قسمت چهل و پنج آپارتمان بیگناهان
سریال آپارتمان بیگناهان قسمت چهل و پنج 45Apartemane Bi Gonahan Serial Part ۴۵
آپارتمان بی گناهان ۱۳-۳
صفیه سعی می کند دست از فکر کردن به ناجی بردارد و مدام چندین بار دستانش را می شوید و با خودش تکرار می کند: «نمیتونم بهش برسم. تو سرنوشتم نیست. میپوسم. » گلبن حرف هایش را شنیده و با تعجب می پرسد: «به کی برسی آبجی؟ کیو میگی؟ » صفیه هول میکند و می گوید: «بابا از صبح گشنه ست. بریم واسش غذا آماده کنیم.
"» گلبن حرف هایش را شنیده و با تعجب می پرسد: «به کی برسی آبجی؟ کیو میگی؟ » صفیه هول میکند و می گوید: «بابا از صبح گشنه ست"» و فورا به آشپزخانه میرود تا گلبن بیشتر از این سوال پیچش نکند.
در شرکت اسد پیش هان می رود و جویای حال گلبن می شود. بعد می گوید: «رابطه دخترها شکرابه. اصلا نمیخوام ما هم اونجوری شیم داداش. » هان لبخند میزند و می گوید: «قصد این که تنها دوستمو از دست بدم ندارم.
» بعد اسد در مورد اسرا می گوید: «ما دیگه دوست شدیم داداش. من این وضعیت رو پذیرفتم. عقلش منو میخواد اما قبلش نه. نمیشه کاریش کرد. »
صفیه در آشپزخانه همراه گلبن است و به او می گوید: «گلبن تو دیگه ۳۷ سالت شده اگه تا الان اسد تو تقدیرت نبوده از این به بعدم نیست! » گلبن با تعجب می گوید: «فکر میکردم ۳۳ سالمه آبجی.
"» صفیه در آشپزخانه همراه گلبن است و به او می گوید: «گلبن تو دیگه ۳۷ سالت شده اگه تا الان اسد تو تقدیرت نبوده از این به بعدم نیست! » گلبن با تعجب می گوید: «فکر میکردم ۳۳ سالمه آبجی"چه زود گذشت. » صفیه ادامه میدهد: «فرض کنیم به اون مرد مورد علاقه ت رسیدی. فکر میکنی تو رو با این وضعیتت قبول میکنه؟ صبحا کنارت خوشحال بیدار میشه؟ باز به دوست داشتنت ادامه میده؟ » گلبن بغض می کند و می گوید: «وقتی عاشق کسی باشی، لک و کثیفیاشو نمیبینی! » صفیه می گوید: «مردها اول از همه چیز همونو میبینن! تازه اونجوری هم نباشی میرن سراغ زن هایی که بوی عطر و ادکلن میدن! » و برای این که بیخیال اسد بشود می گوید: «اسد حتی وقتی فهمید کلانتری هستی حالت رو نپرسید. چون هان وقتی عصبانی شده، خون جلوی چشماشو گرفته و به اسد گفته که تو شاشو هستی! » گلبن با ناراحتی و عصبانیت تصمیم خودش را می گیرد و دور از چشم صفیه کبریت را برمیدارد و برای این که از شر طبقه بالا راحت بشود، آنجا را آتش میزند! همان موقع هم صفیه به طبقه پایین می رود تا ببیند ناجی برایش چه گذاشته که نریمان را می بیند که تکالیف امره را انجام داده و به دست او میدهد و شروع به سرزنش کردنش می کند. ناجی این رفتار صفیه را می بیند و خیره به او نگاه می کند.
صفیه خجالت می کشد و از او رو برمیگرداند. او به سمت صندوق پست می رود و عکسی از خودش و ناجی چند سال پیش می بیند. ناجی پشت عکس برایش شعر زیبایی نوشته و سر ساعت چهار قرار گذاشته... صفیه با لبخند محو خواندن شعر ناجی می شود که ناجی از پنجره متوجه آتش گرفتن واحد بالایی و گیر افتاد گلبن در انجا می رود و فورا وارد ساختمان می شود و سعی می کند به کمک بایرام گلبن را از بین آتش نجات بدهد. صفیه هم هول کرده و وقتی ناجی با کفش به خانه انها می رود تا کلید واحد بالا را پیدا کند، صفیه با نگاهش او را دنبال می کند و زیرلب می گوید: «همه جارو کثیف کرد! همه چیز کثیف شد! » ناجی بدون حرفی فورا به طبقه بالا رفته و در را به زحمت باز می کند و گلبن را که بیهوش شده در آغوش می گیرد و به بیرون از ساختمان می برد...
قسمت بعدی - سریال آپارتمان بیگناهان قسمت چهل و شش ۴۶ قسمت قبلی - سریال آپارتمان بیگناهان قسمت چهل و چهار ۴۴ Next Episode - Apartemane Bi Gonahan Serial Part ۴۶ Previous Episode - Apartemane Bi Gonahan Serial Part ۴۴اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
