سریال خواهران و برادران قسمت ۲۲۲

پندار - ۷ خرداد ۱۴۰۲

سوگی به عمر و احمد وصیت می‌کند

عمر و احمد و شوال و بچه‌هایشان در بیمارستان هستند و دکتر می‌گوید سوگی باید یک عمل سخت داشته باشد. در همین هنگام سوگی می‌خواهد قبل از عمل عمر و احمد را ببیند. عمر را در آغوش می‌گیرد و چیزی هم از این که شوال او را زندانی کرده نمی‌گوید. به عمر و احمد وصیت می‌کند که همدیگر را دوست داشته باشید، این تنها وصیت من است. سوگی را به اتاق عمل می‌برند.

برک با لیلا تماس می‌گیرد و به او می‌گوید شرط بندی تمام شده و او و آیبیکه با هم آشتی کرده‌اند.

"سوگی به عمر و احمد وصیت می‌کندعمر و احمد و شوال و بچه‌هایشان در بیمارستان هستند و دکتر می‌گوید سوگی باید یک عمل سخت داشته باشد"لیلا خوشحال می‌شود و برک به او می‌گوید مبلغی که با هم توافق کرده بودند را به لیلا می‌دهد فقط می‌خواهد به کسی این قضیه‌ی شرط بندی را نگوید.

عمل چندین ساعت طول کشیده و همگی نگرانند. دکتر می‌گوید با وجود همه‌ی تلاش‌ها بیمار را از دست دادیم. عمر به پهنای صورت اشک می‌ریزد و با مادر بزرگش خداحافظی می‌کند. عمر خاله سوگی‌اش را به خاک می‌سپارد و موقع در آمدن از قبر دست احمد را می‌گیرد.

آیلا از شوال می‌پرسد که سوگی چطور حالش بد شد و عاکف هم از پشت سر می‌شنود که شوال به دروغ می‌گوید آنها داشتند قهوه می‌خوردند که خاله سوگی از حال رفت. بعد عاکف سراغ شوال می‌رود و به او می‌گوید عجیب است که قهوه را داشتید در انباری می‌خوردید، بگذار از احمد بپرسم.

شوال از او می‌خواهد که این کار را نکند. عاکفپس بگو واقعا چه کار کردید؟» شوال می‌گوید هرچی بخواهی بهت می‌دهم فقط به کسی چیزی نگو.

یاسمین دچار افسردگی می‌شود

بیشتر ببینید:

سریال خواهران و برادران قسمت ۲۲۵

مه 29, ۲۰۲۳

سریال خواهران و برادران قسمت ۲۲۳

مه 29, ۲۰۲۳
قبلی بعدی

یاسمینبعداز ۱۵ روز همچنان حالش خوب نیست. در حالی که خانواده دارند برای خرید خانه‌های جدید برنامه ریزی می‌کنند. بعد از رفتن احمد و سرپ از سر میز صبحانه شوال از یاسمین دلیل این رفتارهایش را می‌پرسد. یاسمین می‌گوید از فکر این که می‌توانسته مادر بزرگش را نجات بدهد اما این کار را نکرده خواب به چشمش نمی‌اید بعد تو با پولی که از مادر بزرگم دزدیدی به دنبال خریدن خانه‌ی جدیدی!

در مدرسه برک خجالت می‌کشد وارد جمع دوستان آیبیکه شود و آیبیکه هم می‌رود پیشش.

"سوگی را به اتاق عمل می‌برند.برک با لیلا تماس می‌گیرد و به او می‌گوید شرط بندی تمام شده و او و آیبیکه با هم آشتی کرده‌اند"تولگا از دیدن علاقه‌ای که آیبیکه به برک دارد غصه می‌خورد.

شوال که قرار بوده برای عاکف یک میلیون لیر پول جور کند، به او می‌گوید فقط توانسته ۸۰۰ هزارتا بدون متوجه شدن احمد جور کند. عاکف ابتدا نمی‌پذیرد ولی بعد راضی می‌شود به خاطر دریافت این پول عکس‌ها را حذف کند. شوال می‌گوید از کجا بدانم این عکس‌ها کپی دیگری ندارند؟ عاکف می‌گوید که صادق‌ترین باج گیر دنیاست. شوال عکس‌ها را از موبایل عاکف پاک می‌کند و بعد عاکف آن رستوران را ترک می‌کند. عاکف که ابتدا با خودش می‌گفته این کار را برای عمر و آسیه می‌کند، حالا که پول دستش رسیده می‌خواهد فقط یک چهارم آن را به بچه‌ها بدهد.

عمر کنار یاسمین می‌رود و به او می‌گوید مادربزرگ این عکس‌ها را زیر بالشش نگه می‌داشته، عکس‌هایی از یاسمین

 

و خانواده‌اش.

یاسمین اشک می‌ریزد و می‌گوید نمی‌دانسته مادربزرگشان اینقدر دوستشان دارد. عمر به او می‌گوید می‌دانم از من خوشت نمی‌آید اما من به تو آسیبی نمی‌زنم، حتی اگر بخواهی از تو مراقبت هم می‌کنم. حالا من می‌روم، اگر خواستی بعدا صحبت می‌کنیم.

مرتبط

منابع خبر

اخبار مرتبط

خبرگزاری دانشجو - ۲۵ اسفند ۱۳۹۸
ایسنا - ۸ مهر ۱۴۰۰
پندار - ۳ آبان ۱۴۰۱
پندار - ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
خبرگزاری دانشجو - ۲ مرداد ۱۳۹۹
خبرگزاری میزان - ۲۳ اسفند ۱۳۹۹