نشریه فارن افیرز : آمریکا باید اهمیت حقوق بشر در ایران و منطقه را مساوی و موازی دیگر مسائل استراتژیک قرار دهد
نشریه فارن افیرز : آمریکا باید اهمیت حقوق بشر در ایران و منطقه را مساوی و موازی دیگر مسائل استراتژیک قرار دهد
فارن افیرز(مسائل بینالمللی) – در شرایطی که جو بایدن در حال تعیین سیاستهای جدید آمریکا در قبال جمهوری اسلامی است بهتر است موضوع نقض حقوق بشر در ایران را در مرکز برنامههای خود و دولت آمریکا قرار دهد. در دورهی ریاست جمهوری دونالد ترامپ دولت او به عناوین مختلف نگرانیهای زیادی را در مورد نقض فزایندهی حقوق بشر در ایران بیان میکرد، اما این اقدامات ترامپ اغلب به عنوان یک فانتزی سیاسی در نظر گرفته میشد و در نتیجه این باور وجود داشت که هیچکدام از آنها مؤثر نخواهد بود.
از طرفی غالباً موضع دیپلماتهای اروپایی در برابر این مسئله سکوت است زیرا پس از خروج آمریکا در ماه مه ۲۰۱۸، بیشتر تمرکز اروپاییها جلوگیری از فروپاشی برجام بود. اکنون دولت جدید آمریکا به ریاست جو بایدن این فرصت و ضرورت را دارد که به مسئلهی حقوق بشر در ایران بپردازد، مسئهای که نه تنها رو به نابودیست بلکه ارتباط تنگاتنگی با بسیاری از مسائل استراتژیک دیگر نیز دارد.
در چهار سال گذشته ایران شاهد سالهای تاریک در زمینه حقوق بشر بود. نارضایتی اجتماعی در کنار شرایط وحشتناک اقتصادی و سرکوب مداوم سرانجام در نوامبر سال ۲۰۱۹ (آبان ۱۳۹۸) تبدیل به جدیترین اعتراضاتی شد که طی دهههای اخیر در ایران اتفاق افتاده است.
برای سرکوب این اعتراضات نیروهای امنیتی از خشونتی مرگبار و بیرحمانه استفاده کردند. همچنین قوه قضائیه جمهوری اسلامی با محاکمات ناعادلانه احکام سنگینی برای وکلا و فعالان حقوق بشر صادر کرد و دستور اعدام شماری از معترضان و مخالفان را صادر نمود.
با این حال جهان همچنان روی پروندهی اتمی ایران متمرکز است و آن را به عنوان مهمترین مسئلهای که در مورد این کشور وجود دارد برجسته میکند.
"این دیدگاه باعث کمرنگ شدن اهمیت ارتباط بین حقوق بشر و نگرانیهای امنیتی میشود، نگرانیهایی که شامل گسترش تسلیحات اتمی نیز هست"این دیدگاه باعث کمرنگ شدن اهمیت ارتباط بین حقوق بشر و نگرانیهای امنیتی میشود، نگرانیهایی که شامل گسترش تسلیحات اتمی نیز هست. درواقع آمریکا با قرار دادن مسئلهی حقوق بشر در رأس و مرکز سیاستهای خارجی خود در قبال ایران میتواند بقیه منافع استراتژیکِ مهم خود در برابر جمهوری اسلامی مانند فعالیتهای اتمی، ساخت موشکی، درگیریهای منطقهای، تروریسم و بازارهای نفتی را هم تامین کند.
حکومتداریِ خوب
حفاظت از حقوق و آزادی مدنی شهروندان نشاندهندهی حکومتداری استاندارد است و یک حکومتداری خوب میتواند ضامن ثبات داخلی باشد. برای مثال تنها با وجود آزادی بیان و پیاده شدن جزئیات قوانین مربوطه است که امکان ایجاد مسئولیتپذیری مقامات در برابر عملکردشان به وجود خواهد آمد. بدون چنین احساس مسئولیتی ثبات نیز دائم در خطر خواهد بود. در تاریخ اخیر ایران همیشه ارتباط تنگاتنگی میان حکومتداری ضعیف و اعتراضات وجود داشته است.
آنهایی که در نوامبر ۲۰۱۹ برای اعتراض به خیابانها آمدند مثال روشنی برای این ادعا هستند چرا که اعتراض آنان مستقیم به سوء مدیریت و بیعدالتی در جمهوری اسلامی بود. اما دولت این مردم را با شدیدترین اشکال خشونت سرکوب کرد، نیروهای امنیتی در برابر مردم بیسلاح و بیدفاع از اسلحه استفاده کردند و تنها طی چند روز کوتاه صدها نفر را کشتند و هزاران نفر را دستگیر کردند.
برخی از سیاستگذاران آمریکایی به نوعی از ایدهی وجود بیثباتی در ایران استقبال میکنند، اما اگر قرار باشد رژیم ایران با وضعیت آشفتهتر و ناآرامتر سقوط کند قطعاً این به معنای ایجاد ناآرامیهای بیشتر در سراسر خاورمیانه خواهد بود. وجود ثبات داخلی در این کشور کاملاً به موضوع حفظ ثبات در کل منطقه پیوند خورده است. در منطقهی خاورمیانه دولتهای ضعیف و شکست خورده عامل ایجاد قدرت مخرّب برای شبهدولتها و حامیان آنها میشوند و همچنین حرکتهای انتقالی رادیکال در داخل کشورها و درگیرهای داخلی از پیامدهای بیثباتی دولتها هستند.
آشفتگی داخلی در ایران میتواند منجر به ایجاد تنش و شکاف در بین گروههای قومی و مذهبی منطقه و همچنین تشدید درگیریهای عقیدتی و تنشهای داخلی شود که در نتیجهی آن آتش جنگهای شبهنظامیان در گروههای رقیب منطقه نیز بالا میگیرد و نهایتاً جنگ قدرت در منطقه به اوج خود میرسد. وقتی انگیزهی نقشآفرینان مختلف منطقه برای کسب قدرت در میان آشفتگی زیاد شود، درگیریهای منطقهای به ویژه آنچه در عراق، لبنان، سوریه و یمن جریان دارد (و جمهوری اسلامی ایران یک پای ثابت آنهاست) شدیدتر خواهد شد.
درگیریهای منطقهای میتواند بسیاری از منافع امنیتی را به خطر جدی بیاندازد.
"برای مثال تنها با وجود آزادی بیان و پیاده شدن جزئیات قوانین مربوطه است که امکان ایجاد مسئولیتپذیری مقامات در برابر عملکردشان به وجود خواهد آمد"مسابقه تسلیحاتی سرعت میگیرد، پناهندگان به مرزها هجوم میآورند و عواقب بیثباتی را نه تنها در منطقه که با خود به اروپا هم میرسانند. تسلط افراطگرایی که آتشبیار تروریسم بینالمللی میشود جان تازهای میگیرد. همچنین در حالی که بازاهای جهانی در اثر کووید۱۹ درگیر مشکلات هستند بازار نفت هم میتواند دچار اختلالات فراوان شود.
معادله ساده است: وجود صلح و امنیت در سطح داخلی یک کشور از وجود صلح و امنیت در سطح منطقه جدا نیست و هردو اینها کاملاً مرتبط با دفاع از حقوق بشر هستند. بررسی یک روز حقوق و آزادیهای بنیادین مدنی در یک کشور بیانگر کمیت و کیفیت اجرای قوانین مربوط به این حقوق در آن کشور است؛ چنانکه هردو این فاکتورها بنیانهای یک جامعهی ملی و بینالمللی آرام را تشکیل میدهند.
فاصله تفاوت ایجاد میکند
قلم همیشه قدرتمندتر از شمشیر نیست اما بررسی سوابق جنگهای سرد نشان میدهد که وجود مخالفان همواره اهمیت داشته است. صدای مخالفان دارای وزن است و میتواند بطور مؤثر میزان مشروعیت یک دولت را تحت تاثیر خود قرار دهد.
در جوامع به صدای چهرههای مخالف گوش میدهند و دقیقاً به همین دلیل است که حکومتها به سرکوب همه جانبهی آنها میپردازند زیرا موجب وحشت آنها میشود. چهرههایی نظیر آندری ساخاروف در شوروی سابق، واسلاف هاول در چکسلواکی سابق و نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی نقش مؤثری در کار روی ساختارهای حکومت کشورشان داشتند. هرقدر صدای این مخالفان بلندتر باشد و به نقاط دورتری برسد مشروعیت دولتهای سرکوبگر آنها بیشتر سلب میشود.
به همین ترتیب وکلا و فعالان حقوق بشر دربند در ایران مثل نسرین ستوده و نرگس محمدی که البته به تازگی آزاد شده است نقش بسیار پر رنگی دارند. صدای چنین چهرههایی با حبس در زندان ساکت شده است. گرچه نامههای آنان از درون زندان بطور گسترده در فضای مجازی میان ایرانیان رد و بدل میشود.
"در تاریخ اخیر ایران همیشه ارتباط تنگاتنگی میان حکومتداری ضعیف و اعتراضات وجود داشته است"دهها نفر از فعالان کمتر شناخته شده نیز به همصدایی برای حقوق و آزادیهای مدنی و سیاسی پیوستهاند. حمایت از آنها و حقوق آنان از طریق کمک به شنیده شدن صدایشان و همکاری با حامیان آنها برای دفاع از حقوقشان و اعتراض به بازداشت این مخالفان و منتقدان به هر شکل ممکن نه تنها یک وظیفهی اخلاقی بلکه یک ضرورت استراتژیک است.
بطور گستردهتر وجود یک فضای اجتماعی آزادتر در ایران میتواند با کاهش پتانسیلهای تنشزا در منطقه به سود منافع آمریکا باشد. این مسئله کاملا ثابت شده است که احتمال ایجاد درگیری کشورها با همسایگان خود در کشورهایی که در زمینهی حقوق بشر وضعیت خوب و قدرتمندی دارند در مقایسه با کشورهایی که نقض حقوق بشر در آنها به وضوح دیده میشود و در این زمینه ضعیف عمل میکنند به طرز چشمگیری کمتر است. وقتی در کشوری اکثریت شهروندان آگاه و از حقوق و آزادی شهروندی استاندارد برخوردار باشند و بتوانند اعتراضات مدنی خود را در قبال عملکرد ستمگرانهی دولتها در آزادی بیان کنند تحمیل هزینههای جنگ به آنها بسیار سختتر خواهد شد.
در حال حاضر جامعهی ایرانیان نظرات تلخی در مورد اوضاع این کشوردر شبکههای مجازی منتشر میکنند و این نظرات نه تنها در مورد نقض حقوق بشر بلکه در مورد دخالتهای کشورشان در مسائل داخلی سوریه و لبنان نیز هست. باید در نظر داشت که اگر وضعیت آزادی بیان و فضای سیاسی در این کشور بهتر میبود این صداها و این فشار مردمی بر حکومت مطمئناً بسیار مؤثرتر و قویتر شنیده و دیده میشد.
اقشار میانه
احترام به قوانین حقوق بشری در ایران میتواند اولین گام در جهت اصلاحات و تغییرات در ایران باشد.
اقشار میانه در ایران که همیشه حامی برقراری روابط با غرب و همچنین باز کردن راه مذاکرات و کم کردن رد پای جمهوری اسلامی در تنشهای منطقه بوده، تسلط نسبی خود در اکثر انتخابات کشور را نشان داده؛ از انتخابات مجلس گرفته تا انتخابات ریاست جمهوری. با این حال این گروه هنوز در اعمال تعادل در سیاستهای کشور ناتوان است چرا که قدرت اصلی در دست رهبر جمهوری اسلامی، همراهان مذهبی او و همچنین دستگاه امنیتی قرار دارد که به او گزارش همه چیز را میدهد. جریان سیاسی «میانهرو» که در انتخابات پیروز شد نشان داد که قادر نیست هیچیک از وعدههای خود در زمینه اصلاحات را عملی کند و آنچه در ایران «اصلاحطلب» نامیده میشود اعتبار خود را به عنوان نماینده جهت ایجاد تغییرات مثبت از دست داده است.
ایجاد تغییر در ایران اما شدنی است ولی نه بدون احترام به حقوق بشر. اگر حکومت این کشور به آزادیهای اولیه مدنی و سیاسی مردمانش مانند حق اعتراض آزادانه، حق همکاری با دیگران و ایجاد احزاب رسمی سیاسی احترام میگذاشت فضای سیاسی برای ظهور نامزدهای مستقل جدیدی باز میشد که میتوانستند تقاضای گسترده مردم برای ایجاد تغییرات بدون خشونت و صلحآمیز و همچنین تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی کشور را برآورده کنند. چنین تغییری سالها زمان میبرد ولی نهایتاً به توانمندسازی اکثریت شهروندان میانه میانجامید که از افراطگرایی و خشونت اجتناب میکنند.
اگر قرار باشد حکومت کنونی ایران به حقوق بشر تن در دهد باید تحت فشار مداوم قرار بگیرد.
"آنهایی که در نوامبر ۲۰۱۹ برای اعتراض به خیابانها آمدند مثال روشنی برای این ادعا هستند چرا که اعتراض آنان مستقیم به سوء مدیریت و بیعدالتی در جمهوری اسلامی بود"مقامات در ایران بارها ثابت کردهاند که نسبت به افکار عمومی اعم از داخلی و بینالمللی حساسیت نشان میدهند بهخصوص وقتی این دو با هم ترکیب شوند. برای مثال، بیشتر از یک دهه است که جامعهی مدنی در داخل ایران و سازمانهای حقوق بشری بینالمللی در تلاشاند که تغییرات مهمی در سیاستهای ایران در قبال مجازات اعدام ایجاد کنند که نهایتاً منجر به برداشتن قانون اعدام در جرائم سبک مربوط به مواد مخدر شد.
دولت اما با کارهایی نظیر فیلتر کردن اینترنت، کنترل فضای مجازی، پخش اعترافات اجباری دستگیرشدگان و تحت فشار قرار دادن و ساکت کردن خانوادههای روزنامهنگاران و مخالفان حکومت سعی در شکل دادن افکار عمومی دارد و همین بیانگر نگرانی حکومت نسبت به نظرات عمومی مردم است. هرچه تعداد ایرانیانی که به اطلاعات دسترسی دارند و امکان اشتراک اطلاعات با دیگران برای آنها فراهم است بیشتر باشد نقض حقوق بشر و سرکوب سیاسی برای حکومت سختتر و پرهزینهتر خواهد شد.
سیاست خارجی حقوق بشری
دولتهای خارجی فقط توانایی محدودی در تأثیرگذاری بر سیاستهای داخلی هر کشور در زمینهی حقوق بشر دارند. برای ایجاد چنین تحولی به یک تلاش همهجانبه و درازمدت نیاز است که ممکن است در کوتاهمدت نتیجه چندانی نداشته باشد. اما تقریباً در سرتاسر دنیا میتوان مثالهایی پیدا کرد که سرانجام همه رژیمهای سرکوبگر و وحشی تسلیم و مجبور شدند به تقاضاهای بینالمللی برای رعایت حقوق و آزادیها پاسخگو شوند.
سیاستی که باعث شود در ایران چنین نتیجهای حاصل شود خیلی دور از ذهن نیست- اما این مسئله به این نیاز دارد که ایالات متحده در برخی از اولویتهای خود را بازنگری کند.
اگر اولویت سیاست خارجی آمریکا بر روی حقوق بشر متمرکز شود قادر خواهد بود با تکیه بر گزارشهای فزاینده درباره حقوق بشر در روابط دو جانبهی آمریکا با دیگر کشورها تأثیر بگذارد. این مسئله نباید در حد یک موضوع حاشیهای و کماهمیت در نظر گرفته شود بلکه باید یک دغدغهی مرکزی و مهم باشد تا این پیام را از آمریکا به ایران برساند که این کشور اهمیت فراوانی برای حقوق بشر قائل است و به دنبال جلب همکاریهای بینالمللی جهت پرداختن به آن است. آمریکا قادر است نهادهای چندجانبهای را به کار بگیرد تا از سانسور فراگیر اخبار مربوط به نقض حقوق بشر در ایران در رسانههای جهانی که توسط جمهوری اسلامی اعمال میشود جلوگیری کند.
واشنگتن اگر به این درک برسد که موضوع حقوق بشر در ایران میبایست در مرکز سیاستهای آمریکا در قبال رژیم ایران قرار گیرد قطعاً از سازمانهای حامی حقوق بشر بطور مداوم و مؤثر مشاوره خواهد گرفت و از این طریق مطمئن خواهد شد که سیاستهایش بر اساس اطلاعات واقعی از وضعیت حقوق بشر در ایران بنا شده است؛ اطلاعاتی که کاملاً دقیق، مستقل و بیطرف هستند و مستقیم بیانگر نیازهای جامعهی مدنی ایران است. بعلاوه، واشنگتن میبایست مسئله حقوق بشر را در راس مهمترین سیاستهای خود در قبال کل منطقه قرار دهد تا از این طریق یادآوری کند که حقوق بشر برای آمریکا نه یک ابزار سیاسی بلکه یک قضیه بنیادین و مهم است.
مذاکرات هستهای با ایران هیچگاه بر سر موضوعی بجز پرونده اتمی نبوده و پیشرفت در زمینهی عدم گسترش تسلیحات اتمی نباید گروگان موضوعات دیگر باشد. اما این بدین معنا نیست که دیگر مسائل مهم و حیاتی از جمله حقوق بشر نباید بطور جدی در روند مذاکرات اتمی وارد شوند.
در نهایت تنها راه برقراری صلح، ثبات و ایجاد پیشرفتهای سیاسی و اقتصادی در منطقهی متشنج خاورمیانه یک رویکرد جامع امنیتی ست که حقوق بشر در آن بطور مساوی و موازی با دیگر مسائل استراتژیک به همان اندازه اهمیت داشته باشد.
*منبع: وبسایت نشریه مسئل بینالمللی
*نویسنده: کارن کرامر
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن
فیلمها و خبرهای بیشتر در کانال تلگرام پیک ایران
.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
