راه تحقق خواسته خود دارد.وانگ یی، دیپلمات ارشد چینی اخیرا با سفر به آمریکا با مقامهای آمریکایی دیدار کرد"او میگوید: «چین به همراه آمریکا که روابط خوبی با اسرائیل دارد میتوانند همه طرفین را پای یک میز بنشانند.»
اما ناظران دیگر اشاره میکنند که چین همچنان بازیگری فرعی در سیاست خاور میانه است.
جاناتان فولتون، محقق ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک که تخصصاش روابط چین با خاور میانه است میگوید: «چین بازیگری جدی در این زمینه نیست. اگر با مردم اطراف منطقه حرف بزنید، هیچ کس از چین انتظار ندارد که سهمی در حل مناقشه داشته باشد.»
نخستین بیانیه چین درباره این درگیری اسرائیل را خشمگین کرد که باعث ابراز «سرخوردگی عمیق» شد که چین حماس را محکوم نکرده بود و سخنی از حق دفاع اسرائیل از خود نگفته بود.
نیروهای حماس در حملهای بیسابقه به اسرائیل از نوار غزه در روز ۷ اکتبر بیش از ۱۴۰۰ نفر را کشتند و حداقل ۲۳۹ نفر را گروگان گرفتند.
منبع تصویر،
Getty Images
توضیح تصویر،
استقبال شی جینپینگ رئیسجمهوری چین در سال ۲۰۱۷ از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی
از آن روز، اسرائیل حملاتی تلافیجویانه علیه غزه انجام داده است که در طی آن بیش از ۸۰۰۰ نفر به گفته وزارت بهداشت تحت اداره حماس کشته شدهاند. اسرائیل سرباز و تانک نیز به این منطقه فرستاده است.
آقای وانگ پس از آشوبی که بر سر بیانیه نخست چین به پا شد به اسرائیل گفت «همه کشورها حق دفاع از خود را دارند» - ولی جای دیگری نیز گفته است که اقدامات اسرائیل «از دایره دفاع از خود بیرون رفته است».
چین با اقدام موازنهبخش دشواری مواجه است چون دیرزمانی است که آشکارا با آرمان فلسطینیان همدلی داشته است.
این سیاست به دوره مائو تسهتونگ بنیانگذار حزب کمونیست چین باز میگردد که برای حمایت از جنبشهای به اصطلاح «آزادیبخش ملی» در اطراف جهان برای فلسطینیان سلاح میفرستاد. مائو حتی اسرائیل را با تایوان مقایسه کرده بود - که هر دو تحت حمایت آمریکا بودند - و آنها را پایگاه امپریالیسم غربی خوانده بود.
چین در دهههای بعدی روابط اقتصادی خود را با اسرائیل برقرار کرد و به سوی عادیسازی رفته است و حالا یک رابطه تجاری یک میلیارد دلاری با اسرائیل دارد.
اما چین به روشنی گفته است که همچنان از فلسطینیان حمایت میکند. مسئولان چینی و حتی خود شی جین پینگ در اظهاراتشان درباره درگیری جدید بر ضرورت یک کشور مستقل فلسطینی تأکید کردهاند.
یکی از عوارض این ماجرا افزایش یهودیستیزی در فضای آنلاین است که بلاگرهای ملیگرا به آن دامن میزنند.
عدهای در رسانههای اجتماعی چین اقدامات اسرائیل را با نازیسم مقایسه کردهاند و آنها را متهم به نسلکشی علیه فلسطینیان کردهاند که با سرزنش سفارت آلمان در پکن مواجه شد.
چاقو خوردن یکی از اعضای خانواده کارمندی از سفارت اسرائیل در پکن نیز به این ناآرامی دامن زده است.
این مسایل برای چین که تلاش میکند با دولت اسرائیل رابطه داشته باشد وجهه خوشی ندارد.
به رغم این تردیدها، چرا چین در این ماجرا دخیل شده است؟
یکی از دلایل آن منافع اقتصادیاش در خاور میانه است که در صورت گسترش درگیری به خطر میافتد.
پکن در حال حاضر به شدت متکی به واردات نفت خارجی است و تحلیلگران تخمین میزنند که حدود نیمی از آن از منطقه خلیج فارس میآید. کشورهای خاور میانه بازیگران به شدت مهمی در برنامه کمربند و جاده چین شدهاند که یکی از ارکان سیاست خارجی و اقتصادی آن است.
اما دلیل دیگر این امر این است که این درگیری فرصتی طلایی را در اختیار پکن قرار میدهد تا شهرت خود را صیقل دهد.
به گفته دکتر مورفی، چین معتقد است که «ایستادگی در کنار فلسطینیان طنین مثبتی میان کشورهای عرب و کشورهایی با اکثریت مسلمان و بخشهای بزرگی از جنوب جهانی دارد.»
جنگ در زمانی رخ داده است که چین خود را گزینه بهتری برای جهان در مقابل امریکا ارایه میکند. از آغاز امسال، چین چشماندازی از نظم جهانی به رهبری چین را ارایه کرده است و همزمان به انتقاد از آنچه ناکامیهای رهبری «هژمونیک» آمریکا میبیند پرداخته است.
به طور رسمی، چین به آمریکا به خاطر دفاع از اسرائیل حمله نکرده است. ولی در عین حال، به گفته دکتر مورفی، رسانههای حکومتی «به واکنشهای ملیگرایانه دامن میزنند ... و آنچه را که در خاور میانه رخ میدهد به حمایت آمریکا از اسرائیل مرتبط میدانند.»
روزنامه ارتش آزادیبخش خلق چین، آمریکا را متهم به «آتشافروزی» کرده است - و این همان ادبیاتی است که پکن برای انقتاد از واشنگتن در کمک به کییف در جنگ اوکراین استفاده کرده بود.
"ولی در عین حال، به گفته دکتر مورفی، رسانههای حکومتی «به واکنشهای ملیگرایانه دامن میزنند .."روزنامه انگلیسی زبان گلوبال تایمز که تحت اداره حکومت است کاریکاتوری از عمو سام با دستهایی آغشته به خون منتشر کرده است.
یک دیدگاه در میان ناظران این است که پکن موقعیتاش را با آمریکا مقایسه میکند تا بتواند جایگاه رقیب جهانیاش را پایین بیاورد. اما با محکوم نکردن صریح حماس، چین در معرض به خاطر انداختن موقعیت خودش نیز هست.
اما اینها چالشهایی است که چین در جاهطلبیهای درازمدتاش با آنها روبروست.
یکی از این دشواریها این است که چطور چین میتواند موقعیت دیپلماتیکاش را با کارنامه خودش جمع کند. پکن از یک سو با کشورهایی با اکثریت مسلمان ابراز همبستگی میکند و با اشغال اراضی فلسطینی به دست اسرائیل مخالف است و از سوی دیگر متهم است به نقض حقوق و نسلکشی اقلیت مسلمان اویغور و یکسانسازی اجباری در تبت.
اما ناظران میگویند که این امر با توجه به رابطهای که چین به جهان عرب ایجاد کرده است برای آنها مسئلهای ایجاد نمیکند.
مشکل بزرگتر این است که پکن در معرض این خطر است که در دخالتاش در ماجرا سطحی به نظر برسد یا بدتر از آن چنین به چشم بیاید که در درگیری اسرائیل و حماس برای پیشبرد منافع خودش سرمایهگذاری میکند.
دکتر فولتون میگوید که چین فرض میکند که «با گفتن اینکه از فلسطین حمایت میکند نزد کشورهای عرب امتیازی به دست میآورد و این رویکردی تکرار است» و خاطر نشان میکند که در میان کشورهای عرب در زمینه مسایل بسیار تفرقهافکن «صدای واحدی وجود ندارد.»
آقای وانگ ادعا کرده است که چین تنها خواستار صلح در خاور میانه است و «هیچ منافع خودخواهانهای در ماجرای فلسطینیان ندارد.»
کار دشوار این است که جهان را متقاعد کند که در این ادعا صادق است.
- تسا وانگ
- بیبیسی

منبع تصویر، Getty Images
آقای وانگ برای گفتوگو درباره درگیریهای خاورمیانه به واشنگتن سفر کرده بود
با شدت گرفتن درگیری میان اسرائیل و حماس، تحولی غیرمنتظره رخ داده است - چین نقش میانجی صلح را ایفا میکند. اما محدودیتهایی بر سر راه تحقق خواسته خود دارد.
وانگ یی، دیپلمات ارشد چینی اخیرا با سفر به آمریکا با مقامهای آمریکایی دیدار کرد. آمریکا تعهد کرده است که با چین در تلاش برای یافتن راه حلی همکاری کند.
پس از پرواز ژای جون فرستاده ویژه چین در خاور میانه به منطقه برای دیدار با رهبران جهان عرب، آقای وانگ با همتایان اسرائیلی و فلسطینی خود نیز صحبت کرده است.
امیدهایی وجود دارد که چین بتواند از روابط نزدیک خود با ایران که حامی حماس در غزه و حزب الله در لبنان است استفاده کند تا از شدت تنش وضعیت بکاهد. به گفته فایننشال تایمز گویا مسئولان آمریکایی به آقای وانگ فشار آوردهاند که «مصرانه خواهان آرامش» از سوی ایران شود.
چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و اوایل امسال پکن توافقی نادر را بین ایران و عربستان سعودی میانجیگری کرد. ایران میگوید: «آماده تحکیم ارتباطات با چین» برای حل و فصل وضعیت غزه است.
از آنجا که دولت چین رابطه نسبتاً متوازنی با همه طرفهای درگیر در این نزاع داشته است، به گفته داون مورفی دانشیاری که در کالج ملی جنگ زیر نظر وزارت دفاع آمریکا سیاست خارجه چین را مطالعه کرده است، چین میانجی صادقی به نظر میرسد.

منبع تصویر، Getty Images
چین در گذشته همواره از آرمان فلسطینیان حمایت کرده
به طور خاص، چین روابط مثبتی با فلسطینیها، اعراب، ترکیه و ایران داشته است. او میگوید: «چین به همراه آمریکا که روابط خوبی با اسرائیل دارد میتوانند همه طرفین را پای یک میز بنشانند.»
اما ناظران دیگر اشاره میکنند که چین همچنان بازیگری فرعی در سیاست خاور میانه است.
جاناتان فولتون، محقق ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک که تخصصاش روابط چین با خاور میانه است میگوید: «چین بازیگری جدی در این زمینه نیست. اگر با مردم اطراف منطقه حرف بزنید، هیچ کس از چین انتظار ندارد که سهمی در حل مناقشه داشته باشد.»
نخستین بیانیه چین درباره این درگیری اسرائیل را خشمگین کرد که باعث ابراز «سرخوردگی عمیق» شد که چین حماس را محکوم نکرده بود و سخنی از حق دفاع اسرائیل از خود نگفته بود.
نیروهای حماس در حملهای بیسابقه به اسرائیل از نوار غزه در روز ۷ اکتبر بیش از ۱۴۰۰ نفر را کشتند و حداقل ۲۳۹ نفر را گروگان گرفتند.

منبع تصویر، Getty Images
استقبال شی جینپینگ رئیسجمهوری چین در سال ۲۰۱۷ از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی
از آن روز، اسرائیل حملاتی تلافیجویانه علیه غزه انجام داده است که در طی آن بیش از ۸۰۰۰ نفر به گفته وزارت بهداشت تحت اداره حماس کشته شدهاند. اسرائیل سرباز و تانک نیز به این منطقه فرستاده است.
آقای وانگ پس از آشوبی که بر سر بیانیه نخست چین به پا شد به اسرائیل گفت «همه کشورها حق دفاع از خود را دارند» - ولی جای دیگری نیز گفته است که اقدامات اسرائیل «از دایره دفاع از خود بیرون رفته است».
چین با اقدام موازنهبخش دشواری مواجه است چون دیرزمانی است که آشکارا با آرمان فلسطینیان همدلی داشته است.
این سیاست به دوره مائو تسهتونگ بنیانگذار حزب کمونیست چین باز میگردد که برای حمایت از جنبشهای به اصطلاح «آزادیبخش ملی» در اطراف جهان برای فلسطینیان سلاح میفرستاد. مائو حتی اسرائیل را با تایوان مقایسه کرده بود - که هر دو تحت حمایت آمریکا بودند - و آنها را پایگاه امپریالیسم غربی خوانده بود.
چین در دهههای بعدی روابط اقتصادی خود را با اسرائیل برقرار کرد و به سوی عادیسازی رفته است و حالا یک رابطه تجاری یک میلیارد دلاری با اسرائیل دارد.
اما چین به روشنی گفته است که همچنان از فلسطینیان حمایت میکند. مسئولان چینی و حتی خود شی جین پینگ در اظهاراتشان درباره درگیری جدید بر ضرورت یک کشور مستقل فلسطینی تأکید کردهاند.
یکی از عوارض این ماجرا افزایش یهودیستیزی در فضای آنلاین است که بلاگرهای ملیگرا به آن دامن میزنند. عدهای در رسانههای اجتماعی چین اقدامات اسرائیل را با نازیسم مقایسه کردهاند و آنها را متهم به نسلکشی علیه فلسطینیان کردهاند که با سرزنش سفارت آلمان در پکن مواجه شد.
چاقو خوردن یکی از اعضای خانواده کارمندی از سفارت اسرائیل در پکن نیز به این ناآرامی دامن زده است.
این مسایل برای چین که تلاش میکند با دولت اسرائیل رابطه داشته باشد وجهه خوشی ندارد.
به رغم این تردیدها، چرا چین در این ماجرا دخیل شده است؟
یکی از دلایل آن منافع اقتصادیاش در خاور میانه است که در صورت گسترش درگیری به خطر میافتد.
پکن در حال حاضر به شدت متکی به واردات نفت خارجی است و تحلیلگران تخمین میزنند که حدود نیمی از آن از منطقه خلیج فارس میآید. کشورهای خاور میانه بازیگران به شدت مهمی در برنامه کمربند و جاده چین شدهاند که یکی از ارکان سیاست خارجی و اقتصادی آن است.
اما دلیل دیگر این امر این است که این درگیری فرصتی طلایی را در اختیار پکن قرار میدهد تا شهرت خود را صیقل دهد.
به گفته دکتر مورفی، چین معتقد است که «ایستادگی در کنار فلسطینیان طنین مثبتی میان کشورهای عرب و کشورهایی با اکثریت مسلمان و بخشهای بزرگی از جنوب جهانی دارد.»
جنگ در زمانی رخ داده است که چین خود را گزینه بهتری برای جهان در مقابل امریکا ارایه میکند. از آغاز امسال، چین چشماندازی از نظم جهانی به رهبری چین را ارایه کرده است و همزمان به انتقاد از آنچه ناکامیهای رهبری «هژمونیک» آمریکا میبیند پرداخته است.
به طور رسمی، چین به آمریکا به خاطر دفاع از اسرائیل حمله نکرده است. ولی در عین حال، به گفته دکتر مورفی، رسانههای حکومتی «به واکنشهای ملیگرایانه دامن میزنند ... و آنچه را که در خاور میانه رخ میدهد به حمایت آمریکا از اسرائیل مرتبط میدانند.»
روزنامه ارتش آزادیبخش خلق چین، آمریکا را متهم به «آتشافروزی» کرده است - و این همان ادبیاتی است که پکن برای انقتاد از واشنگتن در کمک به کییف در جنگ اوکراین استفاده کرده بود. روزنامه انگليسی زبان گلوبال تایمز که تحت اداره حکومت است کاریکاتوری از عمو سام با دستهایی آغشته به خون منتشر کرده است.
یک دیدگاه در میان ناظران این است که پکن موقعیتاش را با آمریکا مقایسه میکند تا بتواند جایگاه رقیب جهانیاش را پایین بیاورد. اما با محکوم نکردن صریح حماس، چین در معرض به خاطر انداختن موقعیت خودش نیز هست.
اما اینها چالشهایی است که چین در جاهطلبیهای درازمدتاش با آنها روبروست.
یکی از این دشواریها این است که چطور چین میتواند موقعیت دیپلماتیکاش را با کارنامه خودش جمع کند. پکن از یک سو با کشورهایی با اکثریت مسلمان ابراز همبستگی میکند و با اشغال اراضی فلسطینی به دست اسرائیل مخالف است و از سوی دیگر متهم است به نقض حقوق و نسلکشی اقلیت مسلمان اویغور و یکسانسازی اجباری در تبت.
اما ناظران میگویند که این امر با توجه به رابطهای که چین به جهان عرب ایجاد کرده است برای آنها مسئلهای ایجاد نمیکند.
مشکل بزرگتر این است که پکن در معرض این خطر است که در دخالتاش در ماجرا سطحی به نظر برسد یا بدتر از آن چنین به چشم بیاید که در درگیری اسرائیل و حماس برای پیشبرد منافع خودش سرمایهگذاری میکند.
دکتر فولتون میگوید که چین فرض میکند که «با گفتن اینکه از فلسطین حمایت میکند نزد کشورهای عرب امتیازی به دست میآورد و این رویکردی تکرار است» و خاطر نشان میکند که در میان کشورهای عرب در زمینه مسایل بسیار تفرقهافکن «صدای واحدی وجود ندارد.»
آقای وانگ ادعا کرده است که چین تنها خواستار صلح در خاور میانه است و «هیچ منافع خودخواهانهای در ماجرای فلسطینیان ندارد.»
کار دشوار این است که جهان را متقاعد کند که در این ادعا صادق است.
- تسا وانگ
- بیبیسی

منبع تصویر، Getty Images
آقای وانگ برای گفتوگو درباره درگیریهای خاورمیانه به واشنگتن سفر کرده بود
با شدت گرفتن درگیری میان اسرائیل و حماس، تحولی غیرمنتظره رخ داده است - چین نقش میانجی صلح را ایفا میکند. اما محدودیتهایی بر سر راه تحقق خواسته خود دارد.
وانگ یی، دیپلمات ارشد چینی اخیرا با سفر به آمریکا با مقامهای آمریکایی دیدار کرد. آمریکا تعهد کرده است که با چین در تلاش برای یافتن راه حلی همکاری کند.
پس از پرواز ژای جون فرستاده ویژه چین در خاور میانه به منطقه برای دیدار با رهبران جهان عرب، آقای وانگ با همتایان اسرائیلی و فلسطینی خود نیز صحبت کرده است.
امیدهایی وجود دارد که چین بتواند از روابط نزدیک خود با ایران که حامی حماس در غزه و حزب الله در لبنان است استفاده کند تا از شدت تنش وضعیت بکاهد. به گفته فایننشال تایمز گویا مسئولان آمریکایی به آقای وانگ فشار آوردهاند که «مصرانه خواهان آرامش» از سوی ایران شود.
چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و اوایل امسال پکن توافقی نادر را بین ایران و عربستان سعودی میانجیگری کرد. ایران میگوید: «آماده تحکیم ارتباطات با چین» برای حل و فصل وضعیت غزه است.
از آنجا که دولت چین رابطه نسبتاً متوازنی با همه طرفهای درگیر در این نزاع داشته است، به گفته داون مورفی دانشیاری که در کالج ملی جنگ زیر نظر وزارت دفاع آمریکا سیاست خارجه چین را مطالعه کرده است، چین میانجی صادقی به نظر میرسد.

منبع تصویر، Getty Images
چین در گذشته همواره از آرمان فلسطینیان حمایت کرده
به طور خاص، چین روابط مثبتی با فلسطینیها، اعراب، ترکیه و ایران داشته است. او میگوید: «چین به همراه آمریکا که روابط خوبی با اسرائیل دارد میتوانند همه طرفین را پای یک میز بنشانند.»
اما ناظران دیگر اشاره میکنند که چین همچنان بازیگری فرعی در سیاست خاور میانه است.
جاناتان فولتون، محقق ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک که تخصصاش روابط چین با خاور میانه است میگوید: «چین بازیگری جدی در این زمینه نیست. اگر با مردم اطراف منطقه حرف بزنید، هیچ کس از چین انتظار ندارد که سهمی در حل مناقشه داشته باشد.»
نخستین بیانیه چین درباره این درگیری اسرائیل را خشمگین کرد که باعث ابراز «سرخوردگی عمیق» شد که چین حماس را محکوم نکرده بود و سخنی از حق دفاع اسرائیل از خود نگفته بود.
نیروهای حماس در حملهای بیسابقه به اسرائیل از نوار غزه در روز ۷ اکتبر بیش از ۱۴۰۰ نفر را کشتند و حداقل ۲۳۹ نفر را گروگان گرفتند.

منبع تصویر، Getty Images
استقبال شی جینپینگ رئیسجمهوری چین در سال ۲۰۱۷ از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی
از آن روز، اسرائیل حملاتی تلافیجویانه علیه غزه انجام داده است که در طی آن بیش از ۸۰۰۰ نفر به گفته وزارت بهداشت تحت اداره حماس کشته شدهاند. اسرائیل سرباز و تانک نیز به این منطقه فرستاده است.
آقای وانگ پس از آشوبی که بر سر بیانیه نخست چین به پا شد به اسرائیل گفت «همه کشورها حق دفاع از خود را دارند» - ولی جای دیگری نیز گفته است که اقدامات اسرائیل «از دایره دفاع از خود بیرون رفته است».
چین با اقدام موازنهبخش دشواری مواجه است چون دیرزمانی است که آشکارا با آرمان فلسطینیان همدلی داشته است.
این سیاست به دوره مائو تسهتونگ بنیانگذار حزب کمونیست چین باز میگردد که برای حمایت از جنبشهای به اصطلاح «آزادیبخش ملی» در اطراف جهان برای فلسطینیان سلاح میفرستاد. مائو حتی اسرائیل را با تایوان مقایسه کرده بود - که هر دو تحت حمایت آمریکا بودند - و آنها را پایگاه امپریالیسم غربی خوانده بود.
چین در دهههای بعدی روابط اقتصادی خود را با اسرائیل برقرار کرد و به سوی عادیسازی رفته است و حالا یک رابطه تجاری یک میلیارد دلاری با اسرائیل دارد.
اما چین به روشنی گفته است که همچنان از فلسطینیان حمایت میکند. مسئولان چینی و حتی خود شی جین پینگ در اظهاراتشان درباره درگیری جدید بر ضرورت یک کشور مستقل فلسطینی تأکید کردهاند.
یکی از عوارض این ماجرا افزایش یهودیستیزی در فضای آنلاین است که بلاگرهای ملیگرا به آن دامن میزنند. عدهای در رسانههای اجتماعی چین اقدامات اسرائیل را با نازیسم مقایسه کردهاند و آنها را متهم به نسلکشی علیه فلسطینیان کردهاند که با سرزنش سفارت آلمان در پکن مواجه شد.
چاقو خوردن یکی از اعضای خانواده کارمندی از سفارت اسرائیل در پکن نیز به این ناآرامی دامن زده است.
این مسایل برای چین که تلاش میکند با دولت اسرائیل رابطه داشته باشد وجهه خوشی ندارد.
به رغم این تردیدها، چرا چین در این ماجرا دخیل شده است؟
یکی از دلایل آن منافع اقتصادیاش در خاور میانه است که در صورت گسترش درگیری به خطر میافتد.
پکن در حال حاضر به شدت متکی به واردات نفت خارجی است و تحلیلگران تخمین میزنند که حدود نیمی از آن از منطقه خلیج فارس میآید. کشورهای خاور میانه بازیگران به شدت مهمی در برنامه کمربند و جاده چین شدهاند که یکی از ارکان سیاست خارجی و اقتصادی آن است.
اما دلیل دیگر این امر این است که این درگیری فرصتی طلایی را در اختیار پکن قرار میدهد تا شهرت خود را صیقل دهد.
به گفته دکتر مورفی، چین معتقد است که «ایستادگی در کنار فلسطینیان طنین مثبتی میان کشورهای عرب و کشورهایی با اکثریت مسلمان و بخشهای بزرگی از جنوب جهانی دارد.»
جنگ در زمانی رخ داده است که چین خود را گزینه بهتری برای جهان در مقابل امریکا ارایه میکند. از آغاز امسال، چین چشماندازی از نظم جهانی به رهبری چین را ارایه کرده است و همزمان به انتقاد از آنچه ناکامیهای رهبری «هژمونیک» آمریکا میبیند پرداخته است.
به طور رسمی، چین به آمریکا به خاطر دفاع از اسرائیل حمله نکرده است. ولی در عین حال، به گفته دکتر مورفی، رسانههای حکومتی «به واکنشهای ملیگرایانه دامن میزنند ... و آنچه را که در خاور میانه رخ میدهد به حمایت آمریکا از اسرائیل مرتبط میدانند.»
روزنامه ارتش آزادیبخش خلق چین، آمریکا را متهم به «آتشافروزی» کرده است - و این همان ادبیاتی است که پکن برای انقتاد از واشنگتن در کمک به کییف در جنگ اوکراین استفاده کرده بود. روزنامه انگليسی زبان گلوبال تایمز که تحت اداره حکومت است کاریکاتوری از عمو سام با دستهایی آغشته به خون منتشر کرده است.
یک دیدگاه در میان ناظران این است که پکن موقعیتاش را با آمریکا مقایسه میکند تا بتواند جایگاه رقیب جهانیاش را پایین بیاورد. اما با محکوم نکردن صریح حماس، چین در معرض به خاطر انداختن موقعیت خودش نیز هست.
اما اینها چالشهایی است که چین در جاهطلبیهای درازمدتاش با آنها روبروست.
یکی از این دشواریها این است که چطور چین میتواند موقعیت دیپلماتیکاش را با کارنامه خودش جمع کند. پکن از یک سو با کشورهایی با اکثریت مسلمان ابراز همبستگی میکند و با اشغال اراضی فلسطینی به دست اسرائیل مخالف است و از سوی دیگر متهم است به نقض حقوق و نسلکشی اقلیت مسلمان اویغور و یکسانسازی اجباری در تبت.
اما ناظران میگویند که این امر با توجه به رابطهای که چین به جهان عرب ایجاد کرده است برای آنها مسئلهای ایجاد نمیکند.
مشکل بزرگتر این است که پکن در معرض این خطر است که در دخالتاش در ماجرا سطحی به نظر برسد یا بدتر از آن چنین به چشم بیاید که در درگیری اسرائیل و حماس برای پیشبرد منافع خودش سرمایهگذاری میکند.
دکتر فولتون میگوید که چین فرض میکند که «با گفتن اینکه از فلسطین حمایت میکند نزد کشورهای عرب امتیازی به دست میآورد و این رویکردی تکرار است» و خاطر نشان میکند که در میان کشورهای عرب در زمینه مسایل بسیار تفرقهافکن «صدای واحدی وجود ندارد.»
آقای وانگ ادعا کرده است که چین تنها خواستار صلح در خاور میانه است و «هیچ منافع خودخواهانهای در ماجرای فلسطینیان ندارد.»
کار دشوار این است که جهان را متقاعد کند که در این ادعا صادق است.
